۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

انسان چه باید بکند تا نجات یابد؟

انسان چه باید بکند تا به وسیله خدا بخشیده شود و از گناه نجات یابد؟
دوست گرامی ، می خواهیم به سوالی بپردازیم که برای من وشما وتمام مردم جهان اهمیت فراوانی دارد . چون به خوبی می دانیم که گناهکاریم باید از خدا در خواست کنیم که به ما نشان دهد که چه باید بکنیم تا او ما راببخشدو به حضور خود قبول فرماید . به طوری که می دانید عقاید مختلف فراوانی در این مورد وجود دارد . برخی از مردم فکر میکنند که چون از نژاد بخصوصی هستند و یا پیرو مذهب مخصوصی می باشند بدون شک مورد قبول خدا خواهند بود . عده ای دیگر معتقدند که به وسیله انجام کارهای نیک می توانند کارهای شرارت امیز خویش را جبران نموده و بدین طریق نجات خود را بدست اورند. بعضی هم امید وارند که یکی از انبیا یامقدسین برای انها دعاخواهد نمود و خدا را راضی خواهد کرد که انان را ببخشد. لیکن کتاب مقدس به ماتعلیم می هد که به وسیله هیچ یک از این راه ها نمی توانیم نجات ابدی را بدست اوریم . هیچ کس به انداه کافی خوب نیست که مورد قبول خدای قدوس قرار گیرد
ایا دیگر امیدی برای ما گناهکاران موجود نیست؟ بلی ، خدا را سپاس باد امیدی برای ما وجود دارد . انچه ما نتوانستیم برای خویشتن انجام دهیم و انچه هیچ پیامبری نتوانست برای ما انجام دهد ، خدا بر اثرمحبت عظیم خویش انجام داده است . کتاب مقدس می گوید : و او است کفاره به جهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه به جهت تمام جهان نیز... خون پسر خدا او عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک می سازد ... اگر به گناهان خود اعتراف کنیم او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد...اول یوحنا 2:2 و 7:1و9
بنا بر این می بینیم که راهی که خدا برای ما گناهکاران گشوده است تا به وسیله ان بسوی او بیائیم و مورد قبول او واقع شویم این است که به عیسی مسیح یعنی قربانی واقعی گناه ایمان اوریم و راه دیگری موجود نیست . زیرا عیسی می فرماید: من راه و راستی وحیات هستم ، هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی اید . ..یوحنا 14:6 خدا پسر خود را فرستاد تا همه مردم جهان را نجات بخشد و عیسی همه رادعوت می کند که بسوی او بیایند . او گفت هرگز کسی را که بسویش می اید رد نخواهد نمود . معنی این فرمایش این است که هر کس در این جهان از گناه خویش متنفر شود و صمیمانه توبه کند و مسیح را که پسر خدا است به عنوان نجات دهنده خود بپذیرد حتما بخشیده خواهد شد هر کس اعم از پیر و جوان ، فقیر و دولتمند، تحصیل کرده و بی سواد، بد و خوب ، می توانند بسوی ا و بیاید . لیکن باید دانست که ایمان به مسیح فقط این نیست که به طور سطحی او را پسر خدا بدانیم . معنی ایمان به مسیح این است که خود را به او بسپاریم همانطور که یک نفر بیمار خود را به دست های دکتر حاذقی می سپارد و به او اعتماد دارد که وی را شفا خواهد بخشید
ما مسیحیان خوشحالیم که مسیح بر عکس موسی و سایر انبیای گذشته مرده نیست و در قبر قرار ندارد . او زنده است ورحا با ما می باشد . همانطوری که او در وقتی که چون انسانی در فلسطین زندگی می کرد ، بیمارانی را که نزدش می امدند شفا می بخشید ، می تواند امروز هم مانند گذشته ما را نجات دهد. عیسی مانند نور خورشید ، هم در زمین با ما است و هم در اسمان با پدر سماوی خود می باشد . او همیشه در حضور پدر است و در انجا برای انانی که به او ایمان دارند پیوسته دعا می کند . کتاب مقدس می گوید : از این جهت نیز قادر است که انانی را که به وسیله وی نزد خدا ایند نجات بی نهایت بخشد چونکه دائما زنده است تا شفاغت ایشان را بکند. عبرانیان 25:7 . مرگ او روی صلیب برای ما و دعای دائمی او جهت ما نه فقط برای نجات ایمانداران از جهنم موثر می باشد بلکه می تواند انها را در وقتی که در این جهان شریر زندگی می کنند پاک و مقدس نگه دارد. دوست گرامی ، من با کمال صمیمیت دعا می کنم که شما و همه کسانی که جوینده خدا هستید ، حاضر باشید این هدیه نجات الهی توسط مسیح را بپذیرید . هیچ کس نمی تواند نجات را بخرد ولی خدا ان را به عنوان هدیه ای مجانی به ما عطا می فرماید به شرطی که ما دست های ایمان را بسویش دراز کرده وان را بپذیریم
com to me, all you who are weary and burdend, and. I will give you rest
matthaus(11:28-30
به سراق من ایید ای تمامی زحمتکشان من شما را ارامش خواهم داد
متی 11: 30.28

بی‌‌خبری از وضعیت علیرضا فیروزی

فعالان حقوق بشر در ایراناز علیرضا فیروزی، وبلاگ نویس و روزنامه‌نگاری که در روز جهانی کارگر بازداشت شد، هیچ خبری در دست نیست.
علیرضا فیروزی، از بازداشت شده‌گان روز جهانی کارگر است که بعد از بازداشت به زندان اوین منتقل شده است. با وجود گذشت بیش از 10 روز از بازداشت وی، هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.
وی از هم‌کاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و از متهمان پرونده‌ی دانش‌گاه زنجان است که ماه پیش با تودیع وثیقه‌ی پنجاه میلیونی از زندان آزاد شده و در انتظار صدور حکم دادگاه بود.

دستگیرشدگان روز کارگر؛ خانواده ها: دیگر سکوت نمی کنیم

سایت تغییر برای برابری: به رغم پافشاری خانواده ها برای دیدار با سخنگوی قوه قضائیه، این دیدار انجام نشد. خانواده ها با نوشتن نامه هایی به کمیسیون های اصل نود و امنیت ملی به اعتراض خود ادامه دادند، همچنین دادگاه انقلاب نیز به خانواده های زندانیان اعلام کرده است زنان بازداشت شده با ارائه فیش حقوقی آزاد خواهند شد،اما خانواده ها نسبت به ضمانت اجرایی این گفته تردید دارند.
حضور خانواده ها در برابر دفتر سخنگوی قوه قضائیه
از ساعت 8 صبح امروز 22 اردیبهشت ماه حدود 25 نفر از اعضای خانواده های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به دفتر سخنگوی قوه قضائیه رفته تا ضمن ملاقات با آقای جمشیدی، پی گیر نامه ای شوند که هفته گذشته برای دادخواهی خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته و به دفتر سخنگوی این قوه تحوبل داده بودند، اما آنها نه تنها موفق به دیدار با سخنگوی قوه قضائیه نشدند بلکه از برخوردی که با آنان شده بود نیز گله مند بودند.
پدر کاوه مظفری دانشجو و فعال حقوق زنان، که تا ساعت 11 صبح در انتظار ملاقات بوده است می گوید : «از ساعت 8 صبح منتظرماندیم تا ایشان بیاید بعد در بالا را به ما نشان دادند گفتند بروید آنجا منتظر بمانید و نهایتا گفتند امروز نمی آید، اما معلوم شد ایشان از در پایین وارد ساختمان شده اند. » آقای مظفری همچنین اشاره کرد روز گذشته نیز برخی خانواده ها به دیدن آقای فیروزی رئیس دادگاه انقلاب رفته بودند و ایشان هم در پاسخ گفتند برای پیگیری باید به دادسرای امنیت مراجعه شود، چون این مشکل ربطی به وی ندارد.
مهناز بردبار مادر علی رضا فیروزی دانشجو، که به شدت عصبانی است با گریه و فریاد به این که پاسخی نمی گیرد معترض است . او می گوید هفته پیش پسرم مثل سال های گذشته برای شرکت در جلسه نجوم به پارک لاله رفته بود و نمی دانسته که امسال محل جلسه پارک ملت است. علی رضا را ظهر و ساعت ها قبل از همایش روز کارگر در پارک گرفته بودند. همان شب هم ماموران او را آوردند و کیس کامپیوتر برادرش را هم بردند. او را یک بار دیگر نیز در ماجرای دانشگاه زنجان اذیت کردند و حالا هم بدون هیچ توضیحی نگه داشته اند و وقتی پی گیری کردم گفتند پرونده اش زیر دست آقای حداد و سیاسی است. پسر من رشته اش فیزیک هست و اصلا کارش نجوم هست چرا برای او پرونده سازی می کنند؟ من دیگر خسته شده ام، مدام می گویند سکوت کنید. آخر تا کی ؟»
پدرو مادر طه ولی زاده دانشجو و فعال حقوق زنان نیز با عصبانیت از برخوردها انتقاد دارند. مادر او می گوید :« هر جا می رویم به در بسته می خوریم . هیچ کس به فریاد ما نمی رسد. من اشتباه کردم که به پسرم یاد دادم که با ادب باشد و راه درست را انتخاب کند. من دیگر سکوت نمی کنم، ظاهرا از سکوت ما به نفع خود استفاده می کنند. بچه ای که هرلحظه می دانستم کجاست اکنون نمی دانم در این چند روز کجاست و چه می کند و با او چه می کنند؟» پدر طاها نیز می گوید : «هیچ کس حرف راست نمی زند. حتی در مورد بودن یا نبودن آقای جمشیدی چندبار به ما اطلاعات دروغ دادند وگفتند بعد از کنفرانس مطبوعاتی به دفترشان می آیند، جای ما را عوض کردند، با زنجیر جدایمان کردند و حالا می فهمیم که آقای جمشیدی از راه دیگری وارد دفترش شده است درحالیکه این ها گفتند امروز نمی آید»
مادر امیریعقوبعلی دانشجو نیز می گوید:« متاسفانه انگار به شعور ما توهین شده است. گفتند بیایید بالا رفتیم بالا .آنجا ما را نگه داشتند وبعدایشان رفتند داخل . آخر هم به ما گفتند بروید سه شنبه بیایید. من می خواهم بدانم مگر چه می شود که 5 دقیقه با والدین صحبت کنند ؟»
نامه دادخواهی خانواده به کمیسیون های اصل نود و امنیت ملی
امروزپس از انتظار زیاد برای دیدار با اقای جمشیدی، پدر ومادرهای عصبانی و نگران برخی زندانیان برای پرداخت پول و ملاقات به سمت اوین رفتند و برخی هم به سمت مجلس. با وجود این که سه شنبه ها روز ملاقات زندانیان زن و واریز پول برای آنان است، در آنجا هم موفقیتی حاصل نشد. مادر یکی از زندانی ها می گوید:« به ما گفتند نیازی نیست پول بریزید چون بزودی آزاد می شوند ».
در مجلس هم خانواده بازداشتی ها دو نامه به کمیسیون اصل نود و کمیسیون امنیت ملی نوشته و امضا کرده وتحویل دادند و سپس راهی دادگاه انقلاب شدند. مادر کاوه مظفری می گوید:« بعد از جواب سربالای آنها ما به سمت مجلس رفتیم و نامه ای را به اتفاق دیگر خانواده ها به کمیسیون اصل نود و کمیسیون امنیت ملی دادیم و ثبت کردیم . در حال حاضراین 12 روزه یک جواب تکراری به ما می دهند، می گویند ما اطلاع نداریم ، پرونده نیامده ، ما نمی دانیم ...امروز هم هم همین جواب را دادند. تا الان سکوت کردیم و احترام گذاشتیم اما انگار صدای ما باید از رسانه های خارجی بلند شود تا جواب بشنویم . »
دادگاه انقلاب : زنان با فیش حقوقی آزاد می شوند
در دادگاه انقلاب ، خانواده مردان بازداشتی مجددا از دادیاری امنیت جویای وضعیت بازداشت شدگانشان شدند و در پاسخ مسئول دفتر بازپرس امنیت آقای سبحانی به آنها گفت هنوز پرونده ها به دفتر بازپرسی نیامده است، همچنین در مورد بازداشتی های زن دفتر دادیاری امنیت با مسئولیت آقای حیدری فرد پاسخگو بود . مادر افسانه عظیم زاده از بازداشت شدگان روز جهانی کارگرمی گوید" به ما گفتند همه زنان با فیش حقوقی آزاد می شوند باید فیش حقوقی آماده کنیم. " رزا دختر مریم محسنی هم همین جواب را گرفته است اما چندان خوش بین نیست «این ها هربار یک جواب می دهند ومن دیگر اعتمادی به این گفته ها ندارم. خواهرم داروهای مادرم را با نامه کتبی آقای حیدری فر به اوین برده بود اما تا دیشب که مادرم تماس گرفت دارویی به دستش نرسیده بود»

بی خبری از وضعیت یک فعال دانشجويی

فعالان حقوق بشر در ایران
حامد یازرلو تنها فرد از بازداشت شدگان اول اسفندماه است که تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت وی پس از سپری شدن دو ماه از بازداشت حاصل نشده است.
این دانشجوی ستاره دار و کارشناس هوا و فضا، همزمان با بازداشت های گسترده هواداران یکی از سازمانهای سیاسی در اول اسفندماه بازداشت و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد.
برخلاف قانون، این شهروند از حقوق خود همچون امکان تماس، ملاقات و همچنین دسترسی به وکیل تاکنون محروم مانده است و علیرغم گذشت دو ماه از زمان بازداشت، خانواده یازرلو که فرزند دیگری (هود یازرلو) را در زندان دارد، در نگرانی و بی خبری از سرنوشت فرزند خود به سر می برد.
لازم به ذکر است مهسا نادری، حسن ترلانی، فاطمه ضیائی و یاسر عرفاتی سایر بازداشت شدگان دوم اسفندماه هستند.
عیسی فرمود:اگر به من ایمان آورید در واقع به خدا ایمان آوره اید. چون آن که مرا دید گویی فرستنده ی مرا دیده است. من مثل نوری آمده ام تا در این دنیای تاریک بدرخشم تا تمام کسانی که به من ایمان می آورند در تاریکی سرگردان نشوند اگر کسی صدای مرا بشنود ولی اطاعت نکند من از او باز خواست نخواهم کرد زیرا من نه برای بازخواست بلکه برای نجات جهان آمده ام. ولی تمام کسانی که مرا و سخنان مرا نمی پذریند در روز قیامت به وسیله ی کلام من از ایشان بازخواست خواهد شد. این سخنان از من نیست بلکه من آنچه را که پدرم خدا گفته است به شما میگویم و میدانم که احکام او انسان را به زندگی جاوید میرساند.پس هرچه خدا به من میفرماید من همان را میگویم(یوحنا 44.50:12

معنای گناه و راه نجات از آن


بر اساس کتاب مقدس، يکی از تعريف‌های گناه، شکستن قوانين خدا است. در انجيل شريف می‌خوانيم: "هر که گناه کند، قانون خدا را می‌شکند، زيرا گناه چيزی جز شکستن قانون نيست" (اول يوحنا ٣: ٤). خدا آدم را که اولين انسان بود خوب و بيگناه آفريد. او با خدا زندگی می‌کرد و با خدا دوستی و رفاقت نزديک داشت. خدا آدم را از لحاظ روحانی شبيه خود آفريد و به او حق انتخاب داد. ولی آدم، در باغ عدن تصميم نادرستی گرفت و بر عليه خواست خدا از ميوه درخت شناخت نيک و بد خورد و قانون خدا را شکستگناه از طريق آدم به نسل بشر سرايت کرد و مانند سمی در ذات انسانها قرار گرفت. بر اساس کلام خدا، همه انسانها با ذاتی گناه‌آلود به دنيا می‌آيند و در فکر و کلام و عمل گناه می‌کنند. کلام خدا می‌فرمايد: "گناه به وسيله يک انسان به جهان وارد شد و اين گناه مرگ را به همراه آورد . . ." (روميان ٥: ١٢). نکته مهمی که بايد به آن توجه کنيم اين است که: خدا قدوس و پاک است و ما انسانها گناهکار هستيم و گناه باعث جدايی ما از خدای پاک و مقدس شده است. در انجيل شريف می‌خوانيم: "همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا محرومند" (روميان ٣: ٢٣). و در جايی ديگر نوشته شده: "زيرا مزدی که گناه می‌دهد موت است . . ." (روميان ٦: ٢٣)، و موت يعنی جدايی از خدای پاک و مقدس. پس تمام انسانها، گناهکار و از خدای پاک و مقدس، جدا هستند و اگر در طول عمرشان از گناه آمرزيده و با خدا متحد نشوند، برای هميشه از خدا جدا خواهند ماند. ولی خبر خوش اين است که خدای پاک و قدوس، خدای محبت هم هست و او برای برگرداندن ما انسانها به آغوش خودش، از ازل نقشه‌ای پرشکوه کشيده بودحدوداً دو هزار سال پيش، خدا پسر روحانی خودش عيسی مسيح را که ذات الهی دارد و کاملاً پاک و بيگناه است، به جهان فرستاد تا جريمه گناه ما انسانها را که موت می‌باشد بپردازد تا ما انسانهای گناهکار بتوانيم از طريق ايمان به او و پذيرفتن آنچه او بخاطر ما انجام داده است، با خدا متحد بشويم. بر اساس کلام خدا: عيسای مقدس و بيگناه، خون پاکش بر روی صليب ريخته شد و مرد. سپس او را در قبر گذاشتند ولی او در روز سوم، از مردگان قيام کرد و زنده است. عيسی، با مرگ و قيام خودش، جريمه گناهان ما را داد و هديه نجات از گناه را برای ما انسانها فراهم کرد. حالا هر که به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ و دفن و قيام او از مردگان، ايمان بياورد تمام گناهانش آمرزيده می‌شود و از هديه نجات از گناه و مزايای نجات که يکی از آنها زندگی جاودانی با خدا است بهره‌مند می‌شودوقتی يک نفر از گناه توبه می‌کند و به مسيح خداوند ايمان می‌آورد، همه گناهانش آمرزيده می‌شود، روح القدس در دل او ساکن می‌گردد و او را از داخل عوض می‌کند تا بتواند از گناه و کارهای گناه‌آلود هرچه بيشتر دوری کند و روز به روز پاک‌‌تر و مقدس‌تر بشود. پس مسيح واقعی، که بخاطر انسانهای گناهکار بر روی صليب مرد و از مردگان قيام کرد و زنده است، تنها راه نجات انسان از قدرت گناه و نتايج بد آن می‌باشد. بر اساس کلام خدا: "در هيچکس ديگر، رستگاری نيست و در زير آسمان هيچ نامی جز نام عيسی به مردم عطا نشده است تا بوسيله آن نجات يابيم" (نقل قول از انجيل شريف، کارهای رسولان ٤: ١٢

مقاومت دانشجویان در برابر زنانه – مردان کردن کتابخانه

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازشهرزاد، صدها دانشجوی دانشگاه آزاد تهران با اعتراض و صف کشیدن در مسیر دیوار جنسیتی که قرار بود در کتابخانه‌ی این دانشگاه ساخته شود، از اجرای این طرح ممانعت به عمل آوردند. در روزهای اخیر اقدامات ماموران امنیتی و حراست که اخیرا در محیط کتابخانه طرز نشستن دانشجویان و ارتباطات آنان را کنترل می‌کردند، افزایش یافته و سرانجام مسئولان دانشگاه تصمیم گرفتند با ریختن مصالح و کشاندن دیوار محل مطالعه‌ی دختران و پسران را جدا کنند. رئیس انتظامات هدف از ایجاد این دیوار در کتابخانه‌ی دانشجویان را جلوگیری از "کثافت‌کاری" خواند.
این اقدام با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شد و به درگیری با حراست انجامید. دانشجویان این اقدام را توهینی به خود دانسته و اعلام کردند، در مقابل هر گونه آپارتاید جنسی ایستادگی خواهند کرد.
پیش از این نیز در دانشکده‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی برای دختران و پسران راه پله‌‌های جداگانه ساخته شده است.

پرونده سازی جدید و محاکمه یک زندانی پس از ضرب وشتم وی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج، پرونده سازی جدید علیه شهرام پومنصوری پس از ضرب وشتم او و انتقال به بند 1 زندان گوهردشت کرج.زندانیان شهرام و فرهنگ پورمنصوی 14 اردیبهشت ماه که با یورش گارد زندان مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و سپس آنها را به بند 1 زندان گوهردشت کرج منتقل کردند.شهرام پورمنصوری در اثر ضربه ای که عباس سعیدی رئیس بند 6 زندان گوهردشت کرج به گوش سمت چپ وی وارد کرده است. باعث پارگی پرده گوش او شده است و تا به حال از درمان کردن وی خوداری می کنند.از طرفی دیگر شورای زندان پس از ضرب وشتم و انتقال به بند 1 طی حکمی که به شهرام پور منصوری ابلاغ شده و در آن قید گردیده که برای مدتی از داشتن ملاقات با خانواده اش محروم و همچنین محرومیتهای سنگین دیگر را علیه وی به اجرا گذاشته اند. یکی از پاسدار بندها به نام بای که در ضرب وشتم آقای پور منصوری شرکت داشت علیه او شکایت نموده. در طی روز های اخیر 2 بار سالاری رئیس شعبه 13 دادگاه انقلاب کرج در زندان گوهردشت حاضر شد و شهرام پور منصوری را مورد محاکمه قرار داد.اتهاماتی که به این زندانی نسبت داده شده فحاشی و توهین به پرسنل زندان می باشد. هنگامی که زندانی شهرام پورمنصوری از خود دفاع می کرد و آنچه را که اتفاق افتاده بود تشریح می کرد ،به سالاری گفت من باید شاکی باشم چونکه بدون دلیل مورد ضرب وشتم قرار گرفتم و در اثر این ضرب وشتم ها پرده گوشم پاره شده است. سالاری ضمن قطع دفاعیات آقای پور منصوری او را مورد اهانت قرار داد و به او گفت :که ما فقط حرف پرسنل خود را قبول داریم و نه حرف ترا.فرهنگ پور منصوری که از 14 اردیبهشت ماه پس از ضرب وشتم از بند 6 به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل شده بود روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه به بند 5 منتقل شد.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به زندانیان بی دفاع،مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها ،انتقال به سلول انفرادی ،پرونده سازی و مورد محاکمه قرار دادن آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به شکنجه زندانیان در ایران است.
22 اردیبهشت 1388 برابر با 12 می 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

دو نفر دیگر حلق آويز شدند؛ چند تن دیگر در صف اعدام

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) 2 زندانی دیگر صبح روز سه شنبه در محوطه زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شدند. صبح روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه 2 زندانی دیگر که از روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند و در انتظار اعدام بسر می بردند ،اعدام شدند. زندانیانی که صبح روز سه شنبه در زندان مرکزی اصفهان اعدام شدند به نام های محسن صادقی 35 ساله و رضا چوپانی 40 ساله بودند. خانم مریم رضائی پور 37 ساله که دارای 2 فرزند است و به اتهام قتل دستگیر شده بود.ا و روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود اعدام وی به تعویق افتاد ولی همچنان در سلول انفرادی بسر می برد.رقم اعدام های که از هفتۀ گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. با 2 اعدام امروز در زندان اصفهان به 29 نفر رسید.سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های دست جمعی که بصورت روزانه در زندانهای مختلف این رژیم صورت می گیرد را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران است.
22 فرودین 1388 برابر با 12 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

دو فعال حقوق زنان در انفرادی زندان لنگرود قم

سایت مدرسه فمینیستی: پرونده دو فعال حقوق زنان و عضو کمیپن یک میلیون امضا به شعبه ۱۰ دادسرای انقلاب قم ارجاع شد. شادی صدر، وکیل مریم بیدگلی و فاطمه مسجدی ضمن اعلام این خبر به مدرسه فمینیستی افزود: به خانواده یکی از موکلانم گفته اند اتهام او اقدام علیه امنیت ملی است و قرار بازداشت یک ماهه برای وی صادر شده است.
این دو فعال حقوق زنان که پنجشنبه گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات قم دستگیر شده اند، هم اکنون در سلول انفرادی در زندان لنگرود قم نگه داری می شوند و ممنوع الملاقات هستند. هر دوی این فعالان به قرار بازداشت موقت خود اعتراض کرده اند.
فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی روز پنج شنبه ۱۷ اردیبهشت ماه بازداشت شدند. گفتنی است، فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی سالهاست در زمینه حقوق زنان در شهر قم فعالیت می کنند و از اعضای کمپین قم هستند. این دو نفر اخیرا در جریان دفاع از حقوق یک دختر جوان که در معرض قتل ناموسی قرار گرفته بود، با برخی از متنفذین این شهر، درگیر شده بودند.

محروميت دو دانشجوی كُرد از ادامه تحصيل

خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان: هدايت غزالی و صباح نصری دو دانشجوی كُرد كه پس از تحمل يك سال و نيم حبس دی ماه سال گذشته از زندان آزاد شدند با حكم رسمی دانشگاه‌ از ادامه‌ی تحصيل بازماندند.
اين دو دانشجو كه هر يك پيش از بازداشت مراحل پايانی تحصيل خود را در دانشگاه‌های علامه و تهران می‌گذراندند و در آستانه‌‌ی اخذ مدرك خود قرار داشتند پس از آزادی از دانشگاه‌های محل تحصيل خود درخواست نمودند تا طبق روال قانونی امكان ادامه‌ی تحصيل آنان را فراهم آورند. اما مسئولان دانشگاه علامه‌ با عدم پذيرش اين درخواست اقدام به صدور حكم اخراج برای هدايت غرالی كردند و كميته‌ی موارد خاص دانشگاه تهران نيز با درخواست صباح نصری مبنی بر اخذ فرجه برای انجام دفاعيه مخالفت نمودند.
بدين صورت در حالی كه هدايت غزالی تنها با گذراندن يك ترم می‌توانست تحصيل خود را در مقطع كارشناسی رشته‌ی روان شناسی پايان دهد و صباح نصری نيز با انجام دفاعيه موفق به كسب مدرك كارشناسی ارشد در رشته‌ی علوم سياسی گردد احكام صادره برای اين دو فعال كُرد مانع از اتمام تحصيلات‌شان شد.
گفتنی‌ست هدايت غزالی و صباح نصری از فعالان دانشجويی كه مسئوليت نشريه‌ی "روژامه" را نيز بر عهده داشتند تيرماه سال 86 در سنندج بازداشت و پس از مدتی با انتقال به زندان اوين در دادگاه بدوی با اتهام "تليغ عليه نظام" از طريق انتشار نشريه دانشجويی و شركت در تجمع غيرقانونی روز جهانی زبان مادری هر يك به دو سال حبس تعزيری محكوم شدند كه اين حكم در دادگاه تجديد نظر به يك سال و نيم كاهش يافت.

احتمال اعدام هفت شهروند بهایی در ایران

به گزارش رادیو فردا، نماينده جامعه جهانی بهايی در سازمان ملل روز سه شنبه اعلام کرد که هفت نفر از رهبران بهايی ایران که حدود يک سال است در زندان بسر می برند، احتمال دارد به اعدام محکوم شوند.
بانی دوگال گفت به خانواده های رهبران بهایی گفته شده که امکان دارد که این افراد به مفسد فی الارض بودن متهم شوند. حکم «مفسد فی الارض» در قوانين مجازات اسلامی، اعدام است.
وی افزود که تعدادی از گروندگان به آیین بهائی در تاریخ ۳۰ ساله جمهوری اسلامی به همين اتهام اعدام شده اند.
جمهوری اسلامی دينی را به عنوان «دين بهائی» به رسميت نمی شناسد و به تبع آن، نه تنها از هرگونه فعاليت پيروان اين دين جلوگيری می کند، بلکه آنها در ايران از بسياری حقوق اوليه شهروندی نيز محروم‌اند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

چرا به عیسی ایمان دارم


خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر به پاسخ سوالات نبودند.دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:یک ،در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.دوم، از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.سوم، پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.چهارم، معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.پنجم، تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.ششم، ادعاهای او عجیب بود.او گفت: من قیامت و حیات هستم.من راه و راستی و حیات هستم.من در هستم.من شبان نیکو هستم.من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.هفتم، مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.هشتم، تغییر زندگیها توسط او عجیب است.آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.خداوند محبت است
کشیش بابا خانی

اقلیت‌ها در ایران و عراق در معرض تهدید هستند

در اطلاعیه‌ای که روز پنجشنبه ۲۳ آوریل از سوی کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان انتشار یافت، آمده است، این اذیت و آزارها از تبعیض در اشتغال و آموزش و تخریب گورستان‌‌ها و هجوم به منازل و غارت اموال گرفته تا بازداشت و اعمال مجازات‌های سنگین را شامل می‌شود.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازرادیو صدای آلمان DW، این اطلاعیه در پی نشستی برگزار شد که در آن گروهی از کارشناسان و نمایندگان سازمان‌های حقوق بشری و گروه‌های اقلیت دینی و قومی و جنسیتی شرکت داشتند. این نشست در محل پارلمان آلمان برگزار شد.
اودو اشتاین‌‌باخ (Udo Steinbach)، کارشناس انستیوی مطالعات خاورمیانه در برلین می‌گوید، در عراق اقدامی سازمان‌یافته از سوی دولت علیه اقلیت‌ها وجود ندارد. مشکلات اقلیت‌ها در این کشور بیشتر ناشی از ضعف دولت مرکزی است. اما در ایران درست بر عکس عراق، اقلیت‌ها بطور منظم و سازمان‌یافته قربانی سیاستی هستند که از راس قدرت حکومتی اعمال می‌شود. دولت به طور رسمی به جدال علیه همجنس‌گرایان برخاسته که گاها نیز به صدور حکم علیه آنها منجر می‌شود.
رهبران بهایی در خطر اعدام
کتایون امیرپور، اسلا‌م‌شناس ساکن آلمان، یکی دیگر از شرکت‌کندگان در نشست کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان بود. وی گفت که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، وضعیت اقلیت‌ها به شدت بدتر شده است. به گفته‌ی خانم امیرپور، بهایی‌ها و دراویش، گروه‌های مذهبی هستند که بیشترین آسیب را دیده‌اند. زیرا این گروه‌ها به عنوان مسلمانان روادار و مداراگر، ادعای گروه‌های تندروی اسلام‌گرا به عنوان تنها نمایندگان دین اسلام را زیر سئوال می‌برند.
کتایون امیرپور در سخنرانی خود گفت، بهایی‌ها با تهدیدهایی چون: بازداشت‌های خودسرانه، تخریب گورستان‌هایشان، اخراج از مدارس عالی، تفتیش منازل، دلسرد ساختن کودکان دانش‌آموز و یا لغو اعتبار مجوزهای شغلی مواجه هستند.
پروفسور اینگو هوفمان (Ingo Hofmann) ، سخنگوی جامعه‌ی بهایی‌های آلمان و از دیگر شرکت‌کنندگان در نشست کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان اظهار داشت، خطر اعدام، هفت تن از نمایندگان بهایی‌ها را که هم‌اکنون در بازداشت به سر می‌برند، تهدید می‌کند. به گفته‌ی پروفسور هوفمان، حکومت ایران آنها را متهم به جاسوسی برای اسرائيل کرده است.
وضعیت وخیم اقلیت‌های قومی
روت یوتنر (Ruth Jüttner)، نماینده عفو بین‌الملل در سخنرانی خود در پارلمان آلمان گفت، وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران مانند کردها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و یا آذری‌ها، که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، به طرز آشکاری بدتر شده است. نماینده عفو بین‌الملل افزود، وابستگان گروه‌های قومی به خاطر آزمون‌های عقیدتی، اغلب شانس پیدا کردن شغل در ادارات دولتی و نیمه‌دولتی را ندارند. فعالان حقوق مدنی اغلب مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند و با اتهام‌های مبهم و نامشخص دادگاهی می‌شوند. فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران در مناطق قومی با این اتهام که از گرو‌ه‌های مسلح شورشی حمایت می‌کنند، با دادگاه‌‌های پرسش‌برانگیز مواجه می‌شوند.
اوا زاولسبرگ (Eva Savelsberg)، از مرکز اروپایی مطالعات کردی می‌گوید، در عراق مسیحی‌ها و یزیدی‌ها اصولا تنها در قلمرو خارج از منطقه‌ی خودگردان کردستان مورد تبعیض و حمله قرار می‌گیرند. با این‌حال دستگاه اداری منطقه‌ی کردستان تلاش می‌کند با ایجاد موانع اداری از پناه بردن یزدی‌ها به این منطقه جلوگیری کند.
به گفته‌ی اودو اشتاین‌باخ، مسیحی‌ها و یزیدی‌های عراق از سوی دولت تحت تعقیب نیستند. یزدی‌های عراق دست‌کم در مناطقی که اسکان یافته‌اند، از هجوم دیگر گرو‌های مذهبی تا حدودی در امان هستند. اما به باور اشتاین‌باخ اسکان مسیحی‌ها در کردستان عراق تنها می‌تواند یک راه‌حل بینابینی باشد.

بزرگانی در جهان كه به عیسی مسیح و كلام خدا ایمان آوردند


کتاب مقدس کلام خداست وتاكنون مردان و زنان بزرگی به این کتاب ایمان آورده اند و آن را پذیرفته اند.
آیا شما نیز می خواهید این کلام را بپذیرید و عیسی را به عنوان منجی خود قبول کنید؟
در این قسمت به بزرگانی از جهان اشاره می کنیم که به این کلام ایمان دارند.
آبراهام لینکلن : به اعتقاد من کتاب مقدس بهترین هدیه اي است که خداوند به انسان عطا فرموده است ، تمام نعمت هاي جهان از طریق این کتاب به ما رسیده است.
ویلیام گلدستون،سیاستمدار انگلیسی : در طول عمر خود افتخار آشنایی با نود و پنج نفر ازمردان بزرگ را داشته ام ، که از این هفتادو هشت نفرشان پیرو کتاب مقدس بوده اند، مهر اصالت بر کتاب مقدس خورده است و فاصله بی حدو حصر، آن را از هر کتاب دیگري جدا کرده است.
جرج واشنگتن: بدون خدا و کتاب مقدس غیر ممکن است بتوان جهان را اداره کرد.
ناپلئون : کتاب مقدس یک کتاب صرف نیست ، بلکه موجودي زنده است که هر که در برابرش قد علم کند به خاك می مالد.
پاتریک هنري ، سیاستمدار آمرکایی: کتاب مقدس می ارزد به تمام کتاب هایی که تاکنون به چاپ رسیده است.
گوته : بگذار فرهنگ فکري به پیشرفت خود ادامه دهد ، بگذار علوم طبیعی از جهت عمق و وسعت ترقی کند و فکربشر هر قدر می خواهد بازتر شود ، اما بدان همه این پیشرفت ها به قله فرهنگ اخلاقی مسیحیت ، آنگونه که در اناجیل دیده می شود نخواهد رسید.
و بسیاري دیگر از مردان و زنان که در مورد این کلام گفته اند.
کلامی که کودکان با عشق به داستان هاي آن گوش فرا می دهند ، کلامی که براي خردمندان عبرت و درس زندگی است،
کلامی که افراد شرور و مغرور از هشدارهاي آن می ترسند اما دردمندان در آن صداي مادري دلسوز را می شنوند کلامی که هرکس آن را در اختیار دارد گنجی بزرگ را دارد.
کلامی که هرکس آن را دارد با آن از تاریکی به نور می رسد.
بزرگانی که ایمان آوردند
چه زیاد هستند افرادي که قصد، دارند مسیحیت و عیسی مسیح و کلام خداوند را تخریب کنند ، اما راه به جایی نمی برند.افرادي که در طول تاریخ قصد داشته اند ایمان مردم را به عیسی مسیح و کتاب مقدس از بین ببرند اما خود نیز به این کلام و شخصیت برجسته جهان ایمان آورده اند.
"دکتر جاد" جزو فیلسوفان بزرگ جهان به شمار می آمد و به مدت چهار سال ریاست دانشکده فلسفه لندن را به عهده داشت. دکتر جاد و همکارانش ، جولیان هاکسلی ،برتراند راسل ، اچ جی ولز و جورج برنارد شاو بیشتر از هر گروه دیگري زیر بناي ایمان دانشجویان نسل اخیر را سست کرده بودند.
دکتر جاد معتقد بود عیسی انسانی بیش نبوده و خدا جزئی از این جهان هستی می باشد و اگر این جهان از بین برود خدا نیز نابود خواهد شد. وي بر این عقیده بود که گناه وجود خارجی ندارد و انسان اساسا خوب است و به سوي مدینه فاضله در حرکت می باشد. ولی سر انجام گفت : دو جنگ جهانی و احتمال وقوع جنگ جهانی دیگر برایش به طور قاطع ثابت کرده بودند که انسان حقیقتا گناهکار است.
اکنون او معتقد شده بود که گناه به طور کامل در کتاب مقدس شرح داده شده است و تنها راه نجات از گناه صلیب عیسی مسیح است. او پیش از مرگش یکی از پیروان غیور عیسی مسیح گردید.
"لیو والاس" که یک ژنرال بر جسته و یکی از نوابغ ادبیات به شمار می آمد، نمونه اي دیگر از این اشخاص می باشد.
وي دست به نگارش کتابی زد تا به اصطلاح افسانه "مسیحیت" را براي همیشه نابود سازد. آقاي لیو توضیح می دهد که چگونه دو سال تمام در کتاب خانه هاي اروپا و آمریکا به دنبال اطلاعاتی براي کتابش می گشت. قبل از به پایان رسانیدن دومین فصل کتابش متوجه شد که زانو زده است و با گریه به عیسی مسیح می گوید : " اي خداوند و اي خداي من".
شواهد حاکی از الوهیت مسیح که وي به آن ها دست یافته بود ، او را متقاعد نمود که عیسی مسیح پسر خدا و یگانه نجات دهنده بشر است.
" لیو والاس" بعدا کتاب بن هور را که یکی از بزرگترین رمان هاي مربوط به روزگار مسیح است را به رشته تحریر در آورد.
"سی .اس. لوئیس" : استاد و نویسنده دانشگاه هاي آکسفورد و کمبریج ، نمونه اي دیگر از اشخاص شکاك بود. او سعی می کرد خود را متقاعد سازد که مسیحیت فاقد اعتبار است. اما پس از سال ها تحقیق و جست و جو، زمانی که درآکسفورد بود عیسی را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.
او این لحظه را چنین تشریح می کند:
" باید مرا شبهاي متمادي تنها در اتاق خود در ماگدالن
تصور کنید که هر وقت براي حتی ثانیه اي دست از کار می کشیدم ،
حضور سنگین و مداوم او را که اصلا تمایلی به دیدنش نداشتم
شدیدا احساس می کردم. بالا خره آنچه را می ترسیدم بر سرم آمد.
در عید تثلیث ۱۹۲۹ من تسلیم شدم و قبول کردم که وی
خدا است و نزد او زانو زدم و دعا کردم. شاید آن شب دل شکسته ترین
و سر سخت ترین فرد انگلستان توبه نمود و به سوي خدا بازگشت"
"سی. اس .لوئیس" بعدا یکی از ایمانداران سر سپرده عیسی گردید و کتاب هاي زیادي براي دفاع از ایمان خود به مسیح به رشته تحریر در آورد. او در کتاب" فقط مسیحیت" چنین می گوید:
"شما می توانید او را ابلهی بپندارید و صدایش را خفه کنید
یا اینکه چون شیطانی بر او نهیب زده و او را بکشید
یا اینکه به پایش بیفتید و او را خداوند خدا بخوانید.
اما خواهش می کنم این حرف بی پایه و بی اساس را که
عیسی یک معلم و استاد بزرگ براي بشر بود را از خود اختراع
نکنید.چون او خود راهی از این جهت براي ما باز نگذاشته و نیز
چنین قصدي نداشته است"
پس مشاهده می شود چه کسانی به عیسی مسیح ایمان آورده اند. کسانی که مخالفین سر سخت عیسی مسیح و کتاب مقدس بوده اند.
به راستی کلام خداوند قدرتمند و حقیقت است زیرا که فرموده است:
((تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود،
و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است براي تمجید خداي پدر))

یک فعال دانشجویی به دو سال زندان محکوم شد

سایت آزادنا: محمد صیادی، فعال دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
محمد صیادی، فعال دانشجویی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان همدان در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال حبس تعذیری محکوم شد.
دادگاه تجدید نظر استان همدان با شکستن حکم دادگاه انقلاب مبنی بر ۷۸ ماه حبس قطعی حکم وی را به ۲ سال حبس قطعی تبدیل کرد تا این فعال دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا دو سال اینده را در زندان سپری کنند، همچنین دانشگاه بوعلی سینا نیز در طی پرونده سازی های آموزشی و انضباطی احکام گوناگونی را در ماه های اخیر بر علیه وی صادر کرده است.
قابل ذکر است، تنی چند از افراد نزدیک به نهاد های امنیتی در دانشگاه ها به دلیل عدم واکنش دانشجویان به این حکم قضایی، دروغ پراکنی بر علیه این فعال را آغاز کرده و اعلام کرده اند حکم وی تعلیقی می باشد.

مصادره منزل خانواده یکی از زندانیان سیاسی

انتشار: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
مصادره منزل و پلمپ کردن چاه کشاورزی خانواده یکی از زندانیان سیاسی
بنام خدا ؛طی هفته گذشته در چند مورد تماس تلفنی صمدی رئیس اداره اطلاعات رژیم در گلپایگان و معاونش فخاری به پدرم تذکر میدهند که منزلش محل تجمع افرادی است که در گذشته ضد انقلاب بوده ویا بعضا ضد نظام فعالیت می کنند و پدرم را متهم می کنند که با جمع آوری این افراد از مناطق مختلف مشغول تبلغ علیه نظام است .صمدی با اشاره به وضعیت این جانب به پدرم می گوید پسر شما با تمام توان مشغول فعالیت علیه نظام است و این در حالی است که شما نه تنها مانعش نمی شوید که از خودش و از ضد انقلاب که حمایتش می کنند حمایت و برایشان تبلیغ می کنید . این اتهامات در حالی صورت می گیرد که پدرم بیمار است وآمد و رفت خانه پدرم جزء برای عیادت وی نیست و افرادی که آمد و رفت می کنند گر چه از همۀ توده ها اما فعال یا مبارز سیاسی نیستند. صمدی توضیحات تلفنی پدرم را در این مورد نمی پذیرد و تهدید می کند تحت فشار نیروهای متعهد به نظام ما مجبور به واکنش خواهیم شد.تا اینکه سه شنبه گذشته مورخ 15 /2/88 شعبۀ 101 دادگاه گلپایگان به ریاست قاضی جوادی بنابه خواست دادستان افتخاری طی حکمی دستور به پلمپ چاه آبی کشاورزی پدرم می دهند از این چاه آب نزدیک به 50 هکتار از اراضی گشاورزی که متعلق به پدرم و بخش بزرگی از آن متعلق به گشاورزان منطقه است آبیاری می شوند پس از مراجعه پدرم به شعبه 101 قاضی جوادی اعلام می کند که این چاه بنابه گزارش و شکایت برادران اطلاعات محل تجمع غیر قانونی است و پسران شما با قرار دادن بشقاب ماهواره سعی در اغفال مردم در این محل داشته اند و برنامه های شبکه های ضد انقلاب را پیگیری می کردند. اسرار پدرم مبنی بر خشک شدن مصولات کشاورزی در صورت پلمپ چاه به نتیجه نمی رسد.عده ای از کشاورزان هم به اعضای شورای روستای کنجدجان مراجعه می کنند و خواهان حل مشکل می شوند این اعضا روز پنجشنبه به دیدار امام جمعه گلپایگان نیکونام می روند و از ایشان کمک می خواهند .نیکونام با اشاره به نام پدرم می گویید اینها با ضد انقلاب همکاری دارند. و من هم به عنوان نماینده رهبری خواسته ام تا اموالشان را بگیرند وبه افراد مستحق بدهند. از اینها می گیریم و به بقیه کشاورزان می دهیم.رژیم به این هم اکتفا نکرده در میان حیرت و سرگردانی خانواده ام روز شنبه عده ای از لباس شخصی ها با تعدادی از مامورین نیروی انتظامی رژیم با عنوان ظابطین دادگستری با در دست داشتن احکام که به خانواده نشان داده نشده به درب منزل مادرم و یکی دیگر از منازل پدرم مراجعه کرده و خواسته اند تا هر چه سریعتر این منازل تخلیه شوند. این حکم تخلیه نیز از طرف شعبۀ 101 صادر شده و در آن پدرم متهم شده که زمین خواری کرده و اراضی دولتی را که متعلق به منابع طبیعی بوده تصاحب کرده است .لازم به ذکر است این منازل بیش از 40 سال است که ساخته شده که حتی اکنون در اثر وضعیت بد اقتصادی خانواده ام ناشی از فشارهای گاه و بیگاه رژیم روبه ویرانی میروند و اگر قرار باشد منازل و زمینها ی خانواده این جانب متعلق به دولت باشد نیمی از منازل روستای کنجدجان که نزدیک به 15000 نفر جمعیت دارد در اطراف منازل ما جای دارد. این اتفاقات تنها برای قطع آخرین شریانهای اقتصادی خانوادۀ من و وادار کردنشان به تبعیت از خواست رژیم است .اینجانب از طرف خودم و خانواده ام از تمامی فعالین ،سازمانها و نهادهای حقوق بشر در سراسر جهان و تمامی انسانهای آزاده عاجزانه درخواست کمک دارم و می خواهم تا مانع از انجام نیات شوم و پلید رژیم ولایت فقیه علیه خانواده ام شوند .
زندانی سیاسی محمد نیک بختزندان مرکزی اصفهان20 اردیبهشت 1388گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

اعدام نوجوانان؛ اظهارات وقیحانه سخنگوی رژیم

سخنگوى وزارت خارجه رژیم شب گذشته در مصاحبه ای كه از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد، از اعدامهاى دسته جمعى بویژه اعدام نوجوانان در ایران دفاع كرد و گفت ما راجع به حقوق بشر بحث خودمون رو داريم. ما به صورت جدى مشكل داريم با غرب بر سر دموكراسى و حقوق بشر حالا اگه بخواهيد مى گم در كجا با هم اختلاف اساسى داريم. اتفاقا ما در بحث هسته ای باز به همين ترتيب ما در موضوع آزادى بيان ما حتى در موضوعى مثل اعدام مشكل بسيار بسيار جدى داريم با گفتمان موجود در غرب. ما مى گیم حقوق بشر و تنوع فرهنگى. يعنى در غرب مثلا نسبت به حقوق مقتول عنايتى ندارند مى گويند يعنى چه شما مى گوييد ديه خانواده مقتول، حالا زده يكى را كشته، اين را بگذاريد، اين براى چى اعدام بشود اين آقاى قاتل؟ ما مى گيم اين جا مبانى فرهنگى ما فرق مى كند. خيلى خوب، تيرباران، شما معتقديد اعدام مثلا بد هست. الان وارد بحث حقوقى و مبانى نمى شويم. چه فرقي است ميان تيرباران و بمباران. بمباران كه اعدام دسته جمعی تر از تيرباران هست. بالاى 18 سال و زير 18 سال بدون محاكمه بمباران مى شوند. خب اين چه جورى ممكن است. امسال عفو بين الملل مى گويد كه مجموع معدومين 3 هزار تاست. در حالى كه مجموع افرادى كه با گلوله باران كشته مى شوند بالاى 100هزار تاست. چرا سه هزار تا بالاتر از صد هزار تاست؟ چرا خونى كه با تيرباران ريخته مى شود بد هست، ولى خونى كه با گلوله باران ريخته مى شود بد نيست؟ اينها يک بحثهاى جدى حقوق بشری است.
این مزدور جنایتکار در باره اعتراض جهانی به اعدام دلارا دارابی نیز وقیحانه گفت چرا كمپين، امضا، تظاهرات جلو سفارتخانه ها براى اعدام هست ولى براى جنگ كه اعدام اكبر هست و كشتار دسته جمعی تر هست، چرا در آمار صليب سرخ به كشته هاى جنگى ما توجه نمى كنيم ولى به آمار عفو بين الملل كه كشته شده هاى اعدامند توجه مى كنيم؟ اينها بحثهاى بسيار مبنايى ست و چيزى نيست كه به راحتى بين ما و غرب حل بشود.

دو نفر دیگر را امروز در اصفهان حلق آویز کردند

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) 2 زندانی صبح روز دوشنبه در محوطه زندان مرکزی اصفهان اعدام شدند و 3 زندانی دیگر که یکی از آنها زن می باشد در آستانه اعدام قرار دارند. صبح روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه 2 زندانی به نامهای حسین باقری 32 ساله و علیرضا ملک محمدی 35 ساله در زندان مرکزی اعدام شدند. 3 زندانی که روز شنبه 19 اردیبهشت ماه به سلول انفرادی منتقل شده بودند. روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه محمود کریمی 27 ساله اعدام شد و 2 زندانی دیگر صبح روز دوشنبه اعدام شدند.در حال حاضر 2 زندانی دیگر به نام های محسن صادقی 35 ساله و رضا چوپانی 40 ساله در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.گفته می شود که روز دوشنبه یکی از زندانیان زن از بند زنان زندان اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است. زندانی که روز دوشنبه 21 اردیبهشت به سلول انفرادی منتقل شد خانم مریم رضائی پور نام دارد .رقم اعدام های که از هفتۀ گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. با اعدام های امروز در زندان اصفهان به 25 نفر رسید.سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های امروز و انتقال زندانیان بیشتری جهت به اجرا در آوردن احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران است.
21 فرودین 1388 برابر با 11 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

این است حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران


بار دیگر گزارشی تکاندهنده از فروش دختران ایرانی در کشورهای عربی در یکی از سایتهای داخل کشور منتشر شده است. سایت هم میهن در گزارش خود از جمله می نویسد معمولا دختران ایرانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند.
رئیس دفتر پلیس بین الملل (انترپول) در ایران در پائیز سال 2006 گفته بود امروزه قاچاق دختران و زنان جوان به کشورهای همسایه یکی از سودآورترین کارها در ایران است. وی گفت به دنبال زلزله اخیر در بـم، دختران یتیم دزدیده شده و به یک بازار شناخته شده در تهران برده شدند که در آن تاجران ایرانی و خارجی با یکدیگر ملاقات مى كنند.
این است جمهوری پلید اسلامی و حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران. این تجارت جنایت آمیز بدون اطلاع داشتن و شرکت آخوندها صورت نمى گيرد. مقامات دولتی خود نیز در خرید و فروش و آزار جنسی زنان و دختران دست دارند.****
گزارش سایت هم میهن: بیشتر دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اندزود همه چیز برایمان عادت می شود. شاید فراموشی گرفته ایم و خوشیم از سرما و خنکی زیر برف. اما هنوز هم درهتل های دبی چوب حراج می خورند دخترکانی که منتظرند، تا نگاه مشتاق یکی از آن شیخ های خنده رو و شکم برآمده مکثی بر چهره شان کند.
هم این که نمی بینیم، بس است برای آن که بگوییم نیست. وجود ندارد. اما تنور تجارت زنان در دبی را زنان ایرانی گرم می کنند.
زنانی که به تازگی کنار پرچم کشورمان به شبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی آمده اند. سوسن 19 ساله. یک شماره در کنار جمله ای که به فارسی تو را دعوت می کند با این دختر نیمه برهنه تماس بگیری....
زنان ایرانی در شبکه های غیر اخلاقی امارات
حرف تازه ای نیست انگار. کسی را هم نگران نمی کند.
نیره اخوان بی طرف یکی از نمایندگان زن در مجلس هشتم اما در رابطه با حضور زنان ایرانی درشبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی به هم میهن می گوید : منتشر شدن چنین تصاویری در این موقعیت زمانی به دلیل مغشوش جلوه دادن چهره کشورمان است.
نماینده اصفهان اعتقاد دارد: چنینی مسایلی در لایه های پنهان هر کشوری وجود دارد حتی اگر همه مسایل را هم درست کنیم این مشکل در گوشه ای خودش را نشان می دهد ولی این که در چنین موقعیتی چنین اخباری منتشر می شود برای آن است که بگویند در کشوری اسلامی که ادعای اخلاقیات دارد، چنین اتفاقاتی می افتد .
او هم مانند بقیه مسوولان از خرید و فروش زنان ایرانی در امارات اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید: باید مسئولان و متولیان در این رابطه پاسخگو باشند ، من از صحت و چرایی این اتفاق اطلاعی ندارم .
به جز دبی افغانستان، پاکستان و هندو ستان نیز از جمله کشورهایی هستند که به تجارت دختران ایرانی می پردازند .
در یکی از گزارش هایی که به موضوع قاچاق زنان در ایران پرداخته آمده است: در رابطه با قاچاق دخترتن و زنان ایرانی نوشته است آمده است: یکی از دلایل فرار دختران ایرانی و گرفتار شدن در چنین باند های فقر مالی توام با فقر فرهنگی است. افراد باندهای فوق با سواستفاده از این ضعف، به ‏روستاهای کوچک و محروم می روند (خصوصا در استان خراسان به دلیل نزدیکی ) و با خانواده ها صحبت می کنند ‏که از این طریق دخترانشان به استقلال می رسند، خرج خودشان را تامین می کنند و می توانند در آینده ای نه چندان دور ‏آنان را نیز تامین کنند و بدین ترتیب اجازه خرید دختر را از پدرش می گیرند.
حتی در بعضی موارد دیدم که به صورت ‏علنی هم گفته شده که دخترشان را برای چه موردی خریداری می کنند ولی باز در نهایت تعجب موافقت شده است. طبق ‏گفته این دختران به طور معمول در ازای هر دختر 6 - 7 میلیون تومان به خانواده شان پرداخت می شود. البته دختران 10-‏‏12 ساله به مبلغ 20 میلیون تومان خریداری می شوند که آنان را برای شیوخ امارات می برند. چرا که آنان به دختران این ‏رده سنی علاقه مند هستند! مواردی هم بودند که در خانواده، شخصی بیماریهای نظیر کبد و کلیه داشته و به پول احتیاج ‏شدید داشتند و آن پول را از فروش دخترشان تامین کردند. در این موارد خانواده راضی نبودند اما بر اثر ناچاری دست به ‏این کار زده اند.
سولماز شریف، نویسنده این گزارش در گفت و گو با یک کارشناس اجتماعی به بررسی علل رایج بودن قاچاق زنان و دختران در استانهای خراسان، سیستان و بلوچستان و افغانستان ‏و پاکستان پرداخته و گفته است: قاچاقچیان، این دختران و زنان را در خانواده هایی که غالبا شرایط نابسامان اقتصادی به سر می برند، ‏شناسایی و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که دارای ثروت هستند، خواستگاری می کنند و پس از عقد آنها را به خانه ‏های فساد در شهرهایی نظیر کویته، کراچی و... اعزام می کنند که بر اساس یافته های این تحقیق مناطق حاشیه نشین مشهد ‏از مناطقی است که این پدیده در آن کاملا به چشم می خورد. ‏
این کارشناس به ابعاد نگران کننده پدیده فروش دختران توسط خانواده خود و یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی ‏اشاره می کند و می گوید: مطابق بررسیها قربانیان اولا هیچ آگاهی از قاچاق شدن خود نداشته اند و از آنجا که ازدواج آنها ‏به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج با اجبار، زور، تهدید و فریب به زاهدان و سپس به پاکستان و افغانستان ‏منتقل می شوند. نکته این است که همه قربانیان از طریق صیغه، ازدواج کرده و عدم ثبت رسمی عقد آنها در این شکل یکی ‏از معضلات اساسی شده است.‏
معمولا دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند و آنها به دو صورت قاچاق می شوند، ‏تعدادی از زنان و دختران به طور رسمی خواستگاری شده و در ازای پرداخت مبالغی به خانواده هایشان از مرز عبور داده ‏می شوند و عده ای دیگر دخترانی هستند که ربوده شده و یا توسط اعضای باند اغفال می شوند و بدون اجازه پدر از کشور ‏خارج می شوند. اگر مردان عرب این دختران را به همسری انتخاب کنند مشکل زیادی وجود ندارد اما مشکل زمانی به ‏وجود می آید که دختران ایرانی مورد استقبال قرار نمی گیرند، بنابراین به روسپیگری در کلوپ ها و کاباره ها مشغول می ‏شوند. ‏