۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

مرگ و قیام مسیح

کلام خدا موضوع مرگ و قیام مسیح را به کاشتن و دور کردن تشبیه میکند تا پرده از راز هویت الهی و آسمانی خداوند ما عیسی مسیح بر دارد و تفاوت غیر قابل انکار او با تمام انبیاء را بر تمامی بشر آشکار سازد .

اگر به قانون طبیعی کاشتن و درو کردن انسان در غلاطیان 7:6 توجه کنیم میگوید:

هرآنچه که آدمــی بکارد همان را درو میکند

و این اتفاقی ست که در تمامی دوران عالم هستی بدون استثناء تکرار شده است چون این نظام طبیعت زمینی میباشد که خدا آفریده است. اگر به تاریخ نگاه کنیم درمییابیم که دقیقا:

آنچه که انبیا کاشتند همان را درو کردند

آنچه که دانشمندان کاشتند همان را درو کردند

آنچه که سیاستمداران کاشتند همان را درو کردند

آنچه زارعین و کشاوران کاشتند همان را درو کردند

چون انسان بودند و فوق از این نه توانستند عمل کنند و نتوانستند ادعا کنند، تا روزی که موضوع مرگ و دفن عیسی مسیح در غروب جمعه و زنده شدن و قیام او در طلوع صبح یکشنبه اتفاق افتاد و قانون کاشتن و درو کردن بگونه دیگری عمل کرد.

حالا به اول قرنتیان 15: 42 تا 44 نگاه کنیم

در روز جمعه صلیب فساد انسانی ما کاشته شد و در یکشنبه قیام بی فسادی الهی روئیده شد

در روز جمعه صلیب ذلت انسانی ما کاشته شد و در یکشنبه قیام جلال الهی روئیده شد

در روز جمعه صلیب ضعف انسانی ما کاشته شد و در یکشنبه قیام قوت الهی روئیده شد

در روز جمعه صلیب جسم نفسانی ما کاشته شد و در یکشنبه قیام جسم روحانی روئیده شد

و اگر این تفاوت بین کاشتن در جمعه صلیب و روئیده شدن در یکشنبه قیام را با قانون آنچه آدمی بکارد همان را درو میکند مقایسه کنیم تنها دو راه برای توجیه موجودیت عیسی مسیح در پیش رو داریم:

اول اینکه بگوئیم عیسی مسیح موجودی خارق العاده بود که توانست ماورای طبیعت عالم الهی عمل کند و قانون طبیعت را نقض کند که در این صورت باید قدرت او را برابر یا همردیف با قدرت خدا بدانیم.

دوم اینکه او را درحقیقت خدای مجسم شده در جسم بدانیم که به میان ما آمده است تا طبیعت ما را عوض کند.

اما آیا به راستی این قانون کاشتن و درویدن در مرگ و قیام مسیح شکسته و نقض شد؟ جواب البته خـیر است قانون خدا تغییر کردنی نیست . برای توضیح بیشتر یکبار دیگر به غلاطیان 7:6 نگاه کنیم که میفرماید:

هـــر آنچه آدمـــی بکارد

این آیه در مورد آدمی که مخلوق است صحبت میکند و هرگز هم شکسته نشده است. ولی اول قرنتیان 15 : 42 تا 44 در مورد کلمه جسم پوشیده خدا عیسی مسیح صحبت میکند که قادرست از نیستی ها هستی ها را بیافریند .بنابراین جای شکی باقی نمیماند که عیسی مسیح برخاسته از مردگان همان کلمه مجسم شده خداست که تمام عا لم ها بوسیله او آفریده شد.

تبدیل فسادمان به بی فسادی الهی

تبدیل ذلت هایمان به جلال الهی

تبدیل ضعفهایمان به قدرت الهی

تبدیل نفسانیتمان به روحانیت الهی




در مرگ و قیام پر جلال عیسی مسیح مبارک باد



http://www.my-savior-jesus.blogfa.com/

اظهارات احمدی‌نژاد ماهیت واقعی رژیم تهران را آشکار ساخت

رادیو آلمان: سخنان محمود احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل اعتراض و واکنش شدید بسیاری از کشورها را در پی داشت. نمایندگان کشورهای مختلف با ناخشنودی از اظهارات ضداسراییلی و یهودی‌ستیزانه‌ی احمدی‌نژاد نشست سازمان ملل را ترک کردند.

محمود احمدی‌نژاد با سخنان ضداسراییلی و یهودی‌ستیزانه، سبب ناخشنودی و اعتراض مجمع عمومی سازمان ملل متحد شد. احمدی‌نژاد اسراییل را متهم کرد که بر سیاست بین‌المللی فرمان رانده و با «برقراری شبکه پیچیده اقتصادی و فرهنگی سبب ایجاد برده‌داری نوینی» شده است.

احمدی‌نژاد در بخشی دیگر از سخنانش، با توجه به سیاست‌های نظامی آمریکا، گفت: «پذيرفتنی نيست که عده‌ای از چند هزار کيلومتر دورتر در منطقه خاورميانه دخالت نظامی کنند و کشتار، جنگ، ترور، تهديد و تجاوز را به همراه آورند.»


اعتراض نمایندگان بسیاری از کشورها به سخنان احمدی‌نژاد

اسراییل در روز پیش اعلام کرده بود که سخنرانی احمدی‌نژاد را تحریم خواهد کرد. بسیاری از هیئت‌های نمایندگی، از جمله آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، دانمارک و مجارستان، نیز در حین سخنرانی احمدی‌نژاد، به حالت اعتراض اجلاس سازمان ملل را ترک کردند. کشورهای نظیر آرژانتین، کوستاریکا، استرلیا و زلاند نو نیز به جمع معترضان پیوستند و از مجمع عمومی سازمان ملل بیرون رفتند.

احمدی‌نژاد در مورد مناقشه اتمی سخنی بر زبان نراند. وی تنها اطمینان داد که تهران خواهان همکاری‌های سازنده برای حل مشکلات بین‌المللی و چالش‌های پیش رو در جهان است.


واکنش هیئت‌های نمایندگی آلمان وآمریکا

احمدی‌نژاد پیش از این نیز در مراسم روز قدس در تهران، با انکار مجدد هولوکاست سبب واکنش‌های شدید جامعه بین‌المللی شده بود. ساختمان سازمان ملل که به شدت از سوی نیروهای انتظامی محافظت می‌شد، در محاصره سازمان‌ها و گروه‌های مدافع حقوق بشر قرار داشت که با اعتراض به حضور احمدی‌نژاد در نیویورک دست به تظاهرات می‌زدند.

سخنگوی سفیر آلمان در سازمان ملل متحد، سخنان احمدی‌نژاد درباره اسراییل را «یهودی‌ستیزانه و غیرقابل‌قبول» خواند. وی گفت: «بدین دلیل آلمان و بسیاری از هیئت‌های نمایندگی کشورهای اروپایی به نشانه اعتراض سالن را ترک کردند».

مارک کورن‌بلاو، سخنگوی نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، نیز گفت: «باعث تاسف و یأس است که آقای احمدی‌نژاد بار دیگر اظهاراتی یهودی‌ستیزانه و مملو از تنفر و تحقیر را برای سخنرانی خود برگزیده است.»

اسراییل سخنرانان احمدی‌نژاد را محکوم کرد

دولت اسراییل رسماً سخنان احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل را به عنوان مواضعی یهودی‌ستیزانه محکوم کرد. گابریلا شالو، سفیر اسراییل در سازمان ملل متحد، در رادیوی این کشور گفت: «سخنان تنفرآمیز احمدی‌نژاد بار دیگر نشان داد که چه خطری از سوی ایران در کمین نشسته است.»

بنیامین نتانیاهو درصدد است که در سخنان خود در سازمان ملل، تهدیدات موجود از سوی ایران را مستدل و روشن سازد.

مایکل اورن، سفیر اسراییل در آمریکا، نیز سخنان احمدی‌نژاد را «یهودی‌ستیزی شناخته‌شده و قدیمی» خواند و افزود: «اظهارات احمدی‌نژاد ماهیت واقعی رژیم ایران را برای کسانی نیز که تاکنون تردید داشتند، آشکار ساخت.»

حکم بازداشت سعید لیلاز دو ماه دیگر تمدید شد

روزنامه سرمایه: با وجود قرار وثیقه 200 میلیون تومانی برای آزادی سعید لیلاز توسط قاضی پرونده وی، حکم بازداشت او به مدت دو ماه دیگر تمدید شد.سپهرناز پناهی (همسر لیلاز) با تاکید بر این مطلب که «لیلاز بیش از 90 روز است که در سلول انفرادی به سر می برد»، تصریح کرد: «دادستان پیشین تهران قبل از تحویل پست خود مدت بازداشت لیلاز را به مدت دو ماه تمدید کرده است اما قاضی این پرونده وثیقه ای به مبلغ 200 میلیون تومان برای آزادی لیلاز تعیین کرده بود. در پی اعتراض لیلاز به دوگانگی حکم دیروز (چهارشنبه) با حضور وی جلسه ای در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل شد که در نهایت حکم دادستان پیشین تهران یعنی تمدید بازداشت لیلاز به مدت دو ماه تایید شد.»پناهی ادامه داد: «تمدید مدت بازداشت لیلاز در شرایطی انجام شد که دوره بازجویی وی مدت ها پیش از این تمام شده و قاضی پرونده حکم متفاوتی در این باره داده است.»

فیلم؛ صندلی های خالی و ترک تالار هنگام سخنرانی احمدی ‏نژاد

فیلم؛ اعتراضات شبانه در تهران هنگام سخنرانی احمدی نژاد

ترک تالار مجمع عمومی سازمان ملل هنگام سخنرانی احمدی ‏نژاد

به گزارش خبرگزاری فرانسه از نیویورک، نمایندگان برخی کشورها از جمله ایالات متحده و فرانسه هنگام سخنرانی احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل در اعتراض به سخنان او تالار را ترک کردند. هنگام سخنرانی احمدی نژاد اکثر صندلی های تالار مجمع عمومی سازمان ملل خالی بود.

یک دیپلمات فرانسوی با غیرقابل قبول خواندن سخنان احمدی نژاد گفت، ما به این دلیل تالار را ترک کردیم.

یک دیپلمات ارشد آمریکايی نیز گفت، رئیس جمهور رژیم تهران یک بار دیگر سخنانی نفرت انگیز و توهین آمیز به زبان آورد.

به گفته یک منبع دیپلماتیک، نمایندگان 12 کشور (آمریکا، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، آلمان، دانمارک، مجارستان، آرژانتین، استرالیا، نیوزلند، اوروگوئه و کاستاریکا) هنگام سخنرانی احمدی نژاد تالار مجمع عمومی سازمان ملل را ترک کردند.

کانادا نیز پیشاپیش اعلام کرده بود که سخنرانی احمدی نژاد را تحریم خواهد کرد.


متن كامل سخنان احمدی نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل

خبرگزاري حکومتی فارس: رئيس جمهور بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد.

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به نيويورك، محمود احمدي نژاد بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد كه متن آن به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
جناب آقاي رئيس،
همكاران گرامي ،خانم ها و آقايان
خداي بزرگ را از اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع مهم جهاني سپاسگزارم. طي چهارسال گذشته از چالش هاي اصلي پيش روي جهان، علل و عوامل ريشه اي بروز و پايداري آنان و ضرورت بازنگري در انديشه و عمل صاحبان قدرت و همچنين نياز به سازوكارهاي جديد با شما سخن گفتم .
از دو جريان متقابل كه يكي بر اساس ترجيح منافع مادي خود بر ديگران ، با توسعه نابرابري و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها ، تجاوز و اشغالگري و فريب كاري ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست و در نتيجه نااميدي و آينده اي تاريك را در برابر بشريت ترسيم مي نمايد و ديگري كه با ايمان به خداي يگانه و در پيروي از تعليمات انبياء الهي، با احترام به كرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ، در صدد برپايي جهاني سرشار از امنيت ، آزادي ، رفاه و صلح پايدار مبتني بر عدالت و معنويت براي همگان است. جرياني كه به تك تك انسانها و ملت ها و فرهنگ هاي ارزشمند بومي ، ملي و انساني احترام مي گذارد ، خواستار نفي تبعيض از جهان و برابري همه در برابر قانون مبتني بر عدالت، در استفاده از امكانات، فرصتهاي علم آموزي ، كمال انساني و پيشرفت است و آينده اي اميد بخش را ترسيم مي كند. از ضرورت تغيير بنيادين در نوع نگاه به جهان و انسان و لزوم برپايي نظامات عادلانه و انساني جديد براي ساختن فردايي روشن سخن گفتم.

دوستان و همكاران؛
امروز و در ادامه، درباره ابعاد تحول و تغييراتي كه بايد به وجود آيد نكاتي را به عرض شما خواهم رساند .
نكته اول؛
بسيار روشن است كه ادامه وضع موجود حاكم بر جهان ممكن نيست. شرايط يك جانبه و نامطلوب فعلي، بر خلاف فطرت انسان و در نقطه مقابل هدف از خلقت جهان و انسان است.
ديگر نمي شود با ايجاد دارايي هاي كاذب كاغذي، معادل دهها هزار ميليارد دلار ثروت غير واقعي را به اقتصاد جهان تزريق كرد و با ايجاد كسري بودجه هاي شديد، تورم و مشكلات اقتصادي و اجتماعي را به ديگران منتقل كرده و ثروت ديگران را به اقتصاد برخي دولتهاي خاص منتقل نمود.
ماشين اقتصاد سرمايه داري لجام گسيخته با تنظيمات ناعادلانه به پايان راه رسيده و از كار افتاده است و اين معادله يك سويه قابل دوام نيست.
دوران تحميل انديشه سرمايه داريِ بي عاطفه و تحميل سليقه و علاقه يك گروه خاص بر جامعه جهاني، توسعه سلطه بر جهان به نام جهاني‌سازي و عصرِ برپايي امپراطوريها به پايان رسيده است. دوران تحقير ملتها و اعمال سياستهاي دوگانه و معيارهاي چندگانه سپري شده است.
اينكه تحقق نتايج دلخواه برخي دولت ها، تنها ملاك بود و نبودِ آزادي و دموكراسي باشد و تحت لواي آزادي، زشت ترين روش هاي فريب و تهديد، دموكراتيك جلوه داده شده و ديكتاتور مآب ها، دموكرات به حساب آيند، قبيح و فاقد مشروعيت است. ديگر زمان آن گذشته است كه عده اي خود، دموكراسي و آزادي را تعريف كنند، خود معيار آن باشند و در حاليكه خود، اول ناقض آن هستند، در موضع قاضي و مجري نيز قرار گيرند و با دولتهاي متكي بر مردمسالاري حقيقي مبارزه كنند. گسترش آزادي هاي جهاني و بيداري ملت ها ديگر اجازه اين مشرب ناصواب را نمي دهد و به همين دلايل است كه اغلب ملت ها و از جمله مردم امريكا در انتظار تغييرات گسترده، عميق و واقعي هستند و از شعار تغيير استقبال كردند و مي كنند.
چه كسي تصور مي كند ادامه اعمال سياست هاي غير انساني در فلسطين امكان پذير باشد؟ اينكه ملتي را بر خلاف همه معيارهاي انساني با زور سلاح و با تبليغات فريبنده بيش از 60 سال از خانه خود برانند، با روش هاي ضدبشري و موشك و حتي تسليحات ممنوعه بر او بتازند و در مقابل، حق دفاع مشروع را نيز از او سلب كنند و عجيب‌تر آنكه در برابر نگاه بهت زده جهانيان، متجاوزان و اشغالگران را "صلح طلب " و "صاحب حق " و مردم تحت ستم را "تروريست " بنامند.
چگونه ممكن است جنايات عده اي اشغالگر عليه كودكان و زنان بي دفاع و تخريب خانه ها و مزارع و مدارس و بيمارستانها مورد حمايت كامل و بي قيد و شرط برخي دولت ها قرار گيرد و مردان و زنان مظلوم به جرم دفاع از خانه و وطن خود تحت سنگين ترين محاصره ها و تحريم هاي غذايي و آب و دارو و مورد نسل‌كشي قرار گيرند. حتي از بازسازي اماكن آنان كه در تهاجم وحشيانه 22 روزه صهيونيست‌ها تخريب شده است، آنهم در آستانه زمستان، جلوگيري شود و همزمان متجاوزان و حاميان آنان شعار دفاع از حقوق بشر سرداده و ديگران را به اين بهانه تحت فشار قرار دهند. ديگر قابل قبول نيست كه يك اقليت محض با يك شبكه پيچيده با طراحي غير انساني، بر اقتصاد و سياست و فرهنگِ بخش هاي مهمي از جهان حاكم شود، برده داري نوين راه‌اندازي كند و تمام حيثيت ملتها حتي ملتهاي اروپا و امريكا را قرباني مطامع نژادپرستانه خود كند.
پذيرفتني نيست كه عده اي از چند هزار كيلومتر دورتر در منطقه خاورميانه دخالت نظامي كنند و كشتار، جنگ، ترور، تهديد و تجاوز را به همراه آورند ولي حساسيت ملتهاي منطقه به سرنوشت و امنيت ملي خود و فرياد اعتراض آنان به بي عدالتي ها و تجاوز ها و حمايت آنان از هموطنان و هم كيشان مظلوم شان را ضديت با صلح و دخالت در امور ديگران بنامند. وضع عراق و افغانستان را ببينيد.
ديگر نمي شود با شعار مبارزه با تروريسم و مواد مخدر سرزميني تحت سلطه نظامي قرار گيرد ولي توليد مواد مخدر و دامنه تروريست در آن چند برابر شود، و هزاران نفر از مردم بيگناه كشته و زخمي و آواره شوند ، تاسيسات زيربنايي نابود گردد ، امنيت منطقه اي تحت مخاطره قرار گيرد و عاملان اصلي اين فجايع دائما ديگران را متهم كنند. نمي شود شعار دوستي و همراهي با ملتها سرداد و همزمان پايگاههاي نظامي را در مناطق جهان از جمله آمريكاي لاتين توسعه داد. اين وضعيت قابل ادامه نيست. ديگر نمي توان سياست هاي توسعه طلبانه و ضد انساني را با منطق نظامي گري به پيش برد ، منطق زور و تهديد عواقب وخيم تري را به دنبال داشته و بر مشكلات موجود به شدت مي افزايد.
غير قابل قبول است كه هزينه نظامي برخي از دولتها چند برابر هزينه نظامي كل دولتهاي جهان باشد، سالانه صدها ميليارد دلار سلاح صادر كنند، سلاح شيميايي و بيولوژيكي و اتمي انبار كنند، در نقاط مختلف دنيا پايگاه و نيروي نظامي داشته باشند و در همين حال ديگران را متهم به نظامي‌گري كنند و با سوء استفاده از امكانات جهاني و با شعار دروغين مقابله با گسترش تسليحات، مانع از پيشرفت علمي ساير ملتها شوند.
قابل قبول نيست كه سازمان ملل و شوراي امنيت كه بايد نماينده همه ملتها و دولت ها باشند و تصميم گيري در آن براساس مردمي ترين و دموكراتيك ترين شيوه ها باشد تحت سلطه چند دولت و در خدمت منافع و خواست آنها باشد. اصولاً در دنيايي كه انديشه و فرهنگ و افكار عمومي عامل تعيين كننده است، ادامه اين وضع ناممكن و تحول اساسي يك ضرورت غير قابل اجتناب است. ما خواهان برپايي يك نظام نوين در جهان هستيم.
نكته دوم؛
تغيير و تحول بايد هم در حيطه نظري و هم از حيث عملي در ساختارها و روش ها به صورتي اساسي و بنيادين صورت گيرد. ممكن نيست با مباني فكري و سازوكارهايي كه خود مسبب و عامل اصلي همه مشكلات جامعه بشري بوده اند، وضعيت را متحول و دنياي مطلوب را برپاكرد . انديشه ليبراليستي و سرمايه داري سلطه گر كه انسان را از اخلاق و آسمان جدا مي كند، نه تنها سعادت را به ارمغان نمي آورد بلكه خود عامل بدبختي ها و از جمله جنگ ها و فقرها و محروميت هاست.
همگان شاهد بودند كه چگونه ساختارهاي يكسويه اقتصادي تحت اشراف جهت گيريهاي سياسي، منافع ملتها را به پاي عده‌اي سرمايه دار بي اخلاق بر باد داد. اين ساختارها نمي توانند اصلاح كننده اوضاع باشند.
ساختارهاي سياسي و اقتصادي- پس از جنگ جهاني دوم كه برآمده از نيات سلطه بر جهان هستند نتوانستند تامين كننده عدالت و امنيت پايدار باشند. حاكماني كه قلب آنان به عشق انسانها نمي‌تپد و در وجود خود انديشه عدالت را قرباني كرده‌اند هرگز نمي‌توانند صلح و دوستي را به بشر هديه كنند. به لطف خدا همچنان كه ماركسيسم به تاريخ پيوست، سرمايه داريِ توسعه طلب نيز به تاريخ سپرده خواهد شد . زيرا بر اساس سنت الهي كه قرآن كريم از آن به مثابه يك اصل ياد مي كند باطل چون كفِ رويِ آب رفتني است و تنها آنچه به نفع جامعه بشري است ماندگار خواهد بود .
بايد همگان مراقب باشند كه اهداف استعماري ، تبعيض آلود و غير انساني صرفاً با تغيير شعار و با بسته بندي هاي جديد دنبال نشود . جهان نيازمند تغييرات اساسي است و همه بايد كمك و همكاري كنند كه اين تغييرات در مسير درست اتفاق بيفتد تا در پرتو آن هيچ كس و هيچ دولتي خود را مستثني از تغيير و برتر از ديگران نشمارد و با ادعاي رهبري جهاني، به دنبال تحميل خود بر ديگران نباشد.
نكته سوم ؛
رمز و راز اصلي همه مشكلات جامعه جهاني، دورشدن عده اي از حاكمان از اخلاق، ارزش هاي انساني و تعليمات انبياء الهي است. متاسفانه در بسياري از مناسبات اصلي جهان، عشق و فداكاري براي نجات و سعادت ديگران و پافشاري بر عدالت و كرامت انساني، جاي خود را به خودخواهي، زياده طلبيِ سيري‌ناپذير و لذت‌جويي فردي بي انتها سپرده است. يكتاپرستي جاي خود را به خودپرستي داده است برخي خود را به جاي خدا نشانده اند و بدون كسب صلاحيت هاي انساني اصرار دارند طرز تلقي و خواسته خود را برجهان تحميل كنند. دروغ به جاي راستي، دورويي به جاي صداقت، خودخواهي بجاي فداكاري نشسته است. فريبكاري در تعاملات، درايت و سياستمداري نام گرفته است و چپاول ثروت ديگران به نام عمران و توسعه، اشغالِ سرزمين ملتها به نام اهداي آزادي و دموكراسي و سركوب ملتهاي بي‌دفاع به نام دفاع از حقوق بشر رايج شده است.
دوستان و همكاران گرامي؛
حل مشكلات جهاني و برپايي عدالت و صلح جز با عزم عمومي و همراهي همه ملتها و دولت ها غير ممكن است. دوران قطب بندي هاي ناشي از نظام سلطه و حكومت چند دولت معدود برجهان به پايان رسيده است.
امروز بايد با يك تعهد جمعي، در برابر وضع موجود قيام كنيم، تغيير و تحول را جدي بگيريم و در يك مشاركت و مجاهدت عمومي تلاش كنيم تا همگي به ارزش هاي اخلاقي و انساني و فطري رجعت نمائيم. پيامبران الهي و صالحان آمده اند تا حقيقت انساني و مسئوليت هاي فردي و اجتماعي انسان را در برابرش قرار دهند. پاكي، ايمان زلال به خداي يكتا و به حساب و كتاب اخروي و به اجراي عدالت در دوجهان، جستجوي سعادت حقيقي در سعادت ديگران و رفاه و امنيت در رفاه و امنيت ديگران، احترام به نوع انسان و تلاش براي توسعه محبت و مهر به جاي كينه ورزي و خودخواهي و ترويج خدمت به ديگران به جاي تسلط بر آنان در رأس تعليمات انبياء الهي از آدم تا نوح و از نوح تا ابراهيم و موسي و عيسي و رسول خاتم حضرت محمد صلوات الله و سلامهُ عليهم بوده است.
همه آنها آمده اند كاري كنند كه جنگ نباشد، تبعيض و فقر ريشه كن شود، جهل نابود گردد و خوشبختي بر تمام انسانها و جوامع حاكم شود. آنان بهترين هداياي الهي بر بشريتند.
اگر انديشه انتظارِ حاكميت خوبي ها و حكومت صالح، به انديشه اي همگاني تبديل شود و دست در دست هم براي سعادت كل جهان تلاش كنيم، آنگاه اميد به اصلاح، واقعي‌تر و روزافزون مي‌شود.
نكته چهارم؛
به نظر اينجانب چند دستور كار مهم پيش روي همه ماست و دبيركل و مجمع عمومي سازمان ملل مي توانند بر اساس آن اقدامات لازم را برنامه ريزي كنند و در اين مسير پيشگام باشند؛
1- اصلاح ساختار سازمان ملل و تبديل آن به يك سازمان روزآمد و كاملا مردمي، آزاد، عادل و موثر در مناسبات جهاني، اصلاح ساختار شوراي امنيت، سلب امتياز ويژه تبعيض آلود حق وتو، اعطاي فوري و كامل حقوق مردم فلسطين با برگزاري همه‌پرسي آزاد و زمينه سازي زندگاني مسالمت آميز مسلمانان و مسيحيان و يهوديان فلسطيني و قطع دخالت‌ها در امور عراق و افغانستان، مردم افريقا و امريكاي لاتين و آسيا و اروپا.
حكومت باكفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز، اين كلام پيامبر الهي حضرت محمد(ص) است. ظلم و نقض حقوق انسانها، در فلسطين نظير استمرار آواره كردن عده ديگري از صاحبان اصلي سرزمين فلسطين كه در بيت‌المقدس ساكن بودند و تخريب منازل توسط اشغالگران قدس، و در افغانستان و پاكستان از طريق بمبارانهاي هوايي، و در زندان گوانتامو كه متأسفانه هنوز تعطيل نشده است و زندانهاي مخفي در اروپا، ادامه دارد.
ادامه وضع حاضر، موجب تشديد كدورت ها و خشونتها مي شود. بايد جلوي ظلم و تجاوز گرفته شود. متأسفانه گزارشات رسمي مربوط به اقدامات رژيم صهيونيستي در نوار غزه به طور كامل منتشر نشده است. دبيركل محترم و سازمان ملل در اين موارد وظايف سنگيني بر دوش دارند كه بايد دنبال شود. جامعه جهاني بي صبرانه منتظر مجازات عادلانه متجاوزان به غزه و قاتلان مردم بي دفاع آن است.
2 - اصلاح ساختارهاي اقتصادي و برپايي مناسبات اقتصادي اخلاقي و انساني در جهان كه در خدمت كمال انسانها و مبتني بر عدالت واقعي باشد. مناسبات اقتصادي كه استعداد و توان ملتها را شكوفا كند و رفاه را به همگان هديه و زندگي نسلهاي آينده را نيز تضمين نمايد.
3- اصلاح مناسبات سياسي بين المللي، بنانهادن روابط برپايه صلح و دوستي پايدار، ريشه كني مسابقات تسليحاتي و سياسي خانمان‌برانداز و خلع سلاح اتمي، شيميايي و بيولوژيكي و زمينه سازي براي استفاده همگاني از فنآوريهاي پيشرفته و صلح آميز در جهت پيشرفت بشري
4-اصلاح ساختارهاي فرهنگي، احترام به آداب و سنتهاي بومي ملتها، ترويج اخلاق و معنويت و تقويت اركان خانواده گرم، پايدار و خوشبخت به عنوان ستون فقرات جامعه سعادتمند.
5-اهتمام عمومي به صيانت از محيط زيستِ انساني و رعايت قوانين و مقررات جهاني جهت جلوگيري از انهدام ذخاير تجديد ناپذير طبيعت

نكته پنجم؛
اكنون كه ملت ايران با پشت سرگذاشتن انتخاباتي بسيار با شكوه و كاملاً آزاد فصل نويني را براي شكوفايي ملي و تعاملات گسترده‌تر جهاني رقم زده اند و با رأي قاطع، بار سنگين مسئوليت را بر دوش اينجانب نهاده‌اند اعلام مي كنم كه ملت بزرگ و تمدن ساز و نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان يكي از مردمي ترين حكومتهاي مترقي جهان آماده‌اند تا با استفاده از همه ظرفيت هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي خود و برپايه راه حل‌هاي انساني در يك برنامه عادلانه و احترام آميز جمعي، براي رفع نگرانيها و چالش هاي جامعه بشري مشاركت فعال و تاثير گذار داشته باشد.
ملت فرهنگ‌ساز ايران خود از بزرگترين قربانيان تروريسم كور بوده و در دهه اول انقلاب سي ساله خود گسترده ترين هجوم نظامي تجاوز كارانه به سرزمين خود را مظلومانه دفع كرده است. ملت ما همواره مورد بغض و بي مهري كساني قرار گرفته است كه روزي با همه توان از تجاوز صدام به خاكش و استفاده صدام از سلاح شيميايي، حمايت كردند و روزي ديگر به بهانه دفع شر همان صدام، به عراق لشگركشي كردند. امروز اين ملت خواستار برپايي دنيايي پر از زيبايي و مهرورزي براي آحاد ملتها و انسانهاست و اعلام مي نمايد كه ضمن دفاع قدرتمندانه از حقوق مشروع و قانوني خود، پاسدار صلح و امنيت پايدار براي همه ملتها بر اساس عدالت، معنويت و كرامت انساني است.
ملت ما آماده است براي تحقق اين اهداف همه دستهايي را كه با صداقت دراز مي شوند به گرمي بفشارد . هيچ ملتي در طي مسير كمال، خود را بي نياز از تغيير و اصلاح نمي داند؛ ما نيز از تغييرات واقعي و انساني استقبال مي‌كنيم و آماده مشاركت فعال در اصلاحات بنيادينِ جهاني هستيم.
بر همين اساس تاكيد مي نمايد كه:
تنها راه نجات، برگشت به توحيد و عدالت است و اين بزرگترين اميد و فرصت در همه عصرها و نسلهاست. بدون ايمان به خداوند و تعهد به اجراي عدالت و مقابله با بي عدالتي و تبعيض، نظامِ عالم، سامان پيدا نخواهد كرد.
انسان محور نظام هستي است. وجه ممتاز انسان، انسانيت اوست. همان حقيقتي كه خواستار عدالت، پاكي و عشق و علم و همه كمالات ديگر است. اين ارزشهاي انساني بايد حمايت و فرصت دست يابي به آنها، براي آحاد انسانها فراهم شود. حذف هر يك از آنها حذف بُعدي از ابعاد انساني است. اينها عناصر مشتركي است كه همه جوامع بشري را به هم پيوند مي زند و اساس صلح و امنيت و دوستي را تشكيل ميدهند.
اديان الهي به همه ابعاد زندگي بشر از جمله خداپرستي، اخلاق، عدالت، مبارزه با ظلم، كوشش براي برقراري حكومت هاي عادل و صالح توجه كرده اند. حضرت ابراهيم منادي توحيد در برابر نمرود، حضرت موسي عليهماالسلام در برابر فرعون و حضرت عيسي و حضرت محمد صلوات اله و سلامه عليهم در برابر ظالمان زمان خود ايستادند تا آنجا كه تهديد به مرگ شدند و از سرزمين خود آواره گشتند.
بدون ايستادگي و اعتراض، بي عدالتي ها از جهان برچيده نخواهد شد.
نكته ششم؛
همكاران و دوستان عزيز؛
جهان در حال تغيير و تحول است. سرنوشت وعده داده شده الهي براي بشر، برپايي حيات طيبه انساني است. دوراني خواهد آمد كه عدالت همه‌گير و جهان شمول مي شود و تك تك انسانها محترم و عزيز شمرده مي شوند. آنگاه است كه راه كمال معنوي انسان گشوده و سير او به سوي خدايي شدن و تجلي اسماء الهي محقق مي شود. انسان بايد به نقطه اي برسد كه نماد "علم و حكمت "، "رحمت و رأفت "، "قسط و عدالت " ، "قدرت و خلاقيت " و "بخشش و لطف " خداوند باشد.
اينها همه در سايه حاكميت انسان كامل، آخرين ذخيره خداوند، فرزندي از نسل پيامبر گرامي اسلام يعني حضرت مهدي (عليه السلام) محقق خواهد شد كه خواهد آمد و حضرت مسيح ابن مريم (عليهما السلام ) و انسانهاي صالح ديگر نيز او را در اين ماموريت بزرگ جهاني همراهي خواهند فرمود و اين همان انديشه انتظار است. انتظار حاكميت خوبي ها و حكومت صالح كه انديشه جهاني و فطري و مايه اميد ملتها به اصلاح جهان است.
آنها خواهند آمد و با كمك انسانهاي مومن و صالح همه آرزوهاي تاريخي بشر براي آزادي ، كمال، رشد ، امنيت و آرامش ، صلح و زيبايي را به همراه خواهند آورد. خواهند آمد تا بساط جنگ و تجاوز را برچينند و همه علم و معنويت و دوستي را به جهان هديه كنند.
آري آري آينده روشن بشريت در راه است.
دوستان، بياييد در انتظار آن دوران زيبا و در تعهدي جمعي، سهمي مناسب در فراهم كردن بستر ها و مقدمات براي ساختن اين آينده برعهده بگيريم.
زنده باد عشق و معنويت، زنده باد صلح و امنيت، زنده باد عدالت و آزادي
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

تظاهرات ایرانیان؛ سازمان ملل جای جنایتکاران نیست

مخالفان رژیم جمهوری اسلامی طی روزهای چهارشنبه و پنج شنبه ( 23 و 24 سپتامبر) در بسیاری از شهرهای جهان علیه حضور پاسدار جنایتکار محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دست به تظاهرات خواهند زد. نخستین تظاهرات از بامداد امروز در شهر نیویورک آغاز شده است.

در آلمان فراخوان مشترکت شهرهای دوسلدورف، کلن و آخن
تظاهرات در شهر کلن
2009.09.23
شروع برنامه ساعت 19:00
مکان Köln-Roncalliplatz
(Domplatte)

در برلین تظاهرات روز 23 سپتامبر 2009 در ساعت 19:30 .
مکان گردهمائی :
Gedächtnis-Kirche / Breitschneidplatz

در مونیخ تظاهرات
پنجشنبه 24 سپتامبر . 2009 ساعت 19.30
مکان: Neuhauserstraße 8 (Fußgängerzone

در بروکسل تظاهرات
پنجشنبه 24 سپتامبر ساعت 15
میدان شومن مقابل اتحادیه اروپا

لیست اسامی دستگیرشدگان و فریادهای اعتراض آمیز خانواده ها

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده، خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و سایر دستگیر شدگان درمقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی برپا کردند.آنها با خشم و فریادهای اعتراض آمیز خود خواستار آزادی فوری عزیزان خود هستند و به قاضیهای ولی فقیه در دادگاه انقلاب هشدار میدادند در صورت اعمال هرگونه شکنجه علیه عزیزانشان باعث اعتراضات گسترده آنها خواهد شد.
روز چهارشنبه 1 مهرماه حدود 130 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار آزادي فوري عزيزان خود بودند و اعلام مي كردند به هيچ عنوان به حكومت اجازه نخواهند داد كه با بازداشتي هاي روز جمعه 27 شهريور مانند ديگر بازداشتي ها برخورد كند و با وارد كردن اتهامات بي اساس و پرونده سازي آنها را به ميز محاكمه بكشاند و با شدت اعلام مي كردند هر روز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تجمع مي كنند تا هر چه زودتر عزيزانشان آزاد شوند.و واي به حال حكومت اگر سخني از شكنجه و تجاوز و بدرفتاري با عزيزانشان بشنوند كه به هيچ عنوان سكوت نخواهند كرد و به اعتراضات خود شدت خواهند داد .ماموران جلوي درب دادگاه انقلاب با لحني تند و غیر انسانی خانواده ها را از ايستادن در مقابل درب ورودي منع مي كردند .
پس از شدت یافتن اعتراضات خانواده ها تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شدند و اعتراضات خانواده ها را زیر نظر داشتند.
وقتی که اعتراضات خانواده ها بالا گرفت، اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه توسط دادگاه انقلاب و زندان اوين تاييد شد اما همچنان اسامي تعداد زیادی از بازداشتي ها و مكان نگهداري آنها تاييد و مشخص نشده است و خانواده ها هر روز مسير دادگاه انقلاب و زندان اوين را با نگراني از وضعيت عزيزانشان طي مي كنند..
همچنین همزمان در حدود 60 نفر از خانواده بازداشتي ها نيز در مقابل درب دژباني زندان اوين تجمع كردند و خواهان آزادي فوري عزيزان خود بودند ولی ماموران زندان اوين به سمت آنها یورش بردند و با اعمال فشار،تهدید و حتي فحاشي خانواده ها را مجبور كردند در قسمت پايين زندان اوين بايستند تا در معرض دید عابرین قرار نگیرند و با گذاشتن تعدادی مامور سرکوبگر نزديك خانواده ها آنها را تحت كنترل خود داشتند و مانع هر گونه حركتي اعتراضی از طرف خانواده ها مي شدند.

لیست جدیدی از اسامی بازداشت شدگان 27 شهریور جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- مريم فتحي 26 ساله ليسانس زبان در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
2- فاطمه مهرزاد 35 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
3- فرزانه محمدي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
4- سارا نوري 26 ساله ليسانس حسابداري در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
5- آنا آجوداني 24 ساله دانشجوي شيمي در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6- معصومه آقايي 23 ساله دانشجو در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
7- پويا فرهودي 30 ساله ليسانس زيست مولكولي در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
8- اشكان مير علوي 28 ساله دانشجوي فوق ليسانس برق قدرت در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- فرشيد بابايي 23 ساله دانشجوي ارتباطات در بلوار كشاورز بازداشت و مكلان نگهداري وي نامشخص
10- عبدالله بهروزي 20 ساله دانشجو در طالقاني بازداشت و به اوين منتقل شده
11-نويد اميري نژاد 29 ساله ليسانس مديريت در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
12- پارسا تهراني اصل 32 ساله كارمند در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
13- محمد علي شيخان 18 ساله در وصال بازداشت و به اوين منتقل شده
14- ناصر اعتماديه 31 ساله در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
15- سهيل نيك پور 27 ساله دانشجوي معماري در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
16- مصطفي محمدي 29 ساله در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
17- مهدي خطيب داداشي 22 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- معين محسني 25 ساله شغل آزاد در فاطمي بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
19- امين جوادي لنگردي 21 ساله دانشجوي كامپيوتر مكان نگهداري وي نامشخص
20- پيمان زاهدي 28 ساله در جمالزاده بازداشت وبه اوين منتقل شده

آمار دستگیریهای روز جمعه 27 شهریور بالا تخمین زده می شود و آماری که نیروی انتظامی ولی فقیه انتشار داده است کذب محض می باشد و معلوم نیست با چه هدفی آمار دستگیر شدگان را بسیار پایین اعلام می کنند. حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد و همدستان او مانند علی اکبر حیدری فر،سبحانی ،راسخ و سایرین که مسئول صدور حکم قضائی برای دستگیری و انتقال آنها به شکنجه گاههای مخفی هستند در مقابل پیگیریهای خانواده ها از طریق منشیهای خود اظهار بی اطلاعی می کنند . ولی فقیه علی خامنه ای برخلاف وعده ای که داده بود که با کسانی که مرتکب جنایت شده اند برخورد می کند سعید مرتضوی از دستور دهندگان انتقال زندانیان سیاسی به اردوگاه مرگ کهریزک که منجر به جان باختن تعدادی از آنها گردید را نه تنها از سمت برکنار نکرد بلکه او را ترفیع نود و به سمت معاون دادستان کشور در سطح بالاتری برای ادامۀ جنایاتش منصوب نمود.سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی و همدستان او از منفورترین افراد جامعه ایران و سازمانهای حقوق بشری هستند.

مادران و پدران دردمند دستگیر شدگان 27 شهریور از مردم استمداد طلبیدن و خواهان حضور گسترده روزانۀ آنها در مقابل دادگاه انقلاب شدند تا از این طریق باعث آزادی عزیزان در بند و زیر شکنجۀ آنها شوند.لازم است به خواست مادران و پدران با حضور گسترده خود در مقابل دادگاه انقلاب آری گفته شود و باعث تسریع در آزادی قهرمانان در زنجیر شویم.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری گسترده جوانان و بخصوص دانشجویان قهرمان و انتقال آنها به نقاط نامعلوم جهت شکنجه های وحشیانه و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و نسبت به جان آنها عمیقا ابراز نگرانی می کند. از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار مداخلۀ قوری برای نجان جان آنها و آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است.

01 مهر 1388 برابر با 23 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

یکی دیگر از فعالان حقوق زنان ممنوع الخروج شد

سایت بارش نیوز در استان گلستان: خانم عاطفه پهلوان از فعالان حقوق زنان در استان گلستان، در فرودگاه تهران، ممنوع الخروج اعلام شده و پاسپورت ايشان توسط یک مامور لباس شخصی ضبط گرديد.

خانم پهلوان روز پنج شنبه هفته گذشته در سالن ترانزیت فرودگاه امام خمینی تهران پس از اینکه پاسپورت اش مهر خروج خورده و آماده سوار شدن به هواپیما بود، توسط یک لباس شخصی پاسپورت وی ضبط و به وی گفته می شود ممنوع الخروج هستند و در قبال سوال او پاسخ می دهند که: "ما اطلاعی نداریم و فقط یک شماره نامه داده اند و گفته شده است که وی در 26 مرداد ماه با حکم قضایی دادستان گرگان ممنوع الخروج گردیده است".

بنا بر گزارش های دریافتی، این فعال حقوق زنان جهت پیگیری حکم مربوطه، شنبه به دادستانی گرگان مراجعه می نماید که آقای حسینی معاون دادستان با برخوردی خلاف شان جایگاه حقوقی خود اظهار داشته هیچ وظیفه ای ندارد توضیح دهد که چرا وی را ممنوع الخروج کرده اند و حتی وظیفه نداشته اند حکم را به وی ابلاغ کنند و گفتند حکم را خودشان داده اند چون تشخیص داده شده که رفتن خانم پهلوان به خارج از کشور خلاف مصالح ملی می باشد.

نهایتا با اصرار فراوان خانم پهلوان او (معاون دادستان) اشاره به برگزاری جلسات (احتمالا جلسه آیت الله صانعی)، امضا کردن بیانیه ای جهت آزادی زندانیان سیاسی کرده و همچنین اظهار نموده بر اساس گزارشات اداره اطلاعات این حکم را صادر کرده است.

تلاش رژیم برای جلوگیری از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تهران

خبرنامه امیرکبیر: از دو هفته گذشته و همزمان با بازگشای کوی دانشگاه تهران و نیز برگزاری امتحانات دانشجویان که به دلیل یورش نیروهای انصار به کوی و زخمی و بازداشت عده ی زیادی به تعویق افتاده بود، اقداماتی در راستای مقابله هر چه بیشتر با اعتراضات دانشجوئی توسط مدیریت دانشگاه در حال انجام است.


شعار نویسی در کوی دانشگاه

با گذشت دو هفته از بازگشایی دوباره کوی دانشگاه فضای امنیتی شدیدی بر کوی دانشگاه حاکم شده است. نیروهای لباس شخصی از زمان بازگشائی در 14 شهریورماه درفضای کوی دانشگاه به صورت مشهود به همراه نیروهای حراست دانشگاه به پرسه زدن مشغول بودند. اما با وجود این اقدامات تهدید آمیز، موراد بسیاری از دیوارنویسی دانشجویان کوی دانشگاه دیده شده است.

در ادامه تلاش جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در کوی دانشگاه حضور نیروهای بسیج دانشجویی که برخی از آنان ساکن کوی دانشگاه نیز نیستند در محیط کوی دانشگاه محسوس است.

اما با این همه، از زمان بازگشائی کوی، دانشجویان ساکن کوی دختران و پسران دانشگاه تهران همگام با دیگر ساکنین محله امیراباد تهران، در ساعات پایانی شب، فریاد بانگ الله اکبر می دهند که این امر موجب شده که مسئولین خوابگاه دختران و پسران به شناسائی دانشجویان اقدام کنند اما بدلیل کثرت تعداد دانشجویان این امر هنوز محقق نشده است.


نصب آنتن در ایام تعطیلات تابستانی در مقابل کوی دانشگاه

در ایامی که کوی دانشگاه در تعطیلی به سر می برد بر روی ساختمانی مقابل ساختمان مسجد موقت کوی دانشگاه در منطقه امیراباد انتنی جدید نصب شده است که بنا بر نظر دانشجویان به احتمال زیاد به سپاه پاسداران یا بسیج تعلق دارد و مورد استفاده ی آن هنوز مشخص نمی باشد. ممکن است این مساله جهت اقدامات امنیتی در کنترل فضای کوی در سال تحصیلی جدید باشد. گفته می شود در ساختمان مورد اشاره، اتاقی در طبقه انتهایی توسط نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار می گیرد که بی ارتباط با نصب آنتن نخواهد بود.


دیوارکشی در میان کوی دانشگاه

هم چنین در این زمینه شایعاتی در مورد این اقدام مدیریت کوی دانشگاه مبنی بر واگذاری ساختمان های 20، 21 و 23 به متاهلین وجود دارد. در این راستا مدیریت دانشگاه تهران همزمان با پایان امتحانات ترم تحصیلی دانشجویان، چند روز را تعطیل اعلام کرده و حتی ثبت نام دانشجویان را نیز به تاخیر انداخته است که این امر موجب آغاز دیرهنگام سال تحصیلی خواهد شد. بنا به گفته دانشجویان، مسئولین قصد دارند تغییر و تحولات در کوی دانشگاه را در این فاصله زمانی انجام دهند. هم چنین به گمان برخی دیگر از دانشجویان این امر بدلیل نصب شنود در اتاق های دانشجویان صورت می گیرد.


کاهش بیش از 1500 نفر از دانشجویان خوابگاهی

در استانه بازگشایی دوباره دانشگاه تهران و هراس مدیریت دانشگاه و نیز در راستای اتخاذ تدابیر از سوی آنان برای مواجهه با موج اعتراضات دانشجوئی، طی اقدامی ناگهانی سه ساختمان کوی دانشگاه بالاجبار تخلیه شده است. ساختمان های 20 و 21 که دانشویان کارشناسی در آن ساکن می باشند و همچنین ساختمان 23 که متعلق به دانشجویان کارشناسی ارشد می باشد و در ضلع جنوبی کوی دانشگاه تهران واقع شده اند و همچنین مشرف به خیابان های امیر اباد شمالی می باشند، از جمله ساختمان هائی است که ساکنین آن تخلیه شده اند.

از سوی دیگر مدیریت دانشگاه و شخص فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، در صدد کاهش شمار دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه می باشند. به طوریکه در سال تحصیلی جدید به دانشجویان جدیدالورود در تمام مقاطع تحصیلی خوابگاه ارائه نخواهد شد و در خوابگاه های سطح شهر اسکان داده خواهند شد.

همچنین دانشگاه تهران ضمن درج اطلاعیه ای اعلام نموده که به دانشجویان ترم 10 کارشناسی و همچنین ترم 6 کارشناسی ارشد خوابگاه ارائه نخواهد شد.

وضعیت نگران کنندۀ دکتر محمد ملکی در زندان

رادیو فرانسه: بیش از یک ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی می گذرد. او که علاوه بر بیماری های دیگر دچار بیماری پروستات پیشرفته است، در این یک ماه در سلول انفرادی بسر می برد و تنها از مراقبت های ابتدایی پزشکی زندان برخوردار است که به دادن داروهای آرامبخش محدود می شود.

وکیل او، دکتر یوسف مولایی، می گوید تنها یکبارهمراه با همسر دکتر ملکی با موکلش دیدار داشته است ولی تا زمانی که پرونده از سوی بازپرس تکمیل نشده و به دادگاه ارجاع نشده است او دسترسی به پرونده و جزئیات اتهامات نخواهدداشت. اوهمچنین ازتمدید دوماه قراربازداشت موکلش خبر می دهد می گوید دو بار تقاضای تبدیل قرار بازداشت را به قرار وثیقه و یا کفالت تسلیم بازپرس کرده است که تا به حال به آن پاسخی داده نشده است.

محمد ملکی 76 سال دارد و به گفتۀ همسرش از اول خرداد گذشته در خانه بستری بوده است. هنگامی که مأموران برای بازداشت او آمده اند و او را از تختخوابش به بازداشتگاه منتقل می کرده اند، او از آنان سپاسگزاری کرده است و گفته است" بدین ترتیب، در حالیکه جوانان در حال مبارزه هستند، من در رختخواب نخواهم مرد".

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

یک زندان مسیحی نوشته مکس لوکادو ترجمه: مصطفی رحمانی. تقدیم به مریم و مرضیه عزیز و دیگر زندانیان


جا دارد از برادر مصطفی عزیز به خاطر ترجمه و انتخاب این متن تشکر کنم و اینکه اجازه دادند این متن را در وبلاگ بگذارم، برکت خداوندمان عیسی مسیح، هر روزه با شما باشد تا به ابد. آمین


نزدیک شهر سائو جوس در برزیل زندانی با امکانات قابل توجه وجود دارد. بیست سال پیش دولت برزیل در یک طرح آنرا به ندامتگاهی مسیحی تبدیل کرد. نام آنرا هم تغییر داده و"هیومایتا" گذاشتند. برنامه این بود که این زندان بر اساس موازین مسیحی دایر شود. قرار شد غیر از دو نفر پرسنل نظامی بقیه ي کارها به عهده زندانیان باشد. خانواده ها هم از بیرون با زندانیان همکاری می کردند و این روند بعد از محکومیتشان هم ادامه پیدا می کرد. چاک چالسون (یکی از مسئولین بین المللی) از این زندان بازدید نمود و اینگونه گزارش داد:

وقتی وارد زندان هیومایتا شدم، دیدم تمامی زندانیان لبخند بر لب دارند، به خصوص قاتلانی که کلید داشتند و در را باز کرده و مرا به داخل راهنمایی کردند. هر جا که می رفتم، مردانی را می دیدم که با آرامش و صلح و صفا در اطاقهای تمیزشان مشغول انجام کارهای صنعتی بودند. بر تمامی دیوارها جملاتی از کتابمقدس مثلا امثال، مزامیر و غیره نوشته شده بود. راهنما مرا تا سلولی که در گذشته برای شکنجه استفاده می شد راهنمایی کرد و گفت امروز این سلول تنها یک زندانی دارد. در انتهای سالنی بلند، بالاخره به آن اطاق رسیدیم. او کلید انداخت تا در را باز کند، اما مکث کرد و گفت آیا مطمئنید می خواهید داخل شوید؟

بی درنگ گفتم البته که می خواهم، من خیلی از سلولهای انفرادی را سراسر دنیا دیده ام. او به آرامی در را باز کرد و من تنها زندانی این سلول را دیدم. عیسی مسیح بر صلیب به زیبایی توسط زندانیان بر دیوار حک شده بود.

او به آرامی و با بغض گفت: او تمامی مدت حبس، باقی ما را در اینجا تحمل می کند...



امروز مسیح در همان سلولی هست که خواهران ما، مریم و مرضیه و برادمان شهرام هستند.(و عزیزانی دیگر که نام آنها را نمی دانیم ) در همان سلول هایی که یادگار شهدای کلیسای ایران هست. همان سلولی که با وجود تاریکی، روشنی مسیح می تواند چشمان زندانبانان را باز کند،چشم کسانی که خداوند را نمی شناسند و برای شکنجه زندانیان پوتین هایی آهنین به پا کرده اند، آنها فراموش کرده اند که دعاهای ایماندران به مسیح در سراسر دنیا می تواند لرزه ای بر قلب سنگی شان بیاندازد که همانند پولس که روزی دشمن مسیح بود، عاشق مسیح شوند. آنها فراموش کرده اند که مسیح گفت : اگر به فرزندان من آسیب برسانید بدانید که دارید به من لطمه می زنید. آنها فراموش کرده اند که با این کار دارند بر میخ های فرو رفته در بدن مسیح ضربه می زنند.

متی باب ۲۵ آیات ۴۱- ۴۶ «پس‌ اصحاب‌ طرف‌ چپ‌ را گويد: "اي‌ ملعونان‌، از من‌ دور شويد در آتش‌ جاوداني‌ كه‌ براي‌ ابليس‌ و فرشتگان‌ او مهيّا شده‌ است‌.۴۲ زيرا گرسنه‌ بودم‌ مرا خوراك‌ نداديد، تشنه‌ بودم‌ مرا آب‌ نداديد،۴۳ غريب‌ بودم‌ مرا جا نداديد، عريان‌ بودم‌ مرا نپوشانيديد، مريض‌ و محبوس‌ بودم‌ عيادتم‌ ننموديد."۴۴ پس‌ ايشان‌ نيز به‌ پاسخ‌ گويند: "اي‌ خداوند، كي‌ تو را گرسنه‌ يا تشنه‌ يا غريب‌ يا برهنه‌ يا مريض‌ يا محبوس‌ ديده‌، خدمتت‌ نكرديم‌؟"۴۵آنگاه‌ در جواب‌ ايشان‌ گويد: "هرآينه‌ به‌ شما مي‌گويم‌، آنچه‌ به‌ يكي‌ از اين‌ كوچكان‌ نكرديد، به‌ من‌ نكرده‌ايد." ۴۶ و ايشان‌ در عذاب‌ جاوداني‌ خواهند رفت‌، امّا عادلان‌ در حيات‌ جاوداني‌.»

و در آخر باید بگم که فراموش نکنید مسیح ما را هرگز ترک نکرده و نخواهد کرد. او که حافظ ماست هرگز نخوابیده و به خواب نخواهد رفت و او وعده داده است تا انقضای عالم با ما باشد، حال می خواهد آن مکان زندان باشد و یا هر جای دیگر.

متی باب ۲۸: ۲۰ و اينك‌ مـن‌ هـر روزه‌ تا انقضاي‌ عالم‌ همراه‌ شما مي‌باشـم‌ .

«همراه‌ شما مي‌باشم‌» اين‌ آيه‌ دلپسندترين‌ آية‌ تمام‌ كتاب‌مقدس‌ بشمار مي‌رود. عيسي‌ از ميان‌ مردگان‌ برخاست‌ و مسلماً هيچگاه‌ نخواهد مرد. او هم‌ اكنون‌ زنده‌ است‌ و همراه‌ با قوم‌ خويش‌، آنها را در هر وقت‌ با قدرت‌ محافظت‌كنندة‌ خويش‌ رهبري‌ مي‌كند. او مقامي‌ بالاتر از فرماندهي‌ لشگريان‌ فرشتگان‌ را داراست‌. او نه‌ تنها شخصاً فرماندة‌ لشگريان‌ آسمان‌ است‌ بلكه‌ مايل‌ است‌ كه‌ بصورت‌ شخصي‌ با هر يك‌ از افراد قوم‌ خويش‌ در همة‌ اوقات‌ همراه‌ باشد.
ما نمي‌توانيم‌ درك‌ كنيم‌ كه‌ چگونه‌ يك‌ فرد مي‌تواند بطور همزمان‌ با ميليونها و شايد ميلياردها شخص‌ همراهي‌ كند. ولي‌ اين‌ نشانة‌ الوهيت‌ اين‌ چنين‌ شخصيتي‌ است‌. و عيسي‌ با ساده‌ترين‌ لحن‌ ادعا نمود كه‌ «من‌ هر روزه‌ همراه‌ شما مي‌باشم‌». عيسي‌ اين‌ عبارات‌ را در سخنان‌ خويش‌ ذكر نمود و او هرگز سخنان‌ باطل‌ نگفته‌ است‌. او هيچوقت‌ بي‌دليل‌ لب‌ به‌ سخن‌ گفتن‌ نگشود. او هميشه‌ با هدف‌ سخن‌ مي‌گفت‌. اين‌ سخنان‌ اگر چه‌ ماوراي‌ درك‌ ما و يا بصورتي‌ پوشيده‌ و مرموز باشند، اما به‌ حقيقي‌ بودن‌ آنها ايمان‌ داريم‌. ما در هر حالي‌ نيز كه‌ باشيم‌، شاد يا غمگين‌، قوي‌ يا ضعيف‌، او در هر وقت‌ با هر يك‌ از ماست‌ و اگرچه‌ ناديدني‌ است‌ ولي‌ با ما همراه‌ است‌. عيسي‌ خداوند، همين‌ حالا امشب‌، كه‌ به‌ خواب‌ خواهيم‌ رفت‌، فردا در محل‌ كار، هفتة‌ آينده‌، سال‌ آينده‌ با حضور خويش‌ بر ما سايه‌ افكنده‌ است‌ و كنار ما راه‌ مي‌رود. او در حاليكه‌ از جزئيات‌ زندگي‌ ما با خبر است‌ و به‌ همة‌ تلاشهاي‌ بي‌نتيجة‌ ما نگاه‌ مي‌كند، طالب‌ آن‌ است‌ كه‌ ما را به‌ جايي‌ برساند كه‌ وارث‌ شادي‌ فناناپذير و ابدي‌ پدر گرديم‌. شايد اين‌ عبارات‌ بيشتر شبيه‌ به‌ يك‌ رؤيا باشند اما بايد دانست‌ كه‌ در واقع‌، حقيقت‌ اصلي‌ زندگي‌ ما است‌.

گزارشی از گردهمایی مسیحیان در لندن برای آزادی مریم و مرضیه عزیز در لندن

به گزارش خبرنگار شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان در لندن، روز شنبه ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹ برابر با ۲۱ شهریور ۱۳۸۸، جمعی از مسیحیان ایرانی مقیم لندن برای آزادی "مریم و مرضیه" از زندان اوین، در مقابل سفارت ایران در لندن دور هم جمع شدند و یك روز را در روزه و دعا بسر بردند.

افراد بسیاری از كلیساها و گروههای مختلف مسیحی با حضور و دعاهای خود این گردهمایی را حمایت كردند.

این گزارش حاكی است، افراد از كلیساها و سازمانهای مختلف از ساعاتی پس از ظهر در بیرون ساختمان اصلی سفارت ایران تجمع كردند. در این گردهمایی بیش از ۱۰۰ نفر حضور داشتند كه در پایان این گردهمایی كلیه شركت كنندگان دادخواستی را خطاب به سفیر ایران در لندن برای حمایت از مریم و مرضیه امضا كردند.

به گزارش خبرنگار fcnn، دراین مراسم كه به طور خاص توسط بانوان مسیحی برنامه‏ریزی شده بود، تمامی افراد با پوشیدن لباس‏های سفید در دعاها و پرستش‏های خود یگانگی‏شان را در مسیح نشان دادند. این در حال بود كه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر افراد بیشتری به این تجمع پیوستند كه با روشن كردن ۱۸۷ شمع به نشانۀ ۱۸۷ روز اسارت "مریم و مرضیه" خیابان لندن را روشن ساختند و پرستش‏ها و دعا برای كلیه زندانیان مسیحی در آغاز شب ببیشتر شد.پلیس از تمامی این گرهمایی راضی به نظر می‏رسید و به نظر چند تن از آنان این گردهمایی در نوع خود بی‏نظیر بود و تا كنون چنین جلسۀ دعایی در بیرون هیچ سفارتی برگزار نشده بود.تمامی مراسم آرام، باقدرت و با تمركز زیاد بر دعا برگزار شد. برخی از عابران كه از موضوع بی‏خبر بودند با دیدن تصاویر و نوشته ها اعلام داشتند كه این موضوع را در فهرست دعاهای كلیسایی خود اضافه خواهند كرد و با مسیحیان ایران در این خصوص متحد خواهند شد.

این گردهمایی تلاش برآن داشت كه افكار عموم را بر زندگی و آزادی مریم و مرضیه متمركز كند.برگزار كنندگان این مراسم از عموم مردم درخواست نمودند كه برای آزادی مریم و مرضیه همچنان دعا كنند و تا آزادی كامل این دو هموطن از پا نشینند.

لازم به یاد آوری است، مریم و مرضیه در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) بخاطر اعتقادات دینی اشان توسط تعدادی از افراد لباس شخصی و چندی از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۶ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.

همچنین روز یكشنبه ۱۸ مرداد سالجاری ( ۹ آگوست ۲۰۰۹) نیز اولین دادگاه بمنظور تفهیم اتهام این نوكیشان مسیحی برگزار گردید كه رئیس جلسه از آنان خواسته بود تا ایمان مسیحی خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب در حضور دادگاه انکار کنند.، كه مریم و مرضیه در پاسخ به این درخواست گفتند "ما ایمان و اعتقادات خود را انکار نخواهیم كرد.

تجمع لباس شخصی ها عليه بهائيان

خبرگزاری هرانا : مسئولان مربوطه در یک روال خارج از قانون برای دفن یک شهروند فوت شده بهایی مانع تراشی کردند.

به گزارش کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، يكي از شهروندان بهايي سمنان به نام حسن آقا كسابيان در تاريخ 20 شهريور فوت مي كند اما به خانواده ايشان اجازه دفن در قبرستان بهاييان سمنان كه در سنگسر ( مهدي شهر) واقع مي باشد داده نمي شود با پيگيري و شكايت خانواده متوفي، در روز يكشنبه 22 شهريور جلسه اي در استانداري با حضور شهردار سنگسر ( آقاي نخستين ) تشكيل مي شود كه در آن جلسه به خانواده كسابيان ابلاغ مي شود كه متوفي را در نقطه ديگري دفن كنند ولي خانواده كسابيان اين را نمي پذيرد و اظهار مي دارد كه متوفي سالها در اين شهر زندگي كرده و مانند بقيه شهروندان سمناني در خاك اينجا سهيم است لذا جسد را نمي توان انتقال داد.

سپس از خانواده متوفي خواسته مي شود براي اينكه متوفي را بتوانند در سنگسر دفن كنند به دروغ بگويند آقاي كسابيان در سنگسر فوت كرده است . اين پيشنهاد هم مورد پذيرش خانواده كسابيان قرار نمي گيرد و راضي به كتمان محل فوت متوفي نمي شوند . آخرين پيشنهاد براي اخذ جواز فوت ، پرداخت مبلغ يك ميليون تومان بود كه اين مورد هم با عدم قبول خانواده كسابيان مواجه مي شود و در پاسخ مي گويند " ما توانايي پرداخت اين مبلغ را داريم ولي ساير بهاييان قادر به پرداخت اين مبلغ نيستند پس ما هم پرداخت نمي كنيم " بالاخره قرار مي شود جواز دفن به همان روال سابق يعني پرداخت 250 هزار تومان صادر شود در عوض خانواده كسابيان قول دادند مراسم دفن سريع و بي سروصدا انجام گيرد روز بعد مراسم دفن در قبرستان بهاييان سمنان ( واقع در سنگسر) اجرا مي شود ولي در طي مراسم چند نفر از تپه هاي مجاور شروع به فيلمبرداري از مراسم و حاضرين مي كنند در خاتمه مراسم در حاليكه فقط چند نفر از نزديكان متوفي بر سر مزار باقي مانده بودند آن افراد به پائين تپه آمده و شروع به هتاكي و توهين به بهاييان و خانواده متوفي مي كنند كه اين رفتار بسيار موجب پريشاني و ناراحتي همسر متوفي مي شوند .

متعاقب اين جريان در روز 25 شهريور در شهر سنگسر حدود 20 نفر از عناصر تندرو و خودسر شروع به تظاهراتي عليه بهاييان مي كنند كه طي آن شعارهاي توهين آميزي نسبت به بهائيان داده مي شود متاسفانه با اين اجتماع غير قانوني و بی مجوز هيچ برخوردي از طرف نيروي انتظامي نمي شود ولي با پا درمياني تعدادي از مسلمانان محل كه به حمايت از هموطنان بهائي مي پردازند ، اين تظاهرات خاتمه يافت

اسامی شمار دیگری از دستگیر شدگان 27 شهریور

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و دستگیریهای اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند و خواستار آگاهی یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی فوری آنها شدند.

روز سه شنبه 31 شهريور حدود 80 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان پاسخگويي مسئولين در مورد بازداشت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.

خانواده هاي بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهریور كه نمي دانستند با كدام شعبه بايد تماس بگيرند هنگامي كه از كاركنان دادگاه انقلاب سوال مي كردند در جواب به آنها مي گفتند استعلام رايانه اي بگيريد در صورتي كه نام بازداشتي تاييد شود آنوقت متوجه مي شويد كه با كدام شعبه بايد تماس بگيريد كه همچنان نام هيچ يك از آنها در كامپيوتر دادگاه انقلاب ثبت نشده است و خانواده ها در سرگرداني و بلاتكليفي بسر مي برند .
تعدادي از خانواده ها اعتراض مي كردند كه بعد از 24 ساعت بايد به بازداشتي تفهيم اتهام شود و او بايد با خانواده خود تماس بگيرد شما قوانين خودتان را هم زير سوال مي بريد؟ ما بايد از چه كسي بپرسيم كه عزيزانمان به چه جرمي بازداشت شده اند ؟ به كجا برده شده اند؟
كاركنان دادگاه انقلاب با برخوردی غیر انسانی به آنها مي گفتند: چنين قانوني در مورد بازداشتي هاي امنيتي وجود ندارد.خيلي نگران هستيد به اداره پيگيري اطلاعات مراجعه كنيد صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه شما اينجاييد كه به ما جواب بدهيد نه اينكه ما را به اين طرف و آن طرف پاس بدهيد .البته نام عده اي از بازداشت شده ها در اداره پيگيري اطلاعات تاييد شده است
از طرفي حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل بخش اداري زندان اوين تجمع كردند و خواهان اطلاع یافتن از مكان نگهداري عزيزانشان بودند كه ماموران مانع ايستادن آنها در مقابل بخش اداري شدند و آنها را مجبور به ايستادن در زير پل كردند .درخواست خانواده ها اين بود كه فقط به آنها بگويند عزيزانشان به زندان اوين منتقل شده يا نه تا بتوانند براي آنها لباس و وسايل مورد نياز را بياورند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود و ماموران به آنها مي گفتند برويد اينجا نايستيد.

لیست اسامي تعدادي از بازداشت شدگان روز جمعه 28 شهریور برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- محمد مهدي كمالي 19 ساله دانشجوي كامپيوتردر فلسطين بازداشت شده
2- حامد حسينيان 28 ساله شغل آزاد در وليعصر بازداشت شده
3- علي اميني طبري 24 ساله دانشجوي حسابداري
4- فرهاد رمضاني 27 ساله ليسانس مديريت اجرايي در انقلاب بازداشت شده
5- هومن اسماعيل پور 30 ساله كارمند در خيابان طالقاني بازداشت شده
6- سعيد صدري 28 ساله در ونك بازداشت شده
7- محمد عباسي 25 ساله ليسانس بازرگاني در انقلاب بازداشت شده
8- كيانوش بختياري 20 ساله دانشجو در ونك بازداشت شده
9- صادق هاشمي 29 ساله در هفت تير بازداشت شده
10- حسين محمدي پور 27 ساله در ونك بازداشت شده
11- آرمان حسن زاده 20 ساله در وليعصر بازداشت شده

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است و دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.

31 شهریور 1388 برابر با 22 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

نوجوانی در آستانه اعدام در زندان شیراز

روزنامه سرمایه: یک پرونده قصاص زیر 18 سال دیگر روی میز قوه قضائیه. در حالی که گفته می شود پرونده محمدرضا حدادی برای آخرین بار مورد بازبینی قرار گرفته و به دادگاه شعبه رسیدگی کننده در کازرون برگشته است، خانواده وی اعلام نگرانی می کنند حکم پیشین وی بدون در نظر گرفتن نکاتی که آنها به عنوان ادله اثبات بی گناهی وی ارائه کرده اند، مجدداً تایید شود. رحمت الله حدادی برادر محمدرضا حدادی با اعلام این موضوع گفت: «درحالی که ما منتظر نتیجه استیذان برادرمان بودیم از سوی شعبه رسیدگی کننده به پرونده در کازرون به ما اعلام شده حکم پیشین وی از سوی شعبه 7 دیوان عالی بدون تغییر تایید شده و به کازرون برگشته است و حکم به زودی از سوی شعبه اجرای احکام شیراز به اجرا در خواهد آمد.» وی افزود: «پیش از این در اردیبهشت ماه گذشته حکم در زندان عادل آباد شیراز تا مرحله اجرا پیش رفت اما با وساطت آیت الله شاهرودی برای بررسی بیشتر پرونده متوقف شد. ما برای اینکه ثابت کنیم برادرمان بی گناه است اسناد و مدارکی را مبنی بر اینکه این قتل توسط او انجام نشده و فقط از سوی همدستانش بر گردن او انداخته شده است ارائه کردیم و امیدوار بودیم قاضی رسیدگی کننده به حکم به این نکات توجه کند که متاسفانه متوجه شدیم نه تنها بررسی خاصی روی پرونده انجام نشده بلکه همان حکم عیناً تایید شده است.» به گفته وی «آنها مستنداتی دال بر اثبات بی گناهی محمدرضا حدادی دارند اما دادگاه تاکنون از آنها نخواسته برای توضیح مستندات خود اقدامی کنند.»وی اضافه کرد: «برای اعدام محمدرضا از اولیای دم پول دیه ای گرفته اند که مربوط به چند سال گذشته و یک چهارم دیه منظور شده است چون آنها هنگام ارتکاب قتل چهار نفر بودند. اما این مساله وجود دارد که پول دیه با توجه به قیمت جدید بسیار بیشتر از مبلغ گرفته شده است.»وی درباره اینکه خانواده اولیای دم در خصوص گذشت از خون مقتول چه واکنشی دارند، افزود: «آنها اعلام کرده اند ما می دانیم
برادر شما قاتل اصلی نیست اما چرا همان ابتدا ارتکاب قتل را بر گردن گرفت.»
وی خاطرنشان کرد: «ما می ترسیم اجرای حکم برادرمان بدون اطلاع ما انجام شود در حالی که حداقل ما در همان روز اجرای حکم وقت داریم تا به پای خانواده مقتول بیفتیم و از آنها طلب بخشش کنیم.»
شرح ماجرا
30 مرداد ماه سال 82 مردی به کلانتری مراجعه و اعلام می کند پدرش به نام محمدباقر از روز 28 مرداد ماه کازرون را به مقصد شیراز ترک و تاکنون مراجعه نکرده است. هشتم شهریور همان سال وی به پلیس اعلام می کند اتومبیل پدرش بعد از 11 روز در روستای فتح آباد کازرون پیدا شده است. تحقیقات قضایی و پلیسی درخصوص گم شدن محمدباقر آغاز می شود و در جریان رسیدگی، شخصی به نام مهدی ساسانی اقرار می کند که هنگام سرقت اتومبیل و کشتن راننده افرادی به نام های محمد قربانی، تقی و کریم نیز دخالت داشته اند.
20 مهر ماه همان سال کریم حدادی دستگیر می شود و اظهار می دارد:
«من به اتفاق مهدی ساسانی و تقی حدادی و محمد روبه روی امامزاده سید حسین ساعت 11 یا 12 شب بود که ایستادیم بغل جاده، یک پیکان سواری جوانان نارنجی رنگ از کازرون آمد، محمد قربانی و تقی حدادی دست بلند کردند پیکان هم ایستاد و ما سوار شدیم از قائمیه رد شدیم به طرف شیراز. محمد به راننده گفت: «یک رفیق داریم او را سوار کن کرایه ات را می دهیم، راننده قبول کرد. در بین راه به بهانه دستشویی، راننده، خودرو را متوقف کرد و پیاده شدیم من و محمد رفتیم داخل دره و مهدی و تقی پهلوی راننده ماندند راننده می خواست آب به داخل رادیاتور ماشین بریزد که تقی سنگی برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روی زمین افتاد. بعد من و محمد از پایین آمدیم بالا و به اتفاق مهدی و تقی چند مشت هم به سر و صورت و سینه راننده زدیم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پیکان انداختیم و او را تا حکیم باشی و رشن آباد آوردیم. در راه متوجه شدیم که پیرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا می کند. تقی که پسرعموی من است پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاکی کوره کچی رفتیم. تقی ماشین را متوقف کرد و در صندوق عقب را باز کرد پیرمرد هنوز جان داشت مهدی ساسانی با چوب دو دفعه به بدن پیرمرد زد. وی روی زمین افتاده بود که محمد و تقی تسمه پروانه ای آورده و دور گردنش انداختند و او را خفه کردند سپس تقی گفت جنازه را آتش بزنیم و بنزین تهیه کردیم و جنازه را آتش زده داخل گودالی قرار دادیم و روی گودال را پر از خاک کردیم و رفتیم.»پزشکی قانونی علت دقیق فوت را تشخیص نداده ولی اعلام کرد ضربه مغزی و شکستگی استخوان جمجمه می تواند یکی از دلایل آن باشد.در اثنای رسیدگی محمدرضا حدادی که در آن زمان سنش
15 سال و شش ماه بود دستگیر شد و در جلسات اولیه رسیدگی اعلام کرد که مقتول را او با تسمه پروانه خفه کرده است. هشتم آبان سال 82 مجدداً محمدرضا حدادی در جلسه رسیدگی به دادگاه، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتکاب جرم کرد.
چند روز پس از جلسه محاکمه در حالی که مادر محمدرضا به ملاقاتش رفته بود، محمدرضا به او می گوید آیا به وی پولی پرداخت شده یا خیر و مادرش اظهار بی اطلاعی می کند. پس از آن محمدرضا پی به نقشه دیگر دوستانش می برد و طی نامه ای در 13 آبان ماه آن سال به دادگاه اعلام می کند که یکی از متهمان وعده پول و دیگر وعده های واهی را به وی داده بود و به این طریق او فریب دیگر متهمین که از لحاظ عقلی و فکری و سنی بزرگ تر از موکل بوده اند را خورده است، در حالی که در ارتکاب جرم قتل هیچ نقشی نداشته است.
اما دادگاه بدون تحقیق نسبت به ادعای محمدرضا و انکار وی در تاریخ 16 دی ماه سال 82 سلب حیات مقتول توسط محمدرضا حدادی را مسلم دانسته و با استدلالاتی به صرف اقرار محمدرضا وی را به قصاص نفس محکوم و به استناد ماده 621 قانون مجازات اسلامی به لحاظ شرکت در آدم ربایی به تحمل 15 سال حبس و به استناد ماده 636 همان قانون به تحمل یک سال حبس به لحاظ مخفی کردن جسد مقتول محکوم کرد. دیگر متهمین نیز به حبس های طولانی مدت به اتهام
آدم ربایی و مخفی کردن جسد و جنایت بر میت محکوم شدند.
تصویب لایحه مجازات جایگزین برای اطفال در کمیسیون قضایی مجلس
جمشیدی سخنگوی دستگاه قوه قضائیه اردیبهشت ماه سال جاری از تغییرات در قانون مجازات کودکان خبر داده و در جمع خبرنگاران گفته بود: «دو لایحه به تصویب کمیسیون قضایی مجلس رسیده که در لایحه مجازات اسلامی جای گرفته است. نخست لایحه مجازات های جایگزین و دیگری لایحه مجازات اطفال و نوجوانان است.»
وی اضافه کرد: «در لایحه مجازات اطفال و نوجوانان برای گروه های سنی مختلف از هفت تا 12 سال، 12 تا 15 سال و 15 تا 18 سال نظام مجازات جدیدی در نظر گرفته شده است. برای کودکان هفت تا 12 سال در صورتی که مرتکب جرم تعزیری شوند سه طیف تصمیم گرفته می شود. نخست اخذ تعهد به تادیب و مواظبت بر حسن اخلاق از سوی والدین و دیگری تسلیم به اشخاص حقیقی یا حقوقی بر اساس مصلحت دادگاه و آخری تذکراتی است که قاضی به اطفال می دهد. ضمناً شرایط دادگاه نیز به صورت ویژه در نظر گرفته شده است.»
وی افزود: «برای نوجوانانی که بین 12 تا 15 سال سن دارند باز هم تعهد کتبی در نظر گرفته شده و حداکثر مجازات در جرائم تادیبی مهم سه ماه تا یک سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت پیش بینی شده است. در ماده 90 همین قانون آمده است در جرائمی که موجب حد و قصاص شود هر گاه افراد بالغ ماهیت جرم یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد حسب مورد با توجه به سن شان به مجازات پیش بینی شده محکوم می شوند. در تبصره آن نیز آمده که کمال عقل می تواند از طریق پزشکی قانونی یا دادگاه احراز شود.» پیش از این نیز معاون قضایی دادستان کل کشور مهر ماه سال گذشته طی اعلام نظری در خصوص اعدام کودکان گفت: «افراد زیر 18 سال در ایران اعدام نمی شوند.»حسین ذبحی اعلام کرد: «متهمانی که سن آنها کمتر از 18سال است، با هر درجه از جرمی که مرتکب شوند، به استناد قوانین موضوعه ایران، اعدام نخواهند شد بلکه به سایر مجازات مقرر در قانون محکوم می شوند.چنانچه متهمان زیر 18سال مرتکب اعمال مجرمانه شوند، حداکثر مجازات آنها حبس ابد خواهد بود.»
وی اظهار داشت: «قوه قضائیه در ادامه اقدامات اصلاحی، ممنوعیت اعدام افراد زیر 18 سال را براساس بخشنامه برای مراجع قضایی سراسر کشور فرستاده و این اقدام را قانونمند کرده است.در این بخشنامه از مراجع قضایی سراسر کشور خواسته شده است تا مقررات مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات دو بار شامل حال مجرمان کمتر از 18سال شود.

نامه جوانی که در انتظار اعدام بسر می برد

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

نامه بهنود شجاعی زندانی که مهلت یک ماه او پایان یافته و بازهم در انتظار مرگ بسر می برد

بنام خداوند بخشنده مهربان
ایکاش باد صدایم را می برد
ایکاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند حرفهایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند.
بچه ای بودم تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت.
هیچگاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد.
بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده .
سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم نمی شود.
در خودم فرو می روم،در خودم فریاد می زنم ،بخدا نمی خواستم چنین شود،ای خدا چرا چرا اینطور شد.
چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.
من در طی این سالها بارها و بارها در یک روز زندگی کردم و آنهم بدترین روز زندگی ام.
بارها و بارها مرده ام ولی باز نفس کشیدم و باز در انتظار مردن دوباره.
بخدا هیچکس نمی داند سنگینی این بار چیست؟
همانگونه که هیچکس نمی داند داغ فرزند چیست؟
من شرمنده ای ابدی هستم که انسانی را ،جوانی را، عزیزی را ،و ..... آه چه بگویم.
ایکاش نمی رفتم،ایکاش ...
دو بار مرا برای اجرای قصاص به سلول انفرادی بردند ، شبهای تلخ و سرد و سنگینی بود
نمی دانم چه بگویم هزاران بار مردم. می خواستم گریه کنم،اشکی نبود.می خواستم ناله کنم،صدایی دروجودم باقی نبود.
می خواستم در تنهایی مادرم را در آغوش بکشم و اشک بریزم ولی جز دیوار سفید و آهن سرد هیچ چیز نبود.
به آخر عمری رسیدم که هیچ چیز جز تلخی از آن ندیده بودم و در پایانش جز بار شرمندگی و پشیمانی چیز دیگری برایم باقی نمانده بود.
زندانبان کلید را گرداند و گفت بر خیز وقت رفتن است.
صدای کلید قلبم را لرزاند بیاد درد جانکاه شما افتادم،زمانی که فرزندتان را دیدید.
مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگیم در همین دقایق جلو چشمم گذشت و یاد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهای فراوانی داشت.
زمانی که در پای چوبه دار به من گفتند،یک ماه فرصت داری تا رضایت بگیری با دیدن برادر آن مرحوم احسان عرق سرد خجالت بر پیشانیم نشست. مرا به زندان برگرداندند.
در سلولم بغضم ترکید. خدایا خدایا چگونه به آنها بگویم شرمنده ام،شرمسارم
شب با مادرم نجوا می کردم،مادر کجا رفتی؟چرا زود مرا تنها گذاشتی؟
اگر تو بودی چه ها نمیشد،ایکاش بودی،ایکاش به در خانه آنها می رفتی ،ایکاش از آنان می خواستی در حق من بزرگی کنند، ایکاش از آنان می خواستی که این افتاده بر زمین ندامت و پشیمانی را در دست بگیرند و ایکاش .... ایکاش مادر،مادرم،اگر تو در کنارم بودی ،هرگز این اتفاق برایم رخ نمی داد.
مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.
خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.
شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟
اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید،بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود،بخدا نفهمیدم چه شد ؟ بخدا شرمنده ام.
شما هرچه بگوئید هر چه بخواهید حق دارید.
ایکاش گرمی مهر و نور محبت شما ذره ای بر من یخ کرده بتابد،ایکاش مرا ببخشید.
نامه ام را با سلام تمام می کنم
شرمنده روی شما
بهنود شجاعی

اسامی تعدادی از دستگیر شدگان 27 شهریور

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان که اکثرا خانواده های 27 شهریور هستند از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند.آنها خواستار اطلاع یافتن از عزیزان خود و آزادی آنها هستند.
روز دوشنبه 30 شهريور ماه بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها كه اكثرا خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور بودند در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند و خواهان آزادي و با خبر شدن از وضعيت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.اسامي اين بازداشت شده ها هنوز از طرف دادگاه انقلاب تاييد نشده .

يكي از شيوه هاي دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها عدم تاييد اسامی بازداشت شده ها تا چند روز بعد از بازداشت است كه باعث نگراني و فشار روحي مضاعف روي خلانواده ها مي شود. همچنین شيوه هاي دیگر دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها به خصوص مادران اين است كه وقتي مادران براي گرفتن استعلام رايانه اي و تاييد اسم فرزند خود به عنوان بازداشتي به دادگاه انقلاب مراجعه مي كند و شناسنامه خود را ارائه مي دهند دادگاه انقلاب شناسنامه مادر را قبول نمي كند و مي گويد بايد شناسنامه پدر بازداشتي و يا شناسنامه خود بازداشتي ارائه شود در صورتي نام بازداشت شده به عنوان فرزند در شناسنامه مادر ثبت شده است .و با توجه به مسافت هاي طولاني در تهران مادران مجبور هستند با نگراني به خانه بر گردند و روز بعد با شناسنامه پدر و يا خود بازداشتي مراجعه كنند تا جوابي دريافت كنند. امروز به خانواده بازداشتي هاي جديد گفته مي شد برويد خانه اينجا هيچ كاري نمي توانيد بكنيدو بدین طریق ازپاسخگویی به خانواده ها خوداری می کردند .

تعدادي ديگر از اين خانواده ها به زندان اوين مراجعه کردند تا شايد اسامي بازداشت شده ها در آنجا اعلام شود كه آنجا هم اسامي هيچ كدام از بازداشتي ها تاييد نشد تعدادي از اين بازداشت شده ها بعد از دستگيري با خانواده خود تماس گرفته اند و خيلي كوتاه خبر دستگيري خود را بدون گفتن مكان نگهداري اعلام كرده اند.كه عدم اطلاع خانواده ها از مكان نگهداري عزيزانشان باعث فشار روحی و بلاتكليفي خانواده ها شده است.عدم اعلام محل بازداشت آنها باعث نگرانی شدید خانواده ها است که آنها در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه تحت شکنجه های جسمی ،جنسی و روحی قرار گیرند که تا به حال شواهد قاطع و گزارشهای متعددی از طرف قربانیان انتشار یافته است.

از طرفي امروز در سالن ملاقات زندان اوين حدود 60 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها تجمع كردند و خواستار ملاقات با عزيزان خود بودند كه به تعدادي از خانواده بازداشت شده هاي قديم ملاقات كابيني داده شد اما با توجه به عدم تاييد نام بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور در زندان اوين به اين خانواده ها گفته شد چنين اشخاصي را به عنوان بازداشتي در اينجا نداريم كه صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه عزيزانمان را شما بازداشت كرديد اگر اينجا نيستند كجا بايد به دنبال آنها بگرديم كه مسئولين زندان اوين تنها جوابي كه دادند مراجعه خانواده ها به به دادگاه انقلاب بود.

لیست اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور كه در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه بسر می برند برای سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- محسن اماني 26 ساله دانشجوي جامعه شناسي دانشگاه پيام نور در ونك توسط لباس شخصي ها بازداشت شده
2- عليرضا ميرزايي 30 ساله ليسانس طراحي صنعتي و متاهل در وليعصر بازداشت شده
3- جواد حميدي تبريزي 24 ساله دانشجوي ماشين آلات در ونك بازداشت شده
4- نويد حسني 28 ساله در وصال بازداشت شده
5- محمد حسين عظيمي 21 ساله دانشجوي عمران در هفت تير بازداشت شده
6- ابراهيم خليلي مقدم 30 ساله ليسانس جامعه شناسي در انقلاب بازداشت شده
7- شاهين ميرباقري 27 ساله فوق ليسانس برنامه نويسي در انقلاب بازداشت شده
8- حسام محمدي 20 ساله در ونك بازداشت شده
9- مجتبي قدياني 29 ساله فوق ديپلم سراميك در وليعصر بازداشت شده
10- رضا محسني نجف آبادي 25 ساله دانشجو در حوالي فردوسي بازداشت شده
11- احمد شريف زاده 34 ساله و متاهل در انقلاب بازداشت شده
12- كيوان جليلوند 27 ساله ليسانس كشاورزي در ونك بازداشت شده
13- بهرام خسرو شاهي 22 ساله دانشجوي رياضي كاربردي در هفت تير بازداشت شده
14- ايمان خانزاده 26 ساله در وليعصر بازداشت شده

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیریهای گسترده اخیر ،انتقال آنها به نقاط نامعلوم و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و مسئولیت جان آنها به عهدۀ شخص علی خامنه ای ولی فقیه رژیم است از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجات جان آنها خواستار اقدامات عملی و فوری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.

30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

دستگیرشدگان 27 شهریور در چنگال پاسداران در اوین

بند 209 و بند سپاه پاسداران زندان اوین مملو از دستگیر شدگان 27 شهریور است

به گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، شمار زیادی از دستگیرشدگان روز جمعه 27 شهریورماه به بند امنیتی 209 و بند سپاه پاسداران زندان اوین منتقل شده اند. از این رو از روز شنبه تعدادی از زندانیان سیاسی زن و مرد را به دلیل کمبود شدید جا ناچارا از بند 209 به قرنطینه بند 7 و قرنطینه بند زنان منتقل کرده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیرشدگان که در بند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات تحت بازجويی و شکنجه قرار دارند، عمیقا اظهار نگرانی کرده و از دبیرکل و کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان آنها است.

30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
JOHN1
5:1 Everyone who believes that Jesus is the Christ has been born of God, and everyone who loves the Father loves whoever has been born of him. 2 By this we know that we love the children of God, when we love God and obey his commandments. 3 For this is the love of God, that we keep his commandments. And his commandments are not burdensome. 4 For everyone who has been born of God overcomes the world. And this is the victory that has overcome the world—our faith. 5 Who is it that overcomes the world except the one who believes that Jesus is the Son of God?
6 This is he who came by water and blood—Jesus Christ; not by the water only but by the water and the blood. And the Spirit is the one who testifies, because the Spirit is the truth. 7 For there are three that testify: 8 the Spirit and the water and the blood; and these three agree. 9 If we receive the testimony of men, the testimony of God is greater, for this is the testimony of God that he has borne concerning his Son. 10 Whoever believes in the Son of God has the testimony in himself. Whoever does not believe God has made him a liar, because he has not believed in the testimony that God has borne concerning his Son. 11 And this is the testimony, that God gave us eternal life, and this life is in his Son. 12 Whoever has the Son has life; whoever does not have the Son of God does not have life.
13 I write these things to you who believe in the name of the Son of God that you may know that you have eternal life. 14 And this is the confidence that we have toward him, that if we ask anything according to his will he hears us. 15 And if we know that he hears us in whatever we ask, we know that we have the requests that we have asked of him.
16 If anyone sees his brother committing a sin not leading to death, he shall ask, and God will give him life—to those who commit sins that do not lead to death. There is sin that leads to death; I do not say that one should pray for that. 17 All wrongdoing is sin, but there is sin that does not lead to death.
18 We know that everyone who has been born of God does not keep on sinning, but he who was born of God protects him, and the evil one does not touch him.
19 We know that we are from God, and the whole world lies in the power of the evil one.
20 And we know that the Son of God has come and has given us understanding, so that we may know him who is true; and we are in him who is true, in his Son Jesus Christ. He is the true God and eternal life. 21 Little children, keep yourselves from idols.