مخالفان رژیم جمهوری اسلامی طی روزهای چهارشنبه و پنج شنبه ( 23 و 24 سپتامبر) در بسیاری از شهرهای جهان علیه حضور پاسدار جنایتکار محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دست به تظاهرات خواهند زد. نخستین تظاهرات از بامداد امروز در شهر نیویورک آغاز شده است.
در آلمان فراخوان مشترکت شهرهای دوسلدورف، کلن و آخن
تظاهرات در شهر کلن
2009.09.23
شروع برنامه ساعت 19:00
مکان Köln-Roncalliplatz
(Domplatte)
در برلین تظاهرات روز 23 سپتامبر 2009 در ساعت 19:30 .
مکان گردهمائی :
Gedächtnis-Kirche / Breitschneidplatz
در مونیخ تظاهرات
پنجشنبه 24 سپتامبر . 2009 ساعت 19.30
مکان: Neuhauserstraße 8 (Fußgängerzone
در بروکسل تظاهرات
پنجشنبه 24 سپتامبر ساعت 15
میدان شومن مقابل اتحادیه اروپا
۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه
لیست اسامی دستگیرشدگان و فریادهای اعتراض آمیز خانواده ها
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده، خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و سایر دستگیر شدگان درمقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی برپا کردند.آنها با خشم و فریادهای اعتراض آمیز خود خواستار آزادی فوری عزیزان خود هستند و به قاضیهای ولی فقیه در دادگاه انقلاب هشدار میدادند در صورت اعمال هرگونه شکنجه علیه عزیزانشان باعث اعتراضات گسترده آنها خواهد شد.
روز چهارشنبه 1 مهرماه حدود 130 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار آزادي فوري عزيزان خود بودند و اعلام مي كردند به هيچ عنوان به حكومت اجازه نخواهند داد كه با بازداشتي هاي روز جمعه 27 شهريور مانند ديگر بازداشتي ها برخورد كند و با وارد كردن اتهامات بي اساس و پرونده سازي آنها را به ميز محاكمه بكشاند و با شدت اعلام مي كردند هر روز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تجمع مي كنند تا هر چه زودتر عزيزانشان آزاد شوند.و واي به حال حكومت اگر سخني از شكنجه و تجاوز و بدرفتاري با عزيزانشان بشنوند كه به هيچ عنوان سكوت نخواهند كرد و به اعتراضات خود شدت خواهند داد .ماموران جلوي درب دادگاه انقلاب با لحني تند و غیر انسانی خانواده ها را از ايستادن در مقابل درب ورودي منع مي كردند .
پس از شدت یافتن اعتراضات خانواده ها تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شدند و اعتراضات خانواده ها را زیر نظر داشتند.
وقتی که اعتراضات خانواده ها بالا گرفت، اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه توسط دادگاه انقلاب و زندان اوين تاييد شد اما همچنان اسامي تعداد زیادی از بازداشتي ها و مكان نگهداري آنها تاييد و مشخص نشده است و خانواده ها هر روز مسير دادگاه انقلاب و زندان اوين را با نگراني از وضعيت عزيزانشان طي مي كنند..
همچنین همزمان در حدود 60 نفر از خانواده بازداشتي ها نيز در مقابل درب دژباني زندان اوين تجمع كردند و خواهان آزادي فوري عزيزان خود بودند ولی ماموران زندان اوين به سمت آنها یورش بردند و با اعمال فشار،تهدید و حتي فحاشي خانواده ها را مجبور كردند در قسمت پايين زندان اوين بايستند تا در معرض دید عابرین قرار نگیرند و با گذاشتن تعدادی مامور سرکوبگر نزديك خانواده ها آنها را تحت كنترل خود داشتند و مانع هر گونه حركتي اعتراضی از طرف خانواده ها مي شدند.
لیست جدیدی از اسامی بازداشت شدگان 27 شهریور جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- مريم فتحي 26 ساله ليسانس زبان در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
2- فاطمه مهرزاد 35 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
3- فرزانه محمدي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
4- سارا نوري 26 ساله ليسانس حسابداري در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
5- آنا آجوداني 24 ساله دانشجوي شيمي در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6- معصومه آقايي 23 ساله دانشجو در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
7- پويا فرهودي 30 ساله ليسانس زيست مولكولي در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
8- اشكان مير علوي 28 ساله دانشجوي فوق ليسانس برق قدرت در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- فرشيد بابايي 23 ساله دانشجوي ارتباطات در بلوار كشاورز بازداشت و مكلان نگهداري وي نامشخص
10- عبدالله بهروزي 20 ساله دانشجو در طالقاني بازداشت و به اوين منتقل شده
11-نويد اميري نژاد 29 ساله ليسانس مديريت در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
12- پارسا تهراني اصل 32 ساله كارمند در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
13- محمد علي شيخان 18 ساله در وصال بازداشت و به اوين منتقل شده
14- ناصر اعتماديه 31 ساله در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
15- سهيل نيك پور 27 ساله دانشجوي معماري در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
16- مصطفي محمدي 29 ساله در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
17- مهدي خطيب داداشي 22 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- معين محسني 25 ساله شغل آزاد در فاطمي بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
19- امين جوادي لنگردي 21 ساله دانشجوي كامپيوتر مكان نگهداري وي نامشخص
20- پيمان زاهدي 28 ساله در جمالزاده بازداشت وبه اوين منتقل شده
آمار دستگیریهای روز جمعه 27 شهریور بالا تخمین زده می شود و آماری که نیروی انتظامی ولی فقیه انتشار داده است کذب محض می باشد و معلوم نیست با چه هدفی آمار دستگیر شدگان را بسیار پایین اعلام می کنند. حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد و همدستان او مانند علی اکبر حیدری فر،سبحانی ،راسخ و سایرین که مسئول صدور حکم قضائی برای دستگیری و انتقال آنها به شکنجه گاههای مخفی هستند در مقابل پیگیریهای خانواده ها از طریق منشیهای خود اظهار بی اطلاعی می کنند . ولی فقیه علی خامنه ای برخلاف وعده ای که داده بود که با کسانی که مرتکب جنایت شده اند برخورد می کند سعید مرتضوی از دستور دهندگان انتقال زندانیان سیاسی به اردوگاه مرگ کهریزک که منجر به جان باختن تعدادی از آنها گردید را نه تنها از سمت برکنار نکرد بلکه او را ترفیع نود و به سمت معاون دادستان کشور در سطح بالاتری برای ادامۀ جنایاتش منصوب نمود.سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی و همدستان او از منفورترین افراد جامعه ایران و سازمانهای حقوق بشری هستند.
مادران و پدران دردمند دستگیر شدگان 27 شهریور از مردم استمداد طلبیدن و خواهان حضور گسترده روزانۀ آنها در مقابل دادگاه انقلاب شدند تا از این طریق باعث آزادی عزیزان در بند و زیر شکنجۀ آنها شوند.لازم است به خواست مادران و پدران با حضور گسترده خود در مقابل دادگاه انقلاب آری گفته شود و باعث تسریع در آزادی قهرمانان در زنجیر شویم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری گسترده جوانان و بخصوص دانشجویان قهرمان و انتقال آنها به نقاط نامعلوم جهت شکنجه های وحشیانه و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و نسبت به جان آنها عمیقا ابراز نگرانی می کند. از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار مداخلۀ قوری برای نجان جان آنها و آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است.
01 مهر 1388 برابر با 23 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
بنابه گزارشات رسیده، خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و سایر دستگیر شدگان درمقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی برپا کردند.آنها با خشم و فریادهای اعتراض آمیز خود خواستار آزادی فوری عزیزان خود هستند و به قاضیهای ولی فقیه در دادگاه انقلاب هشدار میدادند در صورت اعمال هرگونه شکنجه علیه عزیزانشان باعث اعتراضات گسترده آنها خواهد شد.
روز چهارشنبه 1 مهرماه حدود 130 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار آزادي فوري عزيزان خود بودند و اعلام مي كردند به هيچ عنوان به حكومت اجازه نخواهند داد كه با بازداشتي هاي روز جمعه 27 شهريور مانند ديگر بازداشتي ها برخورد كند و با وارد كردن اتهامات بي اساس و پرونده سازي آنها را به ميز محاكمه بكشاند و با شدت اعلام مي كردند هر روز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تجمع مي كنند تا هر چه زودتر عزيزانشان آزاد شوند.و واي به حال حكومت اگر سخني از شكنجه و تجاوز و بدرفتاري با عزيزانشان بشنوند كه به هيچ عنوان سكوت نخواهند كرد و به اعتراضات خود شدت خواهند داد .ماموران جلوي درب دادگاه انقلاب با لحني تند و غیر انسانی خانواده ها را از ايستادن در مقابل درب ورودي منع مي كردند .
پس از شدت یافتن اعتراضات خانواده ها تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شدند و اعتراضات خانواده ها را زیر نظر داشتند.
وقتی که اعتراضات خانواده ها بالا گرفت، اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه توسط دادگاه انقلاب و زندان اوين تاييد شد اما همچنان اسامي تعداد زیادی از بازداشتي ها و مكان نگهداري آنها تاييد و مشخص نشده است و خانواده ها هر روز مسير دادگاه انقلاب و زندان اوين را با نگراني از وضعيت عزيزانشان طي مي كنند..
همچنین همزمان در حدود 60 نفر از خانواده بازداشتي ها نيز در مقابل درب دژباني زندان اوين تجمع كردند و خواهان آزادي فوري عزيزان خود بودند ولی ماموران زندان اوين به سمت آنها یورش بردند و با اعمال فشار،تهدید و حتي فحاشي خانواده ها را مجبور كردند در قسمت پايين زندان اوين بايستند تا در معرض دید عابرین قرار نگیرند و با گذاشتن تعدادی مامور سرکوبگر نزديك خانواده ها آنها را تحت كنترل خود داشتند و مانع هر گونه حركتي اعتراضی از طرف خانواده ها مي شدند.
لیست جدیدی از اسامی بازداشت شدگان 27 شهریور جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- مريم فتحي 26 ساله ليسانس زبان در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
2- فاطمه مهرزاد 35 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
3- فرزانه محمدي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
4- سارا نوري 26 ساله ليسانس حسابداري در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
5- آنا آجوداني 24 ساله دانشجوي شيمي در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6- معصومه آقايي 23 ساله دانشجو در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
7- پويا فرهودي 30 ساله ليسانس زيست مولكولي در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
8- اشكان مير علوي 28 ساله دانشجوي فوق ليسانس برق قدرت در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- فرشيد بابايي 23 ساله دانشجوي ارتباطات در بلوار كشاورز بازداشت و مكلان نگهداري وي نامشخص
10- عبدالله بهروزي 20 ساله دانشجو در طالقاني بازداشت و به اوين منتقل شده
11-نويد اميري نژاد 29 ساله ليسانس مديريت در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
12- پارسا تهراني اصل 32 ساله كارمند در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
13- محمد علي شيخان 18 ساله در وصال بازداشت و به اوين منتقل شده
14- ناصر اعتماديه 31 ساله در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
15- سهيل نيك پور 27 ساله دانشجوي معماري در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
16- مصطفي محمدي 29 ساله در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
17- مهدي خطيب داداشي 22 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- معين محسني 25 ساله شغل آزاد در فاطمي بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
19- امين جوادي لنگردي 21 ساله دانشجوي كامپيوتر مكان نگهداري وي نامشخص
20- پيمان زاهدي 28 ساله در جمالزاده بازداشت وبه اوين منتقل شده
آمار دستگیریهای روز جمعه 27 شهریور بالا تخمین زده می شود و آماری که نیروی انتظامی ولی فقیه انتشار داده است کذب محض می باشد و معلوم نیست با چه هدفی آمار دستگیر شدگان را بسیار پایین اعلام می کنند. حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد و همدستان او مانند علی اکبر حیدری فر،سبحانی ،راسخ و سایرین که مسئول صدور حکم قضائی برای دستگیری و انتقال آنها به شکنجه گاههای مخفی هستند در مقابل پیگیریهای خانواده ها از طریق منشیهای خود اظهار بی اطلاعی می کنند . ولی فقیه علی خامنه ای برخلاف وعده ای که داده بود که با کسانی که مرتکب جنایت شده اند برخورد می کند سعید مرتضوی از دستور دهندگان انتقال زندانیان سیاسی به اردوگاه مرگ کهریزک که منجر به جان باختن تعدادی از آنها گردید را نه تنها از سمت برکنار نکرد بلکه او را ترفیع نود و به سمت معاون دادستان کشور در سطح بالاتری برای ادامۀ جنایاتش منصوب نمود.سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی و همدستان او از منفورترین افراد جامعه ایران و سازمانهای حقوق بشری هستند.
مادران و پدران دردمند دستگیر شدگان 27 شهریور از مردم استمداد طلبیدن و خواهان حضور گسترده روزانۀ آنها در مقابل دادگاه انقلاب شدند تا از این طریق باعث آزادی عزیزان در بند و زیر شکنجۀ آنها شوند.لازم است به خواست مادران و پدران با حضور گسترده خود در مقابل دادگاه انقلاب آری گفته شود و باعث تسریع در آزادی قهرمانان در زنجیر شویم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری گسترده جوانان و بخصوص دانشجویان قهرمان و انتقال آنها به نقاط نامعلوم جهت شکنجه های وحشیانه و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و نسبت به جان آنها عمیقا ابراز نگرانی می کند. از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار مداخلۀ قوری برای نجان جان آنها و آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است.
01 مهر 1388 برابر با 23 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
یکی دیگر از فعالان حقوق زنان ممنوع الخروج شد
سایت بارش نیوز در استان گلستان: خانم عاطفه پهلوان از فعالان حقوق زنان در استان گلستان، در فرودگاه تهران، ممنوع الخروج اعلام شده و پاسپورت ايشان توسط یک مامور لباس شخصی ضبط گرديد.
خانم پهلوان روز پنج شنبه هفته گذشته در سالن ترانزیت فرودگاه امام خمینی تهران پس از اینکه پاسپورت اش مهر خروج خورده و آماده سوار شدن به هواپیما بود، توسط یک لباس شخصی پاسپورت وی ضبط و به وی گفته می شود ممنوع الخروج هستند و در قبال سوال او پاسخ می دهند که: "ما اطلاعی نداریم و فقط یک شماره نامه داده اند و گفته شده است که وی در 26 مرداد ماه با حکم قضایی دادستان گرگان ممنوع الخروج گردیده است".
بنا بر گزارش های دریافتی، این فعال حقوق زنان جهت پیگیری حکم مربوطه، شنبه به دادستانی گرگان مراجعه می نماید که آقای حسینی معاون دادستان با برخوردی خلاف شان جایگاه حقوقی خود اظهار داشته هیچ وظیفه ای ندارد توضیح دهد که چرا وی را ممنوع الخروج کرده اند و حتی وظیفه نداشته اند حکم را به وی ابلاغ کنند و گفتند حکم را خودشان داده اند چون تشخیص داده شده که رفتن خانم پهلوان به خارج از کشور خلاف مصالح ملی می باشد.
نهایتا با اصرار فراوان خانم پهلوان او (معاون دادستان) اشاره به برگزاری جلسات (احتمالا جلسه آیت الله صانعی)، امضا کردن بیانیه ای جهت آزادی زندانیان سیاسی کرده و همچنین اظهار نموده بر اساس گزارشات اداره اطلاعات این حکم را صادر کرده است.
خانم پهلوان روز پنج شنبه هفته گذشته در سالن ترانزیت فرودگاه امام خمینی تهران پس از اینکه پاسپورت اش مهر خروج خورده و آماده سوار شدن به هواپیما بود، توسط یک لباس شخصی پاسپورت وی ضبط و به وی گفته می شود ممنوع الخروج هستند و در قبال سوال او پاسخ می دهند که: "ما اطلاعی نداریم و فقط یک شماره نامه داده اند و گفته شده است که وی در 26 مرداد ماه با حکم قضایی دادستان گرگان ممنوع الخروج گردیده است".
بنا بر گزارش های دریافتی، این فعال حقوق زنان جهت پیگیری حکم مربوطه، شنبه به دادستانی گرگان مراجعه می نماید که آقای حسینی معاون دادستان با برخوردی خلاف شان جایگاه حقوقی خود اظهار داشته هیچ وظیفه ای ندارد توضیح دهد که چرا وی را ممنوع الخروج کرده اند و حتی وظیفه نداشته اند حکم را به وی ابلاغ کنند و گفتند حکم را خودشان داده اند چون تشخیص داده شده که رفتن خانم پهلوان به خارج از کشور خلاف مصالح ملی می باشد.
نهایتا با اصرار فراوان خانم پهلوان او (معاون دادستان) اشاره به برگزاری جلسات (احتمالا جلسه آیت الله صانعی)، امضا کردن بیانیه ای جهت آزادی زندانیان سیاسی کرده و همچنین اظهار نموده بر اساس گزارشات اداره اطلاعات این حکم را صادر کرده است.
تلاش رژیم برای جلوگیری از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تهران
خبرنامه امیرکبیر: از دو هفته گذشته و همزمان با بازگشای کوی دانشگاه تهران و نیز برگزاری امتحانات دانشجویان که به دلیل یورش نیروهای انصار به کوی و زخمی و بازداشت عده ی زیادی به تعویق افتاده بود، اقداماتی در راستای مقابله هر چه بیشتر با اعتراضات دانشجوئی توسط مدیریت دانشگاه در حال انجام است.
شعار نویسی در کوی دانشگاه
با گذشت دو هفته از بازگشایی دوباره کوی دانشگاه فضای امنیتی شدیدی بر کوی دانشگاه حاکم شده است. نیروهای لباس شخصی از زمان بازگشائی در 14 شهریورماه درفضای کوی دانشگاه به صورت مشهود به همراه نیروهای حراست دانشگاه به پرسه زدن مشغول بودند. اما با وجود این اقدامات تهدید آمیز، موراد بسیاری از دیوارنویسی دانشجویان کوی دانشگاه دیده شده است.
در ادامه تلاش جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در کوی دانشگاه حضور نیروهای بسیج دانشجویی که برخی از آنان ساکن کوی دانشگاه نیز نیستند در محیط کوی دانشگاه محسوس است.
اما با این همه، از زمان بازگشائی کوی، دانشجویان ساکن کوی دختران و پسران دانشگاه تهران همگام با دیگر ساکنین محله امیراباد تهران، در ساعات پایانی شب، فریاد بانگ الله اکبر می دهند که این امر موجب شده که مسئولین خوابگاه دختران و پسران به شناسائی دانشجویان اقدام کنند اما بدلیل کثرت تعداد دانشجویان این امر هنوز محقق نشده است.
نصب آنتن در ایام تعطیلات تابستانی در مقابل کوی دانشگاه
در ایامی که کوی دانشگاه در تعطیلی به سر می برد بر روی ساختمانی مقابل ساختمان مسجد موقت کوی دانشگاه در منطقه امیراباد انتنی جدید نصب شده است که بنا بر نظر دانشجویان به احتمال زیاد به سپاه پاسداران یا بسیج تعلق دارد و مورد استفاده ی آن هنوز مشخص نمی باشد. ممکن است این مساله جهت اقدامات امنیتی در کنترل فضای کوی در سال تحصیلی جدید باشد. گفته می شود در ساختمان مورد اشاره، اتاقی در طبقه انتهایی توسط نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار می گیرد که بی ارتباط با نصب آنتن نخواهد بود.
دیوارکشی در میان کوی دانشگاه
هم چنین در این زمینه شایعاتی در مورد این اقدام مدیریت کوی دانشگاه مبنی بر واگذاری ساختمان های 20، 21 و 23 به متاهلین وجود دارد. در این راستا مدیریت دانشگاه تهران همزمان با پایان امتحانات ترم تحصیلی دانشجویان، چند روز را تعطیل اعلام کرده و حتی ثبت نام دانشجویان را نیز به تاخیر انداخته است که این امر موجب آغاز دیرهنگام سال تحصیلی خواهد شد. بنا به گفته دانشجویان، مسئولین قصد دارند تغییر و تحولات در کوی دانشگاه را در این فاصله زمانی انجام دهند. هم چنین به گمان برخی دیگر از دانشجویان این امر بدلیل نصب شنود در اتاق های دانشجویان صورت می گیرد.
کاهش بیش از 1500 نفر از دانشجویان خوابگاهی
در استانه بازگشایی دوباره دانشگاه تهران و هراس مدیریت دانشگاه و نیز در راستای اتخاذ تدابیر از سوی آنان برای مواجهه با موج اعتراضات دانشجوئی، طی اقدامی ناگهانی سه ساختمان کوی دانشگاه بالاجبار تخلیه شده است. ساختمان های 20 و 21 که دانشویان کارشناسی در آن ساکن می باشند و همچنین ساختمان 23 که متعلق به دانشجویان کارشناسی ارشد می باشد و در ضلع جنوبی کوی دانشگاه تهران واقع شده اند و همچنین مشرف به خیابان های امیر اباد شمالی می باشند، از جمله ساختمان هائی است که ساکنین آن تخلیه شده اند.
از سوی دیگر مدیریت دانشگاه و شخص فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، در صدد کاهش شمار دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه می باشند. به طوریکه در سال تحصیلی جدید به دانشجویان جدیدالورود در تمام مقاطع تحصیلی خوابگاه ارائه نخواهد شد و در خوابگاه های سطح شهر اسکان داده خواهند شد.
همچنین دانشگاه تهران ضمن درج اطلاعیه ای اعلام نموده که به دانشجویان ترم 10 کارشناسی و همچنین ترم 6 کارشناسی ارشد خوابگاه ارائه نخواهد شد.
شعار نویسی در کوی دانشگاه
با گذشت دو هفته از بازگشایی دوباره کوی دانشگاه فضای امنیتی شدیدی بر کوی دانشگاه حاکم شده است. نیروهای لباس شخصی از زمان بازگشائی در 14 شهریورماه درفضای کوی دانشگاه به صورت مشهود به همراه نیروهای حراست دانشگاه به پرسه زدن مشغول بودند. اما با وجود این اقدامات تهدید آمیز، موراد بسیاری از دیوارنویسی دانشجویان کوی دانشگاه دیده شده است.
در ادامه تلاش جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در کوی دانشگاه حضور نیروهای بسیج دانشجویی که برخی از آنان ساکن کوی دانشگاه نیز نیستند در محیط کوی دانشگاه محسوس است.
اما با این همه، از زمان بازگشائی کوی، دانشجویان ساکن کوی دختران و پسران دانشگاه تهران همگام با دیگر ساکنین محله امیراباد تهران، در ساعات پایانی شب، فریاد بانگ الله اکبر می دهند که این امر موجب شده که مسئولین خوابگاه دختران و پسران به شناسائی دانشجویان اقدام کنند اما بدلیل کثرت تعداد دانشجویان این امر هنوز محقق نشده است.
نصب آنتن در ایام تعطیلات تابستانی در مقابل کوی دانشگاه
در ایامی که کوی دانشگاه در تعطیلی به سر می برد بر روی ساختمانی مقابل ساختمان مسجد موقت کوی دانشگاه در منطقه امیراباد انتنی جدید نصب شده است که بنا بر نظر دانشجویان به احتمال زیاد به سپاه پاسداران یا بسیج تعلق دارد و مورد استفاده ی آن هنوز مشخص نمی باشد. ممکن است این مساله جهت اقدامات امنیتی در کنترل فضای کوی در سال تحصیلی جدید باشد. گفته می شود در ساختمان مورد اشاره، اتاقی در طبقه انتهایی توسط نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار می گیرد که بی ارتباط با نصب آنتن نخواهد بود.
دیوارکشی در میان کوی دانشگاه
هم چنین در این زمینه شایعاتی در مورد این اقدام مدیریت کوی دانشگاه مبنی بر واگذاری ساختمان های 20، 21 و 23 به متاهلین وجود دارد. در این راستا مدیریت دانشگاه تهران همزمان با پایان امتحانات ترم تحصیلی دانشجویان، چند روز را تعطیل اعلام کرده و حتی ثبت نام دانشجویان را نیز به تاخیر انداخته است که این امر موجب آغاز دیرهنگام سال تحصیلی خواهد شد. بنا به گفته دانشجویان، مسئولین قصد دارند تغییر و تحولات در کوی دانشگاه را در این فاصله زمانی انجام دهند. هم چنین به گمان برخی دیگر از دانشجویان این امر بدلیل نصب شنود در اتاق های دانشجویان صورت می گیرد.
کاهش بیش از 1500 نفر از دانشجویان خوابگاهی
در استانه بازگشایی دوباره دانشگاه تهران و هراس مدیریت دانشگاه و نیز در راستای اتخاذ تدابیر از سوی آنان برای مواجهه با موج اعتراضات دانشجوئی، طی اقدامی ناگهانی سه ساختمان کوی دانشگاه بالاجبار تخلیه شده است. ساختمان های 20 و 21 که دانشویان کارشناسی در آن ساکن می باشند و همچنین ساختمان 23 که متعلق به دانشجویان کارشناسی ارشد می باشد و در ضلع جنوبی کوی دانشگاه تهران واقع شده اند و همچنین مشرف به خیابان های امیر اباد شمالی می باشند، از جمله ساختمان هائی است که ساکنین آن تخلیه شده اند.
از سوی دیگر مدیریت دانشگاه و شخص فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، در صدد کاهش شمار دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه می باشند. به طوریکه در سال تحصیلی جدید به دانشجویان جدیدالورود در تمام مقاطع تحصیلی خوابگاه ارائه نخواهد شد و در خوابگاه های سطح شهر اسکان داده خواهند شد.
همچنین دانشگاه تهران ضمن درج اطلاعیه ای اعلام نموده که به دانشجویان ترم 10 کارشناسی و همچنین ترم 6 کارشناسی ارشد خوابگاه ارائه نخواهد شد.
وضعیت نگران کنندۀ دکتر محمد ملکی در زندان
رادیو فرانسه: بیش از یک ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی می گذرد. او که علاوه بر بیماری های دیگر دچار بیماری پروستات پیشرفته است، در این یک ماه در سلول انفرادی بسر می برد و تنها از مراقبت های ابتدایی پزشکی زندان برخوردار است که به دادن داروهای آرامبخش محدود می شود.
وکیل او، دکتر یوسف مولایی، می گوید تنها یکبارهمراه با همسر دکتر ملکی با موکلش دیدار داشته است ولی تا زمانی که پرونده از سوی بازپرس تکمیل نشده و به دادگاه ارجاع نشده است او دسترسی به پرونده و جزئیات اتهامات نخواهدداشت. اوهمچنین ازتمدید دوماه قراربازداشت موکلش خبر می دهد می گوید دو بار تقاضای تبدیل قرار بازداشت را به قرار وثیقه و یا کفالت تسلیم بازپرس کرده است که تا به حال به آن پاسخی داده نشده است.
محمد ملکی 76 سال دارد و به گفتۀ همسرش از اول خرداد گذشته در خانه بستری بوده است. هنگامی که مأموران برای بازداشت او آمده اند و او را از تختخوابش به بازداشتگاه منتقل می کرده اند، او از آنان سپاسگزاری کرده است و گفته است" بدین ترتیب، در حالیکه جوانان در حال مبارزه هستند، من در رختخواب نخواهم مرد".
وکیل او، دکتر یوسف مولایی، می گوید تنها یکبارهمراه با همسر دکتر ملکی با موکلش دیدار داشته است ولی تا زمانی که پرونده از سوی بازپرس تکمیل نشده و به دادگاه ارجاع نشده است او دسترسی به پرونده و جزئیات اتهامات نخواهدداشت. اوهمچنین ازتمدید دوماه قراربازداشت موکلش خبر می دهد می گوید دو بار تقاضای تبدیل قرار بازداشت را به قرار وثیقه و یا کفالت تسلیم بازپرس کرده است که تا به حال به آن پاسخی داده نشده است.
محمد ملکی 76 سال دارد و به گفتۀ همسرش از اول خرداد گذشته در خانه بستری بوده است. هنگامی که مأموران برای بازداشت او آمده اند و او را از تختخوابش به بازداشتگاه منتقل می کرده اند، او از آنان سپاسگزاری کرده است و گفته است" بدین ترتیب، در حالیکه جوانان در حال مبارزه هستند، من در رختخواب نخواهم مرد".
۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سهشنبه
یک زندان مسیحی نوشته مکس لوکادو ترجمه: مصطفی رحمانی. تقدیم به مریم و مرضیه عزیز و دیگر زندانیان

جا دارد از برادر مصطفی عزیز به خاطر ترجمه و انتخاب این متن تشکر کنم و اینکه اجازه دادند این متن را در وبلاگ بگذارم، برکت خداوندمان عیسی مسیح، هر روزه با شما باشد تا به ابد. آمین
نزدیک شهر سائو جوس در برزیل زندانی با امکانات قابل توجه وجود دارد. بیست سال پیش دولت برزیل در یک طرح آنرا به ندامتگاهی مسیحی تبدیل کرد. نام آنرا هم تغییر داده و"هیومایتا" گذاشتند. برنامه این بود که این زندان بر اساس موازین مسیحی دایر شود. قرار شد غیر از دو نفر پرسنل نظامی بقیه ي کارها به عهده زندانیان باشد. خانواده ها هم از بیرون با زندانیان همکاری می کردند و این روند بعد از محکومیتشان هم ادامه پیدا می کرد. چاک چالسون (یکی از مسئولین بین المللی) از این زندان بازدید نمود و اینگونه گزارش داد:
وقتی وارد زندان هیومایتا شدم، دیدم تمامی زندانیان لبخند بر لب دارند، به خصوص قاتلانی که کلید داشتند و در را باز کرده و مرا به داخل راهنمایی کردند. هر جا که می رفتم، مردانی را می دیدم که با آرامش و صلح و صفا در اطاقهای تمیزشان مشغول انجام کارهای صنعتی بودند. بر تمامی دیوارها جملاتی از کتابمقدس مثلا امثال، مزامیر و غیره نوشته شده بود. راهنما مرا تا سلولی که در گذشته برای شکنجه استفاده می شد راهنمایی کرد و گفت امروز این سلول تنها یک زندانی دارد. در انتهای سالنی بلند، بالاخره به آن اطاق رسیدیم. او کلید انداخت تا در را باز کند، اما مکث کرد و گفت آیا مطمئنید می خواهید داخل شوید؟
بی درنگ گفتم البته که می خواهم، من خیلی از سلولهای انفرادی را سراسر دنیا دیده ام. او به آرامی در را باز کرد و من تنها زندانی این سلول را دیدم. عیسی مسیح بر صلیب به زیبایی توسط زندانیان بر دیوار حک شده بود.
او به آرامی و با بغض گفت: او تمامی مدت حبس، باقی ما را در اینجا تحمل می کند...
امروز مسیح در همان سلولی هست که خواهران ما، مریم و مرضیه و برادمان شهرام هستند.(و عزیزانی دیگر که نام آنها را نمی دانیم ) در همان سلول هایی که یادگار شهدای کلیسای ایران هست. همان سلولی که با وجود تاریکی، روشنی مسیح می تواند چشمان زندانبانان را باز کند،چشم کسانی که خداوند را نمی شناسند و برای شکنجه زندانیان پوتین هایی آهنین به پا کرده اند، آنها فراموش کرده اند که دعاهای ایماندران به مسیح در سراسر دنیا می تواند لرزه ای بر قلب سنگی شان بیاندازد که همانند پولس که روزی دشمن مسیح بود، عاشق مسیح شوند. آنها فراموش کرده اند که مسیح گفت : اگر به فرزندان من آسیب برسانید بدانید که دارید به من لطمه می زنید. آنها فراموش کرده اند که با این کار دارند بر میخ های فرو رفته در بدن مسیح ضربه می زنند.
متی باب ۲۵ آیات ۴۱- ۴۶ «پس اصحاب طرف چپ را گويد: "اي ملعونان، از من دور شويد در آتش جاوداني كه براي ابليس و فرشتگان او مهيّا شده است.۴۲ زيرا گرسنه بودم مرا خوراك نداديد، تشنه بودم مرا آب نداديد،۴۳ غريب بودم مرا جا نداديد، عريان بودم مرا نپوشانيديد، مريض و محبوس بودم عيادتم ننموديد."۴۴ پس ايشان نيز به پاسخ گويند: "اي خداوند، كي تو را گرسنه يا تشنه يا غريب يا برهنه يا مريض يا محبوس ديده، خدمتت نكرديم؟"۴۵آنگاه در جواب ايشان گويد: "هرآينه به شما ميگويم، آنچه به يكي از اين كوچكان نكرديد، به من نكردهايد." ۴۶ و ايشان در عذاب جاوداني خواهند رفت، امّا عادلان در حيات جاوداني.»
و در آخر باید بگم که فراموش نکنید مسیح ما را هرگز ترک نکرده و نخواهد کرد. او که حافظ ماست هرگز نخوابیده و به خواب نخواهد رفت و او وعده داده است تا انقضای عالم با ما باشد، حال می خواهد آن مکان زندان باشد و یا هر جای دیگر.
متی باب ۲۸: ۲۰ و اينك مـن هـر روزه تا انقضاي عالم همراه شما ميباشـم .
«همراه شما ميباشم» اين آيه دلپسندترين آية تمام كتابمقدس بشمار ميرود. عيسي از ميان مردگان برخاست و مسلماً هيچگاه نخواهد مرد. او هم اكنون زنده است و همراه با قوم خويش، آنها را در هر وقت با قدرت محافظتكنندة خويش رهبري ميكند. او مقامي بالاتر از فرماندهي لشگريان فرشتگان را داراست. او نه تنها شخصاً فرماندة لشگريان آسمان است بلكه مايل است كه بصورت شخصي با هر يك از افراد قوم خويش در همة اوقات همراه باشد.
ما نميتوانيم درك كنيم كه چگونه يك فرد ميتواند بطور همزمان با ميليونها و شايد ميلياردها شخص همراهي كند. ولي اين نشانة الوهيت اين چنين شخصيتي است. و عيسي با سادهترين لحن ادعا نمود كه «من هر روزه همراه شما ميباشم». عيسي اين عبارات را در سخنان خويش ذكر نمود و او هرگز سخنان باطل نگفته است. او هيچوقت بيدليل لب به سخن گفتن نگشود. او هميشه با هدف سخن ميگفت. اين سخنان اگر چه ماوراي درك ما و يا بصورتي پوشيده و مرموز باشند، اما به حقيقي بودن آنها ايمان داريم. ما در هر حالي نيز كه باشيم، شاد يا غمگين، قوي يا ضعيف، او در هر وقت با هر يك از ماست و اگرچه ناديدني است ولي با ما همراه است. عيسي خداوند، همين حالا امشب، كه به خواب خواهيم رفت، فردا در محل كار، هفتة آينده، سال آينده با حضور خويش بر ما سايه افكنده است و كنار ما راه ميرود. او در حاليكه از جزئيات زندگي ما با خبر است و به همة تلاشهاي بينتيجة ما نگاه ميكند، طالب آن است كه ما را به جايي برساند كه وارث شادي فناناپذير و ابدي پدر گرديم. شايد اين عبارات بيشتر شبيه به يك رؤيا باشند اما بايد دانست كه در واقع، حقيقت اصلي زندگي ما است.
گزارشی از گردهمایی مسیحیان در لندن برای آزادی مریم و مرضیه عزیز در لندن
به گزارش خبرنگار شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان در لندن، روز شنبه ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹ برابر با ۲۱ شهریور ۱۳۸۸، جمعی از مسیحیان ایرانی مقیم لندن برای آزادی "مریم و مرضیه" از زندان اوین، در مقابل سفارت ایران در لندن دور هم جمع شدند و یك روز را در روزه و دعا بسر بردند.
افراد بسیاری از كلیساها و گروههای مختلف مسیحی با حضور و دعاهای خود این گردهمایی را حمایت كردند.
این گزارش حاكی است، افراد از كلیساها و سازمانهای مختلف از ساعاتی پس از ظهر در بیرون ساختمان اصلی سفارت ایران تجمع كردند. در این گردهمایی بیش از ۱۰۰ نفر حضور داشتند كه در پایان این گردهمایی كلیه شركت كنندگان دادخواستی را خطاب به سفیر ایران در لندن برای حمایت از مریم و مرضیه امضا كردند.
به گزارش خبرنگار fcnn، دراین مراسم كه به طور خاص توسط بانوان مسیحی برنامهریزی شده بود، تمامی افراد با پوشیدن لباسهای سفید در دعاها و پرستشهای خود یگانگیشان را در مسیح نشان دادند. این در حال بود كه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر افراد بیشتری به این تجمع پیوستند كه با روشن كردن ۱۸۷ شمع به نشانۀ ۱۸۷ روز اسارت "مریم و مرضیه" خیابان لندن را روشن ساختند و پرستشها و دعا برای كلیه زندانیان مسیحی در آغاز شب ببیشتر شد.پلیس از تمامی این گرهمایی راضی به نظر میرسید و به نظر چند تن از آنان این گردهمایی در نوع خود بینظیر بود و تا كنون چنین جلسۀ دعایی در بیرون هیچ سفارتی برگزار نشده بود.تمامی مراسم آرام، باقدرت و با تمركز زیاد بر دعا برگزار شد. برخی از عابران كه از موضوع بیخبر بودند با دیدن تصاویر و نوشته ها اعلام داشتند كه این موضوع را در فهرست دعاهای كلیسایی خود اضافه خواهند كرد و با مسیحیان ایران در این خصوص متحد خواهند شد.
این گردهمایی تلاش برآن داشت كه افكار عموم را بر زندگی و آزادی مریم و مرضیه متمركز كند.برگزار كنندگان این مراسم از عموم مردم درخواست نمودند كه برای آزادی مریم و مرضیه همچنان دعا كنند و تا آزادی كامل این دو هموطن از پا نشینند.
لازم به یاد آوری است، مریم و مرضیه در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) بخاطر اعتقادات دینی اشان توسط تعدادی از افراد لباس شخصی و چندی از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۶ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.
همچنین روز یكشنبه ۱۸ مرداد سالجاری ( ۹ آگوست ۲۰۰۹) نیز اولین دادگاه بمنظور تفهیم اتهام این نوكیشان مسیحی برگزار گردید كه رئیس جلسه از آنان خواسته بود تا ایمان مسیحی خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب در حضور دادگاه انکار کنند.، كه مریم و مرضیه در پاسخ به این درخواست گفتند "ما ایمان و اعتقادات خود را انکار نخواهیم كرد.
افراد بسیاری از كلیساها و گروههای مختلف مسیحی با حضور و دعاهای خود این گردهمایی را حمایت كردند.
این گزارش حاكی است، افراد از كلیساها و سازمانهای مختلف از ساعاتی پس از ظهر در بیرون ساختمان اصلی سفارت ایران تجمع كردند. در این گردهمایی بیش از ۱۰۰ نفر حضور داشتند كه در پایان این گردهمایی كلیه شركت كنندگان دادخواستی را خطاب به سفیر ایران در لندن برای حمایت از مریم و مرضیه امضا كردند.
به گزارش خبرنگار fcnn، دراین مراسم كه به طور خاص توسط بانوان مسیحی برنامهریزی شده بود، تمامی افراد با پوشیدن لباسهای سفید در دعاها و پرستشهای خود یگانگیشان را در مسیح نشان دادند. این در حال بود كه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر افراد بیشتری به این تجمع پیوستند كه با روشن كردن ۱۸۷ شمع به نشانۀ ۱۸۷ روز اسارت "مریم و مرضیه" خیابان لندن را روشن ساختند و پرستشها و دعا برای كلیه زندانیان مسیحی در آغاز شب ببیشتر شد.پلیس از تمامی این گرهمایی راضی به نظر میرسید و به نظر چند تن از آنان این گردهمایی در نوع خود بینظیر بود و تا كنون چنین جلسۀ دعایی در بیرون هیچ سفارتی برگزار نشده بود.تمامی مراسم آرام، باقدرت و با تمركز زیاد بر دعا برگزار شد. برخی از عابران كه از موضوع بیخبر بودند با دیدن تصاویر و نوشته ها اعلام داشتند كه این موضوع را در فهرست دعاهای كلیسایی خود اضافه خواهند كرد و با مسیحیان ایران در این خصوص متحد خواهند شد.
این گردهمایی تلاش برآن داشت كه افكار عموم را بر زندگی و آزادی مریم و مرضیه متمركز كند.برگزار كنندگان این مراسم از عموم مردم درخواست نمودند كه برای آزادی مریم و مرضیه همچنان دعا كنند و تا آزادی كامل این دو هموطن از پا نشینند.
لازم به یاد آوری است، مریم و مرضیه در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) بخاطر اعتقادات دینی اشان توسط تعدادی از افراد لباس شخصی و چندی از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۶ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.
همچنین روز یكشنبه ۱۸ مرداد سالجاری ( ۹ آگوست ۲۰۰۹) نیز اولین دادگاه بمنظور تفهیم اتهام این نوكیشان مسیحی برگزار گردید كه رئیس جلسه از آنان خواسته بود تا ایمان مسیحی خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب در حضور دادگاه انکار کنند.، كه مریم و مرضیه در پاسخ به این درخواست گفتند "ما ایمان و اعتقادات خود را انکار نخواهیم كرد.
تجمع لباس شخصی ها عليه بهائيان
خبرگزاری هرانا : مسئولان مربوطه در یک روال خارج از قانون برای دفن یک شهروند فوت شده بهایی مانع تراشی کردند.
به گزارش کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، يكي از شهروندان بهايي سمنان به نام حسن آقا كسابيان در تاريخ 20 شهريور فوت مي كند اما به خانواده ايشان اجازه دفن در قبرستان بهاييان سمنان كه در سنگسر ( مهدي شهر) واقع مي باشد داده نمي شود با پيگيري و شكايت خانواده متوفي، در روز يكشنبه 22 شهريور جلسه اي در استانداري با حضور شهردار سنگسر ( آقاي نخستين ) تشكيل مي شود كه در آن جلسه به خانواده كسابيان ابلاغ مي شود كه متوفي را در نقطه ديگري دفن كنند ولي خانواده كسابيان اين را نمي پذيرد و اظهار مي دارد كه متوفي سالها در اين شهر زندگي كرده و مانند بقيه شهروندان سمناني در خاك اينجا سهيم است لذا جسد را نمي توان انتقال داد.
سپس از خانواده متوفي خواسته مي شود براي اينكه متوفي را بتوانند در سنگسر دفن كنند به دروغ بگويند آقاي كسابيان در سنگسر فوت كرده است . اين پيشنهاد هم مورد پذيرش خانواده كسابيان قرار نمي گيرد و راضي به كتمان محل فوت متوفي نمي شوند . آخرين پيشنهاد براي اخذ جواز فوت ، پرداخت مبلغ يك ميليون تومان بود كه اين مورد هم با عدم قبول خانواده كسابيان مواجه مي شود و در پاسخ مي گويند " ما توانايي پرداخت اين مبلغ را داريم ولي ساير بهاييان قادر به پرداخت اين مبلغ نيستند پس ما هم پرداخت نمي كنيم " بالاخره قرار مي شود جواز دفن به همان روال سابق يعني پرداخت 250 هزار تومان صادر شود در عوض خانواده كسابيان قول دادند مراسم دفن سريع و بي سروصدا انجام گيرد روز بعد مراسم دفن در قبرستان بهاييان سمنان ( واقع در سنگسر) اجرا مي شود ولي در طي مراسم چند نفر از تپه هاي مجاور شروع به فيلمبرداري از مراسم و حاضرين مي كنند در خاتمه مراسم در حاليكه فقط چند نفر از نزديكان متوفي بر سر مزار باقي مانده بودند آن افراد به پائين تپه آمده و شروع به هتاكي و توهين به بهاييان و خانواده متوفي مي كنند كه اين رفتار بسيار موجب پريشاني و ناراحتي همسر متوفي مي شوند .
متعاقب اين جريان در روز 25 شهريور در شهر سنگسر حدود 20 نفر از عناصر تندرو و خودسر شروع به تظاهراتي عليه بهاييان مي كنند كه طي آن شعارهاي توهين آميزي نسبت به بهائيان داده مي شود متاسفانه با اين اجتماع غير قانوني و بی مجوز هيچ برخوردي از طرف نيروي انتظامي نمي شود ولي با پا درمياني تعدادي از مسلمانان محل كه به حمايت از هموطنان بهائي مي پردازند ، اين تظاهرات خاتمه يافت
به گزارش کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، يكي از شهروندان بهايي سمنان به نام حسن آقا كسابيان در تاريخ 20 شهريور فوت مي كند اما به خانواده ايشان اجازه دفن در قبرستان بهاييان سمنان كه در سنگسر ( مهدي شهر) واقع مي باشد داده نمي شود با پيگيري و شكايت خانواده متوفي، در روز يكشنبه 22 شهريور جلسه اي در استانداري با حضور شهردار سنگسر ( آقاي نخستين ) تشكيل مي شود كه در آن جلسه به خانواده كسابيان ابلاغ مي شود كه متوفي را در نقطه ديگري دفن كنند ولي خانواده كسابيان اين را نمي پذيرد و اظهار مي دارد كه متوفي سالها در اين شهر زندگي كرده و مانند بقيه شهروندان سمناني در خاك اينجا سهيم است لذا جسد را نمي توان انتقال داد.
سپس از خانواده متوفي خواسته مي شود براي اينكه متوفي را بتوانند در سنگسر دفن كنند به دروغ بگويند آقاي كسابيان در سنگسر فوت كرده است . اين پيشنهاد هم مورد پذيرش خانواده كسابيان قرار نمي گيرد و راضي به كتمان محل فوت متوفي نمي شوند . آخرين پيشنهاد براي اخذ جواز فوت ، پرداخت مبلغ يك ميليون تومان بود كه اين مورد هم با عدم قبول خانواده كسابيان مواجه مي شود و در پاسخ مي گويند " ما توانايي پرداخت اين مبلغ را داريم ولي ساير بهاييان قادر به پرداخت اين مبلغ نيستند پس ما هم پرداخت نمي كنيم " بالاخره قرار مي شود جواز دفن به همان روال سابق يعني پرداخت 250 هزار تومان صادر شود در عوض خانواده كسابيان قول دادند مراسم دفن سريع و بي سروصدا انجام گيرد روز بعد مراسم دفن در قبرستان بهاييان سمنان ( واقع در سنگسر) اجرا مي شود ولي در طي مراسم چند نفر از تپه هاي مجاور شروع به فيلمبرداري از مراسم و حاضرين مي كنند در خاتمه مراسم در حاليكه فقط چند نفر از نزديكان متوفي بر سر مزار باقي مانده بودند آن افراد به پائين تپه آمده و شروع به هتاكي و توهين به بهاييان و خانواده متوفي مي كنند كه اين رفتار بسيار موجب پريشاني و ناراحتي همسر متوفي مي شوند .
متعاقب اين جريان در روز 25 شهريور در شهر سنگسر حدود 20 نفر از عناصر تندرو و خودسر شروع به تظاهراتي عليه بهاييان مي كنند كه طي آن شعارهاي توهين آميزي نسبت به بهائيان داده مي شود متاسفانه با اين اجتماع غير قانوني و بی مجوز هيچ برخوردي از طرف نيروي انتظامي نمي شود ولي با پا درمياني تعدادي از مسلمانان محل كه به حمايت از هموطنان بهائي مي پردازند ، اين تظاهرات خاتمه يافت
اسامی شمار دیگری از دستگیر شدگان 27 شهریور
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و دستگیریهای اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند و خواستار آگاهی یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی فوری آنها شدند.
روز سه شنبه 31 شهريور حدود 80 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان پاسخگويي مسئولين در مورد بازداشت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.
خانواده هاي بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهریور كه نمي دانستند با كدام شعبه بايد تماس بگيرند هنگامي كه از كاركنان دادگاه انقلاب سوال مي كردند در جواب به آنها مي گفتند استعلام رايانه اي بگيريد در صورتي كه نام بازداشتي تاييد شود آنوقت متوجه مي شويد كه با كدام شعبه بايد تماس بگيريد كه همچنان نام هيچ يك از آنها در كامپيوتر دادگاه انقلاب ثبت نشده است و خانواده ها در سرگرداني و بلاتكليفي بسر مي برند .
تعدادي از خانواده ها اعتراض مي كردند كه بعد از 24 ساعت بايد به بازداشتي تفهيم اتهام شود و او بايد با خانواده خود تماس بگيرد شما قوانين خودتان را هم زير سوال مي بريد؟ ما بايد از چه كسي بپرسيم كه عزيزانمان به چه جرمي بازداشت شده اند ؟ به كجا برده شده اند؟
كاركنان دادگاه انقلاب با برخوردی غیر انسانی به آنها مي گفتند: چنين قانوني در مورد بازداشتي هاي امنيتي وجود ندارد.خيلي نگران هستيد به اداره پيگيري اطلاعات مراجعه كنيد صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه شما اينجاييد كه به ما جواب بدهيد نه اينكه ما را به اين طرف و آن طرف پاس بدهيد .البته نام عده اي از بازداشت شده ها در اداره پيگيري اطلاعات تاييد شده است
از طرفي حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل بخش اداري زندان اوين تجمع كردند و خواهان اطلاع یافتن از مكان نگهداري عزيزانشان بودند كه ماموران مانع ايستادن آنها در مقابل بخش اداري شدند و آنها را مجبور به ايستادن در زير پل كردند .درخواست خانواده ها اين بود كه فقط به آنها بگويند عزيزانشان به زندان اوين منتقل شده يا نه تا بتوانند براي آنها لباس و وسايل مورد نياز را بياورند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود و ماموران به آنها مي گفتند برويد اينجا نايستيد.
لیست اسامي تعدادي از بازداشت شدگان روز جمعه 28 شهریور برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- محمد مهدي كمالي 19 ساله دانشجوي كامپيوتردر فلسطين بازداشت شده
2- حامد حسينيان 28 ساله شغل آزاد در وليعصر بازداشت شده
3- علي اميني طبري 24 ساله دانشجوي حسابداري
4- فرهاد رمضاني 27 ساله ليسانس مديريت اجرايي در انقلاب بازداشت شده
5- هومن اسماعيل پور 30 ساله كارمند در خيابان طالقاني بازداشت شده
6- سعيد صدري 28 ساله در ونك بازداشت شده
7- محمد عباسي 25 ساله ليسانس بازرگاني در انقلاب بازداشت شده
8- كيانوش بختياري 20 ساله دانشجو در ونك بازداشت شده
9- صادق هاشمي 29 ساله در هفت تير بازداشت شده
10- حسين محمدي پور 27 ساله در ونك بازداشت شده
11- آرمان حسن زاده 20 ساله در وليعصر بازداشت شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است و دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
31 شهریور 1388 برابر با 22 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیر شدگان 27 شهریور و دستگیریهای اخیر در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند و خواستار آگاهی یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی فوری آنها شدند.
روز سه شنبه 31 شهريور حدود 80 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان پاسخگويي مسئولين در مورد بازداشت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.
خانواده هاي بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهریور كه نمي دانستند با كدام شعبه بايد تماس بگيرند هنگامي كه از كاركنان دادگاه انقلاب سوال مي كردند در جواب به آنها مي گفتند استعلام رايانه اي بگيريد در صورتي كه نام بازداشتي تاييد شود آنوقت متوجه مي شويد كه با كدام شعبه بايد تماس بگيريد كه همچنان نام هيچ يك از آنها در كامپيوتر دادگاه انقلاب ثبت نشده است و خانواده ها در سرگرداني و بلاتكليفي بسر مي برند .
تعدادي از خانواده ها اعتراض مي كردند كه بعد از 24 ساعت بايد به بازداشتي تفهيم اتهام شود و او بايد با خانواده خود تماس بگيرد شما قوانين خودتان را هم زير سوال مي بريد؟ ما بايد از چه كسي بپرسيم كه عزيزانمان به چه جرمي بازداشت شده اند ؟ به كجا برده شده اند؟
كاركنان دادگاه انقلاب با برخوردی غیر انسانی به آنها مي گفتند: چنين قانوني در مورد بازداشتي هاي امنيتي وجود ندارد.خيلي نگران هستيد به اداره پيگيري اطلاعات مراجعه كنيد صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه شما اينجاييد كه به ما جواب بدهيد نه اينكه ما را به اين طرف و آن طرف پاس بدهيد .البته نام عده اي از بازداشت شده ها در اداره پيگيري اطلاعات تاييد شده است
از طرفي حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل بخش اداري زندان اوين تجمع كردند و خواهان اطلاع یافتن از مكان نگهداري عزيزانشان بودند كه ماموران مانع ايستادن آنها در مقابل بخش اداري شدند و آنها را مجبور به ايستادن در زير پل كردند .درخواست خانواده ها اين بود كه فقط به آنها بگويند عزيزانشان به زندان اوين منتقل شده يا نه تا بتوانند براي آنها لباس و وسايل مورد نياز را بياورند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود و ماموران به آنها مي گفتند برويد اينجا نايستيد.
لیست اسامي تعدادي از بازداشت شدگان روز جمعه 28 شهریور برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- محمد مهدي كمالي 19 ساله دانشجوي كامپيوتردر فلسطين بازداشت شده
2- حامد حسينيان 28 ساله شغل آزاد در وليعصر بازداشت شده
3- علي اميني طبري 24 ساله دانشجوي حسابداري
4- فرهاد رمضاني 27 ساله ليسانس مديريت اجرايي در انقلاب بازداشت شده
5- هومن اسماعيل پور 30 ساله كارمند در خيابان طالقاني بازداشت شده
6- سعيد صدري 28 ساله در ونك بازداشت شده
7- محمد عباسي 25 ساله ليسانس بازرگاني در انقلاب بازداشت شده
8- كيانوش بختياري 20 ساله دانشجو در ونك بازداشت شده
9- صادق هاشمي 29 ساله در هفت تير بازداشت شده
10- حسين محمدي پور 27 ساله در ونك بازداشت شده
11- آرمان حسن زاده 20 ساله در وليعصر بازداشت شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط زندانیان سیاسی در ایران است و دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
31 شهریور 1388 برابر با 22 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه
نوجوانی در آستانه اعدام در زندان شیراز
روزنامه سرمایه: یک پرونده قصاص زیر 18 سال دیگر روی میز قوه قضائیه. در حالی که گفته می شود پرونده محمدرضا حدادی برای آخرین بار مورد بازبینی قرار گرفته و به دادگاه شعبه رسیدگی کننده در کازرون برگشته است، خانواده وی اعلام نگرانی می کنند حکم پیشین وی بدون در نظر گرفتن نکاتی که آنها به عنوان ادله اثبات بی گناهی وی ارائه کرده اند، مجدداً تایید شود. رحمت الله حدادی برادر محمدرضا حدادی با اعلام این موضوع گفت: «درحالی که ما منتظر نتیجه استیذان برادرمان بودیم از سوی شعبه رسیدگی کننده به پرونده در کازرون به ما اعلام شده حکم پیشین وی از سوی شعبه 7 دیوان عالی بدون تغییر تایید شده و به کازرون برگشته است و حکم به زودی از سوی شعبه اجرای احکام شیراز به اجرا در خواهد آمد.» وی افزود: «پیش از این در اردیبهشت ماه گذشته حکم در زندان عادل آباد شیراز تا مرحله اجرا پیش رفت اما با وساطت آیت الله شاهرودی برای بررسی بیشتر پرونده متوقف شد. ما برای اینکه ثابت کنیم برادرمان بی گناه است اسناد و مدارکی را مبنی بر اینکه این قتل توسط او انجام نشده و فقط از سوی همدستانش بر گردن او انداخته شده است ارائه کردیم و امیدوار بودیم قاضی رسیدگی کننده به حکم به این نکات توجه کند که متاسفانه متوجه شدیم نه تنها بررسی خاصی روی پرونده انجام نشده بلکه همان حکم عیناً تایید شده است.» به گفته وی «آنها مستنداتی دال بر اثبات بی گناهی محمدرضا حدادی دارند اما دادگاه تاکنون از آنها نخواسته برای توضیح مستندات خود اقدامی کنند.»وی اضافه کرد: «برای اعدام محمدرضا از اولیای دم پول دیه ای گرفته اند که مربوط به چند سال گذشته و یک چهارم دیه منظور شده است چون آنها هنگام ارتکاب قتل چهار نفر بودند. اما این مساله وجود دارد که پول دیه با توجه به قیمت جدید بسیار بیشتر از مبلغ گرفته شده است.»وی درباره اینکه خانواده اولیای دم در خصوص گذشت از خون مقتول چه واکنشی دارند، افزود: «آنها اعلام کرده اند ما می دانیم
برادر شما قاتل اصلی نیست اما چرا همان ابتدا ارتکاب قتل را بر گردن گرفت.»
وی خاطرنشان کرد: «ما می ترسیم اجرای حکم برادرمان بدون اطلاع ما انجام شود در حالی که حداقل ما در همان روز اجرای حکم وقت داریم تا به پای خانواده مقتول بیفتیم و از آنها طلب بخشش کنیم.»
شرح ماجرا
30 مرداد ماه سال 82 مردی به کلانتری مراجعه و اعلام می کند پدرش به نام محمدباقر از روز 28 مرداد ماه کازرون را به مقصد شیراز ترک و تاکنون مراجعه نکرده است. هشتم شهریور همان سال وی به پلیس اعلام می کند اتومبیل پدرش بعد از 11 روز در روستای فتح آباد کازرون پیدا شده است. تحقیقات قضایی و پلیسی درخصوص گم شدن محمدباقر آغاز می شود و در جریان رسیدگی، شخصی به نام مهدی ساسانی اقرار می کند که هنگام سرقت اتومبیل و کشتن راننده افرادی به نام های محمد قربانی، تقی و کریم نیز دخالت داشته اند.
20 مهر ماه همان سال کریم حدادی دستگیر می شود و اظهار می دارد:
«من به اتفاق مهدی ساسانی و تقی حدادی و محمد روبه روی امامزاده سید حسین ساعت 11 یا 12 شب بود که ایستادیم بغل جاده، یک پیکان سواری جوانان نارنجی رنگ از کازرون آمد، محمد قربانی و تقی حدادی دست بلند کردند پیکان هم ایستاد و ما سوار شدیم از قائمیه رد شدیم به طرف شیراز. محمد به راننده گفت: «یک رفیق داریم او را سوار کن کرایه ات را می دهیم، راننده قبول کرد. در بین راه به بهانه دستشویی، راننده، خودرو را متوقف کرد و پیاده شدیم من و محمد رفتیم داخل دره و مهدی و تقی پهلوی راننده ماندند راننده می خواست آب به داخل رادیاتور ماشین بریزد که تقی سنگی برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روی زمین افتاد. بعد من و محمد از پایین آمدیم بالا و به اتفاق مهدی و تقی چند مشت هم به سر و صورت و سینه راننده زدیم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پیکان انداختیم و او را تا حکیم باشی و رشن آباد آوردیم. در راه متوجه شدیم که پیرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا می کند. تقی که پسرعموی من است پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاکی کوره کچی رفتیم. تقی ماشین را متوقف کرد و در صندوق عقب را باز کرد پیرمرد هنوز جان داشت مهدی ساسانی با چوب دو دفعه به بدن پیرمرد زد. وی روی زمین افتاده بود که محمد و تقی تسمه پروانه ای آورده و دور گردنش انداختند و او را خفه کردند سپس تقی گفت جنازه را آتش بزنیم و بنزین تهیه کردیم و جنازه را آتش زده داخل گودالی قرار دادیم و روی گودال را پر از خاک کردیم و رفتیم.»پزشکی قانونی علت دقیق فوت را تشخیص نداده ولی اعلام کرد ضربه مغزی و شکستگی استخوان جمجمه می تواند یکی از دلایل آن باشد.در اثنای رسیدگی محمدرضا حدادی که در آن زمان سنش
15 سال و شش ماه بود دستگیر شد و در جلسات اولیه رسیدگی اعلام کرد که مقتول را او با تسمه پروانه خفه کرده است. هشتم آبان سال 82 مجدداً محمدرضا حدادی در جلسه رسیدگی به دادگاه، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتکاب جرم کرد.
چند روز پس از جلسه محاکمه در حالی که مادر محمدرضا به ملاقاتش رفته بود، محمدرضا به او می گوید آیا به وی پولی پرداخت شده یا خیر و مادرش اظهار بی اطلاعی می کند. پس از آن محمدرضا پی به نقشه دیگر دوستانش می برد و طی نامه ای در 13 آبان ماه آن سال به دادگاه اعلام می کند که یکی از متهمان وعده پول و دیگر وعده های واهی را به وی داده بود و به این طریق او فریب دیگر متهمین که از لحاظ عقلی و فکری و سنی بزرگ تر از موکل بوده اند را خورده است، در حالی که در ارتکاب جرم قتل هیچ نقشی نداشته است.
اما دادگاه بدون تحقیق نسبت به ادعای محمدرضا و انکار وی در تاریخ 16 دی ماه سال 82 سلب حیات مقتول توسط محمدرضا حدادی را مسلم دانسته و با استدلالاتی به صرف اقرار محمدرضا وی را به قصاص نفس محکوم و به استناد ماده 621 قانون مجازات اسلامی به لحاظ شرکت در آدم ربایی به تحمل 15 سال حبس و به استناد ماده 636 همان قانون به تحمل یک سال حبس به لحاظ مخفی کردن جسد مقتول محکوم کرد. دیگر متهمین نیز به حبس های طولانی مدت به اتهام
آدم ربایی و مخفی کردن جسد و جنایت بر میت محکوم شدند.
تصویب لایحه مجازات جایگزین برای اطفال در کمیسیون قضایی مجلس
جمشیدی سخنگوی دستگاه قوه قضائیه اردیبهشت ماه سال جاری از تغییرات در قانون مجازات کودکان خبر داده و در جمع خبرنگاران گفته بود: «دو لایحه به تصویب کمیسیون قضایی مجلس رسیده که در لایحه مجازات اسلامی جای گرفته است. نخست لایحه مجازات های جایگزین و دیگری لایحه مجازات اطفال و نوجوانان است.»
وی اضافه کرد: «در لایحه مجازات اطفال و نوجوانان برای گروه های سنی مختلف از هفت تا 12 سال، 12 تا 15 سال و 15 تا 18 سال نظام مجازات جدیدی در نظر گرفته شده است. برای کودکان هفت تا 12 سال در صورتی که مرتکب جرم تعزیری شوند سه طیف تصمیم گرفته می شود. نخست اخذ تعهد به تادیب و مواظبت بر حسن اخلاق از سوی والدین و دیگری تسلیم به اشخاص حقیقی یا حقوقی بر اساس مصلحت دادگاه و آخری تذکراتی است که قاضی به اطفال می دهد. ضمناً شرایط دادگاه نیز به صورت ویژه در نظر گرفته شده است.»
وی افزود: «برای نوجوانانی که بین 12 تا 15 سال سن دارند باز هم تعهد کتبی در نظر گرفته شده و حداکثر مجازات در جرائم تادیبی مهم سه ماه تا یک سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت پیش بینی شده است. در ماده 90 همین قانون آمده است در جرائمی که موجب حد و قصاص شود هر گاه افراد بالغ ماهیت جرم یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد حسب مورد با توجه به سن شان به مجازات پیش بینی شده محکوم می شوند. در تبصره آن نیز آمده که کمال عقل می تواند از طریق پزشکی قانونی یا دادگاه احراز شود.» پیش از این نیز معاون قضایی دادستان کل کشور مهر ماه سال گذشته طی اعلام نظری در خصوص اعدام کودکان گفت: «افراد زیر 18 سال در ایران اعدام نمی شوند.»حسین ذبحی اعلام کرد: «متهمانی که سن آنها کمتر از 18سال است، با هر درجه از جرمی که مرتکب شوند، به استناد قوانین موضوعه ایران، اعدام نخواهند شد بلکه به سایر مجازات مقرر در قانون محکوم می شوند.چنانچه متهمان زیر 18سال مرتکب اعمال مجرمانه شوند، حداکثر مجازات آنها حبس ابد خواهد بود.»
وی اظهار داشت: «قوه قضائیه در ادامه اقدامات اصلاحی، ممنوعیت اعدام افراد زیر 18 سال را براساس بخشنامه برای مراجع قضایی سراسر کشور فرستاده و این اقدام را قانونمند کرده است.در این بخشنامه از مراجع قضایی سراسر کشور خواسته شده است تا مقررات مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات دو بار شامل حال مجرمان کمتر از 18سال شود.
برادر شما قاتل اصلی نیست اما چرا همان ابتدا ارتکاب قتل را بر گردن گرفت.»
وی خاطرنشان کرد: «ما می ترسیم اجرای حکم برادرمان بدون اطلاع ما انجام شود در حالی که حداقل ما در همان روز اجرای حکم وقت داریم تا به پای خانواده مقتول بیفتیم و از آنها طلب بخشش کنیم.»
شرح ماجرا
30 مرداد ماه سال 82 مردی به کلانتری مراجعه و اعلام می کند پدرش به نام محمدباقر از روز 28 مرداد ماه کازرون را به مقصد شیراز ترک و تاکنون مراجعه نکرده است. هشتم شهریور همان سال وی به پلیس اعلام می کند اتومبیل پدرش بعد از 11 روز در روستای فتح آباد کازرون پیدا شده است. تحقیقات قضایی و پلیسی درخصوص گم شدن محمدباقر آغاز می شود و در جریان رسیدگی، شخصی به نام مهدی ساسانی اقرار می کند که هنگام سرقت اتومبیل و کشتن راننده افرادی به نام های محمد قربانی، تقی و کریم نیز دخالت داشته اند.
20 مهر ماه همان سال کریم حدادی دستگیر می شود و اظهار می دارد:
«من به اتفاق مهدی ساسانی و تقی حدادی و محمد روبه روی امامزاده سید حسین ساعت 11 یا 12 شب بود که ایستادیم بغل جاده، یک پیکان سواری جوانان نارنجی رنگ از کازرون آمد، محمد قربانی و تقی حدادی دست بلند کردند پیکان هم ایستاد و ما سوار شدیم از قائمیه رد شدیم به طرف شیراز. محمد به راننده گفت: «یک رفیق داریم او را سوار کن کرایه ات را می دهیم، راننده قبول کرد. در بین راه به بهانه دستشویی، راننده، خودرو را متوقف کرد و پیاده شدیم من و محمد رفتیم داخل دره و مهدی و تقی پهلوی راننده ماندند راننده می خواست آب به داخل رادیاتور ماشین بریزد که تقی سنگی برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روی زمین افتاد. بعد من و محمد از پایین آمدیم بالا و به اتفاق مهدی و تقی چند مشت هم به سر و صورت و سینه راننده زدیم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پیکان انداختیم و او را تا حکیم باشی و رشن آباد آوردیم. در راه متوجه شدیم که پیرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا می کند. تقی که پسرعموی من است پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاکی کوره کچی رفتیم. تقی ماشین را متوقف کرد و در صندوق عقب را باز کرد پیرمرد هنوز جان داشت مهدی ساسانی با چوب دو دفعه به بدن پیرمرد زد. وی روی زمین افتاده بود که محمد و تقی تسمه پروانه ای آورده و دور گردنش انداختند و او را خفه کردند سپس تقی گفت جنازه را آتش بزنیم و بنزین تهیه کردیم و جنازه را آتش زده داخل گودالی قرار دادیم و روی گودال را پر از خاک کردیم و رفتیم.»پزشکی قانونی علت دقیق فوت را تشخیص نداده ولی اعلام کرد ضربه مغزی و شکستگی استخوان جمجمه می تواند یکی از دلایل آن باشد.در اثنای رسیدگی محمدرضا حدادی که در آن زمان سنش
15 سال و شش ماه بود دستگیر شد و در جلسات اولیه رسیدگی اعلام کرد که مقتول را او با تسمه پروانه خفه کرده است. هشتم آبان سال 82 مجدداً محمدرضا حدادی در جلسه رسیدگی به دادگاه، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتکاب جرم کرد.
چند روز پس از جلسه محاکمه در حالی که مادر محمدرضا به ملاقاتش رفته بود، محمدرضا به او می گوید آیا به وی پولی پرداخت شده یا خیر و مادرش اظهار بی اطلاعی می کند. پس از آن محمدرضا پی به نقشه دیگر دوستانش می برد و طی نامه ای در 13 آبان ماه آن سال به دادگاه اعلام می کند که یکی از متهمان وعده پول و دیگر وعده های واهی را به وی داده بود و به این طریق او فریب دیگر متهمین که از لحاظ عقلی و فکری و سنی بزرگ تر از موکل بوده اند را خورده است، در حالی که در ارتکاب جرم قتل هیچ نقشی نداشته است.
اما دادگاه بدون تحقیق نسبت به ادعای محمدرضا و انکار وی در تاریخ 16 دی ماه سال 82 سلب حیات مقتول توسط محمدرضا حدادی را مسلم دانسته و با استدلالاتی به صرف اقرار محمدرضا وی را به قصاص نفس محکوم و به استناد ماده 621 قانون مجازات اسلامی به لحاظ شرکت در آدم ربایی به تحمل 15 سال حبس و به استناد ماده 636 همان قانون به تحمل یک سال حبس به لحاظ مخفی کردن جسد مقتول محکوم کرد. دیگر متهمین نیز به حبس های طولانی مدت به اتهام
آدم ربایی و مخفی کردن جسد و جنایت بر میت محکوم شدند.
تصویب لایحه مجازات جایگزین برای اطفال در کمیسیون قضایی مجلس
جمشیدی سخنگوی دستگاه قوه قضائیه اردیبهشت ماه سال جاری از تغییرات در قانون مجازات کودکان خبر داده و در جمع خبرنگاران گفته بود: «دو لایحه به تصویب کمیسیون قضایی مجلس رسیده که در لایحه مجازات اسلامی جای گرفته است. نخست لایحه مجازات های جایگزین و دیگری لایحه مجازات اطفال و نوجوانان است.»
وی اضافه کرد: «در لایحه مجازات اطفال و نوجوانان برای گروه های سنی مختلف از هفت تا 12 سال، 12 تا 15 سال و 15 تا 18 سال نظام مجازات جدیدی در نظر گرفته شده است. برای کودکان هفت تا 12 سال در صورتی که مرتکب جرم تعزیری شوند سه طیف تصمیم گرفته می شود. نخست اخذ تعهد به تادیب و مواظبت بر حسن اخلاق از سوی والدین و دیگری تسلیم به اشخاص حقیقی یا حقوقی بر اساس مصلحت دادگاه و آخری تذکراتی است که قاضی به اطفال می دهد. ضمناً شرایط دادگاه نیز به صورت ویژه در نظر گرفته شده است.»
وی افزود: «برای نوجوانانی که بین 12 تا 15 سال سن دارند باز هم تعهد کتبی در نظر گرفته شده و حداکثر مجازات در جرائم تادیبی مهم سه ماه تا یک سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت پیش بینی شده است. در ماده 90 همین قانون آمده است در جرائمی که موجب حد و قصاص شود هر گاه افراد بالغ ماهیت جرم یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد حسب مورد با توجه به سن شان به مجازات پیش بینی شده محکوم می شوند. در تبصره آن نیز آمده که کمال عقل می تواند از طریق پزشکی قانونی یا دادگاه احراز شود.» پیش از این نیز معاون قضایی دادستان کل کشور مهر ماه سال گذشته طی اعلام نظری در خصوص اعدام کودکان گفت: «افراد زیر 18 سال در ایران اعدام نمی شوند.»حسین ذبحی اعلام کرد: «متهمانی که سن آنها کمتر از 18سال است، با هر درجه از جرمی که مرتکب شوند، به استناد قوانین موضوعه ایران، اعدام نخواهند شد بلکه به سایر مجازات مقرر در قانون محکوم می شوند.چنانچه متهمان زیر 18سال مرتکب اعمال مجرمانه شوند، حداکثر مجازات آنها حبس ابد خواهد بود.»
وی اظهار داشت: «قوه قضائیه در ادامه اقدامات اصلاحی، ممنوعیت اعدام افراد زیر 18 سال را براساس بخشنامه برای مراجع قضایی سراسر کشور فرستاده و این اقدام را قانونمند کرده است.در این بخشنامه از مراجع قضایی سراسر کشور خواسته شده است تا مقررات مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات دو بار شامل حال مجرمان کمتر از 18سال شود.
نامه جوانی که در انتظار اعدام بسر می برد
انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
نامه بهنود شجاعی زندانی که مهلت یک ماه او پایان یافته و بازهم در انتظار مرگ بسر می برد
بنام خداوند بخشنده مهربان
ایکاش باد صدایم را می برد
ایکاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند حرفهایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند.
بچه ای بودم تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت.
هیچگاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد.
بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده .
سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم نمی شود.
در خودم فرو می روم،در خودم فریاد می زنم ،بخدا نمی خواستم چنین شود،ای خدا چرا چرا اینطور شد.
چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.
من در طی این سالها بارها و بارها در یک روز زندگی کردم و آنهم بدترین روز زندگی ام.
بارها و بارها مرده ام ولی باز نفس کشیدم و باز در انتظار مردن دوباره.
بخدا هیچکس نمی داند سنگینی این بار چیست؟
همانگونه که هیچکس نمی داند داغ فرزند چیست؟
من شرمنده ای ابدی هستم که انسانی را ،جوانی را، عزیزی را ،و ..... آه چه بگویم.
ایکاش نمی رفتم،ایکاش ...
دو بار مرا برای اجرای قصاص به سلول انفرادی بردند ، شبهای تلخ و سرد و سنگینی بود
نمی دانم چه بگویم هزاران بار مردم. می خواستم گریه کنم،اشکی نبود.می خواستم ناله کنم،صدایی دروجودم باقی نبود.
می خواستم در تنهایی مادرم را در آغوش بکشم و اشک بریزم ولی جز دیوار سفید و آهن سرد هیچ چیز نبود.
به آخر عمری رسیدم که هیچ چیز جز تلخی از آن ندیده بودم و در پایانش جز بار شرمندگی و پشیمانی چیز دیگری برایم باقی نمانده بود.
زندانبان کلید را گرداند و گفت بر خیز وقت رفتن است.
صدای کلید قلبم را لرزاند بیاد درد جانکاه شما افتادم،زمانی که فرزندتان را دیدید.
مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگیم در همین دقایق جلو چشمم گذشت و یاد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهای فراوانی داشت.
زمانی که در پای چوبه دار به من گفتند،یک ماه فرصت داری تا رضایت بگیری با دیدن برادر آن مرحوم احسان عرق سرد خجالت بر پیشانیم نشست. مرا به زندان برگرداندند.
در سلولم بغضم ترکید. خدایا خدایا چگونه به آنها بگویم شرمنده ام،شرمسارم
شب با مادرم نجوا می کردم،مادر کجا رفتی؟چرا زود مرا تنها گذاشتی؟
اگر تو بودی چه ها نمیشد،ایکاش بودی،ایکاش به در خانه آنها می رفتی ،ایکاش از آنان می خواستی در حق من بزرگی کنند، ایکاش از آنان می خواستی که این افتاده بر زمین ندامت و پشیمانی را در دست بگیرند و ایکاش .... ایکاش مادر،مادرم،اگر تو در کنارم بودی ،هرگز این اتفاق برایم رخ نمی داد.
مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.
خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.
شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟
اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید،بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود،بخدا نفهمیدم چه شد ؟ بخدا شرمنده ام.
شما هرچه بگوئید هر چه بخواهید حق دارید.
ایکاش گرمی مهر و نور محبت شما ذره ای بر من یخ کرده بتابد،ایکاش مرا ببخشید.
نامه ام را با سلام تمام می کنم
شرمنده روی شما
بهنود شجاعی
نامه بهنود شجاعی زندانی که مهلت یک ماه او پایان یافته و بازهم در انتظار مرگ بسر می برد
بنام خداوند بخشنده مهربان
ایکاش باد صدایم را می برد
ایکاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند حرفهایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند.
بچه ای بودم تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت.
هیچگاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد.
بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده .
سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم نمی شود.
در خودم فرو می روم،در خودم فریاد می زنم ،بخدا نمی خواستم چنین شود،ای خدا چرا چرا اینطور شد.
چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.
من در طی این سالها بارها و بارها در یک روز زندگی کردم و آنهم بدترین روز زندگی ام.
بارها و بارها مرده ام ولی باز نفس کشیدم و باز در انتظار مردن دوباره.
بخدا هیچکس نمی داند سنگینی این بار چیست؟
همانگونه که هیچکس نمی داند داغ فرزند چیست؟
من شرمنده ای ابدی هستم که انسانی را ،جوانی را، عزیزی را ،و ..... آه چه بگویم.
ایکاش نمی رفتم،ایکاش ...
دو بار مرا برای اجرای قصاص به سلول انفرادی بردند ، شبهای تلخ و سرد و سنگینی بود
نمی دانم چه بگویم هزاران بار مردم. می خواستم گریه کنم،اشکی نبود.می خواستم ناله کنم،صدایی دروجودم باقی نبود.
می خواستم در تنهایی مادرم را در آغوش بکشم و اشک بریزم ولی جز دیوار سفید و آهن سرد هیچ چیز نبود.
به آخر عمری رسیدم که هیچ چیز جز تلخی از آن ندیده بودم و در پایانش جز بار شرمندگی و پشیمانی چیز دیگری برایم باقی نمانده بود.
زندانبان کلید را گرداند و گفت بر خیز وقت رفتن است.
صدای کلید قلبم را لرزاند بیاد درد جانکاه شما افتادم،زمانی که فرزندتان را دیدید.
مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگیم در همین دقایق جلو چشمم گذشت و یاد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهای فراوانی داشت.
زمانی که در پای چوبه دار به من گفتند،یک ماه فرصت داری تا رضایت بگیری با دیدن برادر آن مرحوم احسان عرق سرد خجالت بر پیشانیم نشست. مرا به زندان برگرداندند.
در سلولم بغضم ترکید. خدایا خدایا چگونه به آنها بگویم شرمنده ام،شرمسارم
شب با مادرم نجوا می کردم،مادر کجا رفتی؟چرا زود مرا تنها گذاشتی؟
اگر تو بودی چه ها نمیشد،ایکاش بودی،ایکاش به در خانه آنها می رفتی ،ایکاش از آنان می خواستی در حق من بزرگی کنند، ایکاش از آنان می خواستی که این افتاده بر زمین ندامت و پشیمانی را در دست بگیرند و ایکاش .... ایکاش مادر،مادرم،اگر تو در کنارم بودی ،هرگز این اتفاق برایم رخ نمی داد.
مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.
خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.
شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟
اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید،بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود،بخدا نفهمیدم چه شد ؟ بخدا شرمنده ام.
شما هرچه بگوئید هر چه بخواهید حق دارید.
ایکاش گرمی مهر و نور محبت شما ذره ای بر من یخ کرده بتابد،ایکاش مرا ببخشید.
نامه ام را با سلام تمام می کنم
شرمنده روی شما
بهنود شجاعی
اسامی تعدادی از دستگیر شدگان 27 شهریور
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان که اکثرا خانواده های 27 شهریور هستند از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند.آنها خواستار اطلاع یافتن از عزیزان خود و آزادی آنها هستند.
روز دوشنبه 30 شهريور ماه بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها كه اكثرا خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور بودند در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند و خواهان آزادي و با خبر شدن از وضعيت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.اسامي اين بازداشت شده ها هنوز از طرف دادگاه انقلاب تاييد نشده .
يكي از شيوه هاي دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها عدم تاييد اسامی بازداشت شده ها تا چند روز بعد از بازداشت است كه باعث نگراني و فشار روحي مضاعف روي خلانواده ها مي شود. همچنین شيوه هاي دیگر دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها به خصوص مادران اين است كه وقتي مادران براي گرفتن استعلام رايانه اي و تاييد اسم فرزند خود به عنوان بازداشتي به دادگاه انقلاب مراجعه مي كند و شناسنامه خود را ارائه مي دهند دادگاه انقلاب شناسنامه مادر را قبول نمي كند و مي گويد بايد شناسنامه پدر بازداشتي و يا شناسنامه خود بازداشتي ارائه شود در صورتي نام بازداشت شده به عنوان فرزند در شناسنامه مادر ثبت شده است .و با توجه به مسافت هاي طولاني در تهران مادران مجبور هستند با نگراني به خانه بر گردند و روز بعد با شناسنامه پدر و يا خود بازداشتي مراجعه كنند تا جوابي دريافت كنند. امروز به خانواده بازداشتي هاي جديد گفته مي شد برويد خانه اينجا هيچ كاري نمي توانيد بكنيدو بدین طریق ازپاسخگویی به خانواده ها خوداری می کردند .
تعدادي ديگر از اين خانواده ها به زندان اوين مراجعه کردند تا شايد اسامي بازداشت شده ها در آنجا اعلام شود كه آنجا هم اسامي هيچ كدام از بازداشتي ها تاييد نشد تعدادي از اين بازداشت شده ها بعد از دستگيري با خانواده خود تماس گرفته اند و خيلي كوتاه خبر دستگيري خود را بدون گفتن مكان نگهداري اعلام كرده اند.كه عدم اطلاع خانواده ها از مكان نگهداري عزيزانشان باعث فشار روحی و بلاتكليفي خانواده ها شده است.عدم اعلام محل بازداشت آنها باعث نگرانی شدید خانواده ها است که آنها در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه تحت شکنجه های جسمی ،جنسی و روحی قرار گیرند که تا به حال شواهد قاطع و گزارشهای متعددی از طرف قربانیان انتشار یافته است.
از طرفي امروز در سالن ملاقات زندان اوين حدود 60 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها تجمع كردند و خواستار ملاقات با عزيزان خود بودند كه به تعدادي از خانواده بازداشت شده هاي قديم ملاقات كابيني داده شد اما با توجه به عدم تاييد نام بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور در زندان اوين به اين خانواده ها گفته شد چنين اشخاصي را به عنوان بازداشتي در اينجا نداريم كه صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه عزيزانمان را شما بازداشت كرديد اگر اينجا نيستند كجا بايد به دنبال آنها بگرديم كه مسئولين زندان اوين تنها جوابي كه دادند مراجعه خانواده ها به به دادگاه انقلاب بود.
لیست اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور كه در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه بسر می برند برای سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- محسن اماني 26 ساله دانشجوي جامعه شناسي دانشگاه پيام نور در ونك توسط لباس شخصي ها بازداشت شده
2- عليرضا ميرزايي 30 ساله ليسانس طراحي صنعتي و متاهل در وليعصر بازداشت شده
3- جواد حميدي تبريزي 24 ساله دانشجوي ماشين آلات در ونك بازداشت شده
4- نويد حسني 28 ساله در وصال بازداشت شده
5- محمد حسين عظيمي 21 ساله دانشجوي عمران در هفت تير بازداشت شده
6- ابراهيم خليلي مقدم 30 ساله ليسانس جامعه شناسي در انقلاب بازداشت شده
7- شاهين ميرباقري 27 ساله فوق ليسانس برنامه نويسي در انقلاب بازداشت شده
8- حسام محمدي 20 ساله در ونك بازداشت شده
9- مجتبي قدياني 29 ساله فوق ديپلم سراميك در وليعصر بازداشت شده
10- رضا محسني نجف آبادي 25 ساله دانشجو در حوالي فردوسي بازداشت شده
11- احمد شريف زاده 34 ساله و متاهل در انقلاب بازداشت شده
12- كيوان جليلوند 27 ساله ليسانس كشاورزي در ونك بازداشت شده
13- بهرام خسرو شاهي 22 ساله دانشجوي رياضي كاربردي در هفت تير بازداشت شده
14- ايمان خانزاده 26 ساله در وليعصر بازداشت شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیریهای گسترده اخیر ،انتقال آنها به نقاط نامعلوم و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و مسئولیت جان آنها به عهدۀ شخص علی خامنه ای ولی فقیه رژیم است از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجات جان آنها خواستار اقدامات عملی و فوری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.
30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
بنابه گزارشات رسیده تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان که اکثرا خانواده های 27 شهریور هستند از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند.آنها خواستار اطلاع یافتن از عزیزان خود و آزادی آنها هستند.
روز دوشنبه 30 شهريور ماه بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها كه اكثرا خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور بودند در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند و خواهان آزادي و با خبر شدن از وضعيت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.اسامي اين بازداشت شده ها هنوز از طرف دادگاه انقلاب تاييد نشده .
يكي از شيوه هاي دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها عدم تاييد اسامی بازداشت شده ها تا چند روز بعد از بازداشت است كه باعث نگراني و فشار روحي مضاعف روي خلانواده ها مي شود. همچنین شيوه هاي دیگر دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها به خصوص مادران اين است كه وقتي مادران براي گرفتن استعلام رايانه اي و تاييد اسم فرزند خود به عنوان بازداشتي به دادگاه انقلاب مراجعه مي كند و شناسنامه خود را ارائه مي دهند دادگاه انقلاب شناسنامه مادر را قبول نمي كند و مي گويد بايد شناسنامه پدر بازداشتي و يا شناسنامه خود بازداشتي ارائه شود در صورتي نام بازداشت شده به عنوان فرزند در شناسنامه مادر ثبت شده است .و با توجه به مسافت هاي طولاني در تهران مادران مجبور هستند با نگراني به خانه بر گردند و روز بعد با شناسنامه پدر و يا خود بازداشتي مراجعه كنند تا جوابي دريافت كنند. امروز به خانواده بازداشتي هاي جديد گفته مي شد برويد خانه اينجا هيچ كاري نمي توانيد بكنيدو بدین طریق ازپاسخگویی به خانواده ها خوداری می کردند .
تعدادي ديگر از اين خانواده ها به زندان اوين مراجعه کردند تا شايد اسامي بازداشت شده ها در آنجا اعلام شود كه آنجا هم اسامي هيچ كدام از بازداشتي ها تاييد نشد تعدادي از اين بازداشت شده ها بعد از دستگيري با خانواده خود تماس گرفته اند و خيلي كوتاه خبر دستگيري خود را بدون گفتن مكان نگهداري اعلام كرده اند.كه عدم اطلاع خانواده ها از مكان نگهداري عزيزانشان باعث فشار روحی و بلاتكليفي خانواده ها شده است.عدم اعلام محل بازداشت آنها باعث نگرانی شدید خانواده ها است که آنها در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه تحت شکنجه های جسمی ،جنسی و روحی قرار گیرند که تا به حال شواهد قاطع و گزارشهای متعددی از طرف قربانیان انتشار یافته است.
از طرفي امروز در سالن ملاقات زندان اوين حدود 60 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها تجمع كردند و خواستار ملاقات با عزيزان خود بودند كه به تعدادي از خانواده بازداشت شده هاي قديم ملاقات كابيني داده شد اما با توجه به عدم تاييد نام بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور در زندان اوين به اين خانواده ها گفته شد چنين اشخاصي را به عنوان بازداشتي در اينجا نداريم كه صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه عزيزانمان را شما بازداشت كرديد اگر اينجا نيستند كجا بايد به دنبال آنها بگرديم كه مسئولين زندان اوين تنها جوابي كه دادند مراجعه خانواده ها به به دادگاه انقلاب بود.
لیست اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور كه در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه بسر می برند برای سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- محسن اماني 26 ساله دانشجوي جامعه شناسي دانشگاه پيام نور در ونك توسط لباس شخصي ها بازداشت شده
2- عليرضا ميرزايي 30 ساله ليسانس طراحي صنعتي و متاهل در وليعصر بازداشت شده
3- جواد حميدي تبريزي 24 ساله دانشجوي ماشين آلات در ونك بازداشت شده
4- نويد حسني 28 ساله در وصال بازداشت شده
5- محمد حسين عظيمي 21 ساله دانشجوي عمران در هفت تير بازداشت شده
6- ابراهيم خليلي مقدم 30 ساله ليسانس جامعه شناسي در انقلاب بازداشت شده
7- شاهين ميرباقري 27 ساله فوق ليسانس برنامه نويسي در انقلاب بازداشت شده
8- حسام محمدي 20 ساله در ونك بازداشت شده
9- مجتبي قدياني 29 ساله فوق ديپلم سراميك در وليعصر بازداشت شده
10- رضا محسني نجف آبادي 25 ساله دانشجو در حوالي فردوسي بازداشت شده
11- احمد شريف زاده 34 ساله و متاهل در انقلاب بازداشت شده
12- كيوان جليلوند 27 ساله ليسانس كشاورزي در ونك بازداشت شده
13- بهرام خسرو شاهي 22 ساله دانشجوي رياضي كاربردي در هفت تير بازداشت شده
14- ايمان خانزاده 26 ساله در وليعصر بازداشت شده
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیریهای گسترده اخیر ،انتقال آنها به نقاط نامعلوم و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و مسئولیت جان آنها به عهدۀ شخص علی خامنه ای ولی فقیه رژیم است از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجات جان آنها خواستار اقدامات عملی و فوری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.
30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
دستگیرشدگان 27 شهریور در چنگال پاسداران در اوین
بند 209 و بند سپاه پاسداران زندان اوین مملو از دستگیر شدگان 27 شهریور است
به گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، شمار زیادی از دستگیرشدگان روز جمعه 27 شهریورماه به بند امنیتی 209 و بند سپاه پاسداران زندان اوین منتقل شده اند. از این رو از روز شنبه تعدادی از زندانیان سیاسی زن و مرد را به دلیل کمبود شدید جا ناچارا از بند 209 به قرنطینه بند 7 و قرنطینه بند زنان منتقل کرده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیرشدگان که در بند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات تحت بازجويی و شکنجه قرار دارند، عمیقا اظهار نگرانی کرده و از دبیرکل و کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان آنها است.
30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
به گزارش فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، شمار زیادی از دستگیرشدگان روز جمعه 27 شهریورماه به بند امنیتی 209 و بند سپاه پاسداران زندان اوین منتقل شده اند. از این رو از روز شنبه تعدادی از زندانیان سیاسی زن و مرد را به دلیل کمبود شدید جا ناچارا از بند 209 به قرنطینه بند 7 و قرنطینه بند زنان منتقل کرده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیرشدگان که در بند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات تحت بازجويی و شکنجه قرار دارند، عمیقا اظهار نگرانی کرده و از دبیرکل و کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان آنها است.
30 شهریور 1388 برابر با 21 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
JOHN1
5:1 Everyone who believes that Jesus is the Christ has been born of God, and everyone who loves the Father loves whoever has been born of him. 2 By this we know that we love the children of God, when we love God and obey his commandments. 3 For this is the love of God, that we keep his commandments. And his commandments are not burdensome. 4 For everyone who has been born of God overcomes the world. And this is the victory that has overcome the world—our faith. 5 Who is it that overcomes the world except the one who believes that Jesus is the Son of God?
6 This is he who came by water and blood—Jesus Christ; not by the water only but by the water and the blood. And the Spirit is the one who testifies, because the Spirit is the truth. 7 For there are three that testify: 8 the Spirit and the water and the blood; and these three agree. 9 If we receive the testimony of men, the testimony of God is greater, for this is the testimony of God that he has borne concerning his Son. 10 Whoever believes in the Son of God has the testimony in himself. Whoever does not believe God has made him a liar, because he has not believed in the testimony that God has borne concerning his Son. 11 And this is the testimony, that God gave us eternal life, and this life is in his Son. 12 Whoever has the Son has life; whoever does not have the Son of God does not have life.
13 I write these things to you who believe in the name of the Son of God that you may know that you have eternal life. 14 And this is the confidence that we have toward him, that if we ask anything according to his will he hears us. 15 And if we know that he hears us in whatever we ask, we know that we have the requests that we have asked of him.
16 If anyone sees his brother committing a sin not leading to death, he shall ask, and God will give him life—to those who commit sins that do not lead to death. There is sin that leads to death; I do not say that one should pray for that. 17 All wrongdoing is sin, but there is sin that does not lead to death.
18 We know that everyone who has been born of God does not keep on sinning, but he who was born of God protects him, and the evil one does not touch him.
19 We know that we are from God, and the whole world lies in the power of the evil one.
20 And we know that the Son of God has come and has given us understanding, so that we may know him who is true; and we are in him who is true, in his Son Jesus Christ. He is the true God and eternal life. 21 Little children, keep yourselves from idols.
5:1 Everyone who believes that Jesus is the Christ has been born of God, and everyone who loves the Father loves whoever has been born of him. 2 By this we know that we love the children of God, when we love God and obey his commandments. 3 For this is the love of God, that we keep his commandments. And his commandments are not burdensome. 4 For everyone who has been born of God overcomes the world. And this is the victory that has overcome the world—our faith. 5 Who is it that overcomes the world except the one who believes that Jesus is the Son of God?
6 This is he who came by water and blood—Jesus Christ; not by the water only but by the water and the blood. And the Spirit is the one who testifies, because the Spirit is the truth. 7 For there are three that testify: 8 the Spirit and the water and the blood; and these three agree. 9 If we receive the testimony of men, the testimony of God is greater, for this is the testimony of God that he has borne concerning his Son. 10 Whoever believes in the Son of God has the testimony in himself. Whoever does not believe God has made him a liar, because he has not believed in the testimony that God has borne concerning his Son. 11 And this is the testimony, that God gave us eternal life, and this life is in his Son. 12 Whoever has the Son has life; whoever does not have the Son of God does not have life.
13 I write these things to you who believe in the name of the Son of God that you may know that you have eternal life. 14 And this is the confidence that we have toward him, that if we ask anything according to his will he hears us. 15 And if we know that he hears us in whatever we ask, we know that we have the requests that we have asked of him.
16 If anyone sees his brother committing a sin not leading to death, he shall ask, and God will give him life—to those who commit sins that do not lead to death. There is sin that leads to death; I do not say that one should pray for that. 17 All wrongdoing is sin, but there is sin that does not lead to death.
18 We know that everyone who has been born of God does not keep on sinning, but he who was born of God protects him, and the evil one does not touch him.
19 We know that we are from God, and the whole world lies in the power of the evil one.
20 And we know that the Son of God has come and has given us understanding, so that we may know him who is true; and we are in him who is true, in his Son Jesus Christ. He is the true God and eternal life. 21 Little children, keep yourselves from idols.
حال كه مسيح را دريافت كردهاي
علائم حضور مسيح در زندگي شماحال كه اين دعا را كرديد, آيا مسيح وارد زندگي شما شده است؟ آيا بر حسب وعدهاي كه در مكاشفه 3 :20 داده شده، اكنون مسيح محل و موقعيت خاصي را در زندگي شما دارد؟ مسيح فرمود: "در زندگي شما داخل خواهم شد." آيا او شما را مأيوس خواهد كرد؟ چگونه مطمئن ميشويد كه خداوند دعاي شما را مستجاب فرموده است؟ علت اين اطمينان اين است كه خداوند در وعده و در كلام خويش امين و در قول خويش وفادار و قابل اعتماد است.اگر او را به عنوان منجي و خداوند پذيرفته باشيد, يقين بدانيد كه اين واقعيتها براي شما رخ داده است:
1. عيسي مسيح, به وسيله روح خود, در زندگي شما داخل شده است و هرگز شما را ترك نخواهد كرد (مكاشفه 20:3, اول قرنتيان 13:12 و عبرانيان 5:13 ) .2. گناهانتان آمرزيده شده است (كولسيان 13:2و14).3. شما عضو خانواده الهي گرديدهايد و خدا پدر شما است و ايمانداران خواهران و برادران شما ميباشند (غلاطيان 26:3). 4. رابطه معنوي شما با خدا برقرار گرديده است (يوحنا 10:10).5. دراراي حيات جاوداني شدهايد و مشغول اجراي آن نقشهاي خواهيد بود كه خدا شما را براي آن آفريده است (يوحنا 2:17و3). " شهادت اين است كه خدا حيات جاوداني به ما داده است و اين حيات در پسر او است. آنكه پسر را دارد، حيات را دارد و آنكه پسر خدا را ندارد، حيات را نيافته است. اين را نوشتم به شما كه به اسم خدا ايمان آوردهايد تا بدانيد كه حيات جاوداني داريد" ( اول يوحنا 5 : 11-13).
خدا را شكرگزار باشيد كه مسيح در زندگي شماست و شما را هرگز ترك نخواهد كرد. بدانيد كه از لحظه پذيرش عيسي مسيح، او مطابق وعدهاش در شما ساكن گرديده است و شما حيات ابدي را يافتهايد و او هرگز شما را مأيوس نخواهد كرد.
اگر احساس نكرديد كه در شما تغييراتي به وجود آمده است:
فقط به احساسات خود متكي نباشيداعتماد شما نبايد بر احساسات شخصي متكي باشد، بلكه بر كلام و وعدههاي الهي. زندگي مسيحيان بر اساس ايمان به خداوند و اعتماد بر وعدههاي او بنا نهاده شده است.عكس زير نشان ميدهد كه بين حقيقت، ايمان و احساسات چه ارتباطي وجود دارد.حقيقت يعني خدا و كلام او, ايمان يعني پذيرفتن خدا و كلام او و احساسات يعني عواطف شخصي كه حاصل ايمان به خدا و اطاعت از او ميباشد (يوحنا 21:14).
خودرو, همراه يدك يا بدون آن قادر به حركت ميباشد. ليكن تصور اين كه يدك بتواند خودرو را به حركت درآورد پوچ و بيمعني است. همينطور هم مسيحيان نبايد بر احساسات و عواطف خود اعتماد و توكل كنند, بلكه اعتماد و توكل آنها بايد بر كلام خدا و وعدههاي او متكي باشد. نگذاريد احساسات بر زندگي شما حاكم گردد. <به ايمان رفتار ميكنيم نه به ديدار(مشهودات)> (دوم قرنتيان 7:5).
راهنماييهايي براي رشد مسيحي
هرقدر اعتماد و توكل ما بر خداوند بيشتر شود, رابطه ما با مسيح استوارتر ميگردد و رشد مسيحي حتي در جزئيات زندگي ما زيادتر خواهد شد. اين اطمينان خاطر با اجراي دستورات زير امكانپذير ميگردد.
ر _ روزانه به وسيله دعا با خدا گفتگو كنيد. ( فيلپيان 6:4)ش _ شناخت خود را نسبت به خدا با قرأئت مستمر كلام او بيشتر كنيد (دوم تيموتائوس 14:3-17 و اعمال 11:17).د _ در شروع هر كاري, به خداوند توكل نماييد و او را اطاعت كنيد. (لوقا 46:6-49 و يوحنا 14:21)ن _ نفس خود را انكار كنيد و در پاكي و قدرت روحالقدس زندگي نماييد (كولسيان 6:2, افسسيان 14:3-21 و 18:5).م _ مسيح را با اعمال نيكو و صداقت گفتار خود به ديگران بشناسانيد (متي 18:28-20, دوم قرنتيان17:5 و افسسيان1:4).ا _ ايمانداران مسيحي را محبت نماييد و با آنها مشاركت و مصاحبت داشته باشيد (عبرانيان 25:10 و اعمال 42:2-47).در صورتي كه عضو كليسا نيستيد، اولين قدم را برداريد و به نزديكترين كليسايي كه كلام خدا به درستي در آن موعظه ميشود رجوع كنيد. و بطور منظم با ساير ايمانداراني كه مسيح را منجي خود ميدانند و اراده مقدس و محبت او را در زندگي اجرا مينمايند مشاركت و مصاحبت داشته باشيد.براي دريافت اطلاعات و راهنماييهاي بيشتر در مورد مسيحيت, لطفاَ با نشاني زير تماس حاصل فرماييد.
عيسي كيست؟
عيسي ناصري براي شما كيست؟زندگي شما در اين دنيا و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد.
به نظر شما او كيست......
برجستهترين شخص در تمام ادوار؟
بزرگترين رهبر؟
بزرگترين استاد؟
كسي كه نيكوترين كارها را براي بشريت انجام داد؟
كسي كه مقدسترين زندگي را كه هيچ كس هرگز نزيسته بود زيست؟
امروزه به هر كجاي دنيا كه برويد, با پيروان هر مذهبي كه صحبت نماييد, صرفنظر از اينكه چقدر نسبت به مذهب خويش متعهد مي باشند، اگر چيزي درباره تاريخ بدانند، بايد بپذيرند كه هرگز كسي مانند عيساي ناصري وجود نداشته است.عيسي مسير تاريخ را تغيير داد. حتي تاريخ روزنامه صبحي كه در دست داريد گواه بر اين اصل ميباشد كه عيساي ناصري 2000 سال پيش بر روي زمين ميزيست. B.C (ق. م) يعني قبل از مسيح و( A.D (Anno Domini يعني سالهاي خداوند.
پيشگويي ظهور عيسي
صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت انبياي اسرائيل را در مورد ظهور وي به ثبت رسانيدند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت 1500 سال نگاشته شده است, شامل 300 نبوت در مورد آمدن وي ميباشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه, معجزات بسيار, مرگ و قيام او تماماً به واقعيت پيوستند. زندگياي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, مرگش بر روي صليب, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان ميكنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. عيسي اعلام نمود كه "من و پدر يك هستيم، هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نميآيد". (يوحنا 14: 6)
زندگي و پيام او موجب تغيير ميگردد
هر گاه به زندگي و تاثير عيساي ناصري از ديد تاريخ نظري بيفكنيد،مشاهده خواهيد نمود كه حضور او و پيامش همواره در زندگي مردم واقوام باعث تغييرات بزرگي گرديدهاند. هر جا كه تعاليم او تاثير خودرا بر جاي گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق راي، تاسيس مدارس و دانشگاهها جهت تحصيلات عاليه, وضع قوانين براي محافظت از كودكان، برچيده شدن بردهداري و هزاران تغيير مفيد ديگر به زندگيهاي شخصي نيز به گونهاي برجسته تغيير يافته است. براي مثال، " ليوو والاس " يك ژنرال مشهور و نابغه در ادبيات، به عنوان يك ملحد شناخته شده بود. براي مدت دو سال، آقاي "والاس" مشغول مطالعه در برجستهترين كتابخانههاي اروپا و آمريكا بود. او در جستجوي اطلاعاتي بود تا به وسيله آنها مسيحيت را براي هميشه نابود سازد. هنگام نگارش دومين فصل كتابي كه او بدين منظور مينوشت، گريهكنان در حالي كه زانو زده بود فرياد بر آورد : " عيسي ، اي خداي من و اي خداوند من" و اينچنين مسيح را يافت. با چنين مدرك محكم و غير قابل بحثي او ديگر نميتوانست خداوندي و پسر خدا بودن عيسي را انكار كند. بعدها " ليو والاس" كتاب "بنهور" كه يكي از بزرگترين رمانهاي قرن به زبان انگليسي است و داستان آن در دوران زيست مسيح اتفاق افتاده را به رشته تحرير درآورد. همينطور "سي.اس.لوئيس"، پروفسور دانشگاه آكسفورد انگلستان كه از عرفاي منكر وجود خدا بود و سالهاي متمادي الوهيت مسيح را انكار ميكرد نيز در صداقتي عقلاني پس از مطالعه عميق و گسترده براي يافتن دلايلي جهت اثبات الوهيت مسيح، پذيرفت كه عيسي همان خدا و منجي است.
خداوند، دروغگو، يا ديوانه؟
" لوئيس" در كتاب مشهورش به نام "مسيحيت صرف" اين جمله را بيان ميكند: "شخصي كه تنها يك انسان است و چيزهايي را مانند عيسي ميگويد نميتواند يك استاد بزرگ اخلاق باشد".او ميتواند يك ديوانه باشد- همطراز با مردي كه ميگويد خود يك تخممرغ آبپز است- يا بايد شيطان مجسم جهنمي باشد.شما بايد انتخاب كنيد. او يا پسر خدا بوده و هست يا يك مرد ديوانه يا چيزي بدتر از آن. شما يا ميتوانيد او را يك ديوانه تلقي كنيد يا به پايش بيفتيد و او را خداوند خود خطاب نماييد. ولي خواهش ميكنم درباره او اين سخن بيمعني را نگوييد كه او يك استاد بزرگ بشريت بود. او چنين بابي را براي ما نگشوده است.عيسي مسيح براي شماكيست؟ زندگي شما بر روي اين جهان و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد.تمامي اديان توسط انسان پايهگذاري شدهاند و بر پايه فلسفههاي انساني، قوانين و ميزانهاي رفتاري استوار گرديدهاند. اگر بنيانگزاران اين اديان را از قوانين و نحوه پرستش آنها خارج سازيد، شاهد تغيير كوچكي در آنها خواهيد بود.ولي عيسي مسيح را از مسيحيت خارج نماييد، هيچ چيز ديگري باقي نخواهد ماند. مسيحيت كتاب مقدسي تنها فلسفهاي براي زندگي نيست و نه استانداردهاي اخلاقي براي اطاعت از مراسم مذهبي. مسيحيت واقعي بر پايهاي اساسي يعني رابطهاي شخصي با خداوند و منجي زنده و قيام كرده استوار ميباشد
بنيانگزار قيام كرده
عيساي ناصري بر روي صليب مصلوب شد، در قبري قرض شده دفن و در روز سوم از مردگان قيام نمود. مسيحيت در اين خصوص بينظير است.هر گونه بحث در مورد اعتبار مسيحيت بستگي به اثبات قيام عيساي ناصري دارد.در طي قرون متوالي عالمان بزرگ تصميم گرفتهاند كه قيام او را به اثبات برسانند. آنها ايمان آورده و اكنون نيز ايمان دارند كه عيسي زنده است."سايمون گرينليف" متصدي حقوقي ثبت در مدرسه قانون هاروارد پس از مطالعه و تفحص درباره واقعه قيام كه توسط نويسندگان اناجيل به دست ما رسيده است، به اين نتيجه ميرسد كه "غير ممكن است آنها بتوانند بر عقايد خود مبني بر قيام نكردن عيسي از مردگان اصرار نمايند. حقايق نقل شده در اناجيل اين را اثبات مينمايد كه اگر آنها اين اصل را نميفهمند و به آن اطمينان ندارند پس ساير اصول را نيز نخواهند فهميد"."جان سينگلتون كپُلي " كه بعنوان يكي از مغزهاي حقوقي در تاريخ بريتانيا شناخته شده است چنين نظر ميدهد كه: "من بسيار خوب ميدانم كه مدرك و گواه چيست و اين را به شما ميگويم كه رويدادي مانند قيام هرگز قابل انكار نميباشد".
دلايلي براي ايمان
قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مينمايد به واقعيت آن ايمان ميآورد، وجود دارد:
پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( لوقا 18: 31-33 )
قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست. اين داستان كتابمقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود. اگر كسي ادعا مينمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ ميتوانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.دشمنان عيسي هم بدن او را بر نميداشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او ميشد.ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش ميباشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را ميشناختند و به مردم بسياري مثلاً 500 نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( اول يوحنا 1:1)تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال 2: 14-36 ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش ميباشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا ميتوانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود.زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا 24: 1-11 ) بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب ميگشت. در طي 40 سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديدهام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است. كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه ميگويند كه من وقتي را براي مطالعه كتاب مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشتهام.
خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمينگرند بلكه در رابطهاي زنده و شخصي با خداي زنده بسر ميبرند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مينمايند بركت ميدهد.در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناختهاند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار دادهاند، پيوستهاند.فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين ميگويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح ميتواند آن را پر سازد".آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان ميدهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطهاي محبتآميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است.
به نظر شما او كيست......
برجستهترين شخص در تمام ادوار؟
بزرگترين رهبر؟
بزرگترين استاد؟
كسي كه نيكوترين كارها را براي بشريت انجام داد؟
كسي كه مقدسترين زندگي را كه هيچ كس هرگز نزيسته بود زيست؟
امروزه به هر كجاي دنيا كه برويد, با پيروان هر مذهبي كه صحبت نماييد, صرفنظر از اينكه چقدر نسبت به مذهب خويش متعهد مي باشند، اگر چيزي درباره تاريخ بدانند، بايد بپذيرند كه هرگز كسي مانند عيساي ناصري وجود نداشته است.عيسي مسير تاريخ را تغيير داد. حتي تاريخ روزنامه صبحي كه در دست داريد گواه بر اين اصل ميباشد كه عيساي ناصري 2000 سال پيش بر روي زمين ميزيست. B.C (ق. م) يعني قبل از مسيح و( A.D (Anno Domini يعني سالهاي خداوند.
پيشگويي ظهور عيسي
صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت انبياي اسرائيل را در مورد ظهور وي به ثبت رسانيدند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت 1500 سال نگاشته شده است, شامل 300 نبوت در مورد آمدن وي ميباشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه, معجزات بسيار, مرگ و قيام او تماماً به واقعيت پيوستند. زندگياي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, مرگش بر روي صليب, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان ميكنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. عيسي اعلام نمود كه "من و پدر يك هستيم، هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نميآيد". (يوحنا 14: 6)
زندگي و پيام او موجب تغيير ميگردد
هر گاه به زندگي و تاثير عيساي ناصري از ديد تاريخ نظري بيفكنيد،مشاهده خواهيد نمود كه حضور او و پيامش همواره در زندگي مردم واقوام باعث تغييرات بزرگي گرديدهاند. هر جا كه تعاليم او تاثير خودرا بر جاي گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق راي، تاسيس مدارس و دانشگاهها جهت تحصيلات عاليه, وضع قوانين براي محافظت از كودكان، برچيده شدن بردهداري و هزاران تغيير مفيد ديگر به زندگيهاي شخصي نيز به گونهاي برجسته تغيير يافته است. براي مثال، " ليوو والاس " يك ژنرال مشهور و نابغه در ادبيات، به عنوان يك ملحد شناخته شده بود. براي مدت دو سال، آقاي "والاس" مشغول مطالعه در برجستهترين كتابخانههاي اروپا و آمريكا بود. او در جستجوي اطلاعاتي بود تا به وسيله آنها مسيحيت را براي هميشه نابود سازد. هنگام نگارش دومين فصل كتابي كه او بدين منظور مينوشت، گريهكنان در حالي كه زانو زده بود فرياد بر آورد : " عيسي ، اي خداي من و اي خداوند من" و اينچنين مسيح را يافت. با چنين مدرك محكم و غير قابل بحثي او ديگر نميتوانست خداوندي و پسر خدا بودن عيسي را انكار كند. بعدها " ليو والاس" كتاب "بنهور" كه يكي از بزرگترين رمانهاي قرن به زبان انگليسي است و داستان آن در دوران زيست مسيح اتفاق افتاده را به رشته تحرير درآورد. همينطور "سي.اس.لوئيس"، پروفسور دانشگاه آكسفورد انگلستان كه از عرفاي منكر وجود خدا بود و سالهاي متمادي الوهيت مسيح را انكار ميكرد نيز در صداقتي عقلاني پس از مطالعه عميق و گسترده براي يافتن دلايلي جهت اثبات الوهيت مسيح، پذيرفت كه عيسي همان خدا و منجي است.
خداوند، دروغگو، يا ديوانه؟
" لوئيس" در كتاب مشهورش به نام "مسيحيت صرف" اين جمله را بيان ميكند: "شخصي كه تنها يك انسان است و چيزهايي را مانند عيسي ميگويد نميتواند يك استاد بزرگ اخلاق باشد".او ميتواند يك ديوانه باشد- همطراز با مردي كه ميگويد خود يك تخممرغ آبپز است- يا بايد شيطان مجسم جهنمي باشد.شما بايد انتخاب كنيد. او يا پسر خدا بوده و هست يا يك مرد ديوانه يا چيزي بدتر از آن. شما يا ميتوانيد او را يك ديوانه تلقي كنيد يا به پايش بيفتيد و او را خداوند خود خطاب نماييد. ولي خواهش ميكنم درباره او اين سخن بيمعني را نگوييد كه او يك استاد بزرگ بشريت بود. او چنين بابي را براي ما نگشوده است.عيسي مسيح براي شماكيست؟ زندگي شما بر روي اين جهان و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد.تمامي اديان توسط انسان پايهگذاري شدهاند و بر پايه فلسفههاي انساني، قوانين و ميزانهاي رفتاري استوار گرديدهاند. اگر بنيانگزاران اين اديان را از قوانين و نحوه پرستش آنها خارج سازيد، شاهد تغيير كوچكي در آنها خواهيد بود.ولي عيسي مسيح را از مسيحيت خارج نماييد، هيچ چيز ديگري باقي نخواهد ماند. مسيحيت كتاب مقدسي تنها فلسفهاي براي زندگي نيست و نه استانداردهاي اخلاقي براي اطاعت از مراسم مذهبي. مسيحيت واقعي بر پايهاي اساسي يعني رابطهاي شخصي با خداوند و منجي زنده و قيام كرده استوار ميباشد
بنيانگزار قيام كرده
عيساي ناصري بر روي صليب مصلوب شد، در قبري قرض شده دفن و در روز سوم از مردگان قيام نمود. مسيحيت در اين خصوص بينظير است.هر گونه بحث در مورد اعتبار مسيحيت بستگي به اثبات قيام عيساي ناصري دارد.در طي قرون متوالي عالمان بزرگ تصميم گرفتهاند كه قيام او را به اثبات برسانند. آنها ايمان آورده و اكنون نيز ايمان دارند كه عيسي زنده است."سايمون گرينليف" متصدي حقوقي ثبت در مدرسه قانون هاروارد پس از مطالعه و تفحص درباره واقعه قيام كه توسط نويسندگان اناجيل به دست ما رسيده است، به اين نتيجه ميرسد كه "غير ممكن است آنها بتوانند بر عقايد خود مبني بر قيام نكردن عيسي از مردگان اصرار نمايند. حقايق نقل شده در اناجيل اين را اثبات مينمايد كه اگر آنها اين اصل را نميفهمند و به آن اطمينان ندارند پس ساير اصول را نيز نخواهند فهميد"."جان سينگلتون كپُلي " كه بعنوان يكي از مغزهاي حقوقي در تاريخ بريتانيا شناخته شده است چنين نظر ميدهد كه: "من بسيار خوب ميدانم كه مدرك و گواه چيست و اين را به شما ميگويم كه رويدادي مانند قيام هرگز قابل انكار نميباشد".
دلايلي براي ايمان
قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مينمايد به واقعيت آن ايمان ميآورد، وجود دارد:
پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( لوقا 18: 31-33 )
قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست. اين داستان كتابمقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود. اگر كسي ادعا مينمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ ميتوانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.دشمنان عيسي هم بدن او را بر نميداشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او ميشد.ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش ميباشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را ميشناختند و به مردم بسياري مثلاً 500 نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( اول يوحنا 1:1)تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال 2: 14-36 ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش ميباشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا ميتوانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود.زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا 24: 1-11 ) بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب ميگشت. در طي 40 سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديدهام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است. كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه ميگويند كه من وقتي را براي مطالعه كتاب مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشتهام.
خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمينگرند بلكه در رابطهاي زنده و شخصي با خداي زنده بسر ميبرند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مينمايند بركت ميدهد.در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناختهاند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار دادهاند، پيوستهاند.فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين ميگويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح ميتواند آن را پر سازد".آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان ميدهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطهاي محبتآميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است.
اطلاعات اضافی:
Steps To Know God (ForHeaven
1. God loves you and offers you His best peace, purpose and plan for you eternally!
John 3:16 "For God so loved the world that he gave his one and only Son, that whoever believes in him shall not perish but have eternal life.John 10:10 The thief comes only to steal and kill and destroy; I have come that they may have life, and have it to the full.2. Our Problem is Separation God created us in His own image to have an abundant life. He did not make us robots to automatically love and obey Him, but gave us a will and a freedom of choice. We choose to disobey God and go our own willful way. We still make this choice today. This results in separation from God.Romans 3:23 for all have sinned and fall short of the glory of God,Romans 6:23 For the wages of sin is death, but the gift of God is eternal life in Christ Jesus our Lord.3. Our Attempts Through the ages, individuals have tried in many ways to bridge this gap...without success...Proverbs 14:12 There is a way that seems right to a man, but in the end it leads to death.Isaiah 59:2 But your iniquities have separated you from your God; your sins have hidden his face from you, so that he will not hear.4. God's Remedy--Jesus Christ Jesus Christ is the only answer to this problem. He died on the Cross and rose from the grave, paying the penalty for our sin and bridging the gap between God and people.1 Timothy 2:5 For there is one God and one mediator between God and men, the man Christ Jesus,1 Peter 3:18a For Christ died for sins once for all, the righteous for the unrighteous, to bring you to God.Romans 5:8 But God demonstrates his own love for us in this: While we were still sinners, Christ died for us.5. Our Response--Receive Jesus Christ We must trust Jesus Christ and receive Him by personal invitation.Revelation 3:20 Here I am! I stand at the door and knock. If anyone hears my voice and opens the door, I will come in and eat with him, and he with me.John 1:12 Yet to all who received him, to those who believed in his name, he gave the right to become children of God--Romans 10:9 ...if you confess with your mouth, "Jesus is Lord," and believe in your heart that God raised him from the dead, you will be saved.
www.whoisjesus-really.com/main.htm
www.corinne-predigten.blogspot.com/
www.christen-treff.de/index.php?id=18&L=1
John 3:16 "For God so loved the world that he gave his one and only Son, that whoever believes in him shall not perish but have eternal life.John 10:10 The thief comes only to steal and kill and destroy; I have come that they may have life, and have it to the full.2. Our Problem is Separation God created us in His own image to have an abundant life. He did not make us robots to automatically love and obey Him, but gave us a will and a freedom of choice. We choose to disobey God and go our own willful way. We still make this choice today. This results in separation from God.Romans 3:23 for all have sinned and fall short of the glory of God,Romans 6:23 For the wages of sin is death, but the gift of God is eternal life in Christ Jesus our Lord.3. Our Attempts Through the ages, individuals have tried in many ways to bridge this gap...without success...Proverbs 14:12 There is a way that seems right to a man, but in the end it leads to death.Isaiah 59:2 But your iniquities have separated you from your God; your sins have hidden his face from you, so that he will not hear.4. God's Remedy--Jesus Christ Jesus Christ is the only answer to this problem. He died on the Cross and rose from the grave, paying the penalty for our sin and bridging the gap between God and people.1 Timothy 2:5 For there is one God and one mediator between God and men, the man Christ Jesus,1 Peter 3:18a For Christ died for sins once for all, the righteous for the unrighteous, to bring you to God.Romans 5:8 But God demonstrates his own love for us in this: While we were still sinners, Christ died for us.5. Our Response--Receive Jesus Christ We must trust Jesus Christ and receive Him by personal invitation.Revelation 3:20 Here I am! I stand at the door and knock. If anyone hears my voice and opens the door, I will come in and eat with him, and he with me.John 1:12 Yet to all who received him, to those who believed in his name, he gave the right to become children of God--Romans 10:9 ...if you confess with your mouth, "Jesus is Lord," and believe in your heart that God raised him from the dead, you will be saved.
www.whoisjesus-really.com/main.htm
www.corinne-predigten.blogspot.com/
www.christen-treff.de/index.php?id=18&L=1
همانطوري كه قوانين فيزيكي بر دنيا حاكم است، قوانين روحاني نيز بر ارتباط ما با خداوند حاكم است
خداوند ترا دوست دارد و ترا آفريد تا او را شخصا بشناسي
خدا ما را دوست دارد
زيرا خدا بقدري مردم جهان را دوست دارد كه يگانه فرزند خود را فرستاده است تا هر كه به او ايمان آورد هلاك نشود، بلكه زندگي جاويد بيابد. يوحنا ۳: ۱۶
خداوند از ما مي خواهد او را شخصا بشناسيم
.و زندگي جاويد از اين راه به دست مي آيد كه تو را كه خداي واقعي و بي نظير هستي و عيسي مسيح را كه به اين جهان فرستاده اي بشناسند. ۱۷:۳
او به ما زندگي جديد و حيات ابدي مي بخشد
در واقع اگر كسي در مسيح باشد او خلقتي دوباره يافته است. ۲قرنتيان ۵: ۱۷عيسي مسيح می فرمايد: من آمده ام تا به شما حيات واقعي را به فراواني عطا نمايم. يوحنا ۱۰:۱۰چرا عده زيادي از مردم از اين حيات واقعي و دوستي با خدا محروم هستند؟
لطفأ برای خواندن ادامۀ مطلب روی آدرس کلیک کنید
http://jesus-is-lordparvaneh.blogspot.com/
خداوند ترا دوست دارد و ترا آفريد تا او را شخصا بشناسي
خدا ما را دوست دارد
زيرا خدا بقدري مردم جهان را دوست دارد كه يگانه فرزند خود را فرستاده است تا هر كه به او ايمان آورد هلاك نشود، بلكه زندگي جاويد بيابد. يوحنا ۳: ۱۶
خداوند از ما مي خواهد او را شخصا بشناسيم
.و زندگي جاويد از اين راه به دست مي آيد كه تو را كه خداي واقعي و بي نظير هستي و عيسي مسيح را كه به اين جهان فرستاده اي بشناسند. ۱۷:۳
او به ما زندگي جديد و حيات ابدي مي بخشد
در واقع اگر كسي در مسيح باشد او خلقتي دوباره يافته است. ۲قرنتيان ۵: ۱۷عيسي مسيح می فرمايد: من آمده ام تا به شما حيات واقعي را به فراواني عطا نمايم. يوحنا ۱۰:۱۰چرا عده زيادي از مردم از اين حيات واقعي و دوستي با خدا محروم هستند؟
لطفأ برای خواندن ادامۀ مطلب روی آدرس کلیک کنید
http://jesus-is-lordparvaneh.blogspot.com/
احضار گروهی از نومسیحیان به ستاد خبری اطلاعات كردستان
طبق احضاریه و تماسهایی كه از سوی ستاد خبری اطلاعات كردستان با
گروهی از نوكیشان مسیحی گرفته شد، ازآنان خواسته شده تا برای
پاسخ به برخی از سوالات به آن ستاد مراجعه نمایند.
طبق احضاریه و تماسهایی كه از سوی ماموران ستاد خبری اطلاعات كردستان با گروهی از نوكیشان مسیحی آن استان گرفته شد، از آنان خواسته شده تا برای پاسخ به برخی از سوالات به آن ستاد مراجعه نمایند.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان (fcnn.com)، در تاریخ یكم و دوم شهریور ماه ۱۳۸۸ (۲۳ و ۲۴ اگوست ۲۰۰۹ )، ماموران ستاد خبری اطلاعات كردستان طی تماس تلفنی با گروهی از نوكیشان مسیحی و یا بعضا با خانواده هایشان در سطح استان تماس گرفته و از آنان خواسته شد جهت پاسخگویی به برخی از سوالات به آن ستاد مراجعه نمایند . لازم به ذكر است این افراد پیش از این توسط نیروهای امنیتی شناسایی شده بودند.
بر اساس این گزارش، افراد احضار شده پس از مراجعه به دفاتر ستاد خبری اطلاعات از سوی مامورین مورد بازجویهای طولانی قرار گرفتند كه در همان روز همه آنان آزاد شدند.
اسامی برخی از این افراد: از سنندج آقایان؛ صادق، فرزام، نیك خواه، سرمد و ایوب و خانمها طاهره، ناهید، روشنك و.... تعداد دیگری از شهروندان كه خواسته اند نامشان فاش نشود. همچنین ۲ تن دیگر از نوكیشان مسیحی از شهرستان سقز، یك نفر از قروه، و نفر دیگر از شهر كامیاران بودند كه در شهر محل سكونت خود احضار شدند.
به گزارش fcnn، در این راستا ماموران امنیتی در بازجوی ها خود تلاش می كردند تا ضمن شناسایی و مسئولیت های برخی افراد در كلیساهای خانگی و نحوه فعالیت های بشارتی مسیحی آنان، از محل اقامت و مكان یكی از هموطنان مسیحی بنام آقای قانع اطلاعاتی بدست بیاورند.!
لازم به ذكر است نامبرده در اواسط مردادماه سالجاری به خاطر ایمان و اعتقاد مسیحی خود به ستاد خبری اطلاعات شهرستان سنندج احضار و پس از انجام بازجویی به مدت یكهفته در بازداشت بسر برد كه خانواده ایشان در زمان بازداشت هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداشتند كه سرانجام با پیگیری وكیل وی، و سپردن وثیقه بطور موقت آزاد شدند.
سپس آقای قانع مجددا به بهانه عدم اعتبار وثیقه سپرده شده، از سوی نهاد مربوطه احضار و مجددا بازداشت شد كه اینبار با سپردن وثیقه ۶۰ میلیون تومانی آزاد گردید. اما پس از آزادی این نوكیش مسیحی تاكنون از محل اقامت و مكان ایشان اطلاعی در دست نمی باشد.
به گفته برخی از افراد احضار شده به ستاد اطلاعات ، ماموران در صدد هستند تا مكان و محل اقامت فعلی ایشان را شناسایی كنند ، زیرا گفته می شود حكمی برای وی صادر شده است كه باید سریعا خود را معرفی نماید.اما هنوز به درستی مشخص نیست که چرا با این جدیت ماموران به دنبال این شخص هستند و یافتن فوری او چه اهمیتی برای آنها دارد ؟
در همین ارتباط ماموران امنیتی و لباس شخصی بدفعات با مراجعه به منزل آقای قانع و پدر خانم ایشان در سنندج آنجا را مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند. همچنین گویا بر این اساس نیروهای امنیتی با برخی از نوكیشان مسیحی و كلیسای كرمانشاه كه احتمال می دادند ممكن است آقای قانع با ایشان در ارتباط بوده باشد، آنان را تحت فشار قرار دادند.
لازم به یاد آوری است كه این شهروند مسیحی پیش از این نیز در تاریخ هفتم آبانماه ۱۳۸۵ (۲۶ اكتبر ۲۰۰۶) از سوی اطلاعات سنندج به اتهام ایمان و اعتقادات مسیحی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. كه پس از آن هم این دستگیری ها با اتهام مشابه بدفعات صورت گرفته است .
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان (fcnn.com)، در تاریخ یكم و دوم شهریور ماه ۱۳۸۸ (۲۳ و ۲۴ اگوست ۲۰۰۹ )، ماموران ستاد خبری اطلاعات كردستان طی تماس تلفنی با گروهی از نوكیشان مسیحی و یا بعضا با خانواده هایشان در سطح استان تماس گرفته و از آنان خواسته شد جهت پاسخگویی به برخی از سوالات به آن ستاد مراجعه نمایند . لازم به ذكر است این افراد پیش از این توسط نیروهای امنیتی شناسایی شده بودند.
بر اساس این گزارش، افراد احضار شده پس از مراجعه به دفاتر ستاد خبری اطلاعات از سوی مامورین مورد بازجویهای طولانی قرار گرفتند كه در همان روز همه آنان آزاد شدند.
اسامی برخی از این افراد: از سنندج آقایان؛ صادق، فرزام، نیك خواه، سرمد و ایوب و خانمها طاهره، ناهید، روشنك و.... تعداد دیگری از شهروندان كه خواسته اند نامشان فاش نشود. همچنین ۲ تن دیگر از نوكیشان مسیحی از شهرستان سقز، یك نفر از قروه، و نفر دیگر از شهر كامیاران بودند كه در شهر محل سكونت خود احضار شدند.
به گزارش fcnn، در این راستا ماموران امنیتی در بازجوی ها خود تلاش می كردند تا ضمن شناسایی و مسئولیت های برخی افراد در كلیساهای خانگی و نحوه فعالیت های بشارتی مسیحی آنان، از محل اقامت و مكان یكی از هموطنان مسیحی بنام آقای قانع اطلاعاتی بدست بیاورند.!
لازم به ذكر است نامبرده در اواسط مردادماه سالجاری به خاطر ایمان و اعتقاد مسیحی خود به ستاد خبری اطلاعات شهرستان سنندج احضار و پس از انجام بازجویی به مدت یكهفته در بازداشت بسر برد كه خانواده ایشان در زمان بازداشت هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداشتند كه سرانجام با پیگیری وكیل وی، و سپردن وثیقه بطور موقت آزاد شدند.
سپس آقای قانع مجددا به بهانه عدم اعتبار وثیقه سپرده شده، از سوی نهاد مربوطه احضار و مجددا بازداشت شد كه اینبار با سپردن وثیقه ۶۰ میلیون تومانی آزاد گردید. اما پس از آزادی این نوكیش مسیحی تاكنون از محل اقامت و مكان ایشان اطلاعی در دست نمی باشد.
به گفته برخی از افراد احضار شده به ستاد اطلاعات ، ماموران در صدد هستند تا مكان و محل اقامت فعلی ایشان را شناسایی كنند ، زیرا گفته می شود حكمی برای وی صادر شده است كه باید سریعا خود را معرفی نماید.اما هنوز به درستی مشخص نیست که چرا با این جدیت ماموران به دنبال این شخص هستند و یافتن فوری او چه اهمیتی برای آنها دارد ؟
در همین ارتباط ماموران امنیتی و لباس شخصی بدفعات با مراجعه به منزل آقای قانع و پدر خانم ایشان در سنندج آنجا را مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند. همچنین گویا بر این اساس نیروهای امنیتی با برخی از نوكیشان مسیحی و كلیسای كرمانشاه كه احتمال می دادند ممكن است آقای قانع با ایشان در ارتباط بوده باشد، آنان را تحت فشار قرار دادند.
لازم به یاد آوری است كه این شهروند مسیحی پیش از این نیز در تاریخ هفتم آبانماه ۱۳۸۵ (۲۶ اكتبر ۲۰۰۶) از سوی اطلاعات سنندج به اتهام ایمان و اعتقادات مسیحی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. كه پس از آن هم این دستگیری ها با اتهام مشابه بدفعات صورت گرفته است .
اشتراک در:
پستها (Atom)






