۱۳۸۸ خرداد ۴, دوشنبه

تعميد مسيحی


عيسی مسيح فرمود: "هر که احکام مرا قبول کند و مطابق آنها عمل نمايد او کسی است که مرا دوست دارد . . ." (يوحنا ١٤: ٢١عيسی مسيح قبل از صعود خود به آسمان، به شاگردانش فرمود: "پس برويد و همه ملتها را شاگرد من سازيد و آنها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعميد دهيد" (متی ٢٨: ١٩). از همان زمانی که مژده (١) به مردم اعلام شد، عده‌ای به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ، دفن و رستاخيز (٢) او ايمان آوردند و نجات يافتند. سپس ايمانداران در آب تعميد گرفتند. در روز پنطيکاست، در حدود سه هزار نفر، خبر خوش نجات را که بوسيله پطرس رسول اعلام گرديد، پذيرفتند و در آب تعميد گرفتند (فصل دوم کارهای رسولان
تعميد مسيحی چيست؟
در زبان اصلی کتاب انجيل شريف، يعنی در زبان يونانی، برای عمل تعميد، فعل بابتیزو(٣) بکار برده شده است که به معنای غوطه‌ور شدن يا فرو‌بردن در زير آب می‌باشد. کتاب انجيل شريف به چندين نوع تعميد از قبيل تعميد يحيی، تعميد روح‌القدس و تعميد ايمانداران در آب اشاره می‌کند. هدف از تهيه اين مقاله، تشريح تعميد ايمانداران مسيحی می‌باشدتعميد ايماندار در آب، اين موضوع را تأييد می‌کند که تعميد گيرنده، هديه نجات را از راه ايمان به عيسی مسيح ، که بعد از مرگ نيابتی (٤) خود، روحاً و جسماً زنده شد، دريافت کرده است و ميل دارد مطابق احکام خداوند و نجات دهنده خود زندگی کند
چه کسانی می‌توانند در آب تعميد بگيرند؟
الف – شاگردان عيسی مسيح (متی ٢٨: ١٩ب – پذيرندگان مژده نجات (کارهای رسولان ٢: ٤١ج – مردان و زنان ايماندار (کارهای رسولان ٨: ١٢فقط کسانی که با مسيح متحد شده‌اند يعنی ايمانداران واقعی به عيسی مسيح می‌توانند در آب تعميد بگيرند. وقتی کتاب انجيل شريف را مطالعه می‌کنيم، متوجه می‌شويم که به ايمانداران دستور داده شده است که در آب تعميد بگيرند (متی ٢٨: ١٩، کارهای رسولان ٢: ٣٨ و ١٠: ٤٨). بنابراين برای همه ايمانداران به عيسی مسيح ضروری است که از امر خداوند و نجات دهنده خود اطاعت کنند و در آب تعميد بگيرند
تعميد در آب چه مفهومی دارد؟
تعميد در آب به هيچ وجه باعث نجات تعميد گيرنده نمی‌شود، به همين دليل بايد بعد از نجات شخص و بمنظور اطاعت از مسيح صورت گيرد. تعميد در آب آئينی است که نشان می‌دهد زندگی تازه‌ای در شخص شروع شده است. فرو‌رفتن در آب و بيرون آمدن از آب، روشی است که مفاهيم روحانی رساله پولس رسول به روميان 6: 1 تا 5 را آشکار می‌سازد. به اين ترتيب که فرو‌رفتن در آب، نشانه مردن نسبت به گناه و بيرون آمدن از آب، نشانه رستاخيز و زندگی جديد در مسيح استپس تعميد در آب دلالت بر اين موضوع می‌کند که تعميد گيرنده با مسيح در مرگ و رستاخيزش متحد شده است. تعميد در آب اعلام عمومی اين مطلب است که تعميده گيرنده نجات يافته است و می‌خواهد عيسی مسيح را پيروی کند. واضح است که افراد خردسال که قادر نيستند مژده نجات را درک کنند و آنرا بپذيرند و پيش ديگران به ايمان خود اعتراف کنند، نبايد بوسيله آب تعميد بگيرند
تعميد در آب چگونه بايد انجام شود؟
فرمول تعميد در آب در انجيل متی ٢٨: ١٩ ذکر شده است. شخص تعميد دهنده بايد خودش نيز مانند فرد تعميد گيرنده، ايماندار واقعی باشد و به نام پدر و پسر و روح‌القدس عمل تعميد را انجام دهد، يعنی اينکه فرد تعميد گيرنده را با توجه به معنای فعل يونانی، باپتیزو،کاملاً در آب فرو‌ببردر کتاب انجيل شريف نوشته شده است: "عيسی پس از تعميد، فوراً از آب بيرون آمد . . ." (متی ٣: ١٦). ". . . او و فيليپس داخل آب رفتند و فيليپس او را تعميد داد. وقتی از آب بيرون آمدند . . ." (کارهای رسولان ٨: ٣٨ و ٣٩دوست گرامیآيا عيسی مسيح را بعنوان نجات دهنده شخصی خود پذيرفته‌ايد؟ اگر پاسخ شما به اين سؤال مثبت است، لازم است يادآوری نمائيم که سؤال ديگری نيز برای شما مطرح می‌باشد. آيا بعد از دريافت هديه نجات، امر خداوند و نجات دهنده خود عيسی مسيح را اطاعت کرده و در آب تعميد يافته‌ايد؟ اگر پاسخ شما به سؤال دوم منفی است، تشويقتان می‌کنيم به کليسائی که از تعاليم کتاب مقدس اطاعت می‌کند بپيونديد و در آب تعميد بگيريد"فيض خدا با همه آنانی باد که خداوند ما عيسی مسيح را با محبتی بی‌پايان دوست دارند. آمين" (افسسيان ٦: ٢٤١) مژده، يعنی خبر خوش نجات يا انجيل که شامل شخص عيسی مسيح خداوند، پسر خدا (مرقس ١: ١) و واقعيت مرگ، دفن و رستاخيز او (اول قرنتيان ١٥: ٣ و ٤) می‌باشد٢) رستاخيز، به معنای زنده شدن دوباره مسيح می‌باشد که بر اساس کتاب انجيل شريف، سه روز پس از مرگ او واقع گرديد (متی ٢٨: ٦، اول قرنتيان ١٥: ٤٣) فعل باپتیزو، معمولاً موقعی توسط يونانيان بکار برده می‌شد که آنها برای برداشتن آب و يا ساير مايعات، ظرفی را در داخل ظرف ديگری فرو‌می‌بردند٤) مرگ نيابتی مسيح، معنايش اين است که مسيح پاک و بی‌گناه، بخاطر بشر گناهکار، يعنی در راه ما و بجای ما بر روی صليب مرد (روميان ٥: ٨٥) در کتاب انجيل شريف، تعميد کودکان بوسيله آب تأييد نشده است. البته وقف کردن کودکان به خدا، که با تعميد بوسيله آب کاملاً متفاوت است، کار خوبی است زيرا والدين و کليسا را متعهد می‌سازد تا برای کودکان دعا کرده و تدارک روحانی ببينند

جنایات رژیم آخوندی در زندانها ادامه دارد

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارش رسیده از زندان مرکزی اصفهان، روز دوشنبه یکی از زندانیان زندان اصفهان در اثر فشارهای و محدویتهای فردی به نام حسینی که قاضی زندان می باشد اقدام به خودکشی نمود که منجر به مرگ وی شد و زندانی دیگری در اثر شکنجه پاسداربندها با شرایط وخیمی جسمی به بهداری زندان منتقل گردید.زندانی اسماعیل ایوبی 23 ساله از بند آموزشی زندان مرکزی اصفهان که نزدیک به 2 سال است در این زندان بسر می برد روز دوشنبه 4 خردادماه اقدام به خودکشی نمود و جان باخت.زندانی اسماعیل ایوبی به اتهام سرقت به 3 سال زندان محکوم شده بود. طبق قوانین موجود کسانی که نیمی از حکم خود را سپری کرده اند و رضایت شاکی را جلب کرده اند به عنوان عفو مشروط می توانند آزاد شوند. آقای ایوبی در یاداشتی که از خود بر جای گذاشته است در آن علت خودکشی خود را توضیح داده است. او در این نوشته توضیح داده است که علیرغم رضایت شاکی و طی نیمی از مدت حبس مشمول عفو مشروط می شده ولی حسینی قاضی ناظر بر زندان با عفو مشروط وی برخلاف قوانین موجود ممانعت می کرد و او را در شرایطی قرار داده است که راهی بجزء خودکشی برایش باقی نمانده بود.پاسدار بنده ها از انتقال به موقع این زندانی به بهداری خوداری کردند که متاسفانه جان باخت.یکشنبه شب 3 خرداد ماه زندانی مهدی مجیدی 27 ساله به بهانۀ باز بودن یقۀ او به دفتر مدیریت داخلی زندان برده می شود و در آنجا به او دست بند پابند و چشم بند زده می شود و بدن او را با آب خیس می کنند و شروع به شلاق زدنش می کنند. پس از مدتی از شلاق زدن فردی بنام ناصر سعیدی فر او را هل میدهد که سر این زندانی به شیشیه دفتر مربوطه اصابت می کند و بی هوش می شود که او را به بهداری زندان منتقل می کنند. از زمان انتقال از شرایط این زندانی خبری در دست نیست.مهدی مجیدی به اتهام مشارکت در قتل به 34 سال زندان محکوم شده است که مدت 8 سال آنرا در زندان سپری کرده است.کسانی که در شکنجه این زندانی نقش داشتند ناصر سعیدی فر و کرمی می باشند.آمار خودکشی در این زندان بالا است و علت اکثر این خودکشیها فشارها و اذیت وآزارهایی و تحقیر هایی که پاسداربندها وقاضی ناظر زندان با این زندانیان نگون بخت دارند، روی میدهد.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه ها ،فشارها و اذیت و آزارها پاسداربندها با زندانیان در زندانهای ایران که آنها را به سوی خودکشی سوق میدهند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار تشکیل یک هیئت حقیقت یاب برای بررسی وضعیت زندانهای ایران است.
4 خرداد1388 برابر با 25 می 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

شکنجۀ بازداشت شدگان روز کارگر در بند 209 اوین

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارش رسیده از زندان اوین ، روز گذشته تعدادی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در بند 209 تحت شکنجه های جسمی قرار گرفتند.روز یکشنبه 3 خرداد ماه حوالی ساعت 15:30 آقایان جعفر عظیم زاده ، محمد اشرفی و سعید یوزی به بند 209 زندان اوین منتقل شدند. یکی از بازجویان وزارت اطلاعات از آنها می خواهد که اتهامات نسبت داده شده را بپذیرند که با مخالفت آنها مواجه شدند. سه زندانی فوق به بازجوی مربوطه اعلام می کنند که این اتهامات واهی هستند و ما آنها را نمی توانیم بپذیرم . آقای جعفر عظیم زاده پس از رد اتهامات وارده و امضاء نکردند زیر برگۀ اتهامات، مورد هجوم بازجو قرار گرفت و بشدت مورد ضرب و شتم و شکنجه جسمی قرار گرفت. آقای عظیم زاده از ساعت 15:30 تا ساعت 17:30 تحت بازجوئی و شکنجه جسمی قرار داشت پس از آن او را به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند. آثار شکنجه بر صورت و پاهای او عیان بود و او شب گذشته در شرایط بد جسمی بسر برد.موارد فوق شب گذشته طی یک تماس تلفنی به خانواده اش اطلاع داده شد.از طرفی دیگر گفته می شود که آقای سعید یوزی و محمد اشرفی بدلیل رد اتهامات نسبت داده شده مورد ضرب وشتم بازجویان قرار گرفتند.روز دوشنبه خانواده آقای عظیم زاده نسبت به شکنجه و ضرب وشتم عزیزشان در بند 209 جهت شکایت به دفتر شهروندی مراجعه کردند. که با برخورد سرد و انکار موارد شکنجه توسط آنها مواجه شدند. این در حالی است که آنها می بایست موارد فوق را یادشت می کردند و مورد بررسی قرار میدادند و بعد نتیجه گیری می کردند ولی دفتر شهروندی با این نتیجه گیری و مبرا کردن شکنجه گران پیشا پش، بر درد و رنج این خانواده بی دفاع افزودند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بازجوئی و شکنجۀ بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و کمیسر عالی قوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط آنها است.
04 خرداد 1388 برابر با 25 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

به ادامه بازداشت غیر قانونی من پایان دهید

تغییر برای برابری - در پی بازداشت و ادامه بازداشت غیرقانونی جلوه جواهری در ساعات بامدادی 12 اردیبهشت، وی با ارسال شکوایه ای به رئیس قوه قضائیه خواهان پایان دادن به بازداشت غیرقانونی و روشن شدن وضعیتش شده است. در اقدامی مشابه کاوه مظفری نیزبا ارائه اعتراض نامه ای به مددکاری زندان خواهان رسیدگی به وضعیت خودش و همسرش شده است.
نامه جلوه جواهری دیروزنوشته شده بود اما چون قرار بود بازدید از بند عمومی زنان صورت بگیرد، عالیه اقدام دوست - که به دلیل شرکت در تجمع زنان در 22 خرداد 1385 محکوم به حبس شده بود - و جلوه جواهری را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند! و امروز هم به او گفته شده است که به دلیل آن که مددکار مسئول زندانیان امنیتی با دیگر زندانی ها متفاوت است و مددکار مسئول در زندان نیست او می تواند نامه اش را در روز ملاقات به خانواده اش بدهد تا خودشان پی گیری کنند. مادر جلوه می گوید روز ملاقات سه شنبه هاست ولی به ما گفتند این سه شنبه ملاقات نیست.بنابراین نامه اش را تلفنی برایم خواند و من خودم به دفترآقای شاهرودی ارائه می دهم .
جلوه در نامه خود خطاب به آیت الله شاهرودی، رئیس قوه قضائیه،نوشته است :
اینجانب جلوه جواهری فرزند منوچهر بامداد 12 اردیبهشت 1388 بدون حکم بازداشت و به گونه ای نامتعارف دستگیر شده و تا کنون در بازداشت هستم، این در حالی است که هنوز تفهیم اتهام نشده ام. نیمه شب 11 اردیبهشت زمانی که به خانه مراجعه کردم متوجه حضور ماموران امنیتی شدم که به همراه همسرم کاوه مظفری، که بعد از ظهرهمان روز در پارک لاله دستگیر شده بود، وارد خانه شده بودند.
همسرم اعتراض کرد که ماموران حاضر در خانه بدون حکم بازرسی به تفتیش خانه پرداخته اند و متذکر شد که این کار بر خلاف قانون است. من نیز زمانی که علت حضور ماموران را پرسیدم به من گفتند که این مساله به من مربوط نیست. ماموران حین بازرسی خانه وسایل شخصی من را، به همراه وسایل همسرم بردند. زمانی که اعتراض کردم که اگر همسرم را دستگیر کرده اند و در این محدوده حق حود می دانند که وسایل شخصی او را بدون هیچ حکمی ببرند بر چه اساسی وسایل من را ضبط می کنند؟ پاسخ دادند که حق اعتراض ندارم و آنها هستند که تعیین می کنند در چه محدوده ای می توانند عمل کنند.
پس از تفتیش خانه، ماموران از من خواستند برای پاره ای توضیحات و پاسخ به پرسشها به همراه آنها بروم. متذکر شدم طبق قانون برای پاسخگویی به آنها باید احضاریه کتبی از سوی دادگاه برای من ارسال شود، آنها در عوض، در واکنش به اعتراض من مبنی بر الزام به رعایت قوانین کشور با خشونت و برخورد تند من را ازخانه بیرون کشیدند و به بازداشتگاه وزرا بردند.
حدود ساعت 3 بامداد 12 اردیبهشت بازداشتگاه وزرا من را تحویل گرفت درحالیکه هیچ گونه حکمی مبنی بر بازداشت من وجود نداشت، عصر همان روز به همراه 16 بازداشت شده زن دیگر به زندان اوین فرستاده شدم. 16 روز در انفرادی اندرزگاه بند 305 اوین به همراه 16 نفر دیگردر بازداشت بودم و پس از آن در تاریخ 27 اردیبهشت به بند 2 عمومی نسوان منتقل شدم.
در تمام این مدت تفهیم اتهام نشدم. در طول مدت بازجویی به نحوه بازداشت غیر قانونی خود اعتراض داشتم و بارها متذکر شدم که بدون تفهیم اتهام بازجویی و ادامه بازداشت من غیر قانونی است. بازجویان اطلاعاتی نیز نسبت به دلیل بازداشت من اظهار بی اطلاعی کردند و وعده دادند که پیگیری خواهند کرد، اما هیچگونه رسیدگی در طول این مدت صورت نگرفته و همچنان وضعیت من نامشخص است.
آخرین بازجویی من در تاریخ 24 اردیبهشت انجام گرفت و در آن تاریخ به من اعلام شد که بازجویی من به اتمام رسیده است و پرونده را به دادسرا می فرستند اما همچنان وضعیت من نامشخص است.
طبق حقوق شهروندی و حقوق متهمین، اتهام باید سریعتر به متهم تفهیم شود. پس از تفهیم اتهام از متهم تامین گرفته می شود این تامین بر مبنای نوع جرم، دلایل اثبات آن، آثار به جا مانده از جرم، شخصیت متهم و ... دارای شدت و ضعف است که شدیدترین آن بازداشت موقت و خفیفترین آن التزام به حضور نزد مقام قضایی با قول شرف است. حال چگونه است بدون تهفیم اتهام به من، شدیدترین تامین که قرار بازداشت است از من گرفته شده است؟
اکنون خواستار آن هستم که به بازداشت غیر قانونی من خاتمه داده شده و وضعیت من را روشن کنید.

تائید دستگیریهای روزهای اخیر در تبریز

ایرنا: مدير کل امنيتي و انتظامي استانداري آذربايجان شرقي از دستگيري اعضاي يک گروه اخلالگر که قصد ناآرام کردن فضاي شهر تبريز در آستانه برگزاري انتخابات را داشتند خبر داد. ايوب حقيقي گفت این عده قصد زير سووال بردن امنيت جامعه در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري را داشتند. مدير کل امنيتي و انتظامي استانداري آذربايجان شرقي با اعلام اينکه پرونده قضايي اين گروه مفتوح بوده و ريشه يابي فعاليت اعضاي آن در دست بررسي است ، اضافه کرد: تعدادي از عوامل اين گروه که متواري و در شهرستان هشترود مخفي شده بودند، سحر گاه امروز به دست نيروهاي انتظامي دستگير شدند .

گوشه ای از فجایعی که در زندانهای رژیم رخ می دهد

ایلنا: عمادالدين باقي گفت زندانيان به دليل نبود امنيت جاني به اعدام خاموش محكوم مي‌شوند. مرگهای زیادی در زندان اتفاق مي افتد و به جز برخي از فعالان حقوق بشر هيچ كس از آنها آگاهي پيدا نمي كند. در زندان شرايطي ايجاد شده كه زندانی در اثر بيماري يا خودكشي تلف مي شود. باید روشن شود چه شرايطي در زندان وجود دارد كه زنداني دست به خودكشي مي زند.

ربودن یك شهروند بهایی

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از نگاه، در روز یکشنبه(۲۷/۲/۱۳۸۸) به منزل آقای شهرام حصیم(یکی از شهروندان بهایی ناحیه ۵ تهران)تلفن زده شده وپیغامی به این مضمون بر روی منشی تلفن وی گذاشته میشود که:" از اداره ناجا(نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران)با شما تماس میگیریم .فردا صبح (۲۸/۲/۸۸)آقای شهرام حصیم خود را به این اداره واقع در خیابان وحدت اسلامی شعبه امور اقلیتها معرفی نماید." اما از آنجا که پیغام تلفنی بوده است ایشان از رفتن به اداره مزبور خودداری می نماید.
روز بعد حدود ظهر با شماره تلفن همراه ایشان از اداره مذکور تماس گرفته و میگویند مگر پیغام ما را دریافت نکردی؟چرا مراجعه نکردی؟ آقای حصیم نیز دریافت پیام را تآیید مینماید اما اظهار میدارد " از آنجا که پیام تلفنی بوده مراجعه نکردم.اگر ضرورتی به مراجعه بنده وجود دارد لازم است طبق قانون با حکم کتبی بنده را احضار فرمائید در اینصورت با کمال میل مراجعه خواهم کرد".در پاسخ وی اظهار میدارند بسیار خوب ، پس منتظر وصول حکم جلب باشید.
دو روز بعد یعنی چهارشنبه(۳۰/۲/۸۸)صبح پس از خروج ایشان از منزل به قصد محل کار(با خودرو شخصی) دیگر به منزل برنگشته وتاکنون که چند روزی است كه از این ماجرا گذشته از ایشان هیچ خبری دردست نیست.
آخرین تماس تلفنی ایشان با همسرشان حدود ساعت ۱۰ صبح چهارشنبه بوده است وپس از آن تلفن همراه ایشان نیز خاموش می باشد.همسر ایشان در طی ۲۴ ساعت گذشته با اداره مزبور ، اداره آگاهی ، پلیس ۱۱۰ و اداره اطلاعات تهران تماس گرفته اند كه هیچكدام از ارگانهای مذكور مسئولیت بازداشت این فرد را قبول نكرده و اظهار بی اطلاعی كرده اند.
به این ترتیب مسئولین امورجهت جلب و دستگیری اقلیت های دینی از روش جدید "آدم ربائی" استفاده نموده وآزار و اذیت بهائیان وارد مرحله جدیدی گشته است و در این صورت معلوم نیست امنیت جانی بهائیان را چه مرجعی در ایران تآمین می کند.
شایان ذکراست که ایشان هنگام خروج از منزل،لپ تاپ شخصی شان را نیز به همراه داشته اند.

مسدود شدن یك پایگاه بزرگ اینترنتی برای كاربران ایرانی

در شرایطی که در کارزار انتخابات ریاست جمهوری ایران، بسیاری رسانه‌های گروهی در اختیار جناح‌ محافظه‌کار نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد است، کاندیداهای جناح اصلاحات‌طلب به وبگاه‌های اینترنتی روی آورده‌اند.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از دویچه وله در گزارشی از سوی برخی از خبرگزاریها، شمار زیادی روزنامه‌‌های محافظه‌کار و شبکه‌های "صدا و سیمای" جمهوری اسلامی، به بلندگوی دولت احمدی‌نژاد بدل شده‌اند، به‌طوری که میرحسین موسوی، کاندیدای ریاست جمهوری، طی نامه‌‌ای به رئیس قوه‌ی قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت، نسبت به تبلیغات یک‌سویه‌ی "صدا و سیمای" جمهوری اسلامی اعتراض کرده است. وی خواستار بی‌طرفی این رسانه‌ی دولتی شد. در پی آن هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس خبرگان نیز نسبت به رعایت حقوق کاندیداها در مورد حضور برابرحقوق آنها در "صدا و سیما" هشدار داد.
چنین فضایی کاندیداهای جناح اصلاح‌طلب پایگاه‌های اینترنتی را به جامعه‌ی مجازی برای تبادل نظر سیاسی و مشارکت هواداران خود در کارزار انتخاباتی بدل کرده‌اند.
سخنگوی «فیس بوک»: فیلترینگ در این شرایط شرم‌آور است
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در جامعه‌ی مجازی «فیس‌بوک» (Facebook) حدود ۵۲۰۰ کاربر از "دوستان" میرحسین موسوی برای تبادل اطلاعات ثبت نام کرده‌اند. این خبرگزاری می‌افزاید که میرحسین موسوی قدرتمندترین رقیب رئیس جمهور به‌شدت محافظه‌کار کنونی، محمود احمدی‌نژاد است. موسوی که یک محافظه‌کار معتدل است، بخش بزرگی از اردوگاه اصلاح‌طلبان را برای حمایت از خود بسیج کرده است.
یک سخنگوی پایگاه اینترنتی فیس‌بوک نسبت به مسدود کردن این وبگاه ابراز تأسف کرد. وی گفت: «درست در لحظه‌ای که علاقمندان به شرکت در انتخابات به شبکه‌ی اینترنت، به‌عنوان منبع اطلاعات رجوع می‌کنند، یک چنین محدودیتی از سوی مقام‌های دولتی ایجاد می‌شود». سخنگوی فیس‌بوک این محدودیت را «شرم‌آور» خواند.
این دومین بار است که فیس‌‌بوک از سوی دولت فیلتر می‌شود. به گزارش سایت خبری آفتاب‌نیوز، محافل آگاه، گسترش فعالیت‌های انتخاباتی رقبای دولت و به خصوص طرفداران میرحسین موسوی را در این محیط مجازی، دلیل اصلی فیلترینگ دوباره این سایت می‌دانند.
«به وزارت ارتباطات دستور فیلترینگ داده‌اند»
کارمند یکی از شرکت‌های خدمات اینترنتی که نمی‌خواست نامش فاش شود، به خبرگزاری فرانسه گفت که "وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات" این تصمیم را اتخاذ کرده است. مقام‌های این وزارتخانه هیچ گونه دلیلی برای این اقدام خود اعلام نکرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، صبح روز شنبه (۲۳ مه / ۲ خرداد) کمیته‌ی مصادیق دستور فیلتر سایت فیس‌بوک را صادر کرد که دلایل آن مشخص نیست. رئیس روابط عمومی شرکت خدمات اینترنتی "زیرساخت" ضمن رد دست داشتن این شرکت در فیلترینگ به خبرگزاری ایلنا گفت که: «فیلترینگ یک سایت به دستور کمیته‌ی مصادیق متشکل از نمایندگانی برخی وزارتخانه‌ها، اعم از اطلاعات، کشور، قوه‌ی قضاییه و ... صورت می‌گیرد که این کمیته حتا یک نماینده از وزارت ارتباطات ندارد».
نماینده‌ی شرکت زیرساخت افزود: «بعد از تصمیم‌گیری این کمیته، به وزارت ارتباطات دستور فیلترینگ صادر شد و از سوی شرکت زیرساخت فیلترینگ اعمال شد».
به گزارش خبرگزاری فرانسه‌، به نقل از ایلنا، کاربران اینترنتی معتقدند که فیلترینگ فیس‌بوک به دلیل حضور گسترده‌ی طرفداران میرحسین موسوی در این جامعه‌ی مجازی بوده است، با این هدف که نظرات کاندیدای مورد نظر خود را ترویج دهند.
تلاش کاربران برای شکستن فیلترینگ
کاربران در وبگاه فیس‌بوک به کارنامه‌ی موسوی، سیاست‌ها و سخنرانی‌ها و عکس‌های طرفداران او دسترسی داشته‌اند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، در این وبگاه طرفداران موسوی تفسیرها و نظرات خود را در مورد کاندیداهای دیگر بیان می‌کرده‌اند. از جمله یک کاربر اینترنتی معتقد بوده است: «دولت احمدی‌نژاد آبروی ایرانیان را در جهان برده است».
به گزارش این خبرگزاری، با فیلترینگ فیس‌بوک، طرفداران موسوی به دنبال راه‌هایی برای شکستن فیلترینگ سایت هستند. پرستو سلامت، کاربر اینترنتی نوشت: «از طریق ایمیل همگان را مطلع خواهیم کرد». پیام ابراهیمی می‌نویسد: «ما در انتظار واکنش رسمی موسوی هستیم».
«دولت در آینده نمی‌‌تواند با پیشرفت‌های فن‌آوری مقابله کند»
علی‌اکبر جلالی، دبیر هیات علمی دومین كنفرانس شهر الكترونیكی در ایران، با انتقاد از فیلترینگ سایت‌ها به خبرگزاری ایلنا گفت: «در هزاره‌ی سوم و با توسعه‌ی تكنولوژی در كشورها، چرا باید برخی سایت‌ها فیلتر شود؟ روز گذشته ما شاهد فیلترینگ سایت فیس‌بوك بودیم كه این امر در این دوران تكنولوژی بسیار بعید است».
این کارشناس شبکه‌ی اینترنت افزود: «الان می‌توان یك سایت را فیلتر كرد، ولی در آینده چگونه می‌توانند با پیشرفت‌های فناوری مقابله كنند».
فیس‌بوک در سال ۲۰۰۴ از سوی مارک سوکربرگ، دانشجوی پیشین دانشگاه هاروارد به راه افتاد. این جامعه‌ی مجازی برای ارتباطات و تبادل اطلاعات فردی، مدعی است که در سطح جهان ۱۷۵ میلیون عضو دارد. در ایران خدمات این پایگاه بزرگ اینترنتی به دو زبان فارسی و انگلیسی در اختیار کاربران قرار گرفته است.
فیلترینگ سه پایگاه اینترنتی " آدرس دوم اینترنتی شبكه خبر مسیحیان ،خبرنامه‌ی امیرکبیر و تویتر"
از سوی دیگر اعلام شد که آدرس دوم سایت اینترنتی شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان كه عموما كاربران ایرانی از این آدرس استفاده میكردند ظرف چند روز گذشته توسط دولت ایران فیلتر شد.همچنین "خبرنامه‌ی امیرکبیر" و وبگاه "تویتر" (twitter) که همانند فیس‌بوک یک جامعه‌ی مجازی برای تبادل نظر و گفت‌وگو است نیز از صبح روز شنبه (۲ خرداد) برای کاربران ایرانی مسدود شده‌اند.

تایید حکم سنگسار یک زوج

حکم سنگسار یک زوج جوان به نامهای رحیم محمدی و کبرا بابایی در زندان تبریز توسط شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور تایید شد.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان،محمد مصطفایی وکیل این دو فرد تبریزی در گفت و گو با روز با تایید این خبر می گوید: شعبه ۲ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی حکم سنگسار رحیم و کبرا را صادر کرد و شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور آن را تایید نمود.
مصطفایی با تاکید بر اینکه متاسفانه بسیاری از احکام حقوق بشری در این شعبه دیوان تایید می شوند، ادامه داد : این حکم چند روز قبل به بنده ابلاغ شد و طبق ماده ۱۸ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، برای آن تقاضای اعاده دادرسی داده ام که با توجه به ایرادهای فراوانی که این پرونده دارد، امیدوارم با بازرسی مجدد آن موافقت شود.
مصطفایی که به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت او و همسرش را پذیرفته در این باره می گوید: با پرونده این دو نفر زمانی آشنا شدم که در زندان تبریز با چهار موکل جوانم که به اتهام لواط حکم اعدام داشتند ملاقات می کردم. و بعد به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت آنها را پذیرفتم و وقتی که حکم دادگاه بدوی به دیوان ارسال شده بود، لایحه دفاعم را تقدیم کردم که متاسفانه به ایرادهایی که در لایحه اشاره شده بود وقعی نهاده نشد.
به گفته وکیل رحیم محمدی و کبرا بابایی، این دو فرد که اینک یک دختر ۱۲ ساله نیز دارند، به دلیل فقر زیاد، به فحشا روی آوردند. او دراین باره می گوید: رحیم و کبرا پیش از اعزام به سربازی رحیم، با هم ازدواج کردند و از شدت فقر در خانه ای که حتا آب و برق نداشت زندگی را شروع کردند. به گفته رحیم، او به خاطر سرباز بودنش قادر به کار کردن نبود و آنها به هر دری زدند تا مگر کار نیمه وقت یا پولی به قرض، به دست بیاورند، به جایی نرسیدند و بعد از چندی متوجه شدند که برخی حاضرند تنها با نظر سوئی که به همسر جوان رحیم دارند، به آنها کمک کنند و همین مساله باعث شد که رحیم به فکر سوء استفاده از این امر بیفتد و در نهایت کارشان به اینجا کشید.
وی در توضیح نحوه دستگیری آنها می افزاید : رحیم به دلیل شکایت کسانی که او قصد اخاذی از آنها داشت دستگیر شد. و در جلسه دادگاه دیگری که به همین دلیل یعنی اخاذی تشکیل شده بود من در دفاع از او و خطاب به شاکیانش گفتم که باعث و بانی زندگی نکبت بار این مرد و زنش شمایید که تازه از آنها شکایت هم کرده اید و متاسفم که پشت چهره های موجه! گاهی چه شیطانهایی خوابیده است.
دادگاه ابتدا رحیم را به جرم اخاذی به هفت سال زندان محکوم کرده بود اما در نهایت، با رضایت شاکیان و هفت سال زندان به او بخشیده شد.
وکیل این دو محکوم به سنگسار در پاسخ به این سوال که اگر چه در توجیه اجتماعی، فقر می تواند عامل بسیاری از اتفاقات و حتا جرایم باشد، اما از منظر حقوقی آیا فقر می تواند دلیل قابل توجیه باشد یا خیر می گوید : دفاع حقوقی بنده از این پرونده در سه مرحله صورت گرفت. اولا رحیم به دلیل لواط حکم اعدام دریافت کرد. درحالی که در پرونده ایشان هیچ مستندی برای اثبات این اتهام وجود ندارد. صرفا فردی به وی این اتهام را وارد کرده بود که بعد هم شکایت خود را پس گرفت. دومین دفاعم در مورد کبرا بود که در مورد او نیز هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این اتهام وجود نداشت و سوم اتهام زنای محصنه به موکلم رحیم است. در حالی که بنده مساله بررسی وضعیت روحی و روانی او را مطرح کرده بودم. موکل من به دلیل فشارهایی که بر او وارد شده بود تعادل رفتاری و روانی نداشت.
مصطفایی در این باره توضیح می دهد که : مساله اختلال روانی و شخصیتی رحیم در پرونده دیگر او یعنی اخاذی توسط پزشکی قانونی تایید شده و اختلال روانی و شخصیتی رافع مسوولیت کیفری است. بنابراین اگر چه بنده اعتقاد دارم که فقر شدید و بدبختی زیاد این زوج جوان را به اعمالی وارد و وادار کرد که از نظر قانون کشور ما و نیز از نظر بسیاری از مردم جرم تلقی می شود اما از منظر حقوقی نیز پرونده دارای ایرادهایی است که امیدوارم با درخواست نامه ای که نوشته و تقدیم دادستان محترم کرده ام، با دادرسی دوباره آنها موافقت شود.
محمد مصطفایی در نامه ای که خطاب به دادستان کل کشور نوشته به هوسرانی افراد و کارمندان دولت اشاره کرده است که تنها در صورت پیشنهاد رابطه جنسی با یک زن، حاضر به کمک مالی به این مرد می شدند. او با ذکر نام این افراد نوشته است :
موکلم فشارهای روحی و روانی بسیاری را در طول زندگی تحمل نمود و به مرور تا آنجا رسید که قادر به کنترل اراده خود نگردید. در سال اخیر با پیشنهاد [شخصی]، فکر و ذهنش به بیراهه رفت و به افرادی که از آنها طلب کمک کرده بود مراجعه کرد. آنها در خصوص نیاز های مالی، به موکل کمکی نمی کردند. ولی وقتی پیشنهاد ارتباط با زنی داده می شد حاضر بودند وجهی زیادی نیز پرداخت کنند. در این پرونده، به جز موکلین، تعداد ۳۱ نفر دستگیر شدند که اکثر آنها کارمندان دولتی بودند از جمله [... ]که موکل به آنها مراجعه می نمود تا بتواند کمکی از آنها بگیرد. ولی بی ثمر می ماند. اما وقتی به دیگر متهمین پرونده که اکثریت قریب به اتفاقشان متاهل بوده و دارای پست و مقام نیز بوده اند، پیشنهاد ارتباط جنسی نسبت به زنی را می دادند آنها با کمال میل پذیرفته و به منزلش می رفتند. در حالی که در پرونده همه خود را بی گناه جلوه داده و موکلین را عامل اصلی روابط نامشروع خود می دانند و دادگاه نیز این موضوع را می پذیرد و موکلین را اینگونه محکوم می نماید. موکل به قدری از عملکرد آنها ناراحت و دلخور بود که ناخواسته به دلیل فشار های روحی فشار روحی و روانی از ارتباط جنسی آنها فیلم برادری کرده و برای خود نگهداری می نمود. با ملاحظه فیلم های گرفته شده تعداد ۳ نفر دستگیر شدند. آنهایی که مجرد بودند به شلاق و آنهایی که متاهل بودند - بجزء موکل و همسرش - با ارفاقاتی مجازات سنگسار از دوششان برداشته شده و به شلاق محکوم شدند.
در پایان این نامه وکیل این دو محکوم به سنگسار از دادستان خواسته است که با بررسی دوباره، به جای نابودی معلول یک اتفاق، به ریشه یابی اینگونه جرایم پرداخته شود.

اما مگر می شود خیلی چیزها را فراموش کرد!؟ (ارژنگ داودی)

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشدمقام امنیتی ساواک رژیم استبداد فقیه تحت عنوان جعلی قاضی حدادبدون سلام و بدون کمترین احترامضمن آرزوی آزادی برای 70 میلیون ایرانی بویژه صدها زندانی سیاسی دربند، همراه با یادآوری و تنفیذ چندباره وصیت نامه ام که آخرین نسخه دست نویس آن را در سال 86 در بند 2- الف مستقر در زندان اوین تنظیم و ارایه نمودم، مطالب زیر را به اطلاع همگان می رسانم.چند بار از مرحوم پدربزرگم شنیدم که به جد می گفت: " بنازم به دستی که اولین بار سر گرز را تراشید "!؟از پاییز 82 که پس از دستگیری در تقاطع خ کارگر و بلوار کشاورز، روزها شکنجه شده و ماهها در سلول های مخوف انفرادی به سر بردم تا هم اکنون که در غار_زندان رجایی ( چه اسم با مسمایی ) شهر بند 4- سالن 10 در میان متجاوز از 200 قاتل، سارق مسلح، ... نگهداری می شوم، همواره در حال به فراموشی سپردن عمدی خیلی پدیده ها !؟ بوده ام از جمله پدیده هزار سوم یعنی عنترک جمهورتان!؟اما مگر می شود خیلی چیزها را فراموش کرد!؟آری، تلاش برای فراموش کردن خیلی چیزها برایم به صورت یک عادت همیشگی درآمده تا رنج زندان را کم کنم و از جمله این چیزها دست پاچگی حقیرانه تان در آزادی و بدرقه رسمی 13 گروگان انگلیسی متجاوز به آب های خلیج فارس بعد از یک اولتیماتوم 48 ساعته بود!؟دست به نقد فعالان حقوق زن ایرانی را نه در پستوی کهنه تاریخ که پشت میله های زندان شان جا می گذارم و اصلا" به حسین موسویان که از خودی هایتان است نیز کاری ندارم چه رسد به احکام قطعی محکومیت طیف ملی-مذهبی ها!؟سرکار خانم هاله اسفندیاری به کنار،جناب آقای کیان تاجبخش و ... را هم به کناری دیگر می گذارم. اما خودتان بگویید که شاهکار اخیرتان خانم رکسانا صابری را کجای این دل خونین بگذارم که ترهات شما و خزعبلات سایر دست اندکاران پرونده از قطعیت داشتن اتهامات وارده حکایت می کرد ولی یک ماه پس از صدور رأی گل¬وگشاد مبنی بر 8 سال حبس تعزیری، امروز دوشنبه 21/2/88 رسما" اعلام شد که طی حکم گل وگشادتری با تخفیفات ویژه!؟ آزاد گردیده که صد البته موجب مسرت مضاعف امثال اینجانب است. یکی برای آزادی مشارالیها و دیگری برای ... خوردن های بعضی!؟واقعا" که خوش بود گر محک تجربه ...واقعا" بنازم به دستان قدر قدرتی که سر گرز بزرگ را در کنار رودخانه تیمز یا در ینگه دنیا در دست دارند.!؟ و دستان آلوده شما ظالم های دست کوتاه را هرازگاهی رو می کنند ولی رو که نیست ...و باری دیگر ثابت کردید که شما کوتوله های زورگوی کوچول موچول، قدرت و زور ارباب بزرگ را خوب درک می کنید و به همین خاطر مثل مرگ از آن می هراسید.جناب آقای پرویز ثابتی ببخشید حسن جعلی حداد بر وزن جلادصوفیان واستند از گروهی می همه رخت خرقه ماست که در خانه خمار بماندبه خود افتخار می کنم که در هنگام ابلاغ رأی در زمستان 83 در بیدادگاه شعبه 26 که ریاست و قت آن بودید زیر بیدادنامه 7 صفحه ای به شماره 83/7232/ط د که فقط صفحه آخر آن را به من نشان دادید با صلابت تمام نوشتم که: بیدادگاه را به رسمیت نمی شناسم.هر چند که اگر مثل سایر ایرانی های تابعیت آمریکایی خود را اخذ کرده بودم هرگز جرأت نمی کردید مرا شکنجه، زندان، تبعید و ماهها در سلول های تنگ و تاریک عهد دقیانوسی حبس کنید ولی به خود افتخار می کنم که به عنوان یک مبارز سیاسی هرگز هیچ خدشه ای به اصالت ایرانی ام وارد نکرده ام.و اینک نیز هم به خود افتخار می کنم و هم به تمامی آنان که در زندانهای قرون وسطایی اوین، رجایی شهر، بندرعباس و ... تحت حاکمیت ظالم ترین حکومت تاریخ کشور می پوسند ولی حکم فرومایه گان بی اخلاق و آیین را گردن نمی نهند.افتخار می کنم که در مخوف ترین مقر امنیتی تان یعنی 2- الف مستقر در اوین خطاب به همگی شما به عنوان آدمخواران امنیتی فریاد برآوردم که: صد رحمت به ساواکی ها!؟ زیرا اگر چه آنها صفر بودند ولی صفر سانتی گراد بودند آری centigrade نه مثل شمایان که صفر کلوین Kelvin هستید. آری شما بعد از 30 سال هم هنوز خیلی راه دارید تا به آن تحفه های رسوا شده برسید.!؟
دریغا دریغکه قانون دریده فقاهت جاریچشمان بی فروغ عدالت را به تصاعد شرمسار و قاحتبه تصاعد شرمسارسفاهتو به تصاعد شرمسار رذالت می کندارژنگ داودیمعلم، شاعر، نویسندهزندانی سیاسی- زندان رجایی شهردوشنبه شب ساعت 22:3021/2/88

احضار سه شهروند بهایی به وزارت اطلاعات ارومیه

فعالان حقوق بشر در ایران
سه شهروند بهایی ساکن ارومیه به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شدند
آقایان فرائض رضائي، اكبر اقدسي، عهد الله فضلي سه تن از مسئولان سابق تشکیلات جامعه بهایی در ارومیه ، برای روز جاری مورخ 4 خردادماه به ستاد خبری وزارت اطلاعات این شهر احضار شدند.
دلایل احضار این شهروندان مشخص نیست اما احتمال می رود که این احضار در تداوم تحت فشار گذاشتن مسئولان سابق همچون شهرهای سمنان و مشهد برای اخذ تعهد مبنی بر عدم فعالیت باشد.

یک نوجوان دیگر در آستانه اعدام قرار دارد

یک نوجوان دیگر در آستانه اعدام قرار دارد. وی قرار است روز چهارشنبه اعدام شود. این نوجوان كه محمدرضا حدادى نام دارد، هنگام ارتكاب جرم انتسابى 15 سال سن داشته است.
خبرگزارى فرانسه در گزارشی از تهران نوشت محمدرضا حدادی قرار است روز چهارشنبه در زندان عادل ‌آباد شيراز اعدام شود.
سازمان عفو بين الملل در آخرين گزارش خود اعلام کرده است که طی سال گذشته چند نوجوان توسط رژیم جمهوری اسلامی اعدام شدند.
سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر بارها از رژیم تهران خواسته اند اعدام نوجوانان را متوقف کند. این در حالی است که در ایران تحت حاکمیت آخوندها مجازات اعدام همچنان برای کودکان و نوجوانان اجرا می شود.

اجرای حکم و بازداشت مادر دو زندانی سیاسی

فعالان حقوق بشر در ایران
نازیلا دشتی مادر دو زندانی سیاسی توسط دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
خانم دشتی ، مادر زندانیان سیاسی هود یازرلو(محکوم به سه سال حبس توام با تبعید به زندان رجایی شهر) و حامد یازرلو (بازداشت) که به همراه فرزند خود به اتهام تردد به قرارگاه اشرف جهت بازدید اقوام هر دو محکوم به سه سال حبس تعزیری شده بوند، پس از اجرای حکم تبعید فرزند خود جهت پیگیری وضعیت وی به دادگاه اانقلاب مراجعه نمود.
نامبرده در پی این مراجعه توسط دادگاه انقلاب جهت اجرای حکم سه سال حبس تعزیری که بدون ابلاغ حکم رسمی به وکیل یا متهم، دادگاه مدعی قطعیت یافتن آن در دادگاه تجدید نظر شده است به بند نسوان زندان اوین منتقل شد.
در حال حاضر سه تن از اعضای خانواده یازرلو در زندان و بازداشت به سر می برند و تنها فرد خانواده دکتر هانی یازرلو از زندانیان سیاسی سابق تحت فشار مضاعفی پیگیر وضعیت اعضای خانواده خود است.

وضعیت وخیم روزنامه نگار دربند در اثر شکنجه

کردستان میدیا: مسعود کردپور، معلم زندانی کرد در زندان ارومیه، با وضعیت جسمانی بسیار وخیمی دست و پنجه نرم می‏کند. به گزارش مرکز خبری PDKI، نامبرده که در زندان عمومی ارومیه در بند ویژه‏ی سارقان و معتادان به مواد مخدر تحمل حبس می‏نماید، بر اثر شکنجه‏های بیش از حد توسط مسئولین زندان، دچار بیماریهای مختلفی شده است. هم‏اکنون وضعیت جسمانی مسعود کردپور بسیار نگران کننده و خطرناک گزارش می‏شود.

ربوده شدن یک شهروند بهایی در تهران

كميته اديان كانون دفاع از حقوق بشر- آلمان
باطلاع میرساند که در روز یکشنبه(27/2/1388) به منزل آقای شهرام حصیم(یکی از شهروندان بهایی ناحیه 5 تهران)تلفن زده شده وپیغامی به این مضمون بر روی منشی تلفن وی گذاشته میشود که:\" از اداره ناجا(نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران)با شما تماس میگیریم.فردا صبح (28/2/88)آقای شهرام حصیم خود را به این اداره واقع در خیابان وحدت اسلامی شعبه امور اقلیتها معرفی نماید.\" اما از آنجا که پیغام تلفنی بوده است ایشان از رفتن به اداره مزبور خودداری می نماید. روز بعد حدود ظهر با شماره تلفن همراه ایشان از اداره مذکور تماس گرفته و میگویند مگر پیغام ما را دریافت نکردی؟چرا مراجعه نکردی؟ آقای حصیم نیز دریافت پیام را تآیید مینماید اما اظهار میدارد \" از آنجا که پیام تلفنی بوده مراجعه نکردم.اگر ضرورتی به مراجعه بنده وجود دارد لازم است طبق قانون با حکم کتبی بنده را احضار فرمائید در اینصورت با کمال میل مراجعه خواهم کرد\".در پاسخ وی اظهار میدارند بسیار خوب ، پس منتظر وصول حکم جلب باشید.تا اینکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه(30/2/88)صبح پس از خروج ایشان از منزل به قصد محل کار(با خودرو شخصی) دیگر به منزل برنگشته وتاکنون که دو روز گذشته از ایشان هیچ خبری دردست نیست.آخرین تماس تلفنی ایشان با همسرشان حدود ساعت 10 صبح چهارشنبه بوده است وپس از آن تلفن همراه ایشان نیز خاموش می باشد.همسر ایشان در طی 24 ساعت گذشته با اداره مزبور ، اداره آگاهی ، پلیس 110 و اداره اطلاعات تهران تماس گرفته اند كه هیچكدام از ارگانهای مذكور مسئولیت بازداشت این فرد را قبول نكرده و اظهار بی اطلاعی كرده اند.به این ترتیب مسئولین امورجهت جلب و دستگیری بهائیان از روش جدید \"آدم ربائی\" استفاده نموده وآزار و اذیت بهائیان وارد مرحله جدیدی گشته است و در این صورت معلوم نیست امنیت جانی بهائیان را چه مرجعی در ایران تآمین می کند.شایان ذکراست که ایشان هنگام خروج از منزل،لپ تاپ شخصی شان را نیز به همراه داشته اند.منبع: آگاهي

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

اگر عیسی مسیح بدنیا نمی آمد، چه می شد؟

اگر عیسی مسیح بدنیا نمی آمد، چه می شد؟آیا این سوال را از خود کرده اید؟ گروهی از تاریخ شناسان کتابی را تحت عنوان: تاریخ دوباره تدوین شده به بررسی اوضاع جهان بدون اتفاق افتادن بعضی وقایع تاریخی پرداختند تا ببینند اگر دنیا بدون بعضی وقایع اتفاق افتاده بود، چگونه می شد.یک-اگر عیسی مسیح بدنیا نمی آمد،انسانهایی که در جستجوی حقیقت بودندحقیقت را نمی یافتند.انسانها پیوسته در جستجوی خدا بوده اند و ما مسیحیان این خدا را در عیسی مسیح یافتیم. خدا به میان ما آمد. در تولد مسیح خدا خود را به انسان نشان داد. وارد تاریخ بشر شد. عیسی مسیح در کتاب مقدس معروف به پسر داود، پسر خدا و پسر انسان می باشد. همه اینها نشان دهنده این است که خدا وارد جهان خاکی ما شده تا خود را به ما بشناساند و به ما بگوید که ما برای او اهمیت داریم. عیسی مسیح با بدنیا آمدنش به ما بر هر نوع محدودیت و ضعف پیروزی بخشید، چون او خودش با همه این کشمشکها روبرو شد و پیروز شد و راه را برای پیروزی ما نیز باز کرد.دو- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود پیروزی وجود نمی داشت.اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود، نجات از گناهان برای ما آماده نمی شد.(اشعیاء 53)اگر عیسی مسیح نمی آمد، شیطان ما را نابود می کرد.(اول یوحنا 8:3)اگر عیسی مسیح به این دنیا پا نمی گذاشت، ما نمی توانستیم حیات ابدی را تجربه کنیم(یوحنا 16:3)اگر عیسی مسیح نمرده بود، شرارت در دنیای ما بجای خداوند پیروز می شد. (اشعیاء 6:9)سه- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود شفا و رهایی برای ما آماده نمی شد.(متی 16:8و17)عیسی مسیح با آمدنش بدنیا برای ما مژده شفا و رهایی را آورد. تمام خدمت عیسی مسیح نشان می دهد که او شفا دهنده و رهاننده است. او می تواند ما را از هر درد و مرضی شفا ببخشد و ما را از اسارتها و زخمهای کهنه مان رهایی ببخشد.چهار- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود، امیدی برای جهان وجود نمی داشت.عیسی مسیح با آمدنش بر جهان خاکی ما، شادی و امید پرجلالی را به ارمغان آورد. (اول پطرس 3:1و4)اگر مسیح به این جهان خاکی پا نمی گذاشت و برای گناهان ما جان نمی داد و سه روز پس از مرگش زنده نمی شد، امروز ما امیدی برای حیات ابدی نداشتیم. در حقیقت می خوردیم، می خوابیدیم، کار می کردیم و می مردیم و همه چیز تمام می شد. این تمام زندگی ما می شد. ولی مسیح با آمدنش برای ما امیدی پرجلال به ارمغان آورد، که حیات جاودانی وجود دارد و ما می توانیم آن را از هم اکنون تجربه کنیم. بعضی می پرسند آیا کسی از آن دنیا آمده تا به ما خبر دهد دنیای دیگری نیز وجود دارد. آمدن عیسی مسیح به زمین خاکی ما این مژده را برای همه انسانها دارد که بلی، عیسی مسیح از آسمان به زمین آمد و او به ما خبر داد که آسمان وجود دارد و اجر و پاداش ایمانداران با او می باشد.پنج- بدون تولد عیسی مسیح کلیسایی وجود نمی داشت. کلیسا نور و نمک جهان است و بدون تولد عیسی مسیح کلیسا نیز متولد نمی شد. کلیسا دستها و پاها و گوشها و چشمان مسیح می باشد. اگر کلیسا در جهان نبود، محبت مسیح چگونه به جهان پر از ظلم و خشونت نشان داده می شد. چه کسی به فکر فقرا و محتاجان می شد.
کشیش باباخانی

کلید زندگی موفق

هر توفیق بزرگی ایجاب می کند که مسئولیت بپذیرید ... در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه آدم های موفق توانایی در قبول مسئولیت است. از مایکل کوردا، سردبیر سایمون اند شوسترموفقیت چیستموفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست. بلکه موفقیت یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس ان. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای فردای پر بار اگر امروز شما بخواهید الگو یک فرد موفق را در زندگی خود دنبال نمایید آن فرد که خواهد بود؟ شاید شما در لیست خود افرادی را با ویژگی های زیر انتخاب نمایید:بیل گیتس بخاطر ثروت عظمیشآرنولد شوارتسنگر بخاطر قدرت بدنی بالاآلبرت انیشتاین بخاطر هوش خارق العاده اشوالت دیسنی بخاطر قدرت تخیل اش ژاکلین کندی بخاطر وقار و متانت اجتماعیمادر ترزا بخاطر قلب بزرگ و خدمتکارششاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشدموفقیت یعنی خود باشیم و نه دیگریمتاسفانه برای بسیاری ازافراد معیار موفقیت تبدیل شدن به فرد دیگری است که بخاطر ویژگی های مخصوص در صدر رسانه های گروهی قرار گرفته است. این موضو ع نه تنها باعث موفقیت نمی گردد بلکه سازنده نگرش غلطی می باشد که زندگی غیر واقع بینانه ای را به فرد القا می کندخود بودن یعنی شناخت هدف زندگی و رشد در آن. هانری کایزر بنیان گذار کایزر الومینیوم و نظام مراقبت های درمانی کاریزر می گوید بدون تعیین هدف انسان نمی تواند از ظرفیت خود به بهترین صورت استفاده کند. همه ما در زندگانی غرض و مقصودی درایم که بخاطر آن آفریده شده ایم. امروز هدف زندگی شما چیست و چقدر در بالندگی آن جهت رشد و شکوفایی تلاش کرده اید؟موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکردی بر اساس آنمتعهد کردن خود به هرچیز به معنی شکست در همه چیز می باشد. بعبارت دیگر فرد همه کاره هیچ کاره است. اگر امروز به شما حق انتخاب دهند تا در بین دو گزینه زیر یکی را انتخاب کنید کدام را بر می گزینید پول و یا وقت؟متاسفانه اکثر مردم پول را بر وقت ترجیح می دهند بدون اینکه دریابند وقت هدیه ای است گرانبها که چنانچه در آن اشتباه کنیم هرگز قابل بر گشت نیست در جائیکه اشتباهات مالی را می توان تصحیح کرد. این گونه طرز تفکر و ارجحیت بندی غلط میباشد که سد موفقیت در زندگی می گردد. بدست آوردن پول اشتباه نمی باشد ولی قرار دادن ان در رتبه اول ارجحیت غلط میباشد. شناخت ارجحیت های روزانه است که شما را وامی دارد تا وقت خود را انگونه که لازم است سپری کنید و نتایج عالی را نصیب خود کنید. شناخت ارجحیت های زندگی ربطی به داشتن ساعت های دقیق و یا یادداشت تمام جزئیات زندگی روزانه تا دقیق آخر نیست بلکه مدیریت اجرایی و درک نیاز، بازدهی و نتیجه می باشدبرای اینکه ارزش وقت را در 24 ساعت بدانید از پدری بپرسید که دارای شش فرزند می باشد و مزد روزانه او تامین کننده زندگی اوستبرای اینکه ارزش وقت را در یک ساعت بدانید از عاشقی بپرسید که در انتظار ورود معشوق خود می باشدبرای اینکه ارزش وقت را در یک دقیقه بدانید از فردی بپرسید که آخرین پرواز خود را بدلیل تاخیر از دست داده استبرای اینکه ارزش وقت را در یک ثانیه بدانید از فردی بپرسید که در تصادف رانندگی جان سالم بدر برده استبرای اینکه ارزش وقت را در یک صدم ثانیه بدانید از قهرمان المپیک سئوال کنید که بخاطر یک صدم . ثانیه که از دست داد می بایست چندین سال دیگر برای بدست اوردن مقام خود زحمت بکشد. اگر چه نمی توان وقت خود را در طول روز اضافه نمود ولی می توان نحوه برخورد با آن را به جهت موفقیت بیشتر تغییر داد. شما با وقت خود چگونه بر خورد می کنید؟موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای برترزندگی شما هرگز تغییر نخواهد کرد اگر امروز دست بکار نشوید. رمز موفقیت یعنی انظباط شخصی در انجام مسئولیت های روزانه و تصیم گیری صحیح و بموقع بجای موکول کردن به فردا. امروز شما همان کسی هستید که دیروز تصمیم گرفتید و امروز شما نتیجه تصمیماتدیروز شما می باشد. اجازه ندهید احساسات و یا عادات شما تعیین کننده زندگی شما باشند زیرا دراین صورت شما بازننده هستید. عده کثیری از مردم می پذیرند که زندگی همین هست که هست (سرنوشت / تقدیر) و کاری هم نمی شود کرد چون خدا از ابتدا خواسته و این هم سرنوشت ماست. چنین چیزی هزگز وجود خارجی ندارد. این موضع نه تنها باعث می گردد که شما هیچگونه تلاشی برای موفقیت بخرج ندهید بلکه در انتها سبب می گردد تا شما نسبت به همه چیز و همه کس بدبین شوید و برای هر مشکل همسر، فرزندان، خانواده و جامعه و حتی خدا مورد سرزنش و باز خواست قرار دهیدفراموش نکنید اصل طلایی برای ساختن فردای برتر تصمیم گیری روزانه و انظباط شخصی در این رابطه است. چنانچه مایل هستید تا در زندگی رشد کنید و به مراحل بالا برسید فرمول موفقیت در زیررا در ذهن خود حک کنیدفرمول موفقیتتصمیم گیری بجا و مناسب منهای انظباط شخصی روزانه مساوی است با داشتن یک برنامه خوب اما بی نتیجهانظباط شخصی روزانه منهای تصمیم گیری بجا و مناسب مساوی است با سیاست خوب اما عدم رشد در زندگیتصمیم گیری بجا و مناسب بعلاوه انظباط شخصی روزانه مساوی است با فردای برتر که زندگی فرد و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار می دهد. تصمیم گیری بجا و مناسب شروع کننده نقشه زندگی ماست اما انظباط شخصی روزانه به ما کمک می کند تا این نقشه را برای هر روز به پایان ببریمدیک بیگن یکی از نویسندگان معروف می گوید بزرگترین شکاف در زندگی افراد جهت رسید به موفقیت فاصله دانستن و عملکردن است. شما امروز در این رابطه چگونه عمل می کنیدبرای موفقیت در زندگی خود باشید و نه دیگریبرای موفقیت در زندگی ارجحیت های زندگی خود را تشخیص دهید و بر اساس آن عمل کنید.برای موفقیت در زندگی امروز دست بکار شوید تا فردا انرا درو کنید
تهیه و تنظیم از بابک سیار

دروسی از روانشناسان مسیحی

راههای داشتن روحیه شاد و با نشاط 1- به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای زندهاحساس حضور در محضر خدای محبت و توکل و ایمان به یاری او در همه عرصه های کارو زندگی به انسان روحیه می دهد2- استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیهاگر انسان برای مدتی به طور مداوم ذهن و فکر خود را متوجه موضوعات زیبای زندگی خود بکند به مرور زمان عادت می کند که همواره به زیبایی ها و خاطرات خوب زندگی فکر کند و اصولاً تبدیل به انسان مثبتی شود که نشاط درونی دارد و همواره احساس آرامش و شادمانی می کندیکی از مهمترین منابع برای چنین موضوعاتی، خاطرات خوب زندگی در گذشته و تخیلی زیبا در آینده است
هنگامی که شما به خاطرات خوب گذشته فکر می کنید، پیامهایی مثبت به ضمیر ناخودآگاه خود وارد می کنید و این به شما احساس و روحیه خوبی می دهد
وقتی به خیالپردازیهای آینده می پردازید، در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. اولا روحیه خود را اعتلا می بخشید. ثانیاً هر آنچه را که شما به عنوان تخیل در ذهن خود تجسم می کنید، در دنیای واقعیات می توانید بسویش جهت گیری کنید زیرا آنچه به آن می اندیشید پاره ای از وجود شما می‌شود3- استفاده از قدرت سئوال برای کنترل روحیهشما با استفاده از قدرت سئوال در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. هم روحیه خود را تقویت می کنید وهم مفهوم و واقعیت آن سئوال را توسط ضمیرناخودآگاه در دنیای خود خلق می کنید. کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که شما از خود می پرسید. بدانید که زبان ما قدرت دارد و موت و حیات مطابق با کلام خدا بر مبنای آنچه بر زبان می آوریم سنجیده می‌شودقدرت تمرکز و سئوال دوبال قدرتمندی هستند که شما را به روحیه ای عالی و شاد می رسانند و به شما توان پرواز می دهند تا در آسمان زندگی خود آرام سفر کنید و به زیباترین قلل موفقیت دست پیدا کنیداعتماد به نفس و خود باوریتمام موفقیتهای انسان به شناخت عزت نفس او بستگی داردعزت نفس یک احساس است. آن احساسی است که آدمی از خود دارد و بدین معنی است که چقدر برای خود ارزش و احترام قائل استعزت نفس اولین ایستگاه موفقیت شما استتمام شخصیت شما در راستای عزت نفس شما شکل می گیردعزت نفس پیش نیاز اعتماد به نفس استاعتماد به نفس بروز و ظهور عزت نفس یک انسان در دنیای بیرون او استعزت نفس : هر انسانی در دنیای تنهایی خود چقدر برای خود بها و ارزش قائل است و چقدر خود را عزیز می شمارداحساس عزت و بزرگی و خودباوری انسان همان عزت نفس استانسانهایی که تصور خوب و درستی از خود ندارند، نمی توانند عزت نفس و در نتیجه اعتماد به نفس خوبی داشته باشندعزت نفس شاخص خودباوری انسان است. عزت نفس زیربنای اعتماد به نفس انسان استاعتماد به نفس اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی است
اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقاء انسان است زیرا هر باوری ،از باورِ خود شروع می شودسعادت دنیا و آخرت انسان در گرو خودباوری و اعتماد به نفس او است. زیرا خدا در مسیح در ما خلقتی تازه را آغاز کرده است و ما باید این حقایق عالی را باور کنیمخود را باور کنید، تا دیگران هم شما را باور کنندمثال: یک تشویق از سوی پدر یا مادر یا معلم یا رئیس می تواند دنیایی از اعتماد به نفس را در شما بسازد. حال پدر آسمانی ما را در مسیح باور دارد و برای ما نقشه هایی بی نظیر در نظر گرفته استاصول سی گانه اعتماد به نفس1 - یاد و اعتماد به قدرت و یاری خدای رحیمهرگاه انسان احساس کند که تنهاست و به جایی تکیه ندارد نگران می شود و روحیه اش افسرده و مضطرب می گردد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و در مقابل آنجا که به کسی یا چیزی به ویژه از نظر روحی و روانی تکیه دارد احساس آرامش و اعتماد به نفس می کند. چنین تکیه گاهی برای انسان ذات مقدس خداوند است. چنین انسانی آرام و مطمئن و صاحب اعتماد به نفس خواهد شدخداوند از کسانی که به او ایمان آورده باشند محافظت می‌نماید2 -خود هشیاری ، خودبیداری و اِشراف و بصیرت لحظه به لحظهانسانی که هر لحظه بر خود نظر می کند و بر ضمیر باطنش این حقیقت را ابراز می کند که او دیگر انسان سابق نیست و در مسیح تولدی تازه است ، دیگر باورهای منفی سابق را نداردآینده شما هیچ شباهتی به گذشته ناکام شما نداردانسانها تحول را در خودشان ایجاد می کنندتئوری غفلت و هشیاریدسته ای از انسانها در دنیایی از غفلت و بی خبری از خود ، زندگی می کنند و توجه درستی به خود ندارند. در زندگی هدفی ندارند. برای آینده طراحی نکرده اند. هیچ رؤیایی در سر ندارند. اعتماد به نفس ندارند. خود را باور ندارند. برای خود ارزش قائل نیستند. اندیشه های بیمارگونه دارند. ارتباط درستی با انسانها ندارند. منزوی هستند. روحیه خوبی ندارند. از جمع فرار می کننددسته دیگر انسان متحول شده ، در کمال هشیاری زندگی می کند. هر لحظه متوجه حضورخود در جهان است. در دنیایی از خودآگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه خود زندگی می کندخداحافظ ای گذشته و سلام ای آینده زیبای منیک انسان خودهشیار مانند یک انسان روزه دار است که در هر لحظه می داند که در روزه است و می داند که مورد توجه خداوند است . می داند که کارهایی را که دیگران می کنند نباید انجام دهد و به سوی مسیح و نور الهی باید حرکت کند و همواره بر خود اشراف و بصیرت دارد3- اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه هااین اصل عامل تضمین اجرای اصل دوم است
برای اینکه فراموش نکینم هر لحظه پیامی مثبت به ضمیر ناخودآگاه بدهیم تا باور جدید در ما ایجاد شود و هشیاری ما مرتب به ما گوشزد شود ما از این اصل استفاده می کنیمدر دنیای خود نشانه هایی تعبیه می کنیم که این نشانه ها هر لحظه به ما فریاد یادآوری سر دهند که آری تو دیگر آدم سابق نیستی و تو انسان زیبای دیگری شده ای . مثلاً اگر ساعت را به دست چپ می بندید ، به دست راست ببندیدتمام الگوهای رفتاری خود را به نحو بهتری تغییر دهید و برای خود نشانه هایی ایجاد کنید که همچون علائم راهنمایی هر لحظه مسیر زندگی شما را اصلاح کنند و به شما یادآور شوند که آری شما انسان زیبای دیگری شده اید. مثال: در دکوراسیون خانه تغییر ایجاد کنید. تغییر و تحول در تمام امور روزمره زندگی
4-اصل خودیابی (من کیستم؟مثلا: تو شجاعی،تو زیبایی، تو توانمندی، تو مهربانی، تو عاشقی، تو انسان آرامی هستی. تو فرزند خدایی، تو با ایمانی، تو مسیحی هستی، خدا تو را به قیمت خون پسرش دوست دارد5-اصل اذعان به شایستگی خود و احساس خویشتنشما به عنوان یک انسان باید مرتباً خود را احساس کنید . اشراف لحظه به لحظه به خود اقتضاء میکند که مرتباً آن تصویر خود زیبا شده در مسیح را در آینه دل و ذهن خود ببینید و آنرا باور کنیداصولاً هر توجهی که با نگاه مثبت و زیبا به خود می کنید یک پیام سازنده در اعماق ضمیر ناخودآگاه شما ایجاد می کند که حاصلی زیبا خواهد داشت. انسانهایی که از خود غافل هستند شخصیت خود را فراموش می کنندشما در هر لحظه احساس خودشایستگی کنید و خود زیبا شده در مسیح را احساس کنیدخدا را در مسیح باور کرده‌اید حال خود را باور کنید تا خود را زیبا ببینید. انسانهای دیگر در شما آن چیزی را می بینند که شما در خود می بینیداگر می خواهید متوجه شوید که دیگران چه احساسی نسبت به شما دارند کافی است که ببینید که شما نسبت به خودتان چه احساسی دارید و مطمئن باشید دیگران هم همین احساس را نسبت به شما خواهند داشتاصل خودشایستگی از اصول مهم اعتماد به نفس است، آنرا با تمام وجود احساس کنید اما مراقب باشید دچار خود بزرگ بینی و غرور کاذب نشوید که این خود گناه است6 - اصل خودباوری و خود محوری در راستای خدا محوری« من همه چیز را در این جهان هستی برای تو آفریدم و تو را برای خودم »خدای محبت همه چیز را در این جهان به خاطر ما و تحت فرمان ما خلق کرده است. خود را محوری می دانیم که اشیاء و موجودات حول محور ما حرکت می کنند. و ما به گرد مسیح که نجات دهنده و خداوندماست می‌گردیم تا روزی که در آسمان خدا را ملاقات کنیم7- اصل اقتدار در مقابل ضعفچه احساسی در مقابل مسائل و کارها از خود نشان می دهید؟ احساس قدرت یا ضعف؟انسانهایی که اعتماد به نفس دارند احساس قدرت می کنند و مسائل را خود حل می کننداحساس اقتدار یا ضعف حالتی است روحی و احساسی که به شخصیت و اعتماد به نفس افراد بستگی داردانسانهایی که همواره به خدا توکل می کنند خود را قوی احساس می کنند
همواره خود را قوی ببینید و خود را عالی و مقتدر باور کنید و بدانید کهخداوند ازایمانداران در همه عرصه های زندگی حمایت و دفاع می کند
8- اصل یقین در مقابل تردیدافراد مردد در دنیایی از تردید زندگی می کنند. انسانهایی که خود را باور ندارند و همواره دیگران را کسی می دانند و خود را به حساب نمی آورند
در همه عرصه های زندگیشان در تردید و ابهام به سر می برند. هرگز قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارند. انسانهایی همواره وابسته به دیگران هستند. همواره منتظر می مانند تا آنها کاری بکنند و تصمیمی بگیرند. در تردید زندگی می کنند. دنیای تردید دنیای تلاطم و بی هویتی است. دنیای نداشتن اعتماد به نفس و ضعف در خودباوری است.شما در مسیحئ در یقین نجات و پیروزی به سر می برید پس حتماً خود را زیبا و عالی ببینید. شما در همه کارها و امور زندگی خود را ارزیابی می کنید. مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. شما بر این باور هستید که انتخاب و تصمیم شما مهم است. نظر شما مهم است. اینکه دیگران چه میپسندند و چقدر شما را قبول دارند برای شما اهمیتی حیاتی ندارد بلکه اول خواست و اراده خدا مطرح استآنچه که شما می پسندید و انتخاب کنید مهم است. شما هرگز منتظر دیگران نمی مانید. شما اراده میکنید و تصمیم می گیرید و با موفقیت و عزمی راسخ اجرا می کنید. این ویژگی انسانی است که در دنیای یقین زندگی می کنددنیای یقین ، دنیای باورها است. دنیای اراده ها است. دنیای تصمیم و اقدام است. دنیای سعادت و خوشبختی است و این دنیای زیبای شما استبا انسانهای با تجربه و خِبره مرتباً مشورت کنیدآنگاه که تصمیم گرفتید باز نتیجه را به خدا بسپارید او قادر است که بسیار بیش از آنچه که بخواهیم و بدانیم در ما عمل کند و این یعنی انجیل عیسی مسیح9- اصل رهبری و مدیریتانسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند همواره احساس رهبری و مدیریت امور را دارندمثال: در یک بازی ، یکی داد می زند: کی با من است؟ چه کسی به من ملحق می شود؟ (احساس رهبری و مدیریت و اعتماد به نفس)یکی می گوید: من با کی ؟ چه کسی مرا به تیم خود می پذیرد؟ (خود را باور نداردهمواره احساس رهبری و مدیریترا در خود تقویت کنید و در کارهای اجتماعی خودتان سر رشته کار را به عهده بگیرید و دیگران را راهنمایی و هدایت کنید10- اصل مسئولیت پذیریانسانی که اعتماد به نفس خوبی دارد، انسان مسئولیت پذیری است. انسان مسئولیت پذیر انسانی هست که هر روز با پذیرفتن مسئولیتهای جدید به ساختن اعتماد به نفس خود کمک می کنداگر می خواهید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید تمرین کنید تا مسئولیت پذیر شویدصفت مسئولیت پذیری را در عرصه های مختلف کار و زندگی خود به کار بگیریدو اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. شما در مقابل نیازهای دیگران هم احساس مسئولیت کنید. یکی از ویژگیهای تولد تازه این است که همواره در مقابل دیگران و مسائل آنها احساس مسئولیت می کنید و در حد توان کمک می کنید

انتخابات در ایران مضحکه ای بیش نیست

رئیس پیشین دانشگاه تهران :
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از سایت خبری رادیو صدای فرانسه ، "محمد ملکی " اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب اسلامی، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری درایران، با انتشار نامه سرگشاده ای در باره این انتخابات پرسش هائی را با کاندیداهای جناح موسوم به "اصلاح طلب" به خصوص "میر حسین موسوی" مطرح کرده است.
دکتر ملکی در بخشی از نامه سرگشاده خود ، این انتخابات را نوعی "خیمه شب بازی" توصیف کرده و خواستار پاسخگوئی رهبران نظام اسلامی در مقابل دادگاه شده است. دکتر ملکی رهبران کنونی ایران را به "جنایت علیه بشریت " متهم می سازد.

موج قتل عام وحملات گسترده برعلیه مسیحیان درفیلیپین

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازcsw( همبستگی كلیساهای جهانی)- یک کشیش معترض که مدعی است در طول دوره حبس خود در فیلیپین، مورد شکنجه نیز قرار گرفته به تمام ملل آسیایی درمورد ادامه موج قتل عام و حملات گسترده ضد کلیسایی هشدار داد.
به گفته کشیش "برلن گوررو" از کلیسای متحد مسیح، ادعاهای دولت فیلیپین مبنی بر اجرای کامل قوانین حقوق بشری در کشور، کاملاً بی‌اساس و غیر‌واقعی است. "گوررو" تصدیق کرد که قربانیان توسط دولت متهم به همکاری با گروه‌های ضد‌حکومتی می‌شوند: "اعضای کلیسا هم از مجازات و شکنجه‌ها جان سالم به در نبرده‌اند."
در بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ تعداد ۱۰۱۰ نفر در فیلیپین، دستخوش شکنجه‌های دولت بوده‌اند. و تعداد اعدامیان قضایی در همین دوره به ۹۹۱ نفر می‌رسد.
کشیش گوررو در چهل و دومین جلسه سازمان ملل متحد که به منظور مبارزه با شکنجه در ژنو سوئیس برگزار می‌شد، شرکت کرد و از وضع اجرای قوانین حقوق بشر در فیلیپین و سایر کشور‌ها سخن گفت.
گوررو در ماه می سال ۲۰۰۷ در مقابل دیدگان اعضای خانواده‌اش، ربوده شد و به نقل از خودش در جلسه سازمان ملل: "با وجود تقاضا و اعتراض ما، هیچگونه اجازه‌نامه کتبی برای دستگیری من از سوی مأمورین مربوطه ارائه نشد."وی به گفته خود پس از ۱ سال و ۳ ماه و ۱۵ روز بعلت کافی نبودن مدارک لازم، از زندان آزاد شد.
او افزود: "تجربه این نوع جفا، باعث تقویت و تثبیت ایمان من شد. در دوره حبس، خیلی هم خوشحال بودم که می‌توانم خدمت جدیدی را در زندان و برای زندانیان شروع کنم."ریموند مانالو، از دیگر قربانیان شکنجه، جزو افرادی بود که کشیش گوررو را در روز شرکت در جلسه سازمان ملل همراهی می‌کرد.
مانالو که یک کشاورز ۲۷ ساله است، در فوریه سال ۲۰۰۶ به همراه برادرش رینالدو ربوده شد. بنا به گزارشات وی مدت ۱۸ ماه و در سه محل مختلف، حبس خود را گذراند.وی در همان جلسه گفت: "سربازها با چماق‌های چوبی و زنجیر، مضروبمان می‌کردند و با سیگار و فلزات داغ بدنمان را می‌سوزاندند. با پوتین‌های رزمی و با ته قنداق تفنگشان ما را می‌زدند. یکبار هم که روی تمام بدن من بنزین ریختند و تهدید کردند که آتشم خواهند زد. من خود شاهد بودم که سربازان چطور افراد غیر نظامی که متهم به شورشی بودن یا همکاری با شورشیان بودند را می‌کشتند و سایر زندانیان را شکنجه می‌کردند. این شکنجه‌ها تا جایی ادامه می‌یافت که شخص زندانی، اتهام وارده را بپذیرد و آن را اقرار کند. بعد از آن شکنجه‌ها کمتر می‌شد و بجای آن، نوعی کار برده‌وار شروع می‌شد.
"مانالو و برادرش موفق شدند تا در آگوست ۲۰۰۷ از زندان فرار کنند. وی سپس توانست با کمک سازمان‌های مدافع حقوق بشر، یک شکایت کیفری علیه شکنجه‌کنندگان ارتش که خود قادر به تشخیص چهره‌هایشان بود، تنظیم کند.مانالو در ادامه سخنان خود افزود: "من دلم نمی‌خواهد این امتحان سخت بجهت اثبات بی‌گناهی برای هیچ انسان دیگری رخ بدهد. آرزو دارم که اعدام، شکنجه و ناپدید شدن انسان‌ها در کشورم خاتمه بیابد."
دولت فیلیپین در این اثناء، هرگونه نقض گسترده قوانین حقوق بشر را تکذیب کرد و اذعان داشت که هدف از سخت‌گیری‌های اخیر، نابود‌سازی یک گروه مسلمان شورش‌طلب در کشور بوده است.