۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

بازداشت شهروندان سقزی

خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان سقز: هنوز از دو‌ شهروند سقزی که‌ از مدتها قبل یعنی در تاریخ 15 و 28 اسفند 1387 توسط اداره‌ اطلاعات سقز دستگیر شده‌ و از آنجا به‌ اداره‌ اطلاعات شهرستان سنندج منتقل شدند خبری در دست نیست. این شهروندان به‌‌ جرم 'جاسوسی و همکاری با احزاب کردی' توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده‌اند. درهمین رابطه‌ چندین نفر دیگر به‌ اطلاعات سنندج و سقز فراخوانده‌ شده‌اند و یک کافی نت هم‌ تعطیل شده‌ و صاحب ان نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌ است. شیرکو رحیمی در 15 اسفند دستگیر شده‌ و بعد از اعترافات ایشان محی الدین ازادی نیز دست گیر میشود و به‌ دنبال فشار بر نامبرده‌گان دوستان و آشنایان آنان نیز بازداشت می شوند. به‌ توجه‌ به‌ اینکه‌ گویا این شهروندان از طریق کافی نت ها کار میکردند در همین رابطه‌ کافی نت روژ تعطیل و کامپیوترهای این کافی نت را همراه‌ با کامپیوترشخصی صاحب آن یعنی آزاد رضایی همراه‌ وی به‌ اطلاعات شهرستان سنندج انتقال داده‌ شده‌ است. گویا بعد از مدت یکماه‌ آزاد رضایی به‌ قید ضمانت آزاد می شود و به‌ غیر از شیرکو رحیمی و محی الدین آزادی که‌ هنوز در زندان هستند بقیه افراد دیگری که‌‌ در این زمینه‌ فراخوانده‌ شده‌ بودند همگی ازاد میشوند

۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

ایران اگر امشب بخوابد برای ابد میخوابد

خبرهای رسيده حاکی از کشته شدن دو نفر در درگيری های ميدان فاطمی است و شعار مردم به " می کشم می کشم آن که برادرم کشت

مردم برای رفع نگرانیهای اقتصادی به کليسا روی می آورند

در پي بحران اقتصادي در جهان ، بسياري از مردم کره جنوبي به کليسا ها روي آوردند. به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازiribnews، شبکه تلويزيوني سي ان ان گزارش داد بازرگانان کره اي با حضور در کليسا براي بهبودي شرايط به دعا و رازو نياز مي پردازند. وان جين هي ، يکي از تجار شرکت کننده در اين مراسم است که مي گويد در دوران بي ثباتي اقتصادي ، با حضور در مراسم مذهبي احساس آرامش مي کند. به گزارش اين شبکه ، بسياري از مردم در دوران رکود اقتصادي تلاش مي کنند وضعيت اقتصادي خود را ثبات دهند.
هر يکشنبه بيش از پنجاه هزار تن به کليسايي که جين هي حضور مي يابد مراجعه مي کنند اما به علت ازدياد جمعيت ، حدود پانصد تن نمي توانند در مراسم حضور يابند. ميزان بيکاري در اين کشور طي سه سال گذشته به بالاترين ميزان خود افزايش يافته است. يکي از دلايلي که دانشجويان دانشگاه را رها مي کنند اين است که بتوانند براي خود کاري بيابند. کيم سام ون ، کشيش کليساي ميونگ سونگ در مصاحبه با اين شبکه گفت ، کليسا جايي نيست که تنها جايي براي گذراندن اوقات نيستند بلکه ماموريت آنها اين است که به افراد نيازمند کمک کنند، مشکلات آنها را برطرف کنند و در مشکلات آنها سهيم شوند. اين کشيش در ميان افراد نياز مندي که در متروها حضور دارند غذا توزيع مي کند. وي يکي از مشهور ترين رهبران مسيحي در اين کشور به شمار مي رود. يک مسئول کره اي گفت در شرايط دشوار ، دولت نمي تواند مسئوليت هر کاري را بر عهده گيرد. در اين زمان است که کليساها به کمک مردم مي شتابند.
گزارش دریافتی: هیوا بوتیمار فعال مدنی کرد به 11 سال زندان محکوم شد.بوتیمار که پیشتر از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود پس از نقض حکم از طرف دیوان عالی کشور مجددا محاکمه و به اا سال زندان محکوم گردید.

۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

تلاش مسیحیان جهت آزادی یک کشیش زندانی در مصر

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازAssist news، نمایندگان اقلیت مسیحی در مصر، با وجود مواجهه با حملات تکان‌دهنده اخیر، به تلاش‌های خود مبنی بر آزادسازی یک کشیش که بخاطر جرم‌های مرتکب نشده محکوم به پنج سال کار اجباری است، ادامه می‌دهند.
به گزارش گروه‌های مدافع حقوق بشر، " آقای متیوس وهبا"، کشیش کلیسای فرشته میکائیل، در سالهای گذشته آیین ازدواج را بین یک مسیحی و ایمانداری که سابقاً مسلمان بوده بجا می‌آورد و در اکتبر گذشته متهم به اجرای این آیین با مدارک جعلی می‌شود.
"مریام نبیل" که از اسلام به مسیحیت گرویده، ماه گذشته در یک شوی تلویزیونی پربیننده اذعان داشت: "پدر متیوس کاملاً بی‌گناه بوده و هیچ نقشی در تهیه اسناد جعلی من نداشته. این اسناد در سال ۲۰۰۴ تهیه شده؛ زمانی که من هنوز پدر را نمی‌شناختم. و ازدواج ما در سال ۲۰۰۶ صورت گرفته است."
نبیل می‌گوید؛ برای ازدواجش هیچ راه دیگری به جز تهیه اسناد جعلی پیدا نکرده است: "من حق دارم کارت شناسایی‌ای داشته باشم که عقاید حقیقی‌ام را در باب مذهب منعکس کند. اما دولت مصر به مسلمانانی که به مسیحیت روی می‌آورند، اجازه داشتن چنین مدارکی را نمی‌دهد. حال اگر مسیحی بودم و می‌خواستم به اسلام روی بیاورم، هر کمکی احتیاج داشتم، در اختیارم قرار می‌گرفت. اما چون اسلام را ترک می‌کنم، آنها هر سدی که بتوانند سر راهم قرار خواهند داد.
"نمایندگان کلیسا تصریح کردند که کنترل صحت مدارک در هنگام برگزاری مراسم ازدواج توسط کشیش، کار آسانی نیست.
گروه‌های مدافع حقوق بشر و وکلاء ابراز امیدواری کردند که پخش این برنامه تلویزیونی به روند آزادسازی کشیش وهبا کمک کند. هرچند تنش‌های موجود در جامعه غالباً مسلمان مصر، با وجود چندین حمله ضدمسیحی اخیر در حال افزایش است.
برای مثال پلیس گزارش می‌دهد که در تاریخ ۱۰ می یک بمب دست‌ساز در نزدیکی کلیسای عیسوی مریم مقدس منفجر می‌شود که باعث ایجاد وقفه در اجرای یک مراسم ازدواج و همچنین یک کلاس درس الهیات در ساختمان این کلیسای تاریخی می‌شود.چندی پیش از این واقعه، در تاریخ ۲ می نیز مسلمانان جلوی در همین کلیسا یک ایماندار مسیحی ۲۱ ساله به نام "جرجیس یوسری" را مورد اصابت ضربات پی‌در‌پی چاقو قرار دادند که باعث ایجاد جراحت‌های سنگین در ارگان‌های داخلی بدن وی شد. جرجیس بلافاصله به بیمارستانی در نزدیکی ساختمان کلیسا منتقل شد و هم‌چنان بستری می‌باشد.رشد تندوری اسلامی باعث ایجاد نگرانی در میان اقلیت مسیحی کشور شده که ۱۰% از جمعیت ۸۰ میلیونی مصر را تشکیل می‌دهند.
همچنین تصمیم اخیر دولت مبنی بر کشتار تمام خوک‌ها در سراسر کشور به منظور جلوگیری از سرایت آنفولانزای خوکی، با وجود اینکه هنوز هیچ موردی از این بیماری در کشور گزارش نشده است، زندگی مسیحیان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. زیرا با این وجود که مصرف گوشت خوک برای مسلمانان منفور است، ولی بسیاری از اعضای جمعیت مسیحی در این صنعت مشغول به کارند.

مطالبات مجموعه فعالان حقوق بشر از رئیس جمهور آینده

مطالبات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از رئیس جمهور آینده
متن ذیل از محتوای بروشور مطالبات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از ریاست محترم جمهوری ویژه دوره دهم انتخابات است که به صورت گسترده در فضای انتخابات در ایران توزیع شد :
از آنجا که توجه به کرامت و شأن انسانی افراد یکی از اصول بنیادین بشری می باشد و همچنین شناسایی حیثیت کلیه افراد بشر و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان،باعث شکل گیری جامعه ای سالم،پایدار و قانون پذیر می شود و در سطح وسیع تر اساس آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد و با توجه به این امر که رییس جمهوری در راس قوه مجریه،مسوول برنامه ریزی و اجرای سیاست های کلان کشور در امور اجتماعی،سیاسی و فرهنگی است،مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به عنوان بخشی از جامعه مدنی ایران در راستای بهبود شرایط موجود و تکریم انسان،خواستار اجرای قانون اساسی به طور کلی و بازنگری در برخی مواد آن با توجه به اعلامیه جهانی حقوق بشر،میثاق نامه های حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی و همچنین حقوق کودک و کنوانسیونهای وابسته و تأثیر آنها در قوانین جمهوری اسلامی و نهادینه نمودن آن بوده و مطالبات حقوق بشری خود را به شرح ذیل بیان می دارد:
۱ـ رعایت حقوق زنان:
یکی از شاخصه های دموکراسی در هر جامعه ای،میزان آزادی و مشارکت فعال زنان در جامعه است.علاوه بر ضرورت آزادی،خواستار برابری حقوق زن و مرد در تمامی زمینه ها،پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان،بازنگری در اصول 19،20،21و 115 قانون اساسی به منظور برابری جنسیتی و همچنین تغییر قوانین در موارد دیه،شهادت،ارث،ازدواج،طلاق،حق سرپرستی فرزندان،تعدد زوجات،سن مسوولیت کیفری و تابعیت زنان می باشیم.
۲ـ رعایت حقوق کودکان:
کودک بدلیل عدم تکامل کافی رشد بدنی و فکری به مراقبت و توجه خاص که شامل حمایت قانونی مناسب می باشد نیازمند است و باید در سایه ایده آل هایی نظیر صلح،احترام،بردباری،آزادی،برابری و اتحاد بزرگ شود.در راستای حمایت از حقوق کودکان،پایبندی به اصل عدم اجرای حکم اعدام در مورد جرایم ارتکابی اشخاص زیر ۱۸ سال که در کنوانسیون حقوق کودک بر آن تأکید شده است،تعیین سن ۱۸ سالگی به عنوان سن بلوغ در تمامی زمینه های کیفری،حقوقی،مدنی و تعیین مجازات های جایگزین برای کودکان را خواستاریم.
3ـ رعایت حقوق اقلیت های ملی و دیگر مذاهب و ادیان:
مطابق ماده ۱۹ قانون اساسی تمامی اقوام ساکن ایران از حقوق مساوی برخوردارند و مطابق ماده ۱۵ قانون اساسی قومیت های ایران باید امکان آموزش دیدن و برخورداری از روزنامه و رسانه های گروهی به زبان مادری خود را دارا باشند و همچنین مطابق مواد ۱۲ و ۱۳ و ۱۸ قانون اساسی مذاهب و ادیان دیگر باید در اجرا و برگزاری مراسم دینی و اعتقادی خود آزاد باشند.
۴ـ رعایت حقوق کارگران:
کارگر باید از شرایط منصفانه و رضایت بخش برای اشتغال و امنیت شغلی و حمایت دولت در برابر بیکاری برخوردار باشد و در برابر کار یکسان دستمزد یکسان و مکفی دریافت کند و بتواند زندگی خود و خانواده خود را به صورت آبرومندانه ای اداره نماید.مطابق اصل ۲۶ قانون اساسی و ماده ۲۹ بیانیه حقوق بشر تشکیل سندیکا و عضویت در آن برای حمایت از منافع کارگران باید به رسمیت شناخته شود و نسبت به تجدید نظر در مورد برخوردهای امنیتی صورت پذیرفته با این قشر پیگیری به عمل آید.
۵- توجه به حق تحصیل:
با توجه به اصل ۳۰ قانون اساسی برخورداری از شرایط یکسان برای تحصیل حق همگان است و نباید افراد را بدلیل تعلق داشتن به قومیت ها و مذاهب دیگر یا فعالیت داشتن در راستای خواسته های قانونی،از این حق محروم گردانید.پیگیری و رسیدگی فوری به مسائلی نظیر بازگرداندن فعالان دانشجویی اخراج شده به محیط دانشگاه،آزادی تمامی دانشجویان زندانی،منسوخ نمودن طرح ستاره دار کردن دانشجو و برداشتن فضای امنیتی از دانشگاهها، پایان دادن به محرومیت از تحصیل اقلیت مذهبی بهایی و همچنین لغو قانون بومی گزینی و تفکیک جنسیتی دانشگاهها باید در اولویت برنامه های دولت در قبال تحصیل قرار گیرد.
۶ـ رعایت حقوق فعالان جامعه مدنی:
هرکس حق آزادی عقیده و بیان،برگزاری تجمع و ایجاد تشکل های مسالمت آمیز را با رعایت احترام به حقوق و حیثیت دیگران و حفظ نظم و امینت عمومی داراست و مطابق اصل ۲۳ قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع می باشد.نظارت بر اجرای مواد ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی و برخورد با ناقضان قانون الزامی است.
۷ـ رعایت حقوق زندانیان:
آزادی و امنیت شخصی حق مسلم انسان است و از آنجا که بازداشت های خودسرانه موجب زیر پانهادن این حق می گردد،چنین عملکردی مستلزم پیگیری و رسیدگی جدی می باشد.از دیگر سو با توجه به اصل ۳۸ قانون اساسی زندانی نباید مورد آزار و شکنجه،مجازات و رفتارهای ظالمانه،خلاف انسانی و تحقیر آمیز قرار گیرد اما به وفور شاهد تضییع حقوق زندانیان هستیم که در مواردی منجر به فوت زندانی گردیده است.رسیدگی به اوضاع زندانها با توجه به مواد ۳۲،۳۴،۳۵،۳۶،۳۷ و ۳۹ قانون اساسی و بازنگری پرونده زندانیان عقیدتی و توجه ویژه به زندانیان بیمار و سالخورده در اسرع وقت باید انجام پذیرد.
۸ـ تأمین رفاه،بهداشت و محیط زیست:
با توجه به اصول ۲۸،۲۹و ۳۱ قانون اساسی هر کسی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمین سلامت و رفاه خود و خانواده اش بویژه از نظرخوراک،پوشاک،مسکن،مراقبت های پزشکی،خدمات اجتماعی ضروری و محیط زیست سالم و بی خطر برخوردار گردد.در این راستا دولت موظف است که تمام توان و اختیارات خود را به جهت رفاه و سلامت ملت به کار گیرد.توجه ویژه به شرایط زیست محیطی کشور،تلاش بیشتر برای جبران خسارات وارد آمده و جلوگیری از تعرض به عرصه های طبیعی به انحای گوناگون نیز فوریت را می طلبد.
۹ـ پیوستن به کنوانسیون منع اعدام:
حق حیات را نمی توان تحت هیچ شرایطی از کسی سلب نمود.در راستای حذف مجازات اعدام و جایگزینی احکام متناسب با جرم صورت پذیرفته،پیوستن ایران به این کنوانسیون ضروری است.

دعای مسیحیان ایران برای نتایج انتخابات ریاست جمهوری

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان(fcnn.com) در گزارشی كه به تازه گی از سوی موسسه MNN، منتشر گردید برخی متفکرین سیاسی معتقدند که محافظه‌کاران تندرو از رئیس‌جمهور فعلی ایران و مواضع مذهبیش پشتیبانی خواهند کرد؛ در صورتی که میانه‌روها قصد دارند تا کشور را از لبه پرتگاه رکود اقتصادی، دور کرده و از کناره‌گیری‌های سیاسی و انزوای جهانی جلوگیری کنند.
"کارل مولر" از سازمان مسیحی "درهای باز" معتقد است، با دلسرد شدن هرچه بیشتر جوانان ایران از دولت، احتمال باز شدن درهای جدید افزایش می‌یابد: " احتمال بسیار قوی وجود دارد که آزادی در ایران بیشتر شود؛ اما به هر حال، اگر چه بعید است اما بسیاری از وقایع اخیر حاکی از آن است که احتمالاً ممكن است محمود احمدی‌نژاد بار دیگر برنده انتخابات شود!.
"پر واضح است که مسیحیان ایران برای پیروی از عیسی مسیح، بهای بسیار بالایی می‌پردازند اما به اعتقاد مولر، امید هنوز زنده است: " اما این بدان معنا نیست که جنبش‌های زیرزمینی مسیحیان و افراد جویای آزادی به انتها رسیده باشد. قلب چنین افرادی در آرزوی رسیدن به آزادی بیشتر است. و قطعاً مسیحیان هم پرچمدار این رؤیا هستند؛ چرا که بیش از هر گروه دیگری در کشور، مورد ستم واقع شده‌اند."
در اینجا به پاسخ دو سؤال طرح شده از ساندرا (نام مستعار) که مسئول فعالیت‌های این موسسه مسیحی در ایران است، می‌رسیم.
سؤال: در سال ۲۰۰۵ و مصادف با انتخاب یک محافظه‌کار به نام محمود احمدی‌نژاد برای ریاست جمهوری وضع مسیحیان کشور رو به افول رفت، او وعده داده بود که حکومت اسلامی را تجدید خواهد کرد. حال سؤال این است این مسائل در دوران احمدی نژاد چه تاثیری بر زندگی مسیحیان داخل كشور داشته است ؟
جواب: آزادی مسیحیان برای پرداختن به ایمانشان رفته رفته کاهش یافت. قوانین محروم‌سازی مسیحیان از حقوق اولیه‌شان از انقلاب ۵۷ وجود داشته و الآن هم با دقت بیشتری اعمال یا تحمیل می‌شود. مسیحیان اجازه صحبت کردن با مسلمانان در رابطه با مسائل ایمانی را نداشته و ندارند، مسلمانان هم مجاز به شرکت در جلسات کلیسایی مسیحیان نمی‌باشند. احمدی‌نژاد نیز در طول این چند سال به اجرای سفت و سخت این قوانین پرداخته تا از گرویدن مسلمانان به مسیحیت جلوگیری کرده باشد .
سؤال: بجز دولت، چه کسان دیگری به مسیحیان ایران جفا می‌رسانند؟
جواب: بطور قطع روحانیون مذهبی، که عداوت و تنفر را با سخنرانی های مذهبی و فتواهای خود مردم را برضد مسیحیان برمی‌انگیزانند. دولت بشدت با مسیحیان مستقل، انجیلی و ایماندارانی که از زمینه اسلامی می‌آیند برخورد کرده و به سؤ‌رفتار، دستگیری، بازجویی و شکنجه ایشان می‌پردازد.
گفتنی است که در فرهنگ ایران ملاقات دوستان و افراد فامیل بسیار رواج دارد؛ بطوری که مردم مکرراً برای صرف چای دور هم جمع می‌شوند. در این میان بسیاری از مسلمانان، مسیحیان را ناپاک می‌دانند؛ بنابراین حاضر نیستند که به معاشرت با ایشان بپردازند و این جداسازی، با این وجود که شامل حال تمام مسلمانان یا تمام مسیحیان نمی‌شود، ولی بار بسیار سنگینی است. بدیهی است علیرغم اینکه جو ایران تا حد زیادی غیر‌روحانی شده، همچنان ترک اسلام توسط افراد، مایه سرافکندگی خانواده‌هاست. كسانی كه از زمینه اسلام به مسیحیت روی می آورند (مرتدین) در این کشور همواره مورد اجتناب واقع می‌شوند. شوهران، زنانشان را طلاق می‌دهند، در محیط كاری اگر در مورد ایمان مسیحی خود صخبتی كنند با خطر از دست دادن شغل خود مواجه می شوند، و ایمانداران، هم از سوی جامعه و هم از سوی خانواده، از حقوق اجتماعی خود محروم می‌شوند.
فقط در شرایطی که خانواده‌ها، تغییر ایجاد شده در شخص را مثبت تلقی کنند، شانس دوباره‌ای برای او وجود خواهد داشت تا یک بار دیگر از سوی ایشان پذیرفته شود. اما به‌هرحال، منشأ اصلی جفای مسیحیان در ایران، دولت و ماموران اطلاعاتی و انتظامی است.
دولت ایران، ایمانداران را به "جرم" ترک اسلام بازداشت می‌کند؛ چرا که بنا بر قوانین اسلامی (شریعت) شخص مرتد یا باید به اسلام بازگردد یا اعدام شود.همانطور که مسیح خود پیش‌بینی کرده بود. جفا و تبعیض بخشی از پیروی او در کشوری چون ایران است و خوشبختانه ایماندارانی که از زمینه اسلامی می‌آیند، معلمین و مبشرین بسیار مصمم و با‌انگیزه‌ای هستند.
كمیته مسیحیان در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام می دارد؛ اینك زمان آن رسیده كه جهان مسیحیت "برای قوت کلیسای ایران با وجود شدت جفاها، دعا کنند. و برای آنانی که با ترک اسلام، عیسی مسیح را می‌پذیرند و موانع طاقت‌فرسایی بر سر راه دارند نیز در دعا باشید."
طبق كلام خدا در بخشهایی از رومیان باب ۱۳ آیه ۱ آمده : زیرا بدون اجازۀ خدا هیچ قدرتی وجود ندارد و زمامداران فعلی را خدا منصوب کرده است ...
چه زیاد بودند افرادي که قصد، داشتند مسیحیت و عیسی مسیح و کلام خداوند را تخریب کنند ، اما راه به جایی نبردند.افرادي که در طول تاریخ قصد داشته اند ایمان مردم را به عیسی مسیح و کتاب مقدس از بین ببرند اما خود نیز به این کلام و شخصیت برجسته جهان ایمان آورده اند.
پس با نگاه به این آیه از كلام حیات بخش انجیل در می یابیم هر نظام و حكومتی كه بر سر كار قرار می گیرد بر طبق اراده خدا است و از نقشه های پیش بینی شده خدا برای ایران و ایرانیان آنگونه كه در كتاب مقدس برای عیلام ( باب ۴۹ آیه ۳۴- ۳۹) آورده شده است.
حال نتیجه انتخابات هر چه كه باشد و هر شخصی كه بخواهد درراَس امور قرار گیرد پر واضح است كه وظیفه مومنان مسیحی و كلیسای ایران دعا برای حاكمان ومسئولین نظام است تا خداوند قلبها و دیدگان آنان را به نور عیسی مسیح روشن سازد.
به راستی کلام خداوند قدرتمند و حقیقت است زیرا که فرموده است:
( تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود،
و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است براي تمجید خداي پدر)

دستگیری یک نفر با چندین تعرفه در خرم آباد

استان لرستان - در شعبه اخذ رای شماره 18 خرم اباد یک نفر با تعدادی تعرفه انتخاباتی دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز از خرم اباد، در شعبه اخذ رای شماره 18 ( دبیرستان صدر ) یک نفر با تعدادی تعرفه رای مشاهده شد که پس از اطلاع مسئولین شخص مذکور دستگیر گردید. چگونگی رسیدن این تعرفه ها به فرد مذکور هنوز مشخص نشده است ولی این مساله شائبه تقلب در انتخابات را بسیار تقویت می نماید.

بهروز جاوید تهرانی در معرض خطر جدی قرار دارد

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج ،بهروز جاوید طهرانی آخرین زندانی بازمانده از قیام دانشجویان 18 تیر 1387 از 11 خرداد ماه تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط او در دست نیست. آخرین بار روز 11 خرداد ماه با فشارهای بین المللی و پافشاری زیاد خانواده آقای طهرانی موفق به ملاقات کابینی کوتاهی با عزیزاشان در بند1 معروف به بند آخر خطی ها و در سلولهای انفرادی که پاسداربندها به آن سگدونی اطلاق می کنند شدند.آقای جاوید طهرانی در آن ملاقات تاکید بر ادامه اعتصاب وادامه شکنجه غیر انسانی علیه خود داشت. خانواده آقای طهرانی شاهد کاهش وزن شدید عزیزشان و شرایط بسیار بد جسمی او بودند. پس از آن هیچگونه ارتباطی بین وی و خانواده اش وجود نداشته .بی اطلاعی از شرایط بهروز جاوید طهرانی که در اعتصاب غذای طولانی بسر می برد و همچنین تحت شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی و شرایط طاقت فرسا سلولهای انفرادی است باعث نگرانی شدید این خانواده شده است. خانوادۀ او نسبت به جان عزیزشان ابراز خطر شدید می کنند.و اظهار می دارند که جان او در معرض خطر جدی قرار دارد.زندانیانی که به سلولهای انفرادی بند 1 که پاسداربندها به آنها سگدونی می گویند منتقل می شوند. به زندانیان در روز یک وعده غذا داده می شود. زندانیان در طی 24 ساعت 2 بار حق استفاده از دستشوئی دارند. زندانیان برای مدت طولانی با دست بند و پابند به شیوه های مختلف در سلول انفرادی به حال خود رها می شوند و هرگونه اعتراض نسبت با شرایط موجود آماج انواع باتومهای پاسداربندها قرار می گیرند. زندانی دائم در زیر شکنجۀ روحی و جسمی و تحقیر پاسداربندها قرار دارند.شکنجۀزندانیان سیاسی و سایر زندانیان بدستور و بعضا تحت نظارت علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج صورت می گیرد و کسانی که مستقیما در شکنجۀ آقای بهروز جاوید طهرانی نقش دارند عبارتند از: علی محمدی معاون زندان، کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،خادم رئیس بند 1 زندان همراه با تعدادی از پاسداربندها صورت می گیرد.لازم به یادآوری است از اوایل اردیبهشت ماه فشارها و تهدیدات علیه زندانیان سیاسی بند 2 برای انتقال هر کدام از آنها به نقطه ای آغاز گردید.روز یکشنبه 13 اردیبهشت ماه گارد ویژه زندان با یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی ،آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد و زندانیان سیاسی را با خشونت به سلول انفرادی و سایر سلولهای بند 2 منتقل کرد. زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی آخرین زندانی قیام دانشجویان سال 1378 که آماج ضربات باطوم گارد ویژه قرار گرفته بودو بطور وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفت به سلولهای انفرادی انتقال یافت. آقای جاوید طهرانی در اعتراض به اقدامان وحشیانه اقدام به اعتصاب غذا نمود. زندانی سیاسی افشین بایمانی به بند 5 زندان گوهردشت انتقال یافت..زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی تنها زندانی بازمانده از قیام دانشجویان در تیر ماه 1378 می باشد. او بار ها توسط سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات و پاسداران زندان گوهدشت کرج تهدید به حذف فیزیکی شد. سهراب سلیمانی رئیس سازمان زندانهای تهران 9 اردیبهشت ماه خطاب به بهروز جاوید طهرانی گفت بود: تو را جایی می فرستیم تا بفهمی زندان یعنی چه؟ رئیس سالن ملاقات در تاریخ 17 فروردین ماه خطاب به بهروز جاوید طهرانی گفت: ضد انقلاب عوضی، تو را هم می فرستیم پیش رفیقت ساران. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی است هشدار میدهد و از تمامی هموطنان در داخل و خارج ایران می خواهد برای نجات جان این زندانی سیاسی اقدام نمایند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای نجات جان این زندانی سیاسی است.
22 خرداد 1388 برابر با 12 ژون 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

نامه سرگشاده نوجوان محکوم به اعدام

نامه سرگشاده ابراهیم گودرزوند چگینی / نوجوان محکوم به اعدام
خبرگزاری هرانا : اینجانب ابراهیم گودرزوند چگینی فرزند منصور به جرم قتل الان 7 سال است که در زندان هستم . در سن 16 سالگی با رفیقم شوخی کردم و یکدفعه چاقو به سینه اش خورد. اسم رفیقم ولی الله پیرمردوند چگینی بود که با هم 12 سال همسایه بودیم. همیشه من خانه شان بودم و بعضی از روزها که با هم به ماهیگیری می رفتیم ماهی ها را به مادرش می دادیم و مادرش هم از درخت حیاطشان به من انگور می داد. مادرش من را خیلی دوست داشت. ما هر روز با هم به مدرسه می رفتیم و همیشه با هم در کوچه بازی می کردیم. تا اینکه آن روز ولی الله را دیدم که با یک نفر دعوا می کند. من رفتم که آنها را از هم جدا کنم و این ماجرا پیش آمد که من به او گفتم دعوا نکن بیا به خانه برویم ولی او گفت نمی آیم مگر تو چه کار هستی؟ گفتم: من دوست تو هستم اگر نیایی با چاقو می زنم که البته به شوخی گفتم. و او گفت: نمی توانی بزنی و من هم به شوخی چاقو را زدم که متاسفانه فوت کرد.
من الآن خیلی پشیمانم. به خاطر بچگی اشتباه کردم و یکی از دوستان خوبم را از دست دادم و حتی الآن که در زندان هستم با کسی رفاقت نکردم چون همیشه به یاد او بودم.
از اولیای دم خواهش می کنم به خاطر رضای خدا و به خاطر مادر و پدر پیری که دارم من را ببخشند. چون پدرم یک کارگر ساده است و من باید الآن نان آور خانه باشم اما در زندان هستم.
امیدوارم که آنها من را ببخشند و قول می دهم وقتی که از زندان آزاد شدم برای پدر و مادر ولی الله جبران کنم.چون من آنها را مانند پدر و مادر خودم می دانم همان طور که زمانی که بچه بودیم، مادر ولی الله سر من و ولی الله را روی پایش می گذاشت و نوازش می کرد و من برایش مانند پسرش بودم.
ابراهیم گودرزوند چگینی
بند خانه سلامت زندان رودبار
20 خرداد 88

در باره ابعاد سركوب جوانان در جمهوری اسلامی

روزنامه اعتماد به گوشه ای از ابعاد سركوب جوانان در جمهوری اسلامی اذعان كرد و نوشت هر چند نيروى انتظامى در ارائه آمار از ميزان و تعداد دستگيرشده ها در مدت زمان اجراى طرح امنيت اجتماعى خست به خرج مى دهد، اما به گزارش ايرنا، 85 درصد از بازداشت شدگان در طرح امنيت اجتماعى نيروى انتظامى، طى شش ماه اول سال 86 بين 16 تا 26ساله بودهاند. ارگان رسمى دولت هم‌ چنين خبر داده در زمينه آنچه «اقلام ضدفرهنگى» ناميده مىشوند و معمولا شامل فيلم و موسيقى غيرمجاز مىشود، 90 درصد دستگيرشدگان در سنين 16 تا 26سال قرار دارند و 70 درصد بازداشت شدگان به علت تهيه و توزيع تجهيزات ماهواره نيز در سنين 16 تا 26سال قرار دارند.

استمداد مادر و پدر یک زندانی سیاسی از سازمانهای حقوق بشری

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد و سازمان های حقوق بشری بین المللیبه استحضار می رسانیم که روز دوشنبه 14 اردیبهشت ماه ساعت 07:30 مامورین اداره اطلاعات به منزل پسرمان وریا نقشبندی 28 ساله حمله بردند. آنها پسرمان را مورد ضرب وشتم قرار دادند و با گاز اشک آور و گاز فلفل او را بیهوش کرده و سپس دستگیر و با خود بردند .آنها همچنین تمام وسائل منزل فرزندمان را به هم ریختند و یک سری از وسایل را شکسته و پاره کردند و سایر وسایل را همچون دستگاه ماهواره ، دوربین عکاسی (بدون فیلم ) ، یک سری نوار کاست و سی دی ، سند موبایل ،شناسنامه ، کارت ملی ، کارت پایان خدمت ، گواهینامه ، گذرنامه وریا ، گواهینامه و گذرنامه همسرش و مدارکهای ماشین و همچنین خود ماشین رو هم با خود برده بودند . وریا برای آزمایشگاه مکانیک خاک شرکت جامع کار سپاهان کار می کرد و به دلیل بردن ماشین شرکت توسط اداره اطلاعات ما باید هر روز 35000 تومان خسارت ماشین را پرداخت میکردیم که بعد از 20 روز اسرار زیادو هزینه های سنگین توانستیم ماشین را از توقیف آنها آزاد کنیم .بعد از 17 روز تلاش و کوشش و نامه نگاریهای زیاد توانستیم ملاقات 5 دقیقه ای را با وریا داشته باشیم که وریا در شرایط روحی و جسمانی بدی به سر می برد او مورد ضرب و شتم ماموران اطلاعات قرار گرفته بود و یک هفته بعد برای بار دوم توانستیم ملاقات دیگری با وریا داشته باشیم که باز هم وریا وضعیت خوبی از لحاظ روحی و جسمانی نداشت مخصوصا به خاطر مشکلی که برای پای وریا وجود داشت که 2 روز قبل از دستگیری پای او را از گچ خارج کرده بودیم و آنها از این موضوع برای شکنجه وریا استفاده می کردند.وریا بعد از 25 روز که در اطلاعات مریوان بود. در تاریخ 7/3/88 او را به اطلاعات سنندج منتقل کردند و تا آلان 20/3/88 پسرمان در اطلاعات سنندج به سر می برد. در کل 39 روز است که در زندان میباشد . به دلیل طولانی شدن مدت بازداشت وریا و بی مسئولیتی ماموران اطلاعات وریا از کارش اخراج شد و تا الان مدت 10 روز است که وریا در اطلاعات سنندج به سر می برد و در طی این 13 روز مراجعه ما به اطلاعات و دادگاه انقلاب، آنها هیچ جوابی درست و حسابی به ما نداده اند و بعضی مواقع حتی می گویند که وریا اینجا نیست و مورد تهدید ماموران قرار می گیریم که اگر به اطلاعات مراجعه کنید شما را دستگیر و برخورد فیزیکی خواهد شد . اینجانبان پدر و مادر وریا نقشبندی از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل ، سازمان عفو بین الملل و تمامی سازمانهای حقوق بشری و انسان دوست جهان استمداد می طلبیم که برای آزادی فوری و بی قید وشرط فرزند بی گناهمان اقدامات عاجل را مبذول بفرمائید .
رابعه پیرخضری و محمد مهدی نقشبندیمادر و پدر وریا نقشبندی20 خرداد 1386
نامه فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

سرکوب وحشیانه مردم دو باره آغاز شد

یکی از خوانندگان از کرمانشاه: شب گذشته یگان ویژه ناجا بطور غافلگیرانه اقدام به محاصره حدود 50 نفر از هواداران موسوی در جلوی ستاد وی در نوبهار کرمانشاه نمود و با باتوم به جان مردان و زنان و کودکان افتادند بطوریکه همه را در گوشه ای که از یک طرف به دیوار و از 3 طرف محاصره بودند جمع کرده و انقدر بر سر و بدن آنها زدند تا یکی یکی از تونل مرگ که خودشان درست کرده بودند با دریافت چند باتوم به بدن از مهلکه فرار کردند. با این اقدام سایر یگانهای ویژه و تعدادی بسیجی با لباس لجنی از طرف دیگر به جان مردم افتاده و آنها را مورد کتک کاری شدید قرار دادند . این اقدام تا ساعت 24 نصف شب ادامه داشت .

آنچه قرار است فردا در حوزه های رای گیری رخ دهد

روزنامه آفتاب یزد: موارد زير نمونه‌اي از تخلفات قانون انتخابات است:
‌‌ ‌1‌- وجود برگه‌هاي تبليغاتي در درون شعبه اخذ راي يا اطراف آن و يا تبليغ دست اندركاران امور اجرايي و ‌نظارتي شعبه. ‌2‌- تردد افرادي به غير از مسئولان اجرايي و نظارتي و نمايندگان نامزدها در شعبه يا اطراف آن براي تبليغ و اعمال نظر. ‌3‌- نوشتن تعرفه‌هاي راي به وسيله افرادي غير از منشي‌هاي شعبه. ‌‌ ‌4‌- راي گيري از افراد بدون شناسنامه. ‌5‌- نوشتن راي براي بي‌سوادان توسط دست‌اندركاران اجرا، نظارت و يا ماموران انتظامي شعبه.6‌- دخالت ناظران شوراي نگهبان در امور اجرايي شعبه.7‌- تلاش دست‌اندركاران شعبه براي ديدن راي افراد. ‌8‌- فعاليت كليه بخش‌هاي نيروهاي مسلح در محل راي‌گيري. ‌9‌- اقدامات سازمان يافته برخی گروهها برای اعمال‌نفوذ.

من رای نمیدهم

شهباز نخعی
من رای نمیدهم، با آنكه عمیقا بر این باورم كه رای دادن نماد وجدان و اراده انسان در تعیین سرنوشت و شیوه اداره جامعه است. در جامعه ای كه شیوه اداره آن بر مبنای اراده یك فرد، كه خود را نماینده خدواند و مامور اعمال اراده او میپندارد، رای دادن چیزی جز مهر تایید زدن بر این روند ناروا و مشروعیت بخشیدن به آن نیست. من رای نمیدهم، زیرا نمیخواهم مصداق گفته ماكیاول باشم كه میگوید: "مردم چنان ساده دلند و به قدری زیر نفوذ نیازهای آنی خود قرار دارند، كه همواره هر فریبكاری، فریب خورندگانی را پیدا خواهد كرد." با ندادن رای، من فریبكاران را ناكام میكنم و فریب خورندگان را در اقلیت قرار میدهم. من رای نمیدهم، زیرا صندوق رای را تجلی گاه شعور انسان میدانم. اگر بنا باشد صندوق رای به ابزار نفی شعور انسان تبدیل شود، این كار را توهین به شأن و شعور او دانسته و از شركت در آن خودداری میكنم. من رای نمیدهم، چون چنته به اصطلاح نامزدها را آنچنان خالی میبینم كه به مصداق "قافیه چو تنگ آید ــ شاعر به جفتك آید" همه به سخیف ترین نوع یاوه گویی افتاده اند. یاوه هایی كه حتی كودكان دبستانی را نیز نمیفریبد. من رای نمیدهم،تا به چهار نامزد تایید صلاحیت شده از طرف حكم حكومتی رهبر ــکه این روزها انواع وعده های غیرعملی و ناهما هنگ با ذات حكومت آخوندی را به مردم میدهند، بفهمانم آنقدر كه آنان و رهبرشان تصور میكنند، ساده لوح نیستم و این را میفهمم كه در واقع آنان نه نامزد بلكه خواستگارانی هستند كه به خواستگاری عجوزه قدرت ــ كه آن را دلبری فتان تصور میكنند ــ آمده اند و حاضرند همه شرایط تحقیركننده پدر یا قیم عروس، یعنی رهبر را نیز بپذیرند. با ندادن رای، من عدم اعتماد خود را به این آدم نماهای حقیر و دروغگو نشان میدهم. من رای نمیدهم، زیرا به خلاف آنچه كه اصلاح طلبان حكومتی تبلیغ میكنند نظام حاكم بر كشورم را قابل اصلاح نمیدانم و این نظرم متكی بر تجربه های فراوان گذشته، از جمله 8 سال دو دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی است. من رای نمیدهم، چون در جبین كشتی سوراخ شده و در حال غرق نظام ولایت مطلقه فقیه ــ شامل همه جناح سازیها و جناح بازیهای آن ــ نور رستگاری نمیبینم و زندگی و آینده نسل جوان و نسلهای آینده كشورم را در گرو این خودداری از رای دادن میدانم. من رای نمیدهم، تا نشان دهم كه راه خود را از وابستگان، نفع بران و مزدوران نظام جدا كرده ام. من رای نمیدهم، تا به دنیا بویژه سیاستمداران فاسد، نفع پرست و طماع اتحادیه اروپا بفهمانم كه این نظام فاقد پایگاه مردمی و نظامی غاصب است كه با خدعه و تزویر، سركوب و جنایت و غارت و چپاول، بر سرنوشت ملتی بزرگ و با فرهنگ، با پیشینه ی تاریخی چند هزار ساله، حكومت میكند و نفع واقعی و درازمدت این كشورها در آن است كه به مردم ایران بپیوندند و به خواست دیرینه آنان كه آزادی، مردم سالاری و رعایت حقوق انسانی است، تن دهند. من رای نمیدهم، تا لكه ننگ تروریست بودن را از پیشانی خود و هم میهنانم پاك كنم. من رای نمیدهم، تا نشان دهم كه آنقدر شرافت و شهامت اخلاقی دارم كه به اشتباه و ندانم كاری بزرگ خود در 30 سال پیش در دادن رای در همه پرسی 12 فروردین ماه 1358 اعتراف كنم و از نسل جوان كشورم، كه هزینه های سنگین آن اشتباه بزرگ مرا میپردازند، پوزش بخواهم و طلب بخشایش كنم. من رای نمیدهم، تا حكومت آخوندی آنطور كه رهبر معظم آن میخواهد "یكدست" شود و سپس آسان تر بتوان آن یك دست را از گلوگاه مردم بلادیده و مصیبت زده ایران قطع كرد. من رای نمیدهم، تا با تایید ضمنی خود شریك جرم و جنایت ها و ظلم هایی كه یك اقلیت معدود به نام خدا انجام میدهند، نبوده و در پیشگاه وجدان و خداوند مورد بازخواست قرار نگیرم. من رای نمیدهم، تا با وجود آنكه نه "انتخابات" ی در كار است، نه آنكه منصوب میشود اختیار و "ریاست" میدارد و نه ذات و ساختار نظام ولایت مطلقه فقیه هیچ تجانسی با "جمهوری" در مفهوم متعارف آن دارد، "انتخاب" ی واقعی داشته باشم. "انتخاب" این كه با گفتن یك "نه" بزرگ، فقدان مشروعیت نظام را به دنیا نشان دهم، با واداشتنش به تقلب هر چه بیشتر در انظار جهانیان رسواترش كنم و "علی را با حوض" متعفن اش كه كرمهایی در گنداب آن می لولند و به گمان باطل خود بر سرنوشت 70 میلیون انسان حكم میرانند، تنها بگذارم. برای من این "انتخاب" صد بار از مضحكه "انتخابات" ی كه نظام با انواع حیله و ترفند میخواهد مرا پای صندوق رای آن بكشاند، با ارزش تر است. من رای نمیدهم، زیرا قرن بیست و یكم است، من ایرانی هستم و سرشتم با پذیرش ظلم، خواری و ذلت سازگار نیست. من رای نمیدهم، زیرا . . .

تصمیم گرگها برای دریدن یکدیگر

جعفر پویه
کشتی به غرقاب درافتاده نظام ولایت فقیه برای برون رفت از وضعیت به غایت سرنوشت ساز کنونی، سرگردان به هر سوی بادبان می کشد. بحرانهای اقتصادی و اجتماعی همراه با بحران سیاسی که عدم مشروعیت رژیم بر تارک آن خودنمایی می کند، همچون گردابی شده که رژیم و پایوران آن را به تقلا و تلاش واداشته است. کشاندن مردم به پای صندوقهای رای به هر قیمت کاری است که دلقکهای برگزیده شورای نگهبان با جان و دل انجام می دهند. اما این همه ماجرا نیست.
بحران در پایین باعث شکافی عمیق در بالا شده است و نمایندگان باندهای درگیر در قدرت با تمام قوا به جان هم افتاده اند. محمود احمدی نژاد، پادوی بیت رهبری و دست آموز علی خامنه ای رو در بایستی را به کناری نهاده و در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی شکاف اصلی را رونمایی کرد. او با زیر ضرب گرفتن رفسنجانی، خطاب به رقیب خود گفت که آنها همچون عروسکهای خیمه شب بازی از پشت پرده و از سوی دیگران هدایت می شوند. فساد و دزدی رفسنجانی و خانواده او موضوعی نیست که کسی در ایران از آن بی خبر باشد اما برملا کردن اینگونه آن از سوی احمدی نژاد، بیرون زدن نوک کوه یخ بحران در بالا و در بین رهبران باندهای قدرت است.
شمشیر از رو بسته احمدی نژاد و باند خامنه ای از سوی جناح رفسنجانی که این روزها سعی به سازماندهی جنبشی اجتماعی برای جلوگیری از پرتاب خود به بیرون از اتوبوس قدرت کرده، بی جواب نماند. نامه رفسنجانی به خامنه ای به خوبی نشان داد که دعوای اصلی در پشت پرده بین او و علی خامنه ای در جریان است. کشیدن پای رهبر جمهوری اسلامی به این دعوا تحت هر عنوانی که باشد، به این دلیل است که او نتواند با حیله خود را پشت احمدی نژاد پنهان نماید و او را میدان دار این کشاکش وانمود کند. هرچند رفسنجانی، خامنه ای را تهدید کرد که در صورت عدم کنترل نوچه خود و ادامه رای سازی برای بیرون کشیدن او از صندوق، آتشی که افروخته شده را تا بیت رهبری بالا خواهد برد اما واقعیت این است که کشتی سوراخ شده رژیم در زیر بار بحرانهای روی هم تلنبار شده، در حال غرق شدن است و دست و پا زدن و گاز گرفتن یکدیگر در پشت این گاری کاری به پیش نخواهد برد.
رفسنجانی به خامنه ای می نویسد: "از جنابعالی با توجه به مقام و مسوولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می‌دانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید."
او به خامنه ای گوشزد می کند که آتش افروخته شده به زودی فروکش نخواهد کرد و حتا بعد از انتخابات نیز دامن بسیاری را خواهد گرفت. در دعوای بین گرگهای راس نظام ولایت فقیه آنها تصمیم به دریدن یکدیگر دارند. این چیزی است که از فحوای کلام رفسنجانی به خوبی پیداست و احمدی نژاد نیز گفته است که این مفسدان را باید رنگ زد و در خیابان چرخاند. حال چه کسی پیروز این دعواست: کسانی که تصمیم به رنگ زدن رقیب و چرخاندن او در خیابانها دارند یا آنهایی که می خواهند آتش افروخته شده را تا بیت رهبری بکشانند؟
پاسخ این سووالها در روزهای آینده داده خواهد شد.