۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

تنها درب موجود به بهشت


بسیاری از مردُم دنیا بر این باورند از هر دری که بخواهند میتوانند بخدا نزدیک شوند، مشروط به اینکه در اعتقادشان استوار باشنداما عیسی مسیح این تصور را رد نموده و در یوحنا باب 14 آیه 6 فرمود: « من راه وراستی و حیات هستم؛ هیچکس جز بواسطه من، نزد پدر نمیآیددر متی 7آیه 13-14 او با گفتن این کلمات این حقیقت را آشکار نمود: «از در تنگ داخل شوید، فراخ است آن در و عریض است آن راه که به هلاکت منتهی میشود و داخل شدگان به آن بسیارند. اما تنگ است آن در و سخت است آن راه که به حیات منتهی میشود، و یابندگان آن کم اندچه کسی است که تمایل و عطش واشتیاق خدا را در دل ما میگذارد تا همسفر نور شویم؟آن شخص مسیح است که در درون ما زندگی میکند و آن اشتیاق لازم را در قلب ما ایجاد میکند.آری آن مسیح استهمسفران نور از میان چه کسانی انتخاب میشوند؟آنها چه کسانی هستند؟آنها کسانی هستند که غرور، تکبر، خودخواهی، درون تاریک و سردِ خود رارها نموده و درماندگی خود را نسبت به گنا هانشان نزد خداوند اعتراف میکنندو اعتراف میکنند مرگ مسیح بر روی صلیب بطور کامل بدهی گناه هان آنها را پرداخته، و با اعتراف و توبه، عیسی مسیح را بعنوان نجات دهنده شخصی خود میپذیرندآری این تنها راه است که میتوان برای به بهشت رفتن داشت و هیچ جای کتابمقدس از کتاب پیدایش تا مکاشفه پیدا نمی شود که اشاره کند، بدونِ ایمان به نجات دهنده، عیسی مسیح به بهشت برویدعیسی مسیح تنها راه موجود به بهشت استشاید شما تا کنون احساس خود را به عیسی مسیح وکار عظیم او بر روی صلیب ابراز نکرده اید، این کار دشواری نیست و احتیاج به بیان کلمات فصیح ندارد، فقط احتیاج به یک قلب تسلیم شده داردپس از عیسی مسیح بخواهید وارد زندگیتان شود،گناه هان خود را بپذیرید، ‌و اعتمادتان را به او ابراز نمایید تا شما را ببخشددر این فرصت ادعاهای مسیح را امروز بطور دقیق بررسی نمایید، سپس راه باریک را انتخاب کنیدو آن لحظة نجات است، شما از تنها درب موجود به خانه ابدی خدا، به بهشت هدایت و وارد میشویدفیض و برکت مسیح با شما

احضار یک شهروند مسیحی به دادگاه انقلاب اسلامی

فعالان حقوق بشر در ایران
از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان ارومیه احضاریه ای برای یكی از شهروندان مسیحی ساکن ارومیه صادر گردید.
به گزارش كمیته مسیحیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر حسب احضاریه ای که برای آقای "مهران محمودی" ۲۸ ساله از نوكیشان مسیحی، از سوی دادگاه انقلاب شهرستان ارومیه در مورخ ۵ اردیبهشت ماه سالجاری صادر گردید، از ایشان خواسته شده است تا در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۲۴ راس ساعت ۱۰ صبح در محل دادگاه انقلاب اسلامی واقع در خیابان والفجر ارومیه حضور یابد.
در این احضاریه علت و نوع اتهام، توطئه بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران عنوان شده است .این در حالی است كه این هموطن مسیحی پیش از تاریخ قید شده از كشور خارج و در حال حاضر در كشور دیگری بسر می برد.
شایان ذكر است "مهران محمودی" فرزند زنده یاد "مجید محمودی" است كه ایشان در سن ۶۸ سالگی پس از تهدیدهای بسیار مبنی بر انكار مسیحیت در سال ۱۳۸۴ بطرز مشكوكی از سوی افرادی متعصب و ناشناس در محل كار خود به طرز فجیعی به قتل رسید.
همچنین طبق خبر منتشره در مورخه ۲۳ اردیبهشت ماه سالجاری از سوی كمیته مسیحیان مجموعه فعالان حقوق بشر، مادر ایشان خانم "فاطمه پاكی" كه از معلمین بازنشسته آموزش و پرورش شهرستان ارومیه می باشد، بدنبال صدور حكم قضایی از سوی دادیار شعبه چهارم اجرای احكام و طی نامه ایی از طرف مدیریت امور بازنشستگی آموزش و پرورش استان از تاریخ ۱۳۸۸/۱/۱۶ به عدم پرداخت حقوق تا اطلاع ثانوی محكوم گردید، كه پیگیری و تلاشهای این معلم بازنشسته با مراجعه به سازمان مربوطه برای آگاهی از علل و یا دلایل صدور چنین حكمی تاكنون حاصلی نداشته و مسئولین در این مورد حاضر به پاسخگویی نیستند.

ضرب و شتم دانش آموزان بدست مزدوران رژیم

ايرنا: بخشدار مرکزي الشتر (استان لرستان) روز شنبه پس از اطلاع از مجادله فرزندش با يکي از همکلاسي هايش، به مدرسه تحصيل فرزندش مراجعه و همکلاسي فرزند خود را مورد ضرب و شتم قرار داد.

حمله وحشیانه بسيج به دانشجويان معترض

خبرنامه امیرکبیر:روز سه‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته، لابی دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران محل برگزاری تریبون آزادي با عنوان «مرگ گروه جامعه‌شناسی» بود.
در پی جلسات گروه جامعه ‌شناسی اين دانشكده در روز پيش از آن با حضور معاون آموزشی دانشگاه تهران ـ دکتر محمود کمره‌ای ـ مقرر گردید که تا زمان بررسی تخلفات صورت گرفته در گروه جامعه ‌شناسی و درخواست تعدادی از اعضای گروه برای تغییر مدیریت گروه، جلسات گروه جامعه‌شناسی برگزار نگردیده و اختیارات مدیریت گروه - دكتر حسين كچوئيان - نیز به معاون آموزشی دانشگاه - دكتر كمره اي - واگذار گردد؛ نتیجه‌ای که به منزله‌ی تعلیق مدیریت دکتر کچوئیان بر گروه جامعه‌‌شناسی است.
بر این مبنا قرار شده که نتیجه‌ی بررسی‌های دانشگاه در روز اول تیرماه سال جاری اعلام گردیده و تکلیف مدیر گروه جامعه‌شناسی نیز مشخص گردد. بر طبق گفته‌ی یکی از اساتید گروه جامعه‌شناسی، این تصمیم بر مبنای آیین‌نامه‌‌ها و مقررات دانشگاه اتخاذ گردیده است. این در حالی است که آیین‌نامه‌ی داخلی گروه جامعه‌شناسی که به تصویب گروه رسیده صراحتاً تاکید دارد که در صورت درخواست تغییر مدیریت گروه از سوی حداقل پنج تن از اعضای گروه، انتخاب مدیریت گروه باید مجدداً برگزار گردد.
در پی تصمیمات اخذ شده در اين جلسه از صبح روز سه‌شنبه انجمن اسلامی دانشكده علوم اجتماعي به پخش بیانیه‌ی خود پرداخت که طی آن با اعتراض به مداخله‌ی معاون آموزشی دانشگاه در مسائل داخلی گروه جامعه‌شناسی به اتخاذ تصمیم تعلیق گروه جامعه‌شناسی و تفویض اختیارات مدیر گروه به معاون آموزشی دانشگاه که عملاً به تضعیف همه‌جانبه‌ی گروه جامعه‌شناسی خواهد انجامید، اعتراض شده بود.
در همین حال مقدمات اعتراض نمادین انجمن اسلامی به تعلیق گروه جامعه‌شناسی با نصب پلاکاردهای با محتوای اعتراضی نسبت به این تصمیم، نصب پارچه‌ی مشکی در بالای درب انجمن اسلامی، پخش بازوبندهای مشکی در بین دانشجویان و آغاز بیانیه‌ی اعتراضی با عبارت «انّا لله و انّا الیه راجعون» توسط اعضای انجمن اسلامی فراهم گردید. تریبون آزاد دانشجویی از ساعت ۱۲:۳۰ آغاز شد و تا حوالی ساعت ۱۴ به طول انجامید و طی این مدت تعداد زیادی از دانشجویان با گرایش‌ها و دیدگاه‌های مختلف به بیان نظرات خود پرداختند.
در پایان تریبون آزاد، دبیر انجمن اسلامی دانشكده پشت تریبون قرار گرفته و با بیان اینکه با توجه به تصمیم گروه جامعه‌شناسی مبنی بر تعلیق دکتر کچوئیان از مدیریت گروه، دانشجویان به طور نمادین با نصب کاغذی بر روی درب اتاق مدیر گروه جامعه‌شناسی با مضمون «تا تعیین مدیر گروه جدید؛ دفتر پلمب شد» تریبون آزاد را به پایان خواهند رساند.
در پی اعلام این مساله جمعی از دانشجویان و اعضای انجمن اسلامی با همراه داشتن دو پلاکارد و چسب برای نصب این پلاکاردها به طبقه‌ی چهارم دانشکده ـ محل استقرار دفتر مدیر گروه جامعه‌شناسی ـ حرکت کردند و در حالی که قصد داشتند با نصب پلاکاردهای خود و اعلام اعتراض نمادین، محل را ترک نموده و اعتراض خود را پایان بخشند، اعضای بسیج دانشجویی كه خواهان ادامه مديريت دكتر كچوئيان در گروه جامعه شناسي هستند با تجمع مقابل دفتر مدیر گروه و پاره کردن پلاکاردها، اقدام به فحاشی و درگیری فیزیکی با دانشجویان معترض نمودند و مانع انجام این کار شدند.
با تجمع دانشجویانی که سرود یار دبستانی را می خواندند و در پی اصرار اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان معترض به نصب کاغذ و نگاشتن نمادین جمله‌ی «پلمب شد» بر روی این کاغذها، تهاجم خشونت‌آمیز بسیج دانشجویی شدت بیشتری پیدا کرد که در نتیجه‌ی آن سه تن از دختران دانشجو که معترض بودند مورد ضرب و شتم اعضای بسیج دانشجویی قرار گرفتند و دبیر انجمن اسلامی نیز با تهاجم وحشیانه‌ی مهاجمان روی زمین کشانده شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
نکته‌ی جالب در میان درگیری‌ها حضور شتابزده و احساسی دکتر رئیس دانشکده بود كه با این تصور که دانشجویان قصد اخراج دکتر کچوئیان از دانشکده را دارند با فریادهایی با این مضمون که اجازه این کار را نخواهم داد، به التهاب فضا دامن زد.
در همین حال معاون دانشجویی دانشکده و معاون اداری دانشکده و همچنین يكي از اعضای هیات علمی دانشکده در صحنه حاضر شده و خواهان پایان دادن به درگیری‌ها شدند. دکتر میرزایی با اعلام اینکه دکتر کمره‌ای ـ معاون آموزشی دانشکده ـ برای توضیح پیرامون تصمیمات اخذ شده در روز یک ‌شنبه‌ آینده به دانشکده خواهند آمد، خواستار گفتگو و بیان اعتراضات دانشجویان در این جلسه شد.
در نهايت با دخالت حراست دانشگاه و درخواست معاون دانشجويي و معاون امور مالي دانشكده دانشجويان به تجمع خود خاتمه دادند.
نشريه دانشجويي صبح

جلوگیری از ملاقات دانشجوی بازداشتی با مادرش

کميته گزارشگران حقوق بشر
مادر مسعود دهقان دانشجوی بازداشتی که روز گذشته جهت ملاقات با فرزندش به زندان اوین مراجعه کرده بود، موفق به دیدار وی نشد. هفته گذشته، مسئولان دادگاه انقلاب به مادر این دانشجوی بازداشتی اعلام کرده بودند که می تواند روز شنبه فرزندش را در بند 209 ملاقات کند، با این حال روز گذشته پس از مراجعه مادر دهقان به زندان اوین، به وی اعلام شد، که فرزندش ممنوع الملاقات است.
گفتنی است، مسعود دهقان در جریان بازداشت دانشجویان پلی تکنیک، در اول اردیبهشت ماه بازداشت و هم اکنون در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. وی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر است.
لازم به ذکر است، تاکنون پنج تن از دانشجویان بازداشت شده با قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند. مجید توکلی، عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی و مسعود دهقان دانشجویانی هستند که همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند

زن جوان دیگری در آستانه اعدام

روزنامه اعتماد: زني که متهم است با همدستي مردي غريبه شوهر خود را کشته در فهرست اعداميان قرار گرفت. پرونده اين زن از سال 85 به جريان افتاد و اکنون با طي مراحل قانوني حکم قصاص وي آماده اجرا شده است.

مادر دانشجوی دربند: فرزندم را بشدت شکنجه کردند نمی تواند راه برود

کميته گزارشگران حقوق بشر
محمد پورعبدالله از دانشجویان طیف چپ، که در بهمن ماه بازداشت شده بود، همچنان در زندان قزل حصار نگهداری می شود. به گفته مسئولان دادگاه انقلاب قرار است، پرونده وی ظرف چند روز آینده تعیین شعبه شود.
این دانشجوی زندانی دانشگاه تهران، که در جریان بازداشت دانشجویان طیف چپ در آذرماه 86 نیز بازداشت شده بود، در شرایطی در زندان قزل حصار نگهداری می شود که این زندان در طبقه بندی سازمان زندانها، محل نگهداری جرایمی چون قتل، قاچاق شرارت و ... است.
مادر این دانشجوی زندانی که طی سه ماه گذشته بارها با مراجعه به دادگاه، خواهان آزادی فرزند خود شده است، درحالی که به شدت از وعده های دروغ قاضی دادگاه شکایت دارد، می گوید:" چرا بچه من باید در زندان باشد، چون ایرانی است؟ اگر خارجی بود آزادش می کردند؟ "
او در مورد وضعیت محمد می گوید:" بعد از این مدت، دیروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه ازاو پرسیدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، دیدم از 28 اسفند ماه که بچه من را در بند 209 کتک زدند، تا حالا هنوز پای این بچه از زانو به پایین متورم است و زخمی است. خودش چیزی در این مورد نمی گوید، اما من می دانم که در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند."
الان دندان درد دارد، دارو نمی دهند. هفته ای 5 نفر را به بهداری منتقل می کنند، در آنجا هم هیچ رسیدگی به وضعیت آنان نمی کنند. دارو نمی دهند. من خودم دارو خریدم برای درد دندانش، اما اجازه نمی دهند دارو رابه او برسانم. در یک زندانی که همه معتاد هستند و وضعیت بهداشتی زیر صفر است، پسر من به چه اعتبار و امنیتی برود دندانش را در بهداری زندان بکشد؟ وضعیت غذا هم که افتضاح است، من علاوه بر اینکه باید برای مایحتاجش به او پول بدهم، هفته ای 50 هزارتومان نیز پول می ریزم برای اینکه بتوانند مواد غذایی تهیه کنند و غذا در زندان درست کنند. آخر این شد وضعیت زندان؟!"
او ادامه می دهد:" اصلا جای بچه من در زندان نیست. بچه من به چه جرمی باید در زندان قزل حصار باشد؟ اگر اتهامش سیاسی است، چرا باید در زندان قزل حصار باشد، چرا به اوین منتقلش نمی کنند؟ دادگاه انقلاب به آقای مصطفایی( وکیل محمد) قول داد که برایش وثیقه تعیین می کند. دو روز پشت سرهم بچه من را آوردند دادگاه، شما تصور کن که یک مادر؛ بچه اش را در چنین شرایطی ببیند، البته همه انسان هستند، ولی یک پسر 23-24 ساله دانشجو را با یک مرد 70 ساله معتاد دست بند زدند، آنجا صندلی خالی هست، اما اجازه نمیدهند اینها بنشینند، روی زمین نشستند، روی خاک. مگر اینها انسان نیستند؟ "
" بعد گفتند گواهی پزشک متخصص مادرش را بیاورید، که تأیید میکند عدم آزادی محمد میتواند برای من خطر جانی داشته باشد، این گواهی را هم ضمیمه پرونده کردیم و گفتند که با قرار وثیقه آزاد می شود. اما بعد حرفشان را تکذیب کردند که اصلا وثیقه ای صادر نشده! قاضی سبحانی هم می گوید من برای آزادیش حرفی ندارم اما معاون دادستان مخالف است!"
این معلم بازنشسته در مورد انتقال پسرش به بند 209 برای بار دوم میگوید:" دوباره همان بازجویی های قبلی را تکرار کردند که اتهاماتش را بپذیرد، اما محمد می گوید من کاری نکردم که امضا کنم. می گویند وبلاگ نوشتی، الان دیگر همه وبلاگ می نویسند، فقط می خواهند خانواده را اذیت کنند، اینها مردم آزارند، آیا اینها مسلمانند؟ اولین شرط مسلمانی این است که اگر کسی را زدی، بدنش را زخمی کردی باید دیه آن را بپردازی، الان دیه پای بچه من را چه کسی می دهد؟ من بقیه بدنش را ندیدم، فقط پاهایش را دیدم، بچه من نمی تواند راه برود، دیه اش را چه کسی می دهد؟ قاضی سبحانی یا آقای شاهرودی؟ چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟ "

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

چرا به عیسی ایمان دارم


خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر به پاسخ سوالات نبودند.دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:یک ،در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.دوم، از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.سوم، پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.چهارم، معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.پنجم، تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.ششم، ادعاهای او عجیب بود.او گفت: من قیامت و حیات هستم.من راه و راستی و حیات هستم.من در هستم.من شبان نیکو هستم.من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.هفتم، مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.هشتم، تغییر زندگیها توسط او عجیب است.آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.خداوند محبت است.
کشیش باباخانی


آری چقدر زیباست با نام خداوندی که آسمان ها و زمین را آفرید شروع کنیم و به نام خداوندمان عيسي مسيح كه قلبهاي همه ما را تبديل ميكند.

ما عاشق مسیح و جزو ایمان داران می باشیم وشاید بتوانیم راه راستی و حیات را به دوستان و هم وطن هایمان نشان دهیم.


در خانواده مسلمان بدنیا آمدیم، مثل هر ایرونی دیگه از کودکی با خدا آشنا شدیم خدای خالق ، خدای رحمان و رحیم ، خدای جبار و قهار و خدایی که هم چیز بود، سوالاتی داشتیم که می گفتند فقط اونهائی که علم دینی دارند براش جواب دارند ، خوب ما چرا نه ،و برای اینکار باید اسم اعظم خدا رو میدونستیم
(اینطور به ما تفهیم شده بود) پس بدنبال اسم افتادیم،تا اینکه مدتی‌ به همون صورت گذشت و ما مدرسه رو تموم کردیم و اینجا بود که پدر و مادر مون جدا شدن و از این موضوع ۸ سال هست که می‌گذره و ما همراه مامان به یه منطقه دیگر اسباب کشی‌ کردیم و پدرمون هم از همون اول گفت که نه می‌خواد مارو ببینه و نه می‌خواد با ما تماس داشته باشه و ما رو به حال خودمون ول کرد و دیگه تا الان هیچ خبری ازش نداریم. بد از اسباب کشیمون به اون منطقه ما به کمک اقوام تونستیم که یه کاری پیدا کنیم در یه مهد کودک و اونجا مشغول کار شدیم خدا رو شکر زندگیه خوبی داشتیم. بعد شروع کردیم به رفتن به کلاس‌های زبان انگلیسی و اونجا بود که با ۲ تا خواهر آشنا شدیم که ارمنی بودن و ما همیشه ۴تائی‌ بحث میکردیم و راجب اسلام و مسیحیت باهم زیاد صحبت میکردیم اول میخواستیم که اونارو مسلمون کنیم پس تصمیم گرفتیم که باهاشون حرف بزنیم و باهاشون حرف زدیم و اونا به ما گفتن که شما هم برین و انجیل رو بخونین و ما هم میریم و راجب اسلام مطالعه می‌کنیم و ما قبول کردیم. دایی مون تو کتاب خونش یه انجیل داشت و ما ازش قرض گرفتیم و شروع کردیم به خوندنش.هر چه بیشتر میخوندیم بیشتر علاقمند می‌‌شدیم و همون موقع شروع کردیم به تحقیق از طریق اینترنت. و علاقه مون به اون حد رسید که در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۸۲ قلبمون رو به مسیح دادیم و  ایمان آوردیم. و مهمتر از همه خوابی‌ بود که من ( گلسا ) بد از ایمان قلبی دیدم. خواب دیدم که عیسی مسیح و مریم مقدس به خونمون آمدن و در اطاق مامانم وایساده بودن و عیسی مسیح صلیبی رو با خودش می‌کشید و لباس تنش خونی بود وقتی‌ مارو دید گفت نگرانه هیچ چیز نباشید همه چیز درست میشه و خواهید دید. و وقتی‌ از خواب پا شدم نا‌ خود آگاه اشک ریختم و خواب رو برایه درسا تعریف کردم. و از اون تاریخ به بعد بودن مسیح رو در زندگیمون احساس می کنیم و تنها اوست که می تواند به زندگی ما معنا بخشد.
خدا، امروز به تویی که قلبت را به مسیح دادی می گوید: اگر گناهان‌ شما مثل‌ ارغوان‌ باشد مانند برف‌ سفید خواهد شد و اگر مثل‌ قرمز سرخ‌ باشد، مانند پشم‌ خواهد شد.اشعیا باب۱ آیه۱۸



Yes how nice that started with the name of God, created the heavens and the earth
We love Jesus and faith among the owners
We were born in a muslim family and same az other child know the GOD from the childhood.but we don't have any other information about him just the information that our father's family told us nothing more. After graduated from highschool  our parents got divorce and our father left us without any reasons he said " i don't wanna see you anymore" .After that we moved to the new area in tehran and start a new life with our mother. One of our relatives found a job for us in the kindergarten and we started to work. We had a good life with our mother. After 3 months working in the kindergarten we went to the extra english classes and started study english.. In that classes we became friend with 2 sisters that they are Armenian. And we had always discussion about islam and christianity. At last we decided to talk with them about becoming muslim.We told them and they said that " we accept it and we want to study about islam in that condition that you start study the bible". We accepted it and started to study the bible. The more that we read the more we became curious about bible and we felt the diffrences between islam and christanity.and started to compare Christianity with Islam and we faced with many questions about what we had believed .   At last we accepted the jesus christ with our heart in 8th of Ordibehesht. And we have felt many positive things in our life and He's the one that can reign in our lives.Only He who can give meaning to our lives...... and we ve just known that from that day many good things have happened for us up to now. We believe that He protect us ... .
(Isaiah 1:18)  18Come now, and let us reason together, saith the LORD: though your sins be as scarlet, they shall be as white as snow; though they be red like crimson, they shall be as wool.

(Isaiah 53:4-5)
4Surely he hath borne our griefs, and carried our sorrows: yet we did esteem him stricken, smitten of God, and afflicted.
5But he was wounded for our transgressions, he was bruised for our iniquities: the chastisement of our peace was upon him; and with his stripes we are healed.





صدور حکم سنگین و غیر انسانی ناصریان از اعضای هیئت مرگ علیه یک زندانی سیاسی



بنابه گزارشات رسیده از بند زنان زندان اوین،خانم کبری بنازاده امیرخیزی 56 ساله روز دوشنبه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد.زندانی سیاسی کبری بنازاده امیرخیزی روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه از زندان اوین به شعبه 28 دادگاه انقلاب برده شد و توسط محمد مقیسه ای معروف به ناصریان (از اعضای هیئت مرک قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367) مورد محاکمه قرار گرفت. خانم کبری بنازاده تمامی اتهامات نسبت داده شد را رد کرد و در حالیکه قصد دفاع از خود داشت با رفتار غیر انسانی مقیسه ای مواجه گردید و از ادامه دفاعیات او ممانعت کرد. مقیسه ای همچنان از حضور خانواده بنازاده در جلسه دادگاه مخالفت کرد . محمد مقیسه ای معروف به ناصریان در پایان جلسه دادگاه زندانی سیاسی کبری بنازاده امیر خیزی را به حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم کرد.خانم کبری بنازاده امیر خیزی در بند 209 زندان اوین یکی از چشمان او دچار خونریزی گردید شرایط چشمان او در حال حاضر نگران کننده است و بینائی او تا حد زیادی کاهش یافته است و خطر از دست دادن بینایش او را مورد تهدید جدی قرار داده است. او همچنان از درمان جدی محروم است.در حال حاضر 2 برادر خانم بنازاده به نامهای حمید و اصغر بنازاده در بند 4 زندان گوهردشت بدلیل دیدار با اعضای خانواده شان در قرارگاه اشرف ،به 2 سال زندان محکوم شده اند و در زندان بسر می برند .قبل از این خانم شهلا زرین فر عضو دیگر این خانواده بدلیل دیدار با عزیزانش در قرارگاه اشرف به یک سال زندان محکوم شد که مدتی پیش پس از پایان یافتن محکومیتش آزاد گردیدمحمد مقیسه ای که با نام مستعار ناصریان معروف است در حال حاضر رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب است .او از اعضای هیئت مرک بود و در اجرای قتل عام های زندانیان سیاسی سال 1367 مستقیما نقش داشت. این فرد بخاطر شرکت در قتل عامهای سال 67 که منجر به مرک هزاران نفر شده است بعنوان یک جنایتکار علیه بشریت شناخته شده است و تا به حال سازمانهای حقوق بشری جهانی این قتل عام را محکوم کردند و خواستار محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این جنایت شده اند.

انتقال یک زندانی زن بهایی از سمنان به اوین

فعالان حقوق بشر در ایران
یکی از زنان زندانی عضو جامعه بهایی از سمنان به زندان اوین منتقل شد
خانم صهبا رضوانی شهروند بهایی ساکن سمنان که چندی پیش به اتهام "تبلیغ علیه نظام و عضویت در خادمین سمنان (تشکل مدیریتی جامعه بهایی) " به 3 سال و 8 ماه زندان محكوم شده بود در دادگاه تجدید نظر با کسر 8 ماه از حبس به 3 سال زندان تغییر حکم یافت.
بنا به درخواست معاونت امنیت استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب این شهروند از تاریخ 14 اردیبهشت ماه سال جاری به زندان اوین در تهران منتقل شد تا باقی ایام حبس خود را در این مکان سپری کند.
خانم رضوانی 5 ماه اخیر را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سمنان به سر برده بود و انتقال ناگهانی ایشان به تهران که از لحاظ حقوقی به دلیل عدم وجود تحقیقات و یا صدور حکم تبعید مشی مبهم است موجب ایجاد مشکلات عدیده برای خانواده این زندانی و دشوار شدن امکان ملاقات و پیگیری قضایی پرونده شده است. در تاریخ 21 اردیبهشت اولین ملاقات ایشان با خانواده در تهران میسر شد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

سه کلید زندگی


خداوندا زندگی مرا عوض کن

یک .افکار خود را عوض کن
بدون تغییرفکر ، تغییر زندگیت امکان پذر نیست
افسسیان22:4ــ24
شکست وپیروزی در فکرت شروع می شود
دوم قرنتیان3:10ــ5
فکرت رابا کلام خدا یکی کن
مزمور2:1ــ3


دو . زبان خود را عوض کن
در زبان تو قدرت موت و حیات هست
امثال 21:18
زبانت نشانۀ قلب و افکار تو است
متی34:12ــ37
زبانت را با کلام خدا یکی کن
افسسیان18:5ـ19



سه . اعمال خود را عوض کن
با ایمان عمل کن نه با احساسات
دوم قرنتیان7:5
درانجام آنچه درست است خسته نشو مطمئن باش نتیجه خواهی گرفت
غلاطیان9:6
اعمالت را با کلام خدا یکی کن
افسسیان 18:5ــ19

چگونه میتوان رابطۀ صحیحی با خدا داشت؟

برای دستیابی به یک رابطۀ صحیح با خدا بهتر است ابتدا به آنچه این رابطه را قطع نموده است اشاره کنیم. آنچه این رابطه را گسسته است گناه میباشد. "همه رو گردانیده، با هم فاسد شده اند. نیکوکاری نیست؛ یکی هم نی" (مزمور 3:14). ما نسبت به فرمان خدا طغیان ورزیده ایم. مطابق اشعیا 6:53 "جمیع ما مثل گوسفندان، گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بودخبر بدی که وجود دارد این است که مجازات گناه مرگ میباشد. "... هر کسی که گناه وَرزَد خواهد مُرد" (حزقیال 4:18). اما خبر خوش این است که خدای پر مُحبت به دنبال ما آمده است تا ما را نجات بخشد. عیسی مسیح هدف آمدن خود را به این جهان اینچنین بیان میدارد: "... پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد" (لوقا 10:19). هنگامی که او بر صلیب جان خود را تسلیم مینمود، با گفتن "تمام شد" (یوحنا 30:19) اعلام کرد که مأموریّت خود را به اتمام رسانیده استبرای داشتن رابطۀ صحیح با خدا ابتدا باید گناهکار بودن خود را بپذیریم. سپس، باید با فروتنی گناه خود را به خدا اعتراف کنیم (اشعیا 15:57) و مُصمّم باشیم از آن توبه کنیم. "چونکه ... به زبان اعتراف میشود به جهت نجات" (رومیان 10:10این توبه و بازگشت از گناهان بایستی به همراه ایمان باشد. این ایمان، در واقع، اعتماد به این مطلب است که مرگِ قربانی گونۀ عیسی مسیح بر صلیب و قیام معجزه آسای او از مردگان به او این اقتدار و استحقاق را میدهد که نجات دهندۀ ما باشد (رومیان 9:10). لزوم ایمان در آیات بسیاری، از جمله یوحنا 27:20 ؛ اعمال 31:16 ؛ غلاطیان 16:2 ؛ 11:3 ، 26 و افسسیان 8:2، اشاره شده استداشتن رابطۀ صحیح با خدا بستگی به عکس العمل شما نسبت به آن چیزی است که خدا به جای ما انجام داده است. او نجات دهنده را فرستاد، او قربانی لازم برای پاک کردن گناهان شما را مُهیّا ساخت (یوحنا 29:1)، و او به شما وعده میدهد که: "... هر که نام خداوند را بخواند، نجات یابد" (اعمال 21:2مَثل پسر گمشده (لوقا 11:15ـ32) یک نمونۀ زیبا از "توبه" و "آمرزش" می باشد. پسر کوچکتر ثروت پدر خود را با انجام گناهان شرم آور تلف کرد (آیۀ 13). او هنگامیکه به اشتباه خود پی برد، تصمیم گرفت به خانه برگردد (آیۀ 18). او تصور می کرد که در خانۀ پدر، دیگر به عنوان پسر پذیرفته نخواهد شد (آیۀ 19)، اما او در اشتباه بود. پدر این یاغی توبه کار را همچنان محبت نمود (آیۀ 20). همۀ گناهان او بخشیده شد، و جشن عظیمی راه افتاد (آیۀ 24خدا آنقدر نیکوست که همیشه نسبت به انجام وعده های خود امین میماند. یکی از این وعده ها، آمرزش گناهان ماست. خداوند نزدیک شکسته دلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد (مزمور 18:34اگر مایل هستید با خدا رابطۀ صحیحی داشته باشید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. "خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین

توبه یعنی چه؟


توبه یعنی چه‌؟ چرا برای بعضی توبه کردن کاری است دشوار یا غیرممکن‌؟ چطور است که بعضی از ایمانداران‌، بعد از توبه باز همان گناهان را انجام می‌دهند؟ آیا یک ایماندار هم لازم دارد توبه کند؟ برای اینکه به این سؤالات پاسخ درست بدهیم‌، باید تعلیم کلام خدا را در خصوص توبه دقیق‌تر بررسی کنیم‌پیام خداوند ما عیسی مسیح از همان آغاز بسیار روشن بود:‌ «توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است‌!» (متی ۴:‏۱۷). بعد از صعود مسیح به آسمان‌، پطرس به مردمی که در روز پنطیکاست به سخنان او گوش می‌دادند، فرمود:‌ "توبه کنید!" (اعمال ۲:‏۳۸توبه دروازۀ ورود به ملکوت خداست‌. توبه نخستین قدم در جادۀ روحانیت است‌. توبه فصل اول کتاب حیات جاودانی است‌باز شدن چشم‌خداوند ما عیسی مسیح در حکایت "پسر گمشده‌"، معنی توبه را به‌گونه‌ای بسیار دقیق و روان‌شناسانه برای ما شکافت (لوقا ۱۵). در این حکایت می‌بینیم که پسر گمشده در اثر فشارها و مصائب زندگی‌، متوجه وضع وخیم خود می‌شود. مسیح فرمود:‌ «آخر به خود آمد!» (آیه ۱۷). نخستین قدم در فرایندِ بازگشتِ پسر گمشده بسوی پدر، همین بود:‌ او به خود آمد. به کلامی دیگر، چشمان او به روی وضعیت واقعی خود باز شداو خود را آنطور که بود دیداین اساس و پایه روحانیت واقعی است‌. مشکل ما انسانها، چه ایماندار و چه بی‌ایمان این است که متوجه وضعیت خود نیستیم‌. خیلی از اوقات‌، ما خود را آنطور که هستیم نمی‌بینیم‌. ما خود را آنگونه می‌بینیم که دوست داریم ببینیم‌. ما تصویر ایده‌آلی از خویشتن می‌سازیم و تمام عمر، خود را با آن فریب می‌دهیم‌. کاش که همۀ ما بتوانیم مثل پسر گمشده وضعیت واقعی خود را ببینیم‌مسیحیت تغییر دین نیست‌
ما ایمانداران وقتی می‌خواهیم کسی را بسوی مسیح رهبری کنیم‌، با یک مسأله حساس و حیاتی روبرو هستیم‌:‌ آیا او را مسیحی می‌کنیم یا کمکش می‌کنیم تا وضعیت خود را آنطور که هست ببیند؟ یکی از علل ضعف مسیحیان این است که از این "اساس و پایۀ محکم روحانیت‌" برخوردار نیستند. پایۀ زندگی روحانی ما سست است‌. مسیحیت یعنی هشیاری و آگاهی دائمی نسبت به خویشتن‌. مسیحیت یعنی دیدنِ فقر روحانی خود! مسیحیت یعنی باز بودنِ دائمی چشم‌خودکاوی‌چه آنانی که می‌خواهند برای نخستین بار توبه کنند، و چه آنانی که قبلاً توبه کرده و اکنون ایماندار هستند، باید همواره چشمان خود را به روی وضعیت خود باز نگاه دارند. مسیحیت تغییر دین نیست‌؛ مسیحیت یک زندگی هشیارانه و آگاهانه است‌؛ شخص مسیحی باید دائماً زندگی خود را تفتیش کند. او باید در نور زندگی کند (اول یوحنا ۱:‏۷). در نور، همه چیز آشکار است‌؛ همه چیز دیده می‌شود. یک مسیحی باید دائماً از طریق خودکاوی‌، بکوشد اشتباهات و کوتاهی‌های خود را بیابد و آنها را اصلاح کند و در راه اعتلای کنش و منش خود تلاش کندتغییر فکرپسر گمشده بعد از آنکه به خودآگاهی رسید، به خود گفت‌:‌ «برخاسته‌، نزد پدر خود می‌روم و بدو خواهم گفت‌...» (آیه ۱۸). به‌عبارت دیگر، وقتی پسر گمشده وضعیت خود را آنطور که بود دید، طرز فکر خود را تغییر دادتغییر دیدگاه و نگرش‌، تغییر طرز فکر، نتیجۀ منطقی بازشدنِ چشم می‌باشد. اگر کسی چهرۀ ناآراستۀ خود را در آینه ببیند و هیچ فکری برای آراستنِ خود نکند، قطعاً شخص نامتعادلی است‌. هر گاه وضع واقعی خود را دیدیم‌، باید چاره‌ای بیندیشیم‌. باید نگرش و فکر خود را تغییر دهیم‌هر تغییری در انسان‌، ابتدا از فکر شروع می‌شود. فکر شخص را عوض کنید تا رفتارش هم عوض شود. اینجاست که می‌بینیم عقاید و باورهای انسان چه نقش مهمی را در رفتار او ایجاد می‌کند. اینجاست که متوجه می‌شویم چرا پیروان ادیان مختلف منش و کرداری متفاوت دارند. مکتبی که به پیروانش محبت و گذشت و فروتنی و بزرگواری و راستی را تعلیم می‌دهد، در واقع بینش و نگرش و طرز فکر پیروان خود را به آنگونه شکل می‌دهد. اگر می‌خواهید رفتارتان در یک مورد خاص تغییر کند، ابتدا نظر و دیدگاهتان را در خصوص آن مورد تغییر دهیدعملی ساختنِ طرز فکر جدیدبعد از آنکه طرز فکر و نگرش انسان تغییر یافت‌، باید این تغییر را در عمل پیاده کند. پسر گمشده «در ساعت برخاسته‌، بسوی پدر خود متوجه شد...» (آیه ۲۰). انسان توبه‌کار متوجه خطای خود می‌شود، فکرش را در خصوص آن رفتارِ نادرست اصلاح می‌کند، و بعد از آن‌، قدمی عملی برای تغییر رفتار بر می‌دارد.بسیاری از ما در مرحلۀ تغییر فکر باقی می‌مانیم‌. فکرمان را عوض می‌کنیم اما حاضر نیستیم در عمل کاری انجام دهیم‌. توبه واقعی در عمل دیده می‌شود
عملی ساختنِ دیدگاه جدید کاری است سنگین‌. باید بهایی پرداخت‌. این بها زیر پا گذاشتن عزت نفس‌مان است‌. دیگران شاید در مورد پسر گمشده چنین می‌گفتند:‌ "بالاخره از کردۀ خود پشیمان شد... او عرضۀ این کارها را ندارد... می‌دانستم که برمی‌گردد..." اما گفته دیگران برای او مهم نبود. او حاضر بود در این راه‌، تحقیر و تمسخر دیگران را بپذیردجبران‌اما توبه واقعی به اینجا هم ختم نمی‌شود. بسیاری از اوقات لازم است رفتار گذشته را جبران کنیم‌. زکای باجگیر نه فقط روش زندگی خود را عوض کرد، بلکه بر آن شد که لطمات و صدماتی را که بر دیگران وارد ساخته بود، جبران کند (لوقا ۱۹:‏۱-‏۱۰).بسیاری از اوقات ما از رفتار خود با دیگران پشیمان می‌شویم‌، احساس غم می‌کنیم‌، نزد خدا هم اعتراف می‌کنیم‌، اما به‌خاطر غرور و عزت نفس‌مان‌، حاضر نیستیم نزد طرف مقابل اعتراف کنیم و از او عذرخواهی نماییم و رفتارمان را جبران کنیم‌. یا اگر هم عذرخواهی می‌کنیم‌، هزار جور "اما و اگر" می‌آوریم و به‌نوعی تقصیر را به گردان او می‌اندازیم‌. توبه واقعی مستلزم عذرخواهی بدون قید و شرط است‌خداوند عطا کند که چنین حالتی از توبه‌، نه فقط در نوایمانان‌، بلکه در همه ایمانداران همواره دیده شود. «خوشابحال مسکینان در روح‌، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است

کارگران در سلول انفرادی 240 هستند

خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان: تعدادی از کارگران بازداشت شده اول ماه می از جمله حسین اکبری،ستار امینی،محمد گیلانی،عبدالله وطن خواه،حسن شفا،حمید شرفی،عزیز یاری،مصطفی حاتمی،ناصر ابراهیمی،جمشید رجبی،داوود میرزایی،عزیز محمدی،نبی معروفی،اسدالله اقبالی،و نودهی پس از 5 روز حبس در بخش عمومی زندان اوین به بازداشتگاه انفرادی 240منتقل شدند.
در اول ماه می -11 اردیبهشت روز جهانی کارگر تعدادی از کارگران در تهران و حومه بازداشت شده اند که از جمله این بازداشت شدگان تعدادی ازاعضای تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک می باشند ازجمله حسین اکبری،ستار امینی،محمد گیلانی،عبدالله وطن خواه،حسن شفا،حمید شرفی،عزیز یاری،مصطفی حاتمی،ناصر ابراهیمی،جمشید رجبی،داوود میرزایی،عزیز محمدی،نبی معروفی،اسدالله اقبالی،و نودهی در محل تعاونی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و راهی زتدان اوین شده که روز چارشنبه 16 اردیبهشت آنها را از بند عمومی به بازداشتگاه انفرادی 240 منتقل نمودند.
گفته میشود افراد نامبرده که در جریان برگزاری اجلاس سالیانه تعاونی در محله نعمت آباد در حومه تهران بازداشت شده اند 2 روز پس از بازداشت منازلشان توسط نیروهای امنیتی مورد بازرسی قرار گرفته و تعدادی کیس کامپیوتر کتاب و .. این کارگران ضبط شده است.
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388

احضار دو دانشجوی دانشگاه تربیت معلم به کمیته انضباطی

خبرنامه امیرکبیر:مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) دانشگاه تربیت معلم و امین شجاع عضو شورای مرکزی این انجمن برای سومین بار در سه ماه گذشته به کمیته ی انضباطی احضار شدند. این فعالان دانشجویی پیش تر نیز با اتهامات مختلف نظیر پخش بیانیه در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان در بند و اعلام حمایت از شبنم مددزاده، که بیش از ۸۵ روز از بازداشت وی می گذرد، به این کمیته احضار شده بودند. تا کنون و در ارتباط با دستگیری خانم مددزاده ۶ نفر از اعضای انجمن اسلامی به کمیته ی انضباطی احضار شده اند.

احضار دو دانشجوی دانشگاه تربیت معلم به کمیته انضباطی

خبرنامه امیرکبیر:مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) دانشگاه تربیت معلم و امین شجاع عضو شورای مرکزی این انجمن برای سومین بار در سه ماه گذشته به کمیته ی انضباطی احضار شدند. این فعالان دانشجویی پیش تر نیز با اتهامات مختلف نظیر پخش بیانیه در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان در بند و اعلام حمایت از شبنم مددزاده، که بیش از ۸۵ روز از بازداشت وی می گذرد، به این کمیته احضار شده بودند. تا کنون و در ارتباط با دستگیری خانم مددزاده ۶ نفر از اعضای انجمن اسلامی به کمیته ی انضباطی احضار شده اند.

صدور حکم سنگین علیه یک زندانی سیاسی زن

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند زنان زندان اوین،خانم کبری بنازاده امیرخیزی 56 ساله روز دوشنبه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد.زندانی سیاسی کبری بنازاده امیرخیزی روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه از زندان اوین به شعبه 28 دادگاه انقلاب برده شد و توسط محمد مقیسه ای معروف به ناصریان (از اعضای هیئت مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367) مورد محاکمه قرار گرفت. خانم کبری بنازاده تمامی اتهامات نسبت داده شد را رد کرد و در حالیکه قصد دفاع از خود داشت با رفتار غیر انسانی مقیسه ای مواجه گردید و از ادامه دفاعیات او ممانعت کرد. مقیسه ای همچنان از حضور خانواده بنازاده در جلسه دادگاه مخالفت کرد . محمد مقیسه ای معروف به ناصریان در پایان جلسه دادگاه زندانی سیاسی کبری بنازاده امیر خیزی را به حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم کرد.خانم کبری بنازاده امیر خیزی در بند 209 زندان اوین یکی از چشمان او دچار خونریزی گردید شرایط چشمان او در حال حاضر نگران کننده است و بینائی او تا حد زیادی کاهش یافته است و خطر از دست دادن بینایش او را مورد تهدید جدی قرار داده است. او همچنان از درمان جدی محروم است.در حال حاضر 2 برادر خانم بنازاده به نامهای حمید و اصغر بنازاده در بند 4 زندان گوهردشت بدلیل دیدار با اعضای خانواده شان در قرارگاه اشرف ،به 2 سال زندان محکوم شده اند و در زندان بسر می برند .قبل از این خانم شهلا زرین فر عضو دیگر این خانواده بدلیل دیدار با فرزندانش در قرارگاه اشرف به یک سال زندان محکوم شد که مدتی پیش پس از پایان یافتن محکومیتش آزاد گردیدمحمد مقیسه ای که با نام مستعار ناصریان معروف است در حال حاضر رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب است .او از اعضای هیئت مرک بود و در اجرای قتل عام های زندانیان سیاسی سال 1367 مستقیما نقش داشت. این فرد بخاطر شرکت در قتل عامهای سال 67 که منجر به مرک هزاران نفر شده است بعنوان یک جنایتکار علیه بشریت شناخته شده است و تا به حال سازمانهای حقوق بشری جهانی این قتل عام را محکوم کردند و خواستار محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این جنایت شده اند.لازم به یادآوری است که در تاریخ 27 دی ماه خانم بنازاده همراه با 17 نفر از مادران و پدران و سایر بستگان درجه1 که برای دیدار با فرزندن خود در قرارگاه اشرف عازم عراق بودند و همگی آنها با داشتن ویزای معتبر عراق و سایر مدارک قانونی و در حالی که در فرودگاه تهران آماده پرواز می شدند مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفتند و تمامی آنها دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شدند.خانم بنازاده پس از چند ماه در سلول انفرادی و بدلیل وخیم شدن وضعیت جسمی اش او را به بند زنان زندان اوین منتقل کردند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،دستگیری،قرار دادن در سلول انفرادی ،شکنجه و صدور احکام سنگین و غیر انسانی به صرف قصد دیدن اعضای خانواده اش در قرارگاه اشرف که از حقوق اولیه هر انسان برای دیدار با خانواده در هر کجا که باشد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط این زندانی است.
24اردیبهشت 1388 برابر با 14 می 2009وضعیت زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

آزار و تحقیر دانش ‌آموزان بهایی در مدارس

شهرزادنیوز: آزار و اذیت بهائیان در تمامی سطوح از مدارس گرفته تا قبرستان‌ها گسترش یافته است.
دانش‌آموزان بهایی، در فاصله‌ی سپتامبر 2008 تا فوریه 2009، با 4 مورد اخراج، 20 مورد توهین، 2 مورد عدم ثبت نام، 4 مورد اجبار به شرکت در مراسم دینی، 7 مورد تهدید به اخراج، 5 مورد اجبار به امضای تعهدنامه، 5 مورد برگزاری سمینار ضد بهایی، 4 مورد توزیع مطالب ضد بهایی در مدارس، 6 مورد احضار دانش‌آموزان و والدین آن‌ها به وزارت اطلاعات و دفتر امنیت مدرسه و 2 مورد تشویق دانش‌آموزان بهایی به تغییر یا پنهان کردن عقیده‌شان مواجه بوده‌اند.
این‌ آمار از سوی سرویس خبری جامعه‌ی بهایی ارائه شده و طبق نظر کمیته گزارشگران حقوق بشر، موارد بسیار دیگری وجود داشته‌اند که از گزارش آنان توسط والدین یا دانش‌آموزان خودداری شده است.
در سال گذشته مجمع عمومی سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای در مورد آزار بهائیان به عنوان نقض حقوق بشر اظهار نگرانی کرد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

انسان چه باید بکند تا نجات یابد؟

انسان چه باید بکند تا به وسیله خدا بخشیده شود و از گناه نجات یابد؟
دوست گرامی ، می خواهیم به سوالی بپردازیم که برای من وشما وتمام مردم جهان اهمیت فراوانی دارد . چون به خوبی می دانیم که گناهکاریم باید از خدا در خواست کنیم که به ما نشان دهد که چه باید بکنیم تا او ما راببخشدو به حضور خود قبول فرماید . به طوری که می دانید عقاید مختلف فراوانی در این مورد وجود دارد . برخی از مردم فکر میکنند که چون از نژاد بخصوصی هستند و یا پیرو مذهب مخصوصی می باشند بدون شک مورد قبول خدا خواهند بود . عده ای دیگر معتقدند که به وسیله انجام کارهای نیک می توانند کارهای شرارت امیز خویش را جبران نموده و بدین طریق نجات خود را بدست اورند. بعضی هم امید وارند که یکی از انبیا یامقدسین برای انها دعاخواهد نمود و خدا را راضی خواهد کرد که انان را ببخشد. لیکن کتاب مقدس به ماتعلیم می هد که به وسیله هیچ یک از این راه ها نمی توانیم نجات ابدی را بدست اوریم . هیچ کس به انداه کافی خوب نیست که مورد قبول خدای قدوس قرار گیرد
ایا دیگر امیدی برای ما گناهکاران موجود نیست؟ بلی ، خدا را سپاس باد امیدی برای ما وجود دارد . انچه ما نتوانستیم برای خویشتن انجام دهیم و انچه هیچ پیامبری نتوانست برای ما انجام دهد ، خدا بر اثرمحبت عظیم خویش انجام داده است . کتاب مقدس می گوید : و او است کفاره به جهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه به جهت تمام جهان نیز... خون پسر خدا او عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک می سازد ... اگر به گناهان خود اعتراف کنیم او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد...اول یوحنا 2:2 و 7:1و9
بنا بر این می بینیم که راهی که خدا برای ما گناهکاران گشوده است تا به وسیله ان بسوی او بیائیم و مورد قبول او واقع شویم این است که به عیسی مسیح یعنی قربانی واقعی گناه ایمان اوریم و راه دیگری موجود نیست . زیرا عیسی می فرماید: من راه و راستی وحیات هستم ، هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی اید . ..یوحنا 14:6 خدا پسر خود را فرستاد تا همه مردم جهان را نجات بخشد و عیسی همه رادعوت می کند که بسوی او بیایند . او گفت هرگز کسی را که بسویش می اید رد نخواهد نمود . معنی این فرمایش این است که هر کس در این جهان از گناه خویش متنفر شود و صمیمانه توبه کند و مسیح را که پسر خدا است به عنوان نجات دهنده خود بپذیرد حتما بخشیده خواهد شد هر کس اعم از پیر و جوان ، فقیر و دولتمند، تحصیل کرده و بی سواد، بد و خوب ، می توانند بسوی ا و بیاید . لیکن باید دانست که ایمان به مسیح فقط این نیست که به طور سطحی او را پسر خدا بدانیم . معنی ایمان به مسیح این است که خود را به او بسپاریم همانطور که یک نفر بیمار خود را به دست های دکتر حاذقی می سپارد و به او اعتماد دارد که وی را شفا خواهد بخشید
ما مسیحیان خوشحالیم که مسیح بر عکس موسی و سایر انبیای گذشته مرده نیست و در قبر قرار ندارد . او زنده است ورحا با ما می باشد . همانطوری که او در وقتی که چون انسانی در فلسطین زندگی می کرد ، بیمارانی را که نزدش می امدند شفا می بخشید ، می تواند امروز هم مانند گذشته ما را نجات دهد. عیسی مانند نور خورشید ، هم در زمین با ما است و هم در اسمان با پدر سماوی خود می باشد . او همیشه در حضور پدر است و در انجا برای انانی که به او ایمان دارند پیوسته دعا می کند . کتاب مقدس می گوید : از این جهت نیز قادر است که انانی را که به وسیله وی نزد خدا ایند نجات بی نهایت بخشد چونکه دائما زنده است تا شفاغت ایشان را بکند. عبرانیان 25:7 . مرگ او روی صلیب برای ما و دعای دائمی او جهت ما نه فقط برای نجات ایمانداران از جهنم موثر می باشد بلکه می تواند انها را در وقتی که در این جهان شریر زندگی می کنند پاک و مقدس نگه دارد. دوست گرامی ، من با کمال صمیمیت دعا می کنم که شما و همه کسانی که جوینده خدا هستید ، حاضر باشید این هدیه نجات الهی توسط مسیح را بپذیرید . هیچ کس نمی تواند نجات را بخرد ولی خدا ان را به عنوان هدیه ای مجانی به ما عطا می فرماید به شرطی که ما دست های ایمان را بسویش دراز کرده وان را بپذیریم
com to me, all you who are weary and burdend, and. I will give you rest
matthaus(11:28-30
به سراق من ایید ای تمامی زحمتکشان من شما را ارامش خواهم داد
متی 11: 30.28

بی‌‌خبری از وضعیت علیرضا فیروزی

فعالان حقوق بشر در ایراناز علیرضا فیروزی، وبلاگ نویس و روزنامه‌نگاری که در روز جهانی کارگر بازداشت شد، هیچ خبری در دست نیست.
علیرضا فیروزی، از بازداشت شده‌گان روز جهانی کارگر است که بعد از بازداشت به زندان اوین منتقل شده است. با وجود گذشت بیش از 10 روز از بازداشت وی، هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.
وی از هم‌کاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و از متهمان پرونده‌ی دانش‌گاه زنجان است که ماه پیش با تودیع وثیقه‌ی پنجاه میلیونی از زندان آزاد شده و در انتظار صدور حکم دادگاه بود.