۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

بزرگانی در جهان كه به عیسی مسیح و كلام خدا ایمان آوردند


کتاب مقدس کلام خداست وتاكنون مردان و زنان بزرگی به این کتاب ایمان آورده اند و آن را پذیرفته اند.
آیا شما نیز می خواهید این کلام را بپذیرید و عیسی را به عنوان منجی خود قبول کنید؟
در این قسمت به بزرگانی از جهان اشاره می کنیم که به این کلام ایمان دارند.
آبراهام لینکلن : به اعتقاد من کتاب مقدس بهترین هدیه اي است که خداوند به انسان عطا فرموده است ، تمام نعمت هاي جهان از طریق این کتاب به ما رسیده است.
ویلیام گلدستون،سیاستمدار انگلیسی : در طول عمر خود افتخار آشنایی با نود و پنج نفر ازمردان بزرگ را داشته ام ، که از این هفتادو هشت نفرشان پیرو کتاب مقدس بوده اند، مهر اصالت بر کتاب مقدس خورده است و فاصله بی حدو حصر، آن را از هر کتاب دیگري جدا کرده است.
جرج واشنگتن: بدون خدا و کتاب مقدس غیر ممکن است بتوان جهان را اداره کرد.
ناپلئون : کتاب مقدس یک کتاب صرف نیست ، بلکه موجودي زنده است که هر که در برابرش قد علم کند به خاك می مالد.
پاتریک هنري ، سیاستمدار آمرکایی: کتاب مقدس می ارزد به تمام کتاب هایی که تاکنون به چاپ رسیده است.
گوته : بگذار فرهنگ فکري به پیشرفت خود ادامه دهد ، بگذار علوم طبیعی از جهت عمق و وسعت ترقی کند و فکربشر هر قدر می خواهد بازتر شود ، اما بدان همه این پیشرفت ها به قله فرهنگ اخلاقی مسیحیت ، آنگونه که در اناجیل دیده می شود نخواهد رسید.
و بسیاري دیگر از مردان و زنان که در مورد این کلام گفته اند.
کلامی که کودکان با عشق به داستان هاي آن گوش فرا می دهند ، کلامی که براي خردمندان عبرت و درس زندگی است،
کلامی که افراد شرور و مغرور از هشدارهاي آن می ترسند اما دردمندان در آن صداي مادري دلسوز را می شنوند کلامی که هرکس آن را در اختیار دارد گنجی بزرگ را دارد.
کلامی که هرکس آن را دارد با آن از تاریکی به نور می رسد.
بزرگانی که ایمان آوردند
چه زیاد هستند افرادي که قصد، دارند مسیحیت و عیسی مسیح و کلام خداوند را تخریب کنند ، اما راه به جایی نمی برند.افرادي که در طول تاریخ قصد داشته اند ایمان مردم را به عیسی مسیح و کتاب مقدس از بین ببرند اما خود نیز به این کلام و شخصیت برجسته جهان ایمان آورده اند.
"دکتر جاد" جزو فیلسوفان بزرگ جهان به شمار می آمد و به مدت چهار سال ریاست دانشکده فلسفه لندن را به عهده داشت. دکتر جاد و همکارانش ، جولیان هاکسلی ،برتراند راسل ، اچ جی ولز و جورج برنارد شاو بیشتر از هر گروه دیگري زیر بناي ایمان دانشجویان نسل اخیر را سست کرده بودند.
دکتر جاد معتقد بود عیسی انسانی بیش نبوده و خدا جزئی از این جهان هستی می باشد و اگر این جهان از بین برود خدا نیز نابود خواهد شد. وي بر این عقیده بود که گناه وجود خارجی ندارد و انسان اساسا خوب است و به سوي مدینه فاضله در حرکت می باشد. ولی سر انجام گفت : دو جنگ جهانی و احتمال وقوع جنگ جهانی دیگر برایش به طور قاطع ثابت کرده بودند که انسان حقیقتا گناهکار است.
اکنون او معتقد شده بود که گناه به طور کامل در کتاب مقدس شرح داده شده است و تنها راه نجات از گناه صلیب عیسی مسیح است. او پیش از مرگش یکی از پیروان غیور عیسی مسیح گردید.
"لیو والاس" که یک ژنرال بر جسته و یکی از نوابغ ادبیات به شمار می آمد، نمونه اي دیگر از این اشخاص می باشد.
وي دست به نگارش کتابی زد تا به اصطلاح افسانه "مسیحیت" را براي همیشه نابود سازد. آقاي لیو توضیح می دهد که چگونه دو سال تمام در کتاب خانه هاي اروپا و آمریکا به دنبال اطلاعاتی براي کتابش می گشت. قبل از به پایان رسانیدن دومین فصل کتابش متوجه شد که زانو زده است و با گریه به عیسی مسیح می گوید : " اي خداوند و اي خداي من".
شواهد حاکی از الوهیت مسیح که وي به آن ها دست یافته بود ، او را متقاعد نمود که عیسی مسیح پسر خدا و یگانه نجات دهنده بشر است.
" لیو والاس" بعدا کتاب بن هور را که یکی از بزرگترین رمان هاي مربوط به روزگار مسیح است را به رشته تحریر در آورد.
"سی .اس. لوئیس" : استاد و نویسنده دانشگاه هاي آکسفورد و کمبریج ، نمونه اي دیگر از اشخاص شکاك بود. او سعی می کرد خود را متقاعد سازد که مسیحیت فاقد اعتبار است. اما پس از سال ها تحقیق و جست و جو، زمانی که درآکسفورد بود عیسی را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.
او این لحظه را چنین تشریح می کند:
" باید مرا شبهاي متمادي تنها در اتاق خود در ماگدالن
تصور کنید که هر وقت براي حتی ثانیه اي دست از کار می کشیدم ،
حضور سنگین و مداوم او را که اصلا تمایلی به دیدنش نداشتم
شدیدا احساس می کردم. بالا خره آنچه را می ترسیدم بر سرم آمد.
در عید تثلیث ۱۹۲۹ من تسلیم شدم و قبول کردم که وی
خدا است و نزد او زانو زدم و دعا کردم. شاید آن شب دل شکسته ترین
و سر سخت ترین فرد انگلستان توبه نمود و به سوي خدا بازگشت"
"سی. اس .لوئیس" بعدا یکی از ایمانداران سر سپرده عیسی گردید و کتاب هاي زیادي براي دفاع از ایمان خود به مسیح به رشته تحریر در آورد. او در کتاب" فقط مسیحیت" چنین می گوید:
"شما می توانید او را ابلهی بپندارید و صدایش را خفه کنید
یا اینکه چون شیطانی بر او نهیب زده و او را بکشید
یا اینکه به پایش بیفتید و او را خداوند خدا بخوانید.
اما خواهش می کنم این حرف بی پایه و بی اساس را که
عیسی یک معلم و استاد بزرگ براي بشر بود را از خود اختراع
نکنید.چون او خود راهی از این جهت براي ما باز نگذاشته و نیز
چنین قصدي نداشته است"
پس مشاهده می شود چه کسانی به عیسی مسیح ایمان آورده اند. کسانی که مخالفین سر سخت عیسی مسیح و کتاب مقدس بوده اند.
به راستی کلام خداوند قدرتمند و حقیقت است زیرا که فرموده است:
((تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود،
و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است براي تمجید خداي پدر))

یک فعال دانشجویی به دو سال زندان محکوم شد

سایت آزادنا: محمد صیادی، فعال دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
محمد صیادی، فعال دانشجویی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان همدان در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال حبس تعذیری محکوم شد.
دادگاه تجدید نظر استان همدان با شکستن حکم دادگاه انقلاب مبنی بر ۷۸ ماه حبس قطعی حکم وی را به ۲ سال حبس قطعی تبدیل کرد تا این فعال دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا دو سال اینده را در زندان سپری کنند، همچنین دانشگاه بوعلی سینا نیز در طی پرونده سازی های آموزشی و انضباطی احکام گوناگونی را در ماه های اخیر بر علیه وی صادر کرده است.
قابل ذکر است، تنی چند از افراد نزدیک به نهاد های امنیتی در دانشگاه ها به دلیل عدم واکنش دانشجویان به این حکم قضایی، دروغ پراکنی بر علیه این فعال را آغاز کرده و اعلام کرده اند حکم وی تعلیقی می باشد.

مصادره منزل خانواده یکی از زندانیان سیاسی

انتشار: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
مصادره منزل و پلمپ کردن چاه کشاورزی خانواده یکی از زندانیان سیاسی
بنام خدا ؛طی هفته گذشته در چند مورد تماس تلفنی صمدی رئیس اداره اطلاعات رژیم در گلپایگان و معاونش فخاری به پدرم تذکر میدهند که منزلش محل تجمع افرادی است که در گذشته ضد انقلاب بوده ویا بعضا ضد نظام فعالیت می کنند و پدرم را متهم می کنند که با جمع آوری این افراد از مناطق مختلف مشغول تبلغ علیه نظام است .صمدی با اشاره به وضعیت این جانب به پدرم می گوید پسر شما با تمام توان مشغول فعالیت علیه نظام است و این در حالی است که شما نه تنها مانعش نمی شوید که از خودش و از ضد انقلاب که حمایتش می کنند حمایت و برایشان تبلیغ می کنید . این اتهامات در حالی صورت می گیرد که پدرم بیمار است وآمد و رفت خانه پدرم جزء برای عیادت وی نیست و افرادی که آمد و رفت می کنند گر چه از همۀ توده ها اما فعال یا مبارز سیاسی نیستند. صمدی توضیحات تلفنی پدرم را در این مورد نمی پذیرد و تهدید می کند تحت فشار نیروهای متعهد به نظام ما مجبور به واکنش خواهیم شد.تا اینکه سه شنبه گذشته مورخ 15 /2/88 شعبۀ 101 دادگاه گلپایگان به ریاست قاضی جوادی بنابه خواست دادستان افتخاری طی حکمی دستور به پلمپ چاه آبی کشاورزی پدرم می دهند از این چاه آب نزدیک به 50 هکتار از اراضی گشاورزی که متعلق به پدرم و بخش بزرگی از آن متعلق به گشاورزان منطقه است آبیاری می شوند پس از مراجعه پدرم به شعبه 101 قاضی جوادی اعلام می کند که این چاه بنابه گزارش و شکایت برادران اطلاعات محل تجمع غیر قانونی است و پسران شما با قرار دادن بشقاب ماهواره سعی در اغفال مردم در این محل داشته اند و برنامه های شبکه های ضد انقلاب را پیگیری می کردند. اسرار پدرم مبنی بر خشک شدن مصولات کشاورزی در صورت پلمپ چاه به نتیجه نمی رسد.عده ای از کشاورزان هم به اعضای شورای روستای کنجدجان مراجعه می کنند و خواهان حل مشکل می شوند این اعضا روز پنجشنبه به دیدار امام جمعه گلپایگان نیکونام می روند و از ایشان کمک می خواهند .نیکونام با اشاره به نام پدرم می گویید اینها با ضد انقلاب همکاری دارند. و من هم به عنوان نماینده رهبری خواسته ام تا اموالشان را بگیرند وبه افراد مستحق بدهند. از اینها می گیریم و به بقیه کشاورزان می دهیم.رژیم به این هم اکتفا نکرده در میان حیرت و سرگردانی خانواده ام روز شنبه عده ای از لباس شخصی ها با تعدادی از مامورین نیروی انتظامی رژیم با عنوان ظابطین دادگستری با در دست داشتن احکام که به خانواده نشان داده نشده به درب منزل مادرم و یکی دیگر از منازل پدرم مراجعه کرده و خواسته اند تا هر چه سریعتر این منازل تخلیه شوند. این حکم تخلیه نیز از طرف شعبۀ 101 صادر شده و در آن پدرم متهم شده که زمین خواری کرده و اراضی دولتی را که متعلق به منابع طبیعی بوده تصاحب کرده است .لازم به ذکر است این منازل بیش از 40 سال است که ساخته شده که حتی اکنون در اثر وضعیت بد اقتصادی خانواده ام ناشی از فشارهای گاه و بیگاه رژیم روبه ویرانی میروند و اگر قرار باشد منازل و زمینها ی خانواده این جانب متعلق به دولت باشد نیمی از منازل روستای کنجدجان که نزدیک به 15000 نفر جمعیت دارد در اطراف منازل ما جای دارد. این اتفاقات تنها برای قطع آخرین شریانهای اقتصادی خانوادۀ من و وادار کردنشان به تبعیت از خواست رژیم است .اینجانب از طرف خودم و خانواده ام از تمامی فعالین ،سازمانها و نهادهای حقوق بشر در سراسر جهان و تمامی انسانهای آزاده عاجزانه درخواست کمک دارم و می خواهم تا مانع از انجام نیات شوم و پلید رژیم ولایت فقیه علیه خانواده ام شوند .
زندانی سیاسی محمد نیک بختزندان مرکزی اصفهان20 اردیبهشت 1388گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

اعدام نوجوانان؛ اظهارات وقیحانه سخنگوی رژیم

سخنگوى وزارت خارجه رژیم شب گذشته در مصاحبه ای كه از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد، از اعدامهاى دسته جمعى بویژه اعدام نوجوانان در ایران دفاع كرد و گفت ما راجع به حقوق بشر بحث خودمون رو داريم. ما به صورت جدى مشكل داريم با غرب بر سر دموكراسى و حقوق بشر حالا اگه بخواهيد مى گم در كجا با هم اختلاف اساسى داريم. اتفاقا ما در بحث هسته ای باز به همين ترتيب ما در موضوع آزادى بيان ما حتى در موضوعى مثل اعدام مشكل بسيار بسيار جدى داريم با گفتمان موجود در غرب. ما مى گیم حقوق بشر و تنوع فرهنگى. يعنى در غرب مثلا نسبت به حقوق مقتول عنايتى ندارند مى گويند يعنى چه شما مى گوييد ديه خانواده مقتول، حالا زده يكى را كشته، اين را بگذاريد، اين براى چى اعدام بشود اين آقاى قاتل؟ ما مى گيم اين جا مبانى فرهنگى ما فرق مى كند. خيلى خوب، تيرباران، شما معتقديد اعدام مثلا بد هست. الان وارد بحث حقوقى و مبانى نمى شويم. چه فرقي است ميان تيرباران و بمباران. بمباران كه اعدام دسته جمعی تر از تيرباران هست. بالاى 18 سال و زير 18 سال بدون محاكمه بمباران مى شوند. خب اين چه جورى ممكن است. امسال عفو بين الملل مى گويد كه مجموع معدومين 3 هزار تاست. در حالى كه مجموع افرادى كه با گلوله باران كشته مى شوند بالاى 100هزار تاست. چرا سه هزار تا بالاتر از صد هزار تاست؟ چرا خونى كه با تيرباران ريخته مى شود بد هست، ولى خونى كه با گلوله باران ريخته مى شود بد نيست؟ اينها يک بحثهاى جدى حقوق بشری است.
این مزدور جنایتکار در باره اعتراض جهانی به اعدام دلارا دارابی نیز وقیحانه گفت چرا كمپين، امضا، تظاهرات جلو سفارتخانه ها براى اعدام هست ولى براى جنگ كه اعدام اكبر هست و كشتار دسته جمعی تر هست، چرا در آمار صليب سرخ به كشته هاى جنگى ما توجه نمى كنيم ولى به آمار عفو بين الملل كه كشته شده هاى اعدامند توجه مى كنيم؟ اينها بحثهاى بسيار مبنايى ست و چيزى نيست كه به راحتى بين ما و غرب حل بشود.

دو نفر دیگر را امروز در اصفهان حلق آویز کردند

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) 2 زندانی صبح روز دوشنبه در محوطه زندان مرکزی اصفهان اعدام شدند و 3 زندانی دیگر که یکی از آنها زن می باشد در آستانه اعدام قرار دارند. صبح روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه 2 زندانی به نامهای حسین باقری 32 ساله و علیرضا ملک محمدی 35 ساله در زندان مرکزی اعدام شدند. 3 زندانی که روز شنبه 19 اردیبهشت ماه به سلول انفرادی منتقل شده بودند. روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه محمود کریمی 27 ساله اعدام شد و 2 زندانی دیگر صبح روز دوشنبه اعدام شدند.در حال حاضر 2 زندانی دیگر به نام های محسن صادقی 35 ساله و رضا چوپانی 40 ساله در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.گفته می شود که روز دوشنبه یکی از زندانیان زن از بند زنان زندان اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است. زندانی که روز دوشنبه 21 اردیبهشت به سلول انفرادی منتقل شد خانم مریم رضائی پور نام دارد .رقم اعدام های که از هفتۀ گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. با اعدام های امروز در زندان اصفهان به 25 نفر رسید.سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های امروز و انتقال زندانیان بیشتری جهت به اجرا در آوردن احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران است.
21 فرودین 1388 برابر با 11 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

این است حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران


بار دیگر گزارشی تکاندهنده از فروش دختران ایرانی در کشورهای عربی در یکی از سایتهای داخل کشور منتشر شده است. سایت هم میهن در گزارش خود از جمله می نویسد معمولا دختران ایرانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند.
رئیس دفتر پلیس بین الملل (انترپول) در ایران در پائیز سال 2006 گفته بود امروزه قاچاق دختران و زنان جوان به کشورهای همسایه یکی از سودآورترین کارها در ایران است. وی گفت به دنبال زلزله اخیر در بـم، دختران یتیم دزدیده شده و به یک بازار شناخته شده در تهران برده شدند که در آن تاجران ایرانی و خارجی با یکدیگر ملاقات مى كنند.
این است جمهوری پلید اسلامی و حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران. این تجارت جنایت آمیز بدون اطلاع داشتن و شرکت آخوندها صورت نمى گيرد. مقامات دولتی خود نیز در خرید و فروش و آزار جنسی زنان و دختران دست دارند.****
گزارش سایت هم میهن: بیشتر دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اندزود همه چیز برایمان عادت می شود. شاید فراموشی گرفته ایم و خوشیم از سرما و خنکی زیر برف. اما هنوز هم درهتل های دبی چوب حراج می خورند دخترکانی که منتظرند، تا نگاه مشتاق یکی از آن شیخ های خنده رو و شکم برآمده مکثی بر چهره شان کند.
هم این که نمی بینیم، بس است برای آن که بگوییم نیست. وجود ندارد. اما تنور تجارت زنان در دبی را زنان ایرانی گرم می کنند.
زنانی که به تازگی کنار پرچم کشورمان به شبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی آمده اند. سوسن 19 ساله. یک شماره در کنار جمله ای که به فارسی تو را دعوت می کند با این دختر نیمه برهنه تماس بگیری....
زنان ایرانی در شبکه های غیر اخلاقی امارات
حرف تازه ای نیست انگار. کسی را هم نگران نمی کند.
نیره اخوان بی طرف یکی از نمایندگان زن در مجلس هشتم اما در رابطه با حضور زنان ایرانی درشبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی به هم میهن می گوید : منتشر شدن چنین تصاویری در این موقعیت زمانی به دلیل مغشوش جلوه دادن چهره کشورمان است.
نماینده اصفهان اعتقاد دارد: چنینی مسایلی در لایه های پنهان هر کشوری وجود دارد حتی اگر همه مسایل را هم درست کنیم این مشکل در گوشه ای خودش را نشان می دهد ولی این که در چنین موقعیتی چنین اخباری منتشر می شود برای آن است که بگویند در کشوری اسلامی که ادعای اخلاقیات دارد، چنین اتفاقاتی می افتد .
او هم مانند بقیه مسوولان از خرید و فروش زنان ایرانی در امارات اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید: باید مسئولان و متولیان در این رابطه پاسخگو باشند ، من از صحت و چرایی این اتفاق اطلاعی ندارم .
به جز دبی افغانستان، پاکستان و هندو ستان نیز از جمله کشورهایی هستند که به تجارت دختران ایرانی می پردازند .
در یکی از گزارش هایی که به موضوع قاچاق زنان در ایران پرداخته آمده است: در رابطه با قاچاق دخترتن و زنان ایرانی نوشته است آمده است: یکی از دلایل فرار دختران ایرانی و گرفتار شدن در چنین باند های فقر مالی توام با فقر فرهنگی است. افراد باندهای فوق با سواستفاده از این ضعف، به ‏روستاهای کوچک و محروم می روند (خصوصا در استان خراسان به دلیل نزدیکی ) و با خانواده ها صحبت می کنند ‏که از این طریق دخترانشان به استقلال می رسند، خرج خودشان را تامین می کنند و می توانند در آینده ای نه چندان دور ‏آنان را نیز تامین کنند و بدین ترتیب اجازه خرید دختر را از پدرش می گیرند.
حتی در بعضی موارد دیدم که به صورت ‏علنی هم گفته شده که دخترشان را برای چه موردی خریداری می کنند ولی باز در نهایت تعجب موافقت شده است. طبق ‏گفته این دختران به طور معمول در ازای هر دختر 6 - 7 میلیون تومان به خانواده شان پرداخت می شود. البته دختران 10-‏‏12 ساله به مبلغ 20 میلیون تومان خریداری می شوند که آنان را برای شیوخ امارات می برند. چرا که آنان به دختران این ‏رده سنی علاقه مند هستند! مواردی هم بودند که در خانواده، شخصی بیماریهای نظیر کبد و کلیه داشته و به پول احتیاج ‏شدید داشتند و آن پول را از فروش دخترشان تامین کردند. در این موارد خانواده راضی نبودند اما بر اثر ناچاری دست به ‏این کار زده اند.
سولماز شریف، نویسنده این گزارش در گفت و گو با یک کارشناس اجتماعی به بررسی علل رایج بودن قاچاق زنان و دختران در استانهای خراسان، سیستان و بلوچستان و افغانستان ‏و پاکستان پرداخته و گفته است: قاچاقچیان، این دختران و زنان را در خانواده هایی که غالبا شرایط نابسامان اقتصادی به سر می برند، ‏شناسایی و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که دارای ثروت هستند، خواستگاری می کنند و پس از عقد آنها را به خانه ‏های فساد در شهرهایی نظیر کویته، کراچی و... اعزام می کنند که بر اساس یافته های این تحقیق مناطق حاشیه نشین مشهد ‏از مناطقی است که این پدیده در آن کاملا به چشم می خورد. ‏
این کارشناس به ابعاد نگران کننده پدیده فروش دختران توسط خانواده خود و یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی ‏اشاره می کند و می گوید: مطابق بررسیها قربانیان اولا هیچ آگاهی از قاچاق شدن خود نداشته اند و از آنجا که ازدواج آنها ‏به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج با اجبار، زور، تهدید و فریب به زاهدان و سپس به پاکستان و افغانستان ‏منتقل می شوند. نکته این است که همه قربانیان از طریق صیغه، ازدواج کرده و عدم ثبت رسمی عقد آنها در این شکل یکی ‏از معضلات اساسی شده است.‏
معمولا دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند و آنها به دو صورت قاچاق می شوند، ‏تعدادی از زنان و دختران به طور رسمی خواستگاری شده و در ازای پرداخت مبالغی به خانواده هایشان از مرز عبور داده ‏می شوند و عده ای دیگر دخترانی هستند که ربوده شده و یا توسط اعضای باند اغفال می شوند و بدون اجازه پدر از کشور ‏خارج می شوند. اگر مردان عرب این دختران را به همسری انتخاب کنند مشکل زیادی وجود ندارد اما مشکل زمانی به ‏وجود می آید که دختران ایرانی مورد استقبال قرار نمی گیرند، بنابراین به روسپیگری در کلوپ ها و کاباره ها مشغول می ‏شوند. ‏

آخرین گزارش از وضعیت دانشجویان دربند امیرکبیر

خبرنامه امیرکبیر: احمد قصابان، دانشجوی دربند، صبح امروز با تودیع قرار وثیقه ی ۲۰۰ میلیون تومانی ازاد شد. وی یک روز پس از مراسم تدفین چند شهید گمنام و اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به دفن شهدا، در منزل بازداشت و روانه بند امنیتی ۲۰۹ اوین شد.
احمد قصابان ششمین دانشجوی ازاد شده دانشگاه پلی تکنیک است که پس از ۸۵ روز بازداشت و تحمل فشارهای شدید نیروهای امنیتی ازاد شد. پیش از این نیز طی هفته های گذشته، اسماعیل سلمان پور، کوروش دانشیار و حسین ترکاشوند و یاسر ترکمن و نریمان مصطفوی نیز آزاد شدند.
گفتنی است عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی و مجید توکلی سه دانشجوی دیگری هستند که هنوز در بازداشت بسر می برند و از وضعیت مسعود دهقان نیز هم چنان اطلاعی در دست نیست.

بازجویی از زنان بازداشتی در بند 209

تغییر برای برابری - امروز 20 اردیبهشت برخی از خانواده های بازداشت شدگان به دفتر آقای جمشيدي رفتند و پی گیر نامه ای بودند که هفته پیش برای آقای شاهرودی نوشته وبه دفتر سخنگوی قوه قضائیه داده بودند. یکی از مادران کمپین می گوید:«البته كه ما را به راحتي راه ندادند گفتند آقای جمشيدي نیست. خلاصه با اصرار مادرهای بچه ها دو نفر وارد دفتر ایشان شدند. به آنها گفتند نامه را آقای جمشيدي برداشته و جوابي نداده است. اما خانواده ها آنقدر نگران بچه هایشان بودند که گفتند ما جواب مي خواهيم. درست است كه زنان زندانی تماس می گیرند ولي چرا به كار ان ها رسيدگي نمي شود و هنوز آن ها را نگه داشته اند؟ پسرها چرا زنگ نمي زنند و از آن ها خبري نداريم؟ خلاصه گفتند كه چرا ما نبايد از بچه هايمان خبر داشته باشيم؟ مگر آنها چه كرده اند و گناه آن ها چيست؟ آنها ضمن بیان این که روز سه شنبه مجددا برای ملاقات با شخص آقای جمشیدی به دفتر ایشان می آیند آنجا را ترک و سپس راهی دادگاه انقلاب شدند.»
یکی از اعضای خانواده های کارگری که در مقابل دادگاه بود نیز به ما گفت:« هر روز بی نتیجه می آییم . جواب های ضد و نقیض می دهند. ساعت يك و نيم بعداز ظهر خسته و بی جواب به خانه بازگشتیم»
بعد ازظهر امروز نیز برخی از زنان بازداشتی با خانواده هایشان تماس گرفتند. نیکزاد زنگنه که از بازجویی بازگشته بود در تماس با مادرش گفته است :«امروز از همه بازجویی کردند. من هم توضیح دادم که برای تحقیق دانشگاهی ام در پارک بودم. آنها همچنین ازمن درباره فعالیتم در کمپین سوال کردند که من هم پاسخ دادم و کار در کمپین را علنی و قانونی دانستم . ».
جلوه جواهری هم در تماسی که با خانواده اش داشته گفته از او هم بازجویی شده است. جلوه شاکی از این بوده که او در پارک نبوده و او را از خانه اش برده اند اما آنها به اعتراض او توجه نکرده اند. او همچنین نگران کامپیتورش بود چون همه مدارک مربوط به پایان نامه اش در آن است و نگران بود که نکند همه را پاک کنند.»
همچنین مریم محسنی در تماس با دخترش رزا فرج اللهی گفته است :« داروهایم را نمی دهند و گوشم به شدت ورم کرده است. هر چقدر در خواست می کنم که مرا به دکتر ببرند و داروهایم را بدهند قبول نمی کنند.»
طبق گفته زنان بازداشتی، همه آنان را برای بازجویی به بند 209 و با چشم بند برده بودند.بیشتر بازجوها زن بوده اند. به همه آنها ورقه هایی داده اند که تعهد دهند که دیگر در تجمع غیر قانونی شرکت نمی کنند. به مریم محسنی هم در بازجویی برگه تعهد را داده بودند که او گفته بود «من امضاء نمی کنم چون در تجمع غیر قانونی شرکت نکرده ام و تجمع اول ماه می غیر قانونی نیست».
هم اکنون دو تن از زنان به بند عمومی منتقل شده اند و 15 نفر از آنان در سالن متادون هستند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

علی کلایی فعال دانشجویی در دادگاه انقلاب بازداشت شد

کمیته گزارشگران حقوق بشر
علی کلایی فعال دانشجویی که امروز جهت رسیدگی به اتهامات خود به همراه وکیلش دکتر نعمت احمدی در دادگاه انقلاب حضور یافته بود، توسط فردی که خود را از مأموران " پلیس امنیت" معرفی می کرد، بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافت.
به گفته دکتر نعمت احمدی، این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که وی جهت رسیدگی به پرونده مربوط به بازداشت خود در آذرماه 86 در دادگاه انقلاب حضور یافته، و بازداشت او در دادگاه، بدون دلیل، در روندی کاملا غیرقانونی اتفاق افتاده است.
فرد مذکور در برابر اعتراض دکتر نعمت احمدی گفته است:" وی میبایست به چند سوال پاسخ دهد."
علی کلایی از جمله دانشجویانی است که در جریان بازداشت گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ در آذرماه 86 بازداشت و بیش از 50 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد.
گفتنی است، کلایی از زمان بازداشت تاکنون تماسی را با خانواده خود برقرار نکرده است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر، با اعتراض به دستگیری علی کلایی در دادگاه انقلاب، خواهان پاسخگویی مقامات قضایی نسبت به اینگونه اعمال غیرقانونی است.

از هفتۀ گذشته تا کنون 23 زندانی در ایران اعدام شدند

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) یکی از 3 زندانی که روز گذشته جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند صبح روز یکشننبه اعدام شد.زندانی که صبح امروز اعدام شد محمود کریمی که 27 ساله می باشد نام داشت . 2 زندانی دیگر که دیروز به سلول انفرادی منتقل شدند همچنان در سلولهای انفرادی بسر می برند ودر انتظاراعدام بسر می برند. زندانیانی که در انتظار اعدام بسر می برند به نامهای حسین باقری 32 ساله و علیرضا ملک محمدی 35 ساله می باشند.همچنین روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه 2 زندانی دیگر برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند.زندانیانی که به سلولهای انفرادی منتقل شدند به نامهای زیر می باشند:1- محسن صادقی 35 ساله از بند 4 زندان مرکزی اصفهان، 8 ماه است که در زندان بسر می برد2-رضا چوپانی 40 ساله از بند 4 زندان مرکزی اصفهان ،او 2 سال است که در بازداشت بسر می برد این 2 زندانی به اتهام داشتن مواد مخدر قرار است که اعدام شوند.
از هفتۀ گذشته تا به حال 23 زندانی در زندانهای مختلف ایران اعدام شده اند.به نظر می آید که برای هر چه بیشتر ایجاد کردن رعب و وحشت در بین مردم که خواهان حقوق خود هستند زمانهای اعدام که در هفته های اخیر بصورت هر هفته به اجرا در می آمد به چند روز در هفته تبدیل شده است.سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اجرای حکم اعدام امروز و انتقال زندانیان بیشتری برای به اجرا در آوردن احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران است
20 فرودین 1388 برابر با 10 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

نگرانی از وضعیت دانشجوی زندانی ، شبنم مددزاده

فعالان حقوق بشر در ایران
روند منتهی به بازداشت های اخیر فعالان دانشجویی که دست کم با بازداشت 15 دانشجو مستند گردید، علیرغم آزادی تنی از آنان همچنان به صورت نگران کننده ادامه دارد.
از جمله فعالان دانشجویی بازداشت شده، خانم شبنم مددزاده، عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تهران (دبير سياسي اين انجمن) و نايب دبير شوراي تهران دفتر تحکيم وحدت است که از تاریخ اول اسفند ماه به شکل نامعلومی بازداشت و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد. منابع موثق اعلام میدارند اولین یگانی که بازداشت ایشان را اعلام کرده بود کلانتری رجایی شهر کرج بود.
همزمان، فرزاد مددزاده ، برادر این فعال دانشجویی در روز بازداشت ایشان طی تماسی به کلانتری مورد اشاره جهت پیگیری وضعیت خواهر خود مراجعه کرده بود نیز بازداشت و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل گردید.
هر چند سخنگوی قوه قضائیه در نشست مطبوعاتی مورخه 13 اسفندماه خود، اتهام خانم مددزاده را همکاری با سازمان مجاهدین خلق عنوان داشته بود اما فعالان دانشجویی و نزدیکان وی با اشراف به فعالیتها و خط فکری وی، این اتهامات را ساختگی می دانند همانطور که پیش تر تعدادی از فعالان کرد دانشگاه تربیت معلم به ارتباط با احزاب کردی متهم شده بودند، اتهامی که هیچگاه اثبات نگردید.
فعالان این دانشگاه در پاسخ به چرایی بازداشت خانم مددزاده، این موضوع را پاسخی به اعتراضات گسترده دانشجویی در دانشگاههای مختلف در خردادماه 87 می دانند. تحصن گسترده ای که 12 روز به طول انجامید و دانشجویان 10 روز به اعتصاب غذا برای احقاق حقوق صنفی و قانونی خود مبادرت نمودند. این تحصن نهايتا با مذاکره ي متحصنين با مسئولين دانشگاه و پذيرفته شدن تمام خواسته هاي تحصن، به اتمام رسيد.
يکي از تعهداتي که دانشگاه در جلسه ي مذاکره متقبل شد اين بود که هيچ يک از دانشجويان به کميته ي انظباطي احضار نشود و در صورتي که نهاد هاي خارج از دانشگاه، از جمله وزارت اطلاعات، دانشجويان را احضار کرد، دانشگاه نهايت حمايت خود را در قبال دانشجويان اعلام کند. اين تعهد به صورت کتبي بود و به امضاي رئيس دانشگاه و نماينده ي وزير علوم نيز رسيد.
دو ماه پس از پایان تحصن و فرا رسیدن ایام تعطیلی دانشگاه، چهل تن از دانشجویان بر خلاف وعده های داده شده به کمیته های انظباطی احضار و دوازده تن نیز از طریق دفتر پیگیری وزارت اطلاعات یا حراست دانشگاه به دادگاه انقلاب احضار شدند.
خانم مددزاده که عضو هسته ی مرکزی تحصن و تیم مذاکره کننده بود همچون سایر فعالان این دانشگاه به کمیته انضباطی و بازپرسی دادگاه انقلاب احضار شد که وی از مراجعه به این اماکن خودداری نمود.
نهایتاً این فعال دانشجویی با آغاز مجدد اعتراضات صنفی از جانب انجمن اسلامی دانشگاه تربيت معلم که برنامه ای با جمع کردن امضا جهت تغيير برنامه ي غذايي بود همراه شد و این مهم همزمان با انتشار مقاله ای از ایشان با عنوان "صد سال مبارزه براي عدالت وآزادي" که نگاهي آسيب شناسانه به انقلاب اسلامي داشت شد آخرین فعالیتهای وی پیش ازبازداشت تلقی میشود.
قابل توجه است از جمله اتفاقاتي که در جريان بازداشت شبنم مددزاده در دانشگاه تربيت معلم پيش آمد، حمله ي نيروهاي بسيج دانشگاه، با سلاح سرد به اعضاي انجمن اسلامي بود که يکي از دانشجويان اعضاي انجمن را راهي بهداري دانشگاه کرد. بسيج و دانشگاه هيچ گونه توضيحي در مورد اين اتفاق که در14 اسفند روي داد ندادند.
علیرغم وعده های مکرر مسئولان دانشگاه و نهادهای قضایی و امنیتی که حتی در تاریخ سوم اسفندماه در مقابل عده زیادی از دانشجویان مبنی بر آزادی ایشان تا قبل از پایان سال صورت گرفت، خانم مدد زاده و برادر ایشان کماکان در حالت بلاتکلیفی در بازداشت به سر می برند.
این عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تهران تا کنون ملاقاتی با خانواده یا وکلای خود (خانم شیرین عبادی و آقای عبدالفتاح سلطانی) نداشته است، تنها اطلاع خانواده از دو فرزند خود محدود به چهار تماس تلفنی در خصوص خانم مددزاده و دو تماس تلفنی در خصوص برادر ایشان می باشد.
خانواده مددزاده، عنوان می دارند صحبتهای این فعال دانشجویی در دو تماس آخر نشانگر نگراني شديد و وضعيت روحي نامساعد وي بوده است.
نص صریح قانون، حق بیان اتهام ثابت نشده و رای صادر نشده را از مقام قضایی سلب می کند و همچنين نگهداري طولاني مدت در سلول انفرادي و عدم ارتباط با خانواده و نیز دسترسي به وكيل از موارد نقض قانون در اين پرونده مي باشد , از اینرو "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" با تاكيد بر حفظ حقوق مدنی و شهروندی متهم عملکرد سخنگوی قوه قضائیه در نشست مطبوعاتی خود را همچون گفته های اخیر معاونت امنیت استان تهران در خصوص دانشجویان دانشگاه امیرکبیر نقض قانون ارزیابی می کند و این عملکرد را سرپوش گذاشتن بر فقدان اسناد و مدارک و پیش برد یک سناریوی مشخص در قبال فعالان دانشجویی و خواسته های آنان می داند.
همچنین این مجموعه نگرانی خود را از وضعیت خانم شبنم مددزاده اعلام میکند و خواستار برخورداری وی از حقوق قانونی خود همچون اجازه ملاقات با خانواده، ملاقات با وکلای خود، پایان دادن به نگهداری در سلول انفرادی است.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه

ای خداوند تا کی فریاد برآورم و تو نشنوی؟
تا به کی نزد تو از ظلم فریاد برآورم و تو نجات ندهی؟
چرا بی انصافی را به من نشان می دهی؟
و بدی را تحمل می کنی؟
ویرانی و آشوب پیش روی من است.
منازعه پدید می آید و ستیزه افزون می شود.
از این سبب شریعت سست شده و عدالت هرگز جاری نمی شود.
شریران عادلان را احاطه می کنند،
بدین سبب عدالت منحرف شده است. ( حبقوق 1:1-4 )

دعایی از جان هنری نیومن

ای خداوند و نجات دهنده من، در بازوان تو در امانم. اگر در آغوش تو باشم از هیچ چیز نمی ترسم و اگر رهایم کنی هیچ امیدی ندارم. نمی دانم قبل از رحلتم از این دنیا چه بر من خواهد گذشت. هیچ چیز درباره آینده نمی دانم، ولی بر تو توکل دارم. از تو می طلبم که هر آنچه برایم خیر و نیکویی است به من عطا کنی و هر آنچه نجات مرا به مخاطره می اندازد از من دور نمایی ... همه اینها را به تو می سپارم، زیرا تو دانای اسراری و من نیستم. اگر مرا به رنج و اندوه مبتلا می کنی، فیض خود را نیز به من عطا کن تا تحمل کنم. مرا از خشم و خودخواهی محافظت فرما. اگر در این دنیا به من سلامتی و قدرت و کامیابی می دهی، باز هم نگاهبان من باش، مبادا این عطایای بزرگ مرا از تو دور کند... عطا کن تا تو را بشناسم، به تو ایمان داشته باشم، تو را محبت کنم، تو را خدمت نمایم و تا زمانی که در این دنیا هستم جلال تو را بسرایم، با تو و برای تو زیست کنم و نمونه شایسته ای برای اطرافیان خود باشم، عطا کن در زمانی و به شیوه ای بمیرم که برای تمجید و ستایش تو بهترین باشد و برای نجات من نیکوترین. آمین.

دعایی از جان هنری نیومن
از کتاب : "چرا خدا چون خدا عمل نمی کند؟ " فصل آخر
نویسنده : دیوید بست

استفاده از اینترنت برای بشارت انجیل

کلیسا‌ها، مشارکت‌ها، گروه‌های کوچک خانگی و سازمان‌های مسیحی و بسیاری از پیروان مسیح، این یکشنبه وقت خود را به بحث درباره چگونگی بکارگیری اینترنت برای بشارت تخصیص می‌دهند.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از كریستین تودی، روز بشارت اینترنتی که از سال ۲۰۰۵ پدید آمد، روزی ویژه برای کلیسا‌ها و تک تک ایمانداران است تا با کنار گذاشتن روش‌های همیشگی، سکوی پرتابی را به نام "اینترنت" برای بشارت به همسایگان، جامعه و دنیا انتخاب کنند.
بر اساس آمار منتشر شده از سازمان "آمار جهانی اینترنت"، در پایان ماه گذشته ۱.۵۹ میلیارد نفر در سراسر جهان به شبکه اینترنت دسترسی دارند و گفتنی است که این آمار در پایان سال ۲۰۰۰ برابر ۳۶۰ میلیون نفر بود.
آقای والت ویلسون، بنیانگذار و مدیر سازمان اینترنتی GMO که در زمینه بشارت فعالیت دارد، گفت: "ما اولین نسلی خواهیم بود که با استفاده از تکنولوژی اینترنت، می‌توانیم کلام انجیل را به تمامی نقاط جهان برسانیم.
روز بشارت انجیل بوسیله اینترنت، تلاشی دسته‌جمعی است که تمامی ایمانداران می‌توانند در یک روز، به پیشبرد "مأموریت بزرگ" بپردازند."حامیان روز بشارت اینترنتی از جمله GMO امیدوارند که سرعت رشد فعالیت‌های بشارتی در اینترنت به سرعت رشد سایت‌هایی مثل Facebook یا Twitter و یا حتی بیشتر از آن برسد.
با این وجود که Twitter آمار مشخصی از بازدیدکنندگان خود ارائه نمی‌دهد، اما تخمین زده می‌شود که روزانه بین ۶ تا ۸ میلیون نفر به این سایت رجوع می‌کنند و نرخ رشد سالیانه آن برابر با ۱۰۰۰% می‌باشد.
از سوی دیگر Facebook حدود ۲۰۰ میلیون کاربر دارد که تقریباً نیمی از آنها حداقل روزی یکبار به سایت سر می‌زنند.
سازمان GMO از ابتدای شکل‌گیریش در سال ۲۰۰۴ همواره سعی در بکارگیری تکنولوژی برای انتشار پیام مسیح در سراسر جهان دارد. این سازمان با استفاده از ۹۱ وبسایت در طی ۵ سال اخیر توانسته افراد بسیاری را به سوی مسیح سوق دهد.
بازدیدکنندگان این وبسایت‌ها در طی این مدت، از سالی ۲۱۰۶۶ به ۳ میلیون نفر در سال ۲۰۰۸ رسید.
این سازمان انتظار دارد که امسال میزان بازدید‌ها به ۵ میلیون برسد.ویلسون در ماه گذشته اذعان داشت: "آمار افرادی که در این سال‌ها به دنبال مسیح می‌گردند، کاملاً بی‌نظیر و بی‌سابقه است."کلیساهایی که مایل هستند در جریان اتفاقات روز بشارت اینترنتی قرار بگیرند، می‌توانند به آدرس internetevangelismday.com مراجعه کنند.

تجمع دانشجویان در اعتراض به کشیده شدن دیوار حائل جنسیتی

تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در اعتراض به کشیده شدن دیوار حائل جنسیتی
خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز در اعتراض به کشیدن دیوار حائل به منظور جداسازی جنسیتی درکتابخانه این دانشگاه تجمعی اعتراضی برگزار کردند و جلوی ساخت آن را گرفتند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که در روزهای گذشته ماموران انتظامات و حراست مجتمع نیایش (دانشکده فنی و معماری) با حضور سوال برانگیز خود در کتابخانه این مجتمع محدودیت های بی ضابطه و خارج از عرفی را در مورد نحوه نشستن، مطالعه و ارتباط دانشجویان اعمال می کردند.
مسئولین این دانشکده در ساعات شلوغ مطالعه و ازدحام کتابخانه تصمیم به کشیدن این دیوار که مصالح و لوازم آن از پیش به محل مورد نظر آورده شده بود، گرفتند که با سر و صدای زیاد دانشجویان در اعتراض به این حرکت و درگیری ماموران انتظامات دانشکده با دانشجویان فضای کتابخانه به شدت متشنج شد. در پی این حوادث، نیروهای انتظامات و رییس حراست دانشگاه، سراسیمه و به سرعت در محل کتابخانه حاضر شدند تا با برخورد و تهدید دانشجویان جلوی اعتراض دانشجویان که لحظه به لحظه بر تعدادشان اضافه می شد، گرفته شود. بنابر گفته دانشجویان، رییس انتظامات هدف از ایجاد این دیوار را جلوگیری از “کثافت کاری دانشجویان” ذکر کرده است که این جملات با اعتراض شدید دانشجویان و هو کردن وی همراه شده است.
در نهایت با ادامه یافتن اوضاع حدود ۲۰۰ نفر از دانشجویان معترض با ایستادن در مسیر کشیده شدن دیوار و دست زدن به تجمعی خود جوش دانشگاه را مجبور به عقب نشینی کرده و موفق شدند جلوی کشیده شدن این دیوار را بگیرند. در پایان دانشجویان مصرا از مسوولین دانشکده خواستند که از چنین اقداماتی که توهین به دانشجویان محسوب می شود خودداری کنند و تهدید کردند که اگر دانشگاه اقدام به هرگونه تفکیک جنسیتی در محیط دانشگاه بنماید در مقابل آن خواهند ایستاد.
البته رئیس دانشکده هدف از این اقدام را ایجاد محیطی برای کتابخانه دیجیتال عنوان نموده است که با گفته رئیس انتظامات دانشکده در تضاد قرار دارد.
لازم به ذکر است تفکیک جنسیتی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز اخیرا شدت بیشتری پیدا کرده است که می توان به ساخت راه پله های جدا برای دانشجویان دختر و پسر در دانشکده های علوم انسانی و علوم اجتماعی و همچنین جداسازی کلاس های دروس عمومی اشاره کرد.

سرنوشت نامعلوم دختر دانشجوی تهرانی

خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:
یک دختر دانشجوی 19 ساله به نام «مهسا نادری» که از 3 ماه پیش به اتهام فعالیت سیاسی دستگیر و به سلول انفرادی بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات انتقال داده شده در وضعیت نامشخص به سر میبردو از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست.
خانواده «مهسا نادری» دختر دانشجوی 19 ساله تهرانی اطلاعی از وضعیت فرزند دربندشان در دست ندارند. نامبرده در اواخر بهمن ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت و به بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات انتقال داده شد. مهسا نادری که به انجام فعالیت سیاسی متهم شده در اواخر سال گذشته و اوایل سال جاری چندبار از بازداشتگاه و محل سلول خود و هربار به مدت چند دقیقه با خانواده خویش تماس تلفنی داشته و از نگهداری خود در سلول انفرادی و بازجویی های مکرر خبر داده بود.
گفته می شود تماس تلفنی مهسا از یک ماه پیش قطع شده است که این موضوع و بی اطلاعی از وضعیت و سرنوشت نامبرده خانواده وی را به شدت نگران کرده است. خانواده این دختر نوجوان زندانی از سازمان و نهادهای حقوق بشری تقاضای پیگیری وضعیت فرزندشان و تلاش برای آزادی وی را دارند.
شایان ذکر است محسن نادری پدر مهسا نیز از یک سال پیش به اتهام فعالیت سیاسی دستگیر و زندانی گردیده و هم اکنون در حبس به سر می برد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

فرانسه: رژیم تهران در انفجارهای اخیر عراق دست داشته

ایرنا: سخنگوي وزارت خارجه فرانسه از پاسخ شفاف به سوال ايرنا در مورد اظهارات اخير خود درباره انفجارهاي عراق طفره رفت.
اين سخنگو پيش از اين در روز دوشنبه در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران كه تلاش كرده بود رابطه‌اي بين انفجارهاي اخير عراق با خواستها و تلاش جمهوری اسلامی براي كسب موقعيت بهتر در مذاكرات با آمريكا را تداعي كند، بطور غيرمستقيم چنين القاء كرد كه گويا جمهوری اسلامی در ايجاد اين اقدامات تروريستي در عراق نقش داشته است.
خبرنگار ياد شده پرسيده بود: آيا فرانسه با توجه به سه هفته خونين در عراق، رابطه‌اي ميان افزايش و ازسرگيري خشنونت‌ها درعراق از يك سو و خواست رژیم تهران مبني بر افزايش كارت‌هاي خود در مذاكرات هسته اي با غرب از سوي ديگر نمي‌بيند؟
سخنگوی فرانسوی در پاسخ به اين سوال گفته بود: فرانسه از هر فرصتي استفاده كرده و از رژیم تهران مي‌خواهد تا براي ايجاد ثبات در منطقه تلاش كند.
ايرنا در سوالي از سخنگوي وزارت خارجه فرانسه خواست تا موضع دولت فرانسه در خصوص وقايع اخيرعراق و نقش جمهوری اسلامی را كه وي به طور ضمني در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران مطرح كرده بود، بطور شفاف بيان كند اما سخنگوي دستگاه ديپلماسي فرانسه با طفره رفتن از پاسخ شفاف، بار ديگر جمله قبلي خود را تكرار كرد و تاكيد كرد: ما تمام جنبه‌هاي روابطمان با رژیم تهران را با ويژگي هايش مد نظر قرار مي‌دهيم.
13 از عوامل رژيم تهران در عراق دستگير شدند
تلويزيون الشرقيه به نقل از پليس عراق اعلام كرد 13 تن از اعضاى گروههاى ويژه وابسته به رژيم تهران را پس از اطمينان از وابستگى آنها به القاعده و اينكه در ايران آموزش ديده اند، در ديوانيه دستگير شدند.
به گفته پليس عراق، اين 13 نفر از طراحان انفجارهاى دو هفته اخير در بغداد هستند كه بالاترين آمار انفجار در سال جارى میلادی است.

افزایش فشارها بر یک زندانی امنیتی

فعالان حقوق بشر در ایران
زندانی امنیتی، رضا ملک از زندان قزل حصار با نگارش نامه ای از افزایش فشارها بر خود سخن گفته است. آقای ملک که سمت معاون تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات در دوره تصدی گری علی فلاحیان را تا قبل از دستگیری خود بعهده داشت و در موضوع قتلهای زنجیره ای جزو بازداشت شدگان قرار گرفت با نگارش نامه ای از زندان قزل حصار از افزایش فشارها بر خود خبر داده است.
وی عنوان می دارد که با پایان یافتن یک دوره از بازجویی های جدید و ناراضی بودن مسئولان امنیتی از برخوردهای وی ، اکنون به صورت هر روزه توسط مسئول واحد 3 زندان به نام آقای کرمی و دستیارانش مورد اذیت و آزار قرار میگیرد.
آقای ملک عنوان داشته است در صورت تداوم این فشارها در اعتراض به این روند اقدام به اعتصاب غذای نامحدود خواهد نمود.

تائید حکم اعدام یک فعال سیاسی کرد

فعالان حقوق بشر در ایران
حکم اعدام فصیح یاسمنی، فعال سیاسی کرد که پیشتر در دادگاه خوی صادر شده بود توسط دادگستری استان آذربایجان غربی مورد تائید قرار گرفت.
این شهروند 27 ساله و اهل روستای "هندوانه" از توابع شهر خوی پیش تر در ابتدای سال 86 به همراه پنج هم روستایی منجمله پدر سالخورده خود بازداشت شده بود در شبعه اول دادگاه انقلاب این شهر به اتهام عضویت در اپوزیسیون کرد به اعدام محکوم شده بود.حکم صادره پس از اعتراض وی در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی مورد بررسی قرار گرفت و عیناً تائید شد.
وی در حالی به عضویت متهم و به اعدام محکوم شده است که هیچگونه سندی جز استناد به اعترافات وی که این زندانی عنوان می دارد تحت شکنجه از وی اخذ شده است موجود نمی باشد.
در همین رابطه فهيم رضا زاده به 15 سال حبس تعزيري توام با تبعيد و حسین یاسمنی پدر 66 ساله این جوان به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود که پس از طی یکسال از ایام محکومیت به شهر گرمی تبعید شد.

خبرگزاری فرانسه: یک زن (زینب نظرزاده) دیروز اعدام شد

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران به نقل از رسانه های حکومتی نوشت 9 نفر از جمله یک زن طی یکی دو روز اخیر در ایران اعدام شدند.
به نوشته خبرگزاری فارس، پنج نفر در زندان کرمان حلق آویز شدند. تاریخ دقیق اعدام این پنج تن اعلام نشده است. این در حالیست که روزنامه وطن امروز از اعدام 4 نفر از جمله یک زن بنام زینب نظرزاده در روز چهارشنبه در زندان اوین خبر داده است.
خبرگزاری فرانسه نوشت شمار اعدامها طی هفته های اخیر در ایران افزایش یافته است.
سایت تغییر برای برابری: زینب ۲۸ ساله متهم به قتل همسر مسن خود دو سال است که بی وکیل در زندان به سرمی برد و قرار است سحرگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت حکمش اجرا شود. با خانواده اش در شهرستان اهر تماس می گیریم بی خبر هستند و به سختی می توانیم خبر را به انها اطلاع دهیم . برادرش می گوید دو ماه پیش مادرمان ازناراحتی زینب فوت کرد و حالا باید عزا دار خواهرخود شویم. از همه حمایت می خواهد. می گوید ما الان راه می افتیم از شما تقاضا داریم نگذارید حکم اجرا شود. با خانواده مقتول تماس می گیریم . هیچ کدام از شماره هایی که دوستان زینب به ما داده اند جواب نمی دهد. انگار آنها راه افتاده اند تا شاهد اجرای حکم زینب باشند. با چند تن از وکلا تماس می گیریم. می گویند تنها آقای شاهرودی می تواند اجرای حکم را به عقب بیاندازد. با فعالان زن و مرتبط با دفتر آقای شاهرودی هم تماس می گیریم زمان کوتاه است و امیدی نیست.
ماشین اعدام در ایران؛ پنج تن دیگر حلق آویز شدند
گزارش پیشین: دستگاه قضايی رژیم اسلامی پنج تن دیگر را در زندان کرمان بدار آویخت. اتهام این افراد قاچاق مواد مخدر اعلام شده است. با اعدام این پنح تن شمار اعدام شدگان در ایران از ابتداى سال ميلادى تا کنون به بیش از 170 نفر رسیده است.
طی روزهای اخیر یک دختر جوان در رشت، یک نفر در اردبیل، سه تن دیگر در اصفهان و هشت نفر نیز در زندان تايباد در استان خراسان رضوى اعدام شدند.
این اعدامها تنها مواردی را شامل می شود که گزارش آن در رسانه های حکومتی درج شده و مسلما شمار واقعی اعدامها بیش از اینها است.
سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر بارها از رژیم جمهوری اسلامی خواسته اند ماشین اعدام در ایران را متوقف سازد.
سازمان عفو بين ‌الملل روز سه شنبه با انتشار بیانیه ای از رژیم اسلامی خواست، اعدام نوجوانان را متوقف كند.
این سازمان نوشت برنامه ‌ريزى برای اعدام دو نوجوان دیگر آن هم چند روز پس از اعدام انزجارآور دلارا دارابى نشان مى ‌دهد كه مقامات رژیم تهران هيچ احترامى براى قوانین بين ‌المللی قائل نيستند.
به گفته سازمان عفو بين الملل، دستکم 135 نوجوان هم اکنون در زندانهای جمهوری اسلامی در صف اعدام قرار دارند.