۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

تایید حکم سنگسار یک زوج در تبريز

سایت روز: حکم سنگسار یک زوج جوان به نامهای رحیم محمدی و کبرا بابایی در زندان تبریز توسط شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور تایید شد.
محمد مصطفایی وکیل این دو فرد تبریزی در گفت و گو با روز با تایید این خبر می گوید: شعبه ۲ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی حکم سنگسار رحیم و کبرا را صادر کرد و شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور آن را تایید نمود.
مصطفایی با تاکید بر اینکه متاسفانه بسیاری از احکام حقوق بشری در این شعبه دیوان تایید می شوند، ادامه داد : این حکم چند روز قبل به بنده ابلاغ شد و طبق ماده ۱۸ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، برای آن تقاضای اعاده دادرسی داده ام که با توجه به ایرادهای فراوانی که این پرونده دارد، امیدوارم با بازرسی مجدد آن موافقت شود.
مصطفایی که به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت او و همسرش را پذیرفته در این باره می گوید: با پرونده این دو نفر زمانی آشنا شدم که در زندان تبریز با چهار موکل جوانم که به اتهام لواط حکم اعدام داشتند ملاقات می کردم. و بعد به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت آنها را پذیرفتم و وقتی که حکم دادگاه بدوی به دیوان ارسال شده بود، لایحه دفاعم را تقدیم کردم که متاسفانه به ایرادهایی که در لایحه اشاره شده بود وقعی نهاده نشد.
به گفته وکیل رحیم محمدی و کبرا بابایی، این دو فرد که اینک یک دختر ۱۲ ساله نیز دارند، به دلیل فقر زیاد، به فحشا روی آوردند. او دراین باره می گوید: رحیم و کبرا پیش از اعزام به سربازی رحیم، با هم ازدواج کردند و از شدت فقر در خانه ای که حتا آب و برق نداشت زندگی را شروع کردند. به گفته رحیم، او به خاطر سرباز بودنش قادر به کار کردن نبود و آنها به هر دری زدند تا مگر کار نیمه وقت یا پولی به قرض، به دست بیاورند، به جایی نرسیدند و بعد از چندی متوجه شدند که برخی حاضرند تنها با نظر سوئی که به همسر جوان رحیم دارند، به آنها کمک کنند و همین مساله باعث شد که رحیم به فکر سوء استفاده از این امر بیفتد و در نهایت کارشان به اینجا کشید.
وی در توضیح نحوه دستگیری آنها می افزاید : رحیم به دلیل شکایت کسانی که او قصد اخاذی از آنها داشت دستگیر شد. و در جلسه دادگاه دیگری که به همین دلیل یعنی اخاذی تشکیل شده بود من در دفاع از او و خطاب به شاکیانش گفتم که باعث و بانی زندگی نکبت بار این مرد و زنش شمایید که تازه از آنها شکایت هم کرده اید و متاسفم که پشت چهره های موجه! گاهی چه شیطانهایی خوابیده است.
دادگاه ابتدا رحیم را به جرم اخاذی به هفت سال زندان محکوم کرده بود اما در نهایت، با رضایت شاکیان و هفت سال زندان به او بخشیده شد.
وکیل این دو محکوم به سنگسار در پاسخ به این سوال که اگر چه در توجیه اجتماعی، فقر می تواند عامل بسیاری از اتفاقات و حتا جرایم باشد، اما از منظر حقوقی آیا فقر می تواند دلیل قابل توجیه باشد یا خیر می گوید : دفاع حقوقی بنده از این پرونده در سه مرحله صورت گرفت. اولا رحیم به دلیل لواط حکم اعدام دریافت کرد. درحالی که در پرونده ایشان هیچ مستندی برای اثبات این اتهام وجود ندارد. صرفا فردی به وی این اتهام را وارد کرده بود که بعد هم شکایت خود را پس گرفت. دومین دفاعم در مورد کبرا بود که در مورد او نیز هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این اتهام وجود نداشت و سوم اتهام زنای محصنه به موکلم رحیم است. در حالی که بنده مساله بررسی وضعیت روحی و روانی او را مطرح کرده بودم. موکل من به دلیل فشارهایی که بر او وارد شده بود تعادل رفتاری و روانی نداشت.
مصطفایی در این باره توضیح می دهد که : مساله اختلال روانی و شخصیتی رحیم در پرونده دیگر او یعنی اخاذی توسط پزشکی قانونی تایید شده و اختلال روانی و شخصیتی رافع مسوولیت کیفری است. بنابراین اگر چه بنده اعتقاد دارم که فقر شدید و بدبختی زیاد این زوج جوان را به اعمالی وارد و وادار کرد که از نظر قانون کشور ما و نیز از نظر بسیاری از مردم جرم تلقی می شود اما از منظر حقوقی نیز پرونده دارای ایرادهایی است که امیدوارم با درخواست نامه ای که نوشته و تقدیم دادستان محترم کرده ام، با دادرسی دوباره آنها موافقت شود.
محمد مصطفایی در نامه ای که خطاب به دادستان کل کشور نوشته به هوسرانی افراد و کارمندان دولت اشاره کرده است که تنها در صورت پیشنهاد رابطه جنسی با یک زن، حاضر به کمک مالی به این مرد می شدند. او با ذکر نام این افراد نوشته است :
موکلم فشارهای روحی و روانی بسیاری را در طول زندگی تحمل نمود و به مرور تا آنجا رسید که قادر به کنترل اراده خود نگردید. در سال اخیر با پیشنهاد [شخصی]، فکر و ذهنش به بیراهه رفت و به افرادی که از آنها طلب کمک کرده بود مراجعه کرد. آنها در خصوص نیاز های مالی، به موکل کمکی نمی کردند. ولی وقتی پیشنهاد ارتباط با زنی داده می شد حاضر بودند وجهی زیادی نیز پرداخت کنند. در این پرونده، به جز موکلین، تعداد ۳۱ نفر دستگیر شدند که اکثر آنها کارمندان دولتی بودند از جمله [... ]که موکل به آنها مراجعه می نمود تا بتواند کمکی از آنها بگیرد. ولی بی ثمر می ماند. اما وقتی به دیگر متهمین پرونده که اکثریت قریب به اتفاقشان متاهل بوده و دارای پست و مقام نیز بوده اند، پیشنهاد ارتباط جنسی نسبت به زنی را می دادند آنها با کمال میل پذیرفته و به منزلش می رفتند. در حالی که در پرونده همه خود را بی گناه جلوه داده و موکلین را عامل اصلی روابط نامشروع خود می دانند و دادگاه نیز این موضوع را می پذیرد و موکلین را اینگونه محکوم می نماید. موکل به قدری از عملکرد آنها ناراحت و دلخور بود که ناخواسته به دلیل فشار های روحی فشار روحی و روانی از ارتباط جنسی آنها فیلم برادری کرده و برای خود نگهداری می نمود. با ملاحظه فیلم های گرفته شده تعداد ۳ نفر دستگیر شدند. آنهایی که مجرد بودند به شلاق و آنهایی که متاهل بودند - بجزء موکل و همسرش - با ارفاقاتی مجازات سنگسار از دوششان برداشته شده و به شلاق محکوم شدند.
در پایان این نامه وکیل این دو محکوم به سنگسار از دادستان خواسته است که با بررسی دوباره، به جای نابودی معلول یک اتفاق، به ریشه یابی اینگونه جرایم پرداخته شود.

بازداشت و تعقیب فعالین مدنی و جوانان شهرمریوان

بازداشت وتعقیب فعالین اجتماعی وجوانان شهر مریوان توسط نیروهای وزارات اطلاعات روبه گسترش است. نیروهای امنیتی و واحدهای عملیاتی سپاه پاسداران به بهانه تامین امنیت خامنه ای درشهرمریوان بیش از شصت نفر از شهروندان وجوانان شهر مریوان وحومه را بازداشت وزندانی کرده اند. علاوه بر این، نیروهای امنیتی موج جدیدی از بازداشت وتعقیب فعالین اجتماعی وسیاسی را آغاز کرده اند. اکثر یازداشت شدگان جوانانی هستند که درسالهای اخیر درمراسم های هشت مارس، روز جهانی کارگر ودیگر فعالیتهای مدنی واعتراضی شرکت داشته اند. نیروهای امنیتی دیروزوامروز شنبه سه نفر ازشهروندان وفعالین مدنی شهر مریوان را بنامهای کاروان دره سید، آزاد خوانچه زر، مظفرروخنده را بازداشت کرده اند.همچنین ازخانواده تعدادی ازشهروندان خواسته اند که فرزندان خود را به اداره اطلاعات معرفی وتحویل نمایند. لازم به ذکر است که نجیبه سبحانی فعال حقوق زنان و وریا نقشبندی فعال انجمن جوانان چیا که توسط نیروهای امنیتی درمریوان دستگیر شده اند هنوز بلاتکلیف وتحت بازجویی هستند.
آزاد زمانی - انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران 2 خرداد ماه 1388

پشت مجوز "خودکشی" و "مسمومیت" نمی توان مخفی شد

منصور امان
بر اساس گُزارشات پُر شمار، حُقوق بگیران آیت الله خامنه ای در زندان گوهردشت آستینها را برای قتل بُزدلانه یک زندانی سیاسی بی دفاع دیگر بالا زده اند. در تور تصفیه خونین زندانیان، این بار دانشجوی زندانی، بهروز جاوید طهرانی با مرگ دست و پنجه نرم می کُند.
دژخیمان وزارت اطلاعات با پخش شایعه خودکُشی بهروز جاوید طهرانی، در حال پهن کردن سُفره چرمین خود هستند. این در حالی است که آخرین باری که این زندانی سیاسی زنده دیده شُده، دست بند و پابند زده شُده و در سلول انفرادی بوده است.
اما در انتها این مُهم نیست که زنده خواران بارگاه ولی فقیه، جسد نشان کرده های آقای خامنه ای را چطور بسته بندی می کُنند. هر توجیه و داستانی نه می تواند سیاست تبهکارانه و عُمومی حُکومت و دوایر امنیتی آن را نسبت به مُخالفان، مُنتقدان و دگر اندیشان از نگاه ها پنهان کُند و نه قادر است اندکی از مسوولیت قانونی، حُقوقی و اخلاقی حُکومت در برابر سرنوشت شهروندان تحت اختیار خود در زندانها بکاهد.
افسار گُسستن جلادان وزارت اطلاعات و زندانبانان در قتل، شکنجه و توطیه چینی علیه زندانیان، یک اقدام سازمان یافته و سفارش شُده از بالاترین مراکزی است که پیرامون نیازها و ضرورتهای امنیتی "نظام" تصمیم می گیرند. در راس این نهادها آیت الله خامنه ای قرار گرفته است. خط خونینی که پادوهایی از رسته "حاج کاظم"ها و "خادم"ها در زندان گوهردشت به جا می گُذارند، به گونه مُستقیم به اندرونی "آقا" ختم می شود.
آیت الله خامنه ای پُشت اینان و مُجوز "خودکشی" و "مسمومیت" ی که برایشان صادر کرده نمی تواند مخفی شود.

جان زندانی سیاسی در خطر است

بهروز جاوید تهرانی دانشجوی معترض سال 1999 را آزاد کنید
(نیویورک، 23 مه 2009/ 2 خرداد 1388) - دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد دولت ایران باید هر چه زودتر بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی بیمار و فعال حقوق بشر را که برای اولین بار در جریان تظاهرات وسیع دانشجویی سال 1999 /1378 دستگیر شد، آزاد و نسبت به دسترسی او به مراقبت های پزشکی اطمینان حاصل کند. جاوید تهرانی که از سال 2005 / 1384همچنان در بند بوده در اعتصاب غذاست و از بیماری های ناشی از شکنجه های طولانی در رنج است.
جاوید تهرانی که یک فعال دانشجویی و از مدافعان پیش رو در زمینه حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان است، دهسال گذشته بین زندان و بیرون بسر برده است. او در حال حاضر با دست و پای بسته در بند "سگدانی" زندان بدنام گوهر دشت در شهر کرج واقع در شمال تهران بسر می برد. سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: "بهروز جاوید تهرانی که بیماری وخیمی دارد به خاطر دگراندیشی سیاسی صلح آمیز و حمایت از حقوق بشر در زندان است." وی می افزاید: "او هرگز نمی بایست دستگیر می شد و اگر آزاد نشود احتمالا در زندان جان خواهد داد."
جاوید تهرانی که 29 سال دارد از سال 2005 /1384 تاکنون به وکیل هرگز دسترسی نداشته و با خانواده اش نیز تماس محدودی داشته است. با وجود آنکه پزشک قانونی در سال 2006 /1385 شکنجه شدن جاوید تهرانی را در زندان تایید کرده، به او اجازه داده نشده تا از مراقبت های پزشکی مورد نیاز برخوردار شود. کبودی و زخم های تازه بر بدن و نیز از دست دادن 50 درصد از بینایی اش به دلیل جراحت هایی که بازجویانش به سر او وارد کرده اند از جمله بیماری ها و دردهای وی است. به گفته کیانوش سنجری دوست جاوید تهرانی و فعال حقوق بشر که برای مدتی با او در زندان اوین بسر برده، مسئولین در طی اعتصاب غذای 18 روزه او امکانات پزشکی کافی در اختیارش قرار نداده اند.
مقام های ایرانی جاوید تهرانی را نخست در 9 ژوئیه 1999 /18 تیر 1378 هنگامیکه 19 سال داشت و در تظاهرات دانشجویی که سراسر کشور را در بر گرفت شرکت کرد دستگیر کردند. او به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به هشت سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن چهار سال از دوران محکومیتش، خواهرش در تماس تلفنی با او خبر از فوت مادرش داد. اما قوه قضائیه ایران به وی اجازه شرکت در تدفین مادرش را نداد. حکم او مدتی بعد کاهش پیدا کرد و وی اواخر سال 2003 /1382 آزاد شد. او در سال 2004 /1383 دو بار دستگیر شد و هر دو بار به دلیل اعتراض به حقوق زندانیان سیاسی و خانواده های آنها در مقابل دفاتر سازمان ملل متحد در تهران. کیانوش سنجری به دیده بان حقوق بشر گفته است مسئولین زندان جاوید تهرانی را در بند 209 زندان اوین بازجویی و شکنجه کردند. سنجری به دلیل نزدیکی سلولش به سلول جاوید تهرانی و نیز داشتن بازجوی مشترکی که به نام سعید شیخان شناخته می شد از شکنجه وی در زندان مطلع شد.
در سال 2005 /1384 و پیش از انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی محمود احمدی نژاد منجر شد، جاوید تهرانی و عده ای دیگر در سازمانی بنام جبهه دمکراتیک ایران در اعتراض به فقدان شفافیت و دمکراسی انتخابات ایران دست به فعالیت هایی همچون نصب پوستر، توزیع بیانیه و نگارش شعارهای سیاسی بر روی دیوار زدند. این گروه همچنین برای کمک به خانواده های زندانیان سیاسی پول جمع آوری کرد و فیلم های کوتاهی حاوی مصاحبه با این خانواده ها ساخت. جاوید تهرانی پس از مصاحبه با اکبر محمدی در دوران آزادی موقتی او و درست پیش از مرگ مشکوکش در جریان اعتصاب غذا در زندان مجددا در سال 2005 /1384 دستگیر شد. به گفته سنجری مقام های زندان حساسیت ویژه ای به این مصاحبه نشان داده و در طی بازجویی های هر دوی آنها مکررا آن را مطرح کردند.
قاضی حسن زارع دهنوی رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران که به قاضی حداد مشهور است جاوید تهرانی را برای عضویت در یک سازمان "غیرقانونی" (جبهه دمکراتیک ایران) که "علیه امنیت حکومت اقدام می کند" به چهار سال زندان و برای "اهانت به رهبر و نظام" به 40 ضربه شلاق و به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به سه سال و نیم زندان محکوم کرد. به گفته سنجری این اتهام ها ساخته بازجو شیخان بود که به خاطر اختلافات شخصی قاضی حداد تشدید هم شد. قاضی حداد همانی است که بعدها رکسانا صابری روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی را به اتهام جاسوسی به هشت سال زندان محکوم کرد.
دادگاه تجدید نظیر محکومیت جاوید تهرانی به خاطر اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق را به مدت شش ماه کاهش داد. جاوید تهرانی نیمی از محکومیت سال 2005 /1384 خود را سپری کرده است. بیشتر زندانیان در ایران پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود می توانند مشمول آزادی شوند. اما او از سال 2005 /1384 تاکنون حتی از یک روز آزادی موقتی متعارف هم برخوردار نشده است. دیده بان حقوق بشر نگران است که جان جاوید تهرانی در خطر فوری باشد. این درحالیست که چند زندانی سیاسی از جمله امیر حشمت ساران در مارس 2009 /اسفند 1387 بطور مشکوکی در زندان گوهردشت (که به رجایی شهر هم معروف است) جان باخت.
گوهر دشت یکی از اماکن اصلی اعدام های دسته جمعی هزاران زندان سیاسی در سال 1988 /1367 است.
ویتسون می گوید: "گوهر دشت در بین زندانیان سیاسی ایران به "سگدانی" معروف است زیرا زندانیان برای مردن به آنجا فرستاده می شوند." وی می افزاید: "ایران قانونا موظف به تامین امنیت و سلامت همه زندانیان سیاسی است. اما نتایج مرگبار گذشته حاکی از این است که این کشور همواره در این زمینه کوتاهی کرده است."
دیده بان حقوق بشر از مقام های ایران مصرانه می خواهد جاوید تهرانی را فورا آزاد کنند و به آزار و اذیت منتقدان و دگراندیشان مسالمت آمیز پایان دهند.

۱۳۸۸ خرداد ۱, جمعه

چگونه مسیح را بقلبم دعوت کنم؟

آیا به دنبال پاسخ به سوالاتی درباره حیات که ذهنمان را بسختی به خود مشغول کرده است هستید؟چند لحظه دیگر شما می توانید بخشش الهی و رابطه شخصی با خدا، آرامش و آزادی از گناه، حکمت و نقشه پدر آسمانی برای زندگی شما را دریافت کنیدچه قدمهایی برای پاسخ به این سوالات حیاتی می بایست برداشت؟قدم اول: درک این حقیقت که اراده خدا برای شما این است که حیات جاودانی داشته باشید و آن را زیاده حاصل کنیدکار دزد این است که بدزدد ، بکشد و نابود کند، اما من آمده ام تا به شما حسات واقعی را به فراوانی عطا نمایم یوحنا 10: 10زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است تا هر که به او ایمان آورد هلاک نشود بلکه زندگی جاوید یابد : یوحنا 3: 16البته ناگفته نماند.عیسی مسیح از لحاظ روحانی فرزند خدا می باشد نه از لحاظ جسمانی
خدا می خواهد با شما رابطه دوستانه و شخصی و نزدیک برقرار کند. چه هدیه شگفت انگیزی خدا برای ما تهیه دیده استقدم دوم: این حقیق را درک کنید که شما از خدا جدا شده اید و میان شما و خدا فاصله بسیار بزرگی وجود داردبین خدا و انسان خلاء عظیمی وجود دارد. او طریقی مهیا کرده است تا ما حیات بیابییم ولی در طی طول تاریخ انسان با تصمیمهای خودخواهانه خود از خداوند نااطاعطی کرده است. و این تصمیمات باعث شده تا این خلاء همچنان باقی بماندکلام خدا به ما نشان می دهد که نتیجه گناه مرگ استراههایی هستند که بنظر انسان راست می آیند اما عاقبت به مرگ منتهی می شوند : امثال 14: 12اما گناهان شما باعث شده او با شما قطع رابطه کند و دعاهای شما را جواب ندهد : اشعیا 59: 2پولس رسول در رومیان 3: 23 می فرماید: زیرا همه گناه کرده اند و هیچکس به آن کمال مطلوب و پر جلالی که خدا انتظار دارد، نرسیده استو در رومیان 6: 23 می خوانیم: زیرا هر که گناه کند، تنها دستمزدی که خواهد یافت ، مرگ است، اما هر که به خداوند ما عیسی مسیح ایمان آورد پاداش او از خدا زندگی جاوید استهر انسانی با این توانایی و احتیاج، داشتن رابطه نزدیک با خدا خلق شده استدر زندگی روزمره خود میبینیم که افراد معروف ، ثروتمند و ... افرادی که بنظر می رسند بهترینهای دنیا را دارند، در تلاش پر کردن این خلا زندگی با چیزهای گوناگون می باشند. حتی سعی در انجام کارهای خیر خواهانه می کنند و دنبال اخلاقیات و حتی مذهب می گردند ولی همچنان آن خلائی را که عیسی مسیح قادر به پر ساختن آن می باشد، باقی می باشدقدم سوم: قبول کنیم که خدا تنها یک راه برای ما مهیا کرده است تا از گناه و این جدایی که بین انسان و خدا برقرار است ما را آزاد سازدعیسی مسیح پسر خدا تنها راه بطرف خداست. تنها او قادر است که ما را با خدا مصالحه بدهد. انسان نوعی به دنبال راههای دیگر کثل پرستش خدایان دیگر می باشد اما عیسی مسیح تنخا شخصی است که برای گناهان انسان بر روی صلیب جان خود را داد و مظفرانه از مرگ قیام کرد. او جریمه گناهان ما را داد و پلس ساخت تا این خلائی که بین انسان و خدا وجود داشت برداشته شودکتاب مقدس توضیح می دهد: اما ببینید خدا چقدر ما را دوست داشت که با وجود اینکه گناهکار بودیم، مسیح را فرستاد تا در راه ما فدا شود : رومیان 5: 8مسیح نیز زحمت دید. او خود از هر گناهی مبرا بود. اما یک بار جان خود را در راه ما گناهکاران فدا کرد تا ما را بحظور خدا بیاورد. زمانی که بدن مسیح در قبر گذاشته شد، روح او زنده ماند : اول پطرس 3: 18تنها یک راه مهیا گشته است (اول تیموتاوس2: 5و 6)خدا واحد است و میان خدا و مردم، انسان وجود دارد به نام عیسی مسیح که جان خود را فدای تمام بشریت کرد تا با این کار، خدا و انسان را با یکدیگر آشتی دهدو در یوحنا 14: 6 می خوانیم: عیسی به او فرمود: راه منم و زندگی منم. هیچ کس نمی تواند به خدا برسد مگر بویسله منبله عیسی مسیح جریمه سنگین گناهان بشر را با مرگ خود بر روی صلیب و ریختن خون خود داد . او مرد و از میان مردگان برخاست تا عدالت را برای ما به ارمغان بیاورد و ما را با خدا آشتی دهدقدم چهارم: شما نیز می توانید این رابطه گمشده خود را با خدا بازیابید و زندگی خود را از تباهی نجات دهید. تنها می بایست به عیسی اعتماد کنیداین اعتماد با این درخواست شروع می شود که از او بخواهید تا گناهانتان را از شما دور کرده و از او دعوت کنید تا وارد قلبتان بشودکلام خدا بسیار واضح است: اکنون در مقابل در ایستاده، در را میکوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده، با او دوستی دائمی برقرار خواهم کرد و او نیز با منمکاشفه 3: 20همچنین کتاب مقدس می فرماید: در واقع اگر انسان با زبان خود نزد دیگران اقرار کندکه عیسی مسیح خداوند اوست و در قلب خود نیز ایمان داشته باشد که خدا او را پس از مرگ زنده کرد، نجات خواهد یافت: رومیان 9: 10قدم پنجم: دعا کنید تا عیسی مسیح وارد قلبهایتان بشوددر این لحظه می توانید مهمترین دعای زندگی خود را انجام دهیدعیسی میسح عزیز، ایمان دارم که تو پسر خدا هستی. ایمانن دارم که 2000 سال پیش به زمین آمدی . ایمان دارم که بر روی صلیب مردی و خون خود را برای گناهان من ریختی تا نجات یابم. ایمان دارم که از میان مردگان برخواستی و به آسمان صعود نمودی. ایمان دارم که دوبارع بر روی زمین برخواهی گشت. عیسی عزیز، من گناهکار هستم. گناهان مرا ببخش و مرا با خون پاک خود بشور و به قلبم وارد شو. روحم را هماکنون نجات بده. زندگی خود را به تو می دهم. تو را بعنوان نجات دهنده خود می پذیرم. من تابد ازان تو هستم و تا به آخر تو را خدمت خواهم کرد. از هم اکنون متعلق به تو هستم. دیگر به این جهان و دشمن روح خود یعنی شیطان تعلق ندارم، متعلق به تو هستم و دوباره متولد شدده ام. آمینبا این دعا و اعتراف گناهان خود و دعوت مسیح به قلب خود، خداوند گناهان شما را آمرزیده و شما را فرزند خود ساخته است، کتاب مقدس این اعتما را به شما می دهد: اما او به تمام کسانی که به او ایمان آوردند، این حق را داد که فرزندان خدا گردند، بلی فقط کافی بود به او ایمان آورند تا نجات یابندیوحنا 1: 12

آیا واقعاً می‌توان عوض شد؟/۲

در شماره گذشته‌، در مورد این موضوع بحث کردیم که آیا اساساً امیدی برای تغییر وجود دارد یا نه‌. گفتیم که عوض شدن در جهت مثبت‌، کاری است بس دشوار. انسان به نیرویی مافوق خود نیاز دارد تا تغییر کند. این نیرو در قدرت قیام عیسای مسیح نهفته است‌. مسیح و قدرت قیامش انسان را از اسارت گذشته‌اش آزاد می‌سازد؛ او را آزاد می‌سازد از متهم ساختن خود، از تلاش برای تبرئه خود، و از هراسِ انتقادات دیگران‌؛ او آزاد خواهد بود برای رویارویی با آیندۀ خود. در این شماره‌، در این زمینه بحث خواهیم کرد که در تغییر انسان‌، خدا چه سهمی دارد و ما چه سهمی‌سهم خدا در تغییر ماپولس رسول در فیلیپیان ۱:‏۶ چنین می‌فرماید:‌ «اطمینان دارم خدا که این عمل نیکو را در شما آغاز نمود، به شما یاری خواهد کرد که در فیض او رشد کنید تا به‌هنگام بازگشت عیسی مسیح‌، کار او در شما تکمیل شده باشد» (ترجمه تفسیری‌از این آیه درک می‌کنیم که خواست خدا این است که ما در فیض او "رشد کنیم‌". "رشد" کاری است تدریجی‌؛ هیچ جانداری یک شبه به مرحلۀ نهایی رشد خود نمی‌رسد. رشد یک فرایند است‌؛ عملی است تدریجی و پیشرونده‌. او می‌خواهد که ما مراحل رشد را طی کنیم تا در نهایت‌، به‌هنگام بازگشت عیسی مسیح‌، تکمیل شده و به کمال رسیده باشیم‌. و در این راستا، طبق این آیه‌، خدا خودش کمک لازم را در اختیار ما قرار می‌دهد. خدا کار خود را در ما شروع می‌کند و آن را به‌کمال خواهد رساند؛ کار خدا عیب و ایراد ندارد؛ خدا کارش را انجام می‌دهد و تمام می‌کندمسیحی کامل نیست‌، اما به‌سوی کمال پیش می‌رود. این کاری است تدریجی‌؛ باید حوصله به‌خرج داد؛ باید طاقت آورد. آغاز تغییر و ادامۀ آن در زندگی روحانی فرد، مانند نهالی است که کاشته می‌شود؛ نهال باید رشد و نمو کند، تبدیل به درخت شود، و شاخ و برگ بیاورد؛ فقط در چنین حالتی است که می‌تواند میوه و ثمر بیاورد. نهال پیش از طی تمامی این مراحل‌، قادر به میوه آوردن و ثمردهی نمی‌باشد. وقتی درخت به مرحله ثمردهی رسید، می‌فهمیم که به مراحل پیشرفته از رشد و نمو خود رسیده است‌. در زندگی روحانی ما نیز چنین است‌. از کجا پی می‌بریم که رشد کرده‌ایم و عوض شده‌ایم‌؟ از میوه و ثمره‌ای که به‌بار می‌آوریم‌. پولس رسول در غلاطیان ۵:‏۲۲ میوه و ثمره روح‌القدس را در زندگی ما چنین بر می‌شمارد:‌ محبت‌، شادی‌، آرامش‌، بردباری‌، مهربانی‌، نیکوکاری‌، وفاداری‌، فروتنی‌، و خویشتنداری‌کمکی که خدا به فرد مسیحی می‌کند، از طریق روح‌القدس است‌. روح‌القدس در زندگی مسیحی میوه‌ای را به‌بار می‌آورد که در غلاطیان ۵:‏۲۲ آمده است‌. این میوه یا میوه‌ها را هم خودمان می‌توانیم مشاهده کنیم‌، هم دیگران‌؛ هم خودمان متوجه تغییر شخصیتمان می‌گردیم‌، هم دیگران‌ما باید به‌سوی کمال حرکت کنیم‌. اما حرکت در مسیر کمال با "کمال‌پرستی" تفاوت دارد. کمال‌پرست کسی است که اصرار دارد و می‌کوشد همه کارهایش در زمان حال کامل و بی‌نقص باشد، و اگر ببیند که نمی‌تواند کاری کامل و بی‌نقص انجام دهد، اصلاً دست به انجام کاری نمی‌زند. اما فرد مسیحی که در مسیر کمال گام برمی‌دارد، از ضعف‌های کنونی خود هراس ندارد؛ او می‌داند که تغییر و رشد، امری است تدریجی و پیشرونده‌. می‌داند که اگر امروز روزی سه بار عصبانی می‌شود، نسبت به پارسال که روزی ده بار عصبانی می‌شد، رشد کرده است‌؛ می‌داند که به "کمک خدا و روح مقدسش‌" سال آینده‌، بر عصبانیت و غیظ خود کاملاً مسلط خواهد شدخدا حاضر است که ما را در مسیر رشد و تغییر به جلو سوق دهد. او کار خود را به کمال خواهد رساند. این کاری است که او برای تغییر ما انجام می‌دهد؛ این سهم او است‌. اما ما نیز باید قدمی برداریم‌؛ ما نیز باید سهم خود را انجام دهیم‌سهم ما در تغییر خویشتن‌این مثل فارسی در اینجا چقدر مناسبت دارد که می‌گوید:‌ "از تو حرکت‌، از خدا برکت‌!" خدا سهمی در ایجاد تغییر در ما دارد، ما نیز سهم خودمان را داریم‌. پولس رسول در همان رساله به فیلیپیان می‌فرماید:‌ «پس ای عزیزانِ من‌، ... نجات خود را به ترس و لرز به‌عمل آورید» (فیلیپیان ۲:‏۱۲). سهم ما این است که «نجات خود را به‌عمل آوریم‌.» اما چگونه‌؟ برای «به‌عمل آوردن نجات خود» نیاز به تمرین و ورزش روحانی داریم‌. در اینجا به چند مورد از این ورزش‌های روحانی اشاره می‌کنیم‌مطالعۀ دقیق و کامل کتاب‌مقدس‌کتاب‌مقدس غذای روح ما است‌. با مطالعۀ دقیق و مناسب کلام خدا است که ما می‌توانیم در مسیر تغییر و دگرگونی گام بر داریم‌. پولس رسول می‌فرماید:‌ «ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا» (رومیان ۱۰:‏۱۷). امروز که کلام خدا به‌صورت چاپ‌شده در اختیار ما است‌، ما می‌توانیم بگوییم که «ایمان از خواندن است و خواندن از کلام خدا.» مطالعۀ دقیق و کامل و دائمی کلام خدا، تفکر و تعمق بر روی آن‌، و اطاعت از آن‌، قادر است زندگی ما را دگرگون سازدمی‌گویند روزی یک اروپایی به آفریقا می‌رود و سیاه‌پوستی را می‌بیند که دارد کتاب‌مقدس می‌خواند. به او گفت‌:‌ "کتاب‌مقدس دیگر کهنه شده‌؛ عصر، عصر فضا است‌. اینها را ول کن‌!" مرد بومی نگاهی به او کرد و با لبخند گفت‌:‌ "اگر این کتاب را نخوانده بودم و به آن ایمان نمی‌آوردم‌، الان تو را خورده بودم‌!" کلام خدا قدرت دارد که ما را تغییر دهدتسلیم به روح‌القدس‌مسیح ما را تنها وا نگذارده‌. او روح خود را فرستاد تا در ما ساکن شود. در دعا باید در قلب خود را بگشاییم تا روح‌القدس داخل شده در آن ساکن شود. فقط در این صورت است که می‌توانیم حضور خدا را در زندگی خود احساس کنیم‌. ما باید تمامیت وجود خود را در دعا به روح‌القدس تسلیم کنیم و اجازه دهیم که او عنان زندگی ما را به دست بگیرد. فراموش نکنیم که پولس فرمود:‌ «همۀ کسانی که از روح خدا هدایت می‌شوند، ایشان پسران خدایند» (رومیان ۸:‏۱۴)آموختن در مکتب مشکلات‌زندگی سراسر فراز و نشیب است‌. مشکلات‌، سختیها، درد و رنج‌، در زندگی همه ما هست‌. اما اگر در مسیر ارادۀ خدا پیش برویم‌، اگر عنان زندگی‌مان در دست روح‌القدس باشد، می‌توانیم مطمئن باشیم که هر سختی و درد و رنج و مشکلی‌، برای خیریت ما در کار خواهد بود (رومیان ۸:‏۲۹). اما علاوه بر این‌، خدا بسیاری از درسها را از طریق مشکلات به ما می‌آموزد. در بسیاری از موارد، تنها راه تغییر و دگرگونی‌، عبور از مراحل دشوار و دردناک زندگی است‌پولس چقدر زیبا می‌فرماید که «اما نه تنها از این بابت شادیم‌، بلکه وقتی با مشکلات زندگی و سختی‌های روزگار نیز روبرو می‌شویم‌، باز خوشحال هستیم زیرا می‌دانیم این سختی‌ها به خیر و صلاح ما هستند، چون به ما می‌آموزند که صبر و تحمل داشتـه باشیم‌. صبر و تحمل نیز باعث رشد و استحکام شخصیت ما می‌شود و به ما یاری می‌کند تا ایمانمان به خدا روزبه‌روز قوی‌تر گردد. چنین ایمانی سرانجام امید ما را نیز نیرومند و پایدار می‌سازد، تا بتوانیم در برابر هر مشکلی بایستیم و اطمینان داشته باشیم که هر پیش آمدی به خیر و صلاح ما است‌، زیرا می‌دانیم که خدا چقدر نسبت به ما مهربان است‌...» (رومیان ۵:‏۳-‏۵، تفسیری‌). باید که از سختیها درس بیاموزیم‌مهار کردنِ افکارطرز فکر ما احساس ما را نسبت به امور زندگی و افراد شکل می‌دهد، و احساس ما نیز تعیین‌کنندۀ رفتار و عمل ما است‌. ما باید فکر و نگرش خود را عوض کنیم تا شخصیتمان دگرگون شود. این کاری است که خودمان باید بکنیم‌. فکرمان را پاک و مثبت نگاه داریم‌؛ آن را تبدیل به زباله‌دانی نکنیم‌! توبه در واقع به معنی تغییر فکر و دیدگاه فرد است نسبت به زندگی‌. باز پولس چه زیبا می‌فرماید که «برادران عزیز، در خاتمه بگذارید این را نیز بگویم‌:‌ فکرتان را بر روی هر چه راست و خوب و درست است‌، ثابت نگاه دارید. در باره چیزهایی فکر کنید که پاک و زیبا است‌. در صفات خوب و پسندیدۀ دیگران تأمل کنید. در باره چیزهایی فکر کنید که می‌توانید برای آنها شکر کنید و به وجود آنها خوش باشید» (فیلیپیان ۴:‏۸، تفسیری‌و در نهایت‌، شریف‌ترین چیزی که می‌توانیم در بارۀ آن به تفکر، تأمل، تعمق و مدیتِیشن (meditation) بپردازیم، کلام خدا است‌باشد که با به‌کار بردن این توصیه‌ها، شخصیت خود را روزبه‌روز بیشتر به‌شباهت مسیح در آوریم و دگرگون شویم‌. آمین‌

آیا واقعاً می‌توان عوض شد؟

آیا امیدی به‌عوض شدن هست‌؟آیا به‌راستی امید هست که انسان عوض شود؟ آیا من به‌عنوان یک مسیحی می‌توانم روزی به درجه‌ای از تغییر برسم که بدانم مطابق کتاب‌مقدس زندگی می‌کنم و خدا از من راضی است‌؟ ما چه بخواهیم و چه نخواهیم‌، در حال عوض شدن هستیم‌. اما در مسیحیت‌، مهم آن است که این تغییر در جهت مثبت باشد، چرا که تغییر در جهت منفی بسیار ساده است‌. ما خیلی ساده می‌توانیم به رفتارهای پست‌تر و حالت‌های روحی منفی‌تر کشانده شویم‌. اما حرکت به‌سوی رفتارها و حالات مثبت بسیار دشوار است‌در اینجاست که بسیاری از ایمانداران می‌گویند: «من خیلی سعی کردم عوض بشم‌، اما نشد. خیلی سعی کردم که عصبانی نشم یا غیبت نکنم‌، یا حرص نخورم‌؛ اما نمیشه‌. من همینم‌
!عوض نمیشم‌قدرت دینامیت در قیام مسیح‌این قبیل افراد درست می‌گویند؛ عوض شدن در جهت مثبت کاری است بس دشوار. کمتر کسی هست که توش و توان ایجاد تغییر مثبت را در خود داشته باشد. واقعیت این است که آدمی به نیرویی بیرون از خود نیاز دارد که او را تغییر دهد. پولس رسول از این توش و توان‌، از این نیرو و قدرت سخن می‌گوید زمانی که در افسسیان ۱:‏۱۶-‏۲۰ می‌فرماید: «باز نمی‌ایستم از یاد آوردن شما در دعاهای خود... تا چشمان دل شما روشن گشته‌، بدانید... چه مقدار است عظمت بی‌نهایت قوت او نسبت به ما مؤمنین‌... (قوتی‌) که در مسیح عمل کرد چون او را از مردگان برخیزانید...» این نیرویی که از بیرون باید به ما برسد، نیرویی است از جانب خدا. پولس برای اینکه در مورد این نیرو توضیح داده باشد، می‌فرماید که این همان نیرویی است که خدا به‌کار انداخت تا عیسی را پس از مرگش زنده سازد. بلی‌، این قدرت قیام عیسای مسیح است که می‌تواند ما را دگرگون نمایددر عهدجدید ۵۷ بار کلمه "قدرت‌" به‌کار رفته است‌. لفظ یونانی آن dunamis است‌؛ کلمه دینامیت هم از همین واژه اخذ شده است‌. قدرت خدا چون دینامیتی است که می‌تواند صخره‌های سخت و خارای شخصیت ما را منفجر و تغییر شکل دهد. انجیل با قدرت مسیح همراه و عجین است‌. مسیحیت بدون قدرتِ قیامِ مسیح مذهبی عادی خواهد بود. مسیحیت یعنی عمل کردنِ قدرتِ قیام برای ایجاد دگرگونی‌، دگرگونی دائمی برای شبیه شدن به مسیح‌، چه در رنجها و صلیبش‌، چه در قیام و جلالش‌نبودِ همین قدرت است که باعث می‌شود عده‌ای از ایمانداران بعد از مدتی‌، احساس خستگی و کسالت روحی کنند؛ احساس کنند که کلیسا و کتاب‌مقدس و روحانیات دیگر کششی برایشان ندارد. اگر قدرت قیام مسیح را دائماً تجربه کنیم‌، هر واقعه‌ای در زندگی عادی و روزمره‌مان پیامی خواهد بود از عالم بالا؛ آنگاه چون موسی حضور خدا را در "بوته‌های‌" زندگی‌مان خواهیم یافت‌سه تغییر مهم‌قدرت قیام مسیح سه تغییر مهم در زندگی ما می‌تواند ایجاد کند. نخست‌، می‌تواند ما را از اسارتِ گذشته رها سازد؛ دوم‌، می‌تواند در مشکلات هرروزه‌مان ما را یاری بخشد؛ سوم‌، می‌تواند شخصیت ما را دگرگون سازد و ما را به شباهت مسیح درآوردآزادی از اسارتِ گذشته‌بعضی از انسانها اسیر گذشته‌شان هستند. آن زندگی که کانونش در گذشته باشد، غیر قابل تحمل است‌. پشیمانی و افسوس خوردن برای گذشته‌، عذاب وجدان دائمی از خطاهای گذشته‌، رنج بردن از اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده‌ایم یا شکست‌هایی که داشته‌ایم و در اثر آنها مسیر زندگی‌مان تغییر کرده است‌، خاطرۀ خوشی‌ها یا رنج‌های گذشته‌، یادآوری خطاها و بدی‌هایی که دیگران در حق ما کرده‌اند و تهمت‌هایی که زده‌اند، و صدها خاطره دیگر از این دست‌، گاه چنان بر دوش ما سنگینی می‌کنند که زمان حال را برایمان تلخ و آینده را تار می‌سازندقدرت قیام مسیح می‌تواند ما را در این زمینه تغییر دهد. مسیح دقیقاً برای همین آمد؛ او آمد تا ما را از گذشته‌مان آزاد سازد. پولس رسول در کولسیان ۲:‏۱۴ در همین مورد می‌فرماید: «او سند محکومیت ما را همراه با تمام مقرراتی که علیه ما بود، لغو کرد و آن را به صلیب خود میخکوب نموده‌، از بین برد.» توجه بفرمایید که در این آیه‌، پولس با به‌کار بردنِ سه کلمه نشان می‌دهد که مسیح چه کاری انجام داده تا ما را از گذشته‌مان آزاد سازد. می‌فرماید که او سند محکومیت ما را "لغو کرد"، آن را به صلیب خود "میخکوب نمود"، و آن را "از بین برد." زمان فعلِ "از بین بردن" در یونانی‌، حالتی دائمی را بازگو می‌کند. مسیح یکبار برای همیشه "نامۀ اعمال‌" ما را که‌علیه ما بود، "از بین برد." اگر او چنین کرد، آیا درست است که ما باردیگر این "نامۀ اعمال‌" را به‌یاد بیاوریم و از آن رنج ببریم‌؟در میکاه ۷:‏۱۹ چنین آمده‌: «تو جمیع گناهان ایشان را به عمق‌های دریا خواهی انداخت‌.» خدا گذشتۀ ما را با خطاها و اشتباهات و شکست‌هایمان‌، به قعر دریا افکنده است و نوشته‌ای هم بر ساحل آن نصب کرده به این مضمون‌: «ماهیگیری در این محل ممنوع‌!» او گذشته ما را به قعر دریا فرستاده و نمی‌خواهد که ما با قلاب ماهیگیری‌، آن را بیرون بکشیم‌پولس رسول نیز در فیلیپیان ۳:‏۱۳ می‌فرماید: «ای برادران‌، گمان نمی‌برم که من به‌دست آورده‌ام‌. لیکن یک چیز می‌کنم که آنچه در عقب است فراموش کرده‌، و به‌سوی آنچه در پیش است‌، خویشتن را (می‌کشم‌).» پولس رسول می‌کوشید گذشته را به‌خاطر هدفی که مد نظر داشت‌، فراموش کند. او هدفی داشت‌. هدف او این بود: «تا او را و قوت قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و با موت او مشابه گردم‌، مگر به‌هروجه به قیامتِ از مردگان برسم‌» (فیلیپیان ۳:‏۱۰ و ۱۱). هدف پولس این بود به شباهت مسیح در آید، چه در رنج‌ها و مرگش‌، چه در قیام و جلالش‌، تا بتواند به قیامت مردگان برسد. ما نیز اگر هدفی چنین والا در زندگی خود داشته باشیم‌، خواهیم توانست همچون پولس گذشته را فراموش کنیم و برای رسیدن به هدف‌، خود را به جلو بکشیم‌. اگر چنین کنیم‌، مهار زندگی در دست ما خواهد بود، نه مهار ما در دست زندگی‌هر گاه که مسیح چنین تغییری در ما ایجاد کند، به‌واقع آزاد خواهیم بود، چون می‌دانیم که "بخشیده شده‌ایم‌." آزاد خواهیم بود از گذشته برای زندگی در حال‌؛ آزاد خواهیم بود از متهم ساختنِ خویش یا تلاش برای تبرئۀ خود؛ آزاد خواهیم بود از واهمۀ انتقاد و نظر دیگران‌؛ آزاد خواهیم بود برای رویارویی با آینده‌یاری در مشکلات روزمره‌مان‌تنها مردگان فارغ از مشکلات‌اند. هر ایمانداری و هر کلیسایی به‌نوعی با مشکلاتی دست‌به‌گریبان است‌. بحث بر سر این نیست که چگونه دچار مشکل نشویم‌، بلکه بر سر اینست که چگونه با مشکلات مواجه شویم‌بعضی از مسیحیانْ نادانسته اما با خلوص نیت به دیگران وعده می‌دهند که مسیح ما را از همه مشکلاتمان رهایی می‌دهد. واقعیت این است که مسیحیت خودْ مشکلی بر مشکلات ما می‌افزایدعیسی سوار بر امواج دریا به‌سوی کشتی شاگردان می‌رفت‌، کشتی که دچار طوفان و امواج بود. در چنین اضطرابی‌، شاگردان او را دیدند. در بحبوحۀ همان امواج‌، عیسی پطرس را فرمود تا «پا بر امواج خروشان بگذارد» و به‌سوی او برود. در لحظاتی که پطرس به‌سوی او گام برمی‌داشت‌، عیسی امواج را آرام نگردانید. پطرس می‌بایست "از میان‌" امواج به‌طرف مسیح برود«کیست که ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت‌، یا دلتنگی‌، یا جفا، یا قحط‌، یا عریانی‌، یا خطر یا شمشیر؟» (رومیان ۸:‏۳۵). این گفته پر مغز پولس حاکی از آن است که مشکلات به‌یقین بر سر راه مؤمنین قرار خواهند گرفت‌. اما هیچ یک از آنها این قدرت را ندارند که ایماندار را از محبت مسیح جدا سازند، از محبتی که مسیح نسبت به او دارد. اگر در مشکلی هستیم‌، مسیح آنجا حاضر است‌، ما را دوست دارد، و می‌خواهد که دست ما را بگیرد. به‌گفته پولس‌: «در همه این امور، از حد زیاده نصرت یافته‌ایم به‌وسیله او که ما را محبت نمود» (آیه ۳۷
قدرت قیام مسیح می‌تواند نگرش ما را نسبت به مشکلات تغییر دهد و این چنین‌، ما را بر مشکلات پیروز سازد. با اعتماد به قدرت مسیح‌، خواهیم دید که مشکلات دیگر باری غیرقابل‌حمل بر دوشمان نیستند، بلکه فرصتی هستند برای چشیدنِ بیشتر محبت مسیح‌، و نزدیکتر شدن به او. مشکلات تبدیل به فرصتی می‌شوند برای شریک شدن در رنج‌های مسیح و حتی مرگ او. اگر اجازه دهیم او این چنین ما را تغییر دهد، مشکلات چندان مشکل و دشوار نخواهند بودتغییرِ شخصیت‌مان‌و سرانجام‌، قدرت قیام مسیح می‌تواند شخصیت ما را تغییر دهد. پولس می‌فرماید: «اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه‌ای است‌» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۷). کسی که با مسیح متحد شده است‌، گویی آفریده و مخلوق جدیدی است‌. اما این آفریدۀ جدید باید روزبه‌روز رشد کند و در مسیر تغییر دائمی گام بردارد. شخصیت ما به‌یکباره تغییر نمی‌یابد. عادت‌های سالیان طولانی و عوامل وراثتی چیزی نیست که به این سادگی تغییر یابدتسلیم و اطاعت لازم است تا روح‌القدس کار خود را انجام دهد. اما آنچه که از نظر انسان و علم او غیرممکن است‌، در حضور خدا ممکن می‌باشد. باید که به روح‌القدس تسلیم شویم تا او این تغییر را در ما به‌وجود آوردبسیاری از اشکالات رفتاری ما ریشه یا در گذشته‌مان دارند یا در مشکلاتی که اکنون با آنها دست‌به‌گریبانیم‌. رنج‌ها و حق‌کشی‌هایی که در گذشته متحمل شده‌ایم و خشم و طغیانی که اینها در ما به‌وجود آورده‌اند، و نیز فشارهایی که مشکلات فعلی بر فکر و روح ما وارد می‌سازند، همگی می‌توانند رفتارهایی را چه به‌صورت عادت و چه به‌صورت واکنشی آنی باعث شوند. وقتی آنها حل شد، این‌ها نیز برطرف می‌گردندمی‌بینیم که به چه تغییر عمیقی نیاز داریم‌. چقدر مهم است که هم گذشته‌مان و هم زمان حال‌مان را به مسیح بسپاریم تا او وجود ما را از عمق تغییر دهد. کاش که همه ما امروز تصمیم بگیریم که در این مسیر گام برداریم بقیه در قسمت دوم

افکا ر ما تبد یل به کلام ما می شود

هر چه بیشتر زندگی می کنم ارتباط عمیق بین افکار و کلاممان بیشتر برایم آشکار میشودکلام نتیجه مستقیم فکر است. یک ذهن منفی باف کلمات منفی تولید میکند و در نهایت یک زندگی منفی می سازد. همه
ما تمایل به منفی بافی داریم اما مجبور نیستیم به این تمایل تن در دهیم. برای اینکه اسیراین منفی بافی ها نباشیمنیازمند تشخیص افکار و کلمات حیات بخش از افکار و کلمات غیر حیات بخش هستیمفلسفه زندگی من برای مدتهای طولانی این بود که اگر انتظار هیچگونه اتفاق خوبی در زندگی ام نداشته باشم، وقتیهیچ اتفاق خوبی نمی افتد، هرگز ناامید نخواهم شد. تا به حال اینطور فکر کرده اید؟ من به دلیل مواجه شدن با ناامیدی!!های بسیار، نمی توانستم باور کنم اتفاق خوبی میتواند در زندگی من بیافتد
اگر بر این باور مخرب پافشاری می کردم هرگز قادر نبودم از گدشته ام عبور کنم! خداوند به من آموخت که گذشته
منآینده ام را کنترل نمی کند. ، من به خدا نیاز داشتم تا به!سوی آینده باموفقیت پیش بروم
فهمیدم که زندگی ام درست نمی شود مگر اینکه زبانم اصلاح شود،... و (به دلیل اتصال ایندو به هم) زبانم اصلاح نمی شود تا وقتیکه فکرم اصلاح نشده است
کتاب مقدس میگوید: مرگ و حیات در قدرت زبان است (امثال 18:21). باید به صورت هدفمند انتخاب کنیم که مثبت بیاندیشیم و مثبت صحبت کنیم و این خود به خود اتفاق نمی افتد، تمرین بسیار لازم دارد. مواقع بسیاری پیش خواهد آمد که باید بایستیم، گردگیری کنیم و از نو شروع نماییم. زمانیکه کودکی شروع به راه رفتن می کند، بارها و بارها زمین می خورد تا اینکه بالاخره روزی اعتماد به نفس راه رفتن را میابد. شکستهای هراز گاهی – که حتما با آنها مواجه خواهید شد- به این معنی نیستند که شما یک بازنده هستید. آنها به سادگی فقط نشانگر آن هستند که شما همه چیز را همیشه درست انجام نداده اید – هیچکس انجام نداده است.اگر افکار و کلامات منفی شما را تحلیل برده اند، راه آزادی از آنها، با روبرو شدن با مشکل، بدون بهانه تراشی برای آن آغاز می شود. صبور باشید. همانطور که افکارتان را تغییر می دهید، کلامتان تغییر می کند و به دنبال آن زندگیتان!ترجمه و تلخیص از
”Our thoughts become our words” By Joyce Meyer
مترجم: سمیه

عکس؛ بقایای دست راست یحیای تعمید دهنده




به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از پایگاه خبری ایران بالکان (ایربا)، دست راست ”يحياي“ تعميد دهنده، بقاياي جسد تئودور استراتيلات با قدمت ۱۶۰۰ ساله، جمجمه فورونياي مقدس مربوط به سده‌هاي اول ظهور مسيحيت و تکه هایی از صليبي كه عيسي مسيح بر آن مصلوب شده در صومعه " تستينيه" نگهداري مي‌شود .

تحصن اعتراضی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز

تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز در اعتراض به هتک حرمت این دانشگاه
خبرنامه امیرکبیر: به دنبال برگزاری مراسمی که قرار بود روز گذشته تحت عنوان “قویترین مردان شمال غرب کشور” در محوطه دانشگاه تربیت معلم تبریز برگزار شود، بیش از هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه به خاطر حرکات غیراخلاقی شرکت کنندگان این مسابقه، وارد تحصن سراسری شدند.
شرکت کنندگان در مسابقه قویترین مردان شمال غرب از استانهای زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی، غربی و… هستند که در روز چهارشنبه گروهی از آنها بدون در نظر گرفتن حرمت دانشگاه با وضعیتی نامناسب وارد محوطه ی علمی دانشکده ادبیات شدند که این حرکت آنها بدون دخالت حراست دانشگاه در ورودی دانشکده ادبیات همراه بود.
پس از آنکه گروهی از دانشجویان این وضعیت را مشاهده نمودند، در روز اصلی اجرای مسابقه یعنی روز گذشته، دانشجویان در اعتراض به این حرکت ناشایست از سوی شرکت کنندگان وارد تحصن وسیعی شدند.
برخی از مردم آذر شهر نیز که برای روز پنج شنبه بدون مجوز و از طریق درب اصلی دانشگاه جهت دیدن این مسابقات وارد دانشگاه شده بودند، با تحریک یکی از مسئولین اصلی برگزاری مسابقات به درگیری با دانشجویان پرداختند.
دانشجویان که اکنون هم در مسجد دانشگاه حضور دارند، خواهان استعفای ریاست دانشگاه (دکتر امینی فرد) با توجه به سوابق بد وی در برخورد با دانشجویان، پاسخگویی فرمانداری شهرستان آذر شهر، ریاست حراست دانشگاه تربیت معلم و کلیه ی مسئولین برگزار کننده این مسابقه در دانشگاه شده اند.
جالب توجه است که گروهی از دانشجویان ورودی ۸۴ این دانشگاه که اقدام به درخواست مجوز برای برگزاری جشن فارغ التحصیلی در دانشگاه شده بودند، به خاطر فوت آیت الله بهجت و همچنین ایام فاطمیه درخواست آنها از سوی حراست و مسئولین دانشگاه منتفی شده بود، اما جهت برگزاری مراسم قویترین مردان شمال غرب کشور، از قبل گروههای مختلف موسیقی آماده پخش موسیقی در جریان برگزاری این مسابقات شده بودند، که این موضوع نیز سبب اعتراض دانشجویان گردیده است.

بی خبری از وضعیت یک زندانی سیاسی در بند 209 اوین

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از سلولهای انفرادی بندمخوف 209 ،از وضعیت وشرایط زندانی سیاسی صالح کهندل از 28 اسفند 1387 تا به حال هیچ خبری در دست نیست.28 اسفندماه 1387زندانی سیاسی صالح کهندل بدون دلیل و بطور ناگهانی از بند 4 زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شد.علیرغم گذشت 63 روز از انتقال این زندانی سیاسی به سلولهای انفرادی بند 209 می گذرد ولی تا به حال از وضعیت و شرایط اوهیچ خبری در دست نیست.بازجویان وزارت اطلاعات تا به حال حتی به او اجازه تماس کنترل شده، نداده اند. این تماسها که معمولا در حضور بازجویان وزارت اطلاعات صورت می گیرد و زندانی سیاسی می بایست جملاتی را که بازجو از قبل گفته است را تکرار کند .یکی از شیوه های بازجویان وزارت اطلاعات، وقتی که وضعیت زندانی سیاسی مورد توجه رسانه ها و سازماهای حقوق بشری قرار می گیرد برای کاهش دادن فشارهای بین المللی تن به این تماسها می دهند.خانواده آقای کهندل از زمان انتقال عزیزشان به سلولهای انفرادی بند 209 تا به حال بارها به دادگاه انقلاب و بند 209 زندان اوین مراجعه کردند.هر کدام از آنها این خانواده را به جایی دیگر احاله می دهندو در آخرین مراجعه به آنها گفته شد که باید به اجرای احکام مراجعه کنند ،وقتی به اجرای احکام مراجعه کردند به آنها گفته شد:هیچ جا مراجعه نکنند او تحت نظر وزارت اطلاعات است. انتقال این زندانی به بند 209 بدستور حسن زارع دهنوی صورت گرفته است.حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد تمامی امور زندانیان سیاسی را در دست دارد و به خواست بازجویان وزارت اطلاعات عمل می کند. هر گونه تغییر و تحول در شرایط زندانیان سیاسی به خواست بازجویان و با حکم قضائی حسن زارع دهنوی صورت می گیرد . مواردی مانند:معالجه پزشکی زندانی سیاسی در بیرون از زندان(بعنوان مثال آقای منصور اسالو ) ،نقل و انتقال زندانیان سیاسی،ممنوع ملاقات و تماس کردن زندانی سیاسی و انتقال زندانی به سلول انفرادی و تحت شکنجه قرار دادن آنها و موارد متعدد دیگر. لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی صالح کهندل 15 اسفند 1385 توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد.او به مدت 6 ماه در سلولهای انفرادی بند 209 تحت فشارهای غیر انسانی یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با نام مستعار رحمتی قرار داشت. سپس وی را به بند 350 زندان اوین منتقل کردند. آقای کهندل 10 ماه در بلاتکلیفی بسر برد. رحمتی بازجوی وزارت اطلاعات علیه وی پرونده سازی نمودند و آن را به شعبه 15 دادگاه انقلاب که رئیس آن فردی بنام صلواتی است ارسال کرد و توسط همین فرد مورد محاکه قرار گرفت،محاکمه زندانی سیاسی صالح کهندل در عرض چند دقیقیه صورت گرفت و آقای کهندل تمامی اتهامات نسبت داد شده توسط بازجویان وزارت اطلاعات را رد نمود و آنها را ساختگی دانست که با خشم صلواتی مواجه گردید. صلواتی در آن جلسه با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی این زندانی سیاسی را مورد تهدید قرار داد و به او گفت : «که اگر همین طور پیش برود همسرت را هم به ۲۰۹ می‌بریم » صلواتی قاضی وزارت اطلاعات که تا به حال حکم اعدام تعداد زیادی از جوانان را صادر کرده است،و این اعدام ها به اجرا در آمده است و همچنین در صدور احکام سنگین و غیرانسانی علیه فعالین حقوق بشری ،دانشجویان ،اعضای خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 و سایر زندانیان سیاسی شهرت خاصی دارد. آقای کهندل با ناباوری به 10 سال زندان همراه با تبعید به زندان گوهردشت محکوم شد.زندانی سیاسی صالح کهندل در 20 اسفند 1386 از بند 350 زندان اوین به بند 4 زندان گوهردشت کرج تبعید شد.و از آن تاریخ تا 28 اسفند ماه 1387 دراین بند درشرایطی غیر انسانی محبوس بود.فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،انتقال بدون دلیل و ناگهانی این زندانی سیاسی به بند 209 زندان اوین و بی خبر نگه داشتن خانواده از وضعیت وشرایط عزیزشان را محکوم می کند و از تمامی سازمانها حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایتهای مستمر علیه زندانیان سیاسی در ایران است.
01 خرداد 1388 برابر با 22 می 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

یک هفته با نقض حقوق بشر در ایران

فعالان حقوق بشر در ایران
هفته‌ی آخر اردیبهشت ماه در حالی آغاز شد که بازداشت‌شده‌گان روز جهانی کارگر هم‌چنان در وضعیتی نامعلوم به سر می‌بردند و نشست‌های انتخاباتی در سراسر کشور، به ویژه در دانش‌گاه‌ها جای‌گاهی برای دانش جویان می‌شد تا آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شوند. آیت‌الله شاهرودی در آخرین روزهای دوره‌ی تصدی‌گری خود بر قوه‌ی قضاییه با انتقاد از رواج «پليس‌سالاری» در ايران از قضات خواست که بر نیروی انتظامی و ضابطان قضایی اشراف کامل داشته باشند و مقابل «زياده‌خواهی اين تشکل‌ها» بايستند.
در بیست‌و دوم اردیبهش ماه بانی دوگال نماينده جامعه جهانی بهايی در سازمان ملل، اعلام کرد که «هفت نفر از رهبران بهايی ایران که حدود يک سال است در زندان بسر می برند، احتمال دارد به اعدام محکوم شوند.» در این روز، به همتِ سازمان پزشکان مدافع حقوق بشر، تجمعاتی برای يادآوری وضعيت آرش و کامیار اعلایی در چند کشور دنیا برگزار شد. اما در ایران عباس خرسندی، زندانی سیاسی که از 22 ماه پیش در زندان به سر می برد، ظهر این روز به مدت 10 روز به مرخصی آمد.
در دانش‌گاه پر خبر امیرکبیر؛ تریبون آزاد دانشجوئی، در حالی برگزار شد که ۳۵ نفر از دانش‌جویان این دانش‌گاه از صبح روز دوشنبه به دانش‌گاه ممنوع الورود شدند. این دانش‌جویان در حالی که صبح برای حضور در کلاس‌های خود قصد ورود به دانش‌گاه را داشتند، توسط ماموران انتظامات و حراست دانش‌گاه، مطلع شدند که به دانش‌گاه ممنوع الورود شده‌اند.در خبری دیگری از دانش‌گاه؛ بهاره هدایت و فرید هاشمی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت احضاریه‌یی جهت حضور در دادگاه انقلاب دریافت کرده‌اند. این دو عضو جهت بازپرسی به شعبه‌ی دو امنیت دادگاه انقلاب احضار شده‌اند. از زندان اوین خبر داشتیم که علی کلایی فعال دانش‌جویی و وبلاگ‌نویس، که چند روز قبل در پی حضور در دادگاه انقلاب جهت رسیده‌گی به اتهامات‌اش، به دلایلی نامعلوم بازداشت شده بود، در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.
در بیست‌وسوم اردیبهشت ماه بيش از ۵۰ نفر از كارگران كارخانه‌ی شيميايي كروم كيميكال ساري به دليل دريافت نكردن يك ساله حقوق، عيدي و پاداش و نپرداختن پنج ساله بن كارگري از سوي كارفرما در مقابل استانداري مازندران تجمع كرده‌اند اما مسوولان جوابي به كارگران نداده‌اند. در این روز مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران با ارائه گزارش خواستار آزادی روزنامه‌نگاران دربند، هم‌چون محمدصدیق کبودوند، نادر کریمی جونی، مسعود کردپور، حسین درخشان، مجتبی لطفی، کاوه جوانمردی، محمدحسن فلاحیه‌زاده و روزنامه‌نگاران بازداشتی روز کارگر شد.و در ادامه‌ی روند بازداشت فعالین سیاسی و مدنی کرد که طی دو هفته‌ی اخیر شدت یافته سید بنا به دلایل نامشخصی، سهیل صادقی و یونس قادری در شهر پاوه از توابع کرمانشاه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. بهروز جاویدتهرانی که از چند روز قبل در اعتراض به رفترا غیرقانونی مسئولین زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زده بود، توسط مامورین این زندان مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت.
در بیست‌وچهارم اردیبهشت ماه مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه تربیت معلم و امین شجاع عضو شورای مرکزی این انجمن برای سومین بار در سه ماه گذشته به کمیته ی انضباطی احضار شدند. دورتر از تهران؛‌ يک جوان بوکانی به نام محمد قادری از طرف دادگاه انقلاب مهاباد به زندان محکوم شد. محمد قادری که سال گذشته مدتی را در بازداشت به سر برده و با قرار وثيقه از زندان آزاد شده بود به اتهام تبليغ عليه نظام از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به ۴ ماه حبس محکوم شد. یکی از زنان زندانی عضو جامعه بهایی از سمنان به زندان اوین منتقل شد. خانم صهبا رضوانی شهروند بهایی ساکن سمنان که چندی پیش به اتهام "تبلیغ علیه نظام و عضویت در خادمین سمنان (تشکل مدیریتی جامعه بهایی) " به 3 سال و 8 ماه زندان محكوم شده بود در دادگاه تجدید نظر با کسر 8 ماه از حبس به 3 سال زندان تغییر حکم یافت. هم‌چنین رامین صادقی اصل از فعالین آذربایجانی در اردبیل پس از تحمل۸۷ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان این شهر آزاد شد
در بیست‌وپنج اردیبهشت ماه حمید ملک زاده دانش‌جوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانش‌گاه تهران و مدیر مسئول نشریه‌ی دانش‌جویی توقیف شده " توقیف شد"، روز اول ماه می در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران بازداشت شده و تااین روز هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نبود. در خبری دیگر از نقض حقوق‌بشر در ایران و باز هم در کرستان ابراهیم رحمانی و محمد ابراهیمی که در اوایل آذرماه سال گدشنه در شهر کامیاران توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند از سوی دادگاه انقلاب سنندج به جرم ارتباط با احزاب کردی به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شدند.
در بیست‌وششم اردیبهشت ماه مادر مسعود دهقان دانش‌جوی بازداشتی که در این روز جهت ملاقات با فرزندش به زندان اوین مراجعه کرده بود، موفق به دیدار وی نشد. در خبری از روند همیشه‌گی نبود آزادی بیان؛ انتشار منظم دوره جديد هفته نامه «مردم و جامعه» پس از ۱۴ شماره متوقف شد، چراکه به تشخيص هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد، اين هفته نامه نيز مشمول ماده ۱۶ شناخته شده و به دليل انتشار نامنظم لغو امتياز شد. و باز هم خبری از اعدام؛ با اعدام پنج نفر در شیراز، آمار اعدام شده‌گان در ایران طی ۲۰ روز گذشته به بیش از ۲۰ نفر رسید. آمار اعدام‌ها در ایران از ابتدای سال ۲۰۰۹ تاکنون به بیش از ۷۰ نفر رسیده است. اما بشنوید از خبری جالب که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان طی دستورالعمل شگفت انگیزی به چاپ‌خانه‌های این استان، محدودیت‌های جدیدی را برای مطبوعات محلی کرمان وضع کرده است. به گزارش خبرنگار عصرایران، در این دستورالعمل که از مدیران چاپخانه ها خواسته شده است بعد از چاپ هر نشریه و حتا قبل از این‌که نشریات چاپ شده تحویل مدیران نشریات شود، ۱۰ نسخه از آن را به اداره کل ارشاد کرمان بفرستند و رسید کتبی دریافت کنند!
در بیست‌وهفت اردیبهش ماه پس از انتشار یک شماره از روزنامه ياس نو، دبير هيات نظارت بر مطبوعات ایران روز شنبه طی نامه‌یی به محمد نعيمی پور خواستار توقف انتشار اين روز نامه شد، که توقیف شد. در خبری دیگر در همین زمینه تنها نشريات دانش‌جويي مستقل و منتقد دانش‌گاه علوم پزشکي مشهد با نام هاي “روزنه ” و “گچ پ‍ژ" توسط معاونت فرهنگي اين دانش‌گاه به صورت هم زمان توقيف شدند. مادر محمد پورعبدالله، دانش‌جوی زندانی‌یی که در زندان قزل‌حصار کرج به سر می‌برد، از وضعیت نامناسب وی سخن می‌گوید. او در مورد وضعیت محمد می گوید:” بعد از این مدت، دیروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه ازاو پرسیدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، دیدم از ۲۸ اسفند ماه که بچه من را در بند ۲۰۹ کتک زدند، تا حالا هنوز پای این بچه از زانو به پایین متورم است و زخمی است. خودش چیزی در این مورد نمی گوید، اما من می دانم که در بند ۲۰۹ به شدت بچه من را شکنجه کرده اند.” اما باز هم توقیف یک نشریه؛ نشریه‌ی هفت نون متعلق به برخی از اعضای انجمن اسلامی منحل شده‌ی دانش‌گاه صنعتی اصفهان به دلیل آن‌چه توهین به مقدسات عنوان شده بود، از سوی هیات نظارت بر نشریات این دانش‌گاه توقیف شد. در خبری دیگر از دانش‌گاه امیرکبیر اعلام شد که؛ در طي هفته‌ی اخير بيش از ۱۰ تن از دانش‌جويان به كميته انضباطی دانش‌گاه احضار شده‌اند. در اقدامی ديگر نيز تعدادی از دانشجويان به حراست دانش‌گاه احضار شده و توسط نيروهای امنيتی مورد بازجويی قرار گرفتند. در خبری از ارومیه داریم که از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان ارومیه احضاریه ‌یی برای یكی از شهروندان مسیحی به نام مهران محمودی ساکن ارومیه صادر شده است. هم‌چنین صبح این روز، مامورين زندان مركزي يزد به خانواده آقاي بروجردي اطلاع دادند كه ايشان در درمان‌گاه اين زندان بستري شده است. وی از چند روز پیش دست به اعتصاب غذا زده بود. و در خبر آخر در این روز از آزادی 13 تن از بازداشت‌شده‌گان روز جهانی کارگر خبردار شدیم.
در بیست‌وهشتم اردیبهشت‌ماه خبرگزاری‌های ایران، از اجرای مرحله‌یی دیگر از طرح انضباط اجتماعی، با عنوان «طرح برخورد با اراذل و اوباش» در تهران خبر دادند که در چارچوب آن یگان‌های ویژه پلیس در چهار نقطه تهران به برخورد با افراد «شرور» می‌پردازند. از اخبار زنان داریم که فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا در قم از زندان آزاد شدند. این دو فعال حقوق زن به همراه غلامرضا سلامی، هفدهم اردیبهشت امسال بازداشت شدند. دیگر این‌که مينا جعفري وکيل اکرم مهدوي زن محکوم به اعدام گفت: پرونده‌ی اکرم مهدوی، در مرحله پیش از استیذان از رئیس قوه قضائیه است و با وجود جمع آوری 18 میلیون و 500 هزارتومان از طریق کمک‌های مردمی، هنوز نتوانسته‌ایم رضایت خانواده مقتول را برای پذیرش دیه وی جلب کنیم. و پرویز خورشید وکیل مدافع اسانلو می‌گوید وضعیت جسمی موکل‌اش در شرایطی است که حتا پزشک زندان نیز گواهی داده که وی قادر به ادامه حبس نیست و باید هرچه زودتر آزاد شود، اما تا کنون مسئولین قضایی به درخواست آزادی وی توجهی نکرده‌اند. اسانلو تا به حال یک عمل جراحی قلب باز و یک جراحی چشم انجام داده است. و از کردستان همیشه مظلومم شنیدیم که خانواده‌های زندانیان کرد در این روز با انتشار بیانه‌یی ضمن افشای وضعیت بد زندانیان کرد و ابراز نگرانی شدید از وضعیت جسمی و روحی فرزندان‌شان، نسبت به اعمال این فشارها بر فرزندانشان اعتراض کردند. و در این روز با خبر آزادی سه تن دیگر از بازداشت‌شده‌گان روز جهانی کارگر خوش‌حال شدیم. اما این خوش‌حالی در سایه‌ی ادامه‌ی بازداشت دیگر بازداشت شده‌گاه رنگ‌ و رویی نداشت. هم چنین به گزارش مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران رضا رخشان، مسول روابط عمومی سندیکای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به دادسرای شوش احضار شد.
در بیست‌ونهم اردیبهشت ماه در ادامه طر‌های رنگارنگ طرح امنیت اجتماعی که مورد اعتراض همه‌ی شهروندان ایران است؛ رئيس پليس امنيت تهران بزرگ از شروع طرح گشت هاي ارشاد طي روزهاي آينده در پايتخت خبر داد. سردار عليپور با اشاره به اينکه در رابطه با فعاليت گشت‌هاي ارشاد اقدامات جديدي در نظر گرفته شده است، گفت؛ اين گشت‌ها با سازماندهي جديد در قالب ماموريت‌هاي جديدتر در آستانه فصل تابستان ماموريت‌هاي خود را انجام خواهند داد. اما باز بشنوید از علی کلايی فعال دانشجويی که دوشنبه گذشته در دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، وی هم‌چنان در بند ۲۰۹ زندان اوين نگهداری می شود. به گفته مادر اين دانش‌جوی زندانی درحالی که قاضی سبحانی، اواخر هفته گذشته به آن‌ها اعلام کرد که قراروثيقه ۵۰ ميليونی را برای آزادی کلايی تأمين کنند، صبح این روز و در پی مراجعه مجدد وی به دادگاه، مسئولان صدور قرار وثيقه را تکذيب کرده و گفته‌اند که خودشان با خانواده کلايی تماس خواهند گرفت. ۷ نفر تذکر شفاهی، ۱نفر توبیخ کتبی، ۱ نفر ۶ ماه تعلیق معلق، ۱ نفر ۶ ماه تعلیق جواب اعتراض دانش‌جویان دانش گاه زنجان برای دبیر انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه علوم پزشکی زنجان بود که به مدت یک ماه به دانش‌گاه ممنوع‌الورود شده بود.
در سی اردیبهشت ماه مراجعه سهراب کریمی فعال دانشجویی ۲ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود؛ حکم‌اش با توجه به وضعيت خاص متهم (از نظر دادگاه و عدم سابقه كيفري) به جزاي نقدي ۲۰ ميليون ريال در ازاي زندان و ۱ ميليون ريال در ازاي شلاق تبدیل شد. اما خبرهای نگران کننده در مورد وضعیت بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی که مدت 5 سال را در زندان سپری می‌کند روز به روز بیش‌تر به گوش می‌رسد.
در سی‌و‌یکم اردیبهشت ماه مدافع حقوق بشر ایرانی، عمادالدین باقی به پاس مبارزه علیه مجازات اعدام، برنده‌ی جایزه‌ی بین‌المللی «مارتین انالز» شناخته شد. که ما یعنی مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران اهدای این جایزه را به وی تبریک می‌گوییم. اما وضعیت آیت‌الله بروجردی و بهروز جاوید‌تهرانی که هر دو در اعتصاب غذا هستند در این روز به شدت وخیم گزارش شده است. مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران طی اطلاعیه‌یی خواستار رسیده‌گی پزشکی به وضعیت این دانش‌جوی زندانی شد. اما خبر داریم که فضای امنیتی تحت تاثیر مسئله انتخابات در بلوچستان تاکنون بازداشت دست کم 40 شهروند را در پی داشته است.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

جان منصور اسانلو در خطر است

همسر منصوراسانلو، فعال کارگری که هم اکنون محکومیت پنج ساله خود را در زندان می گذراند، در گفت وگو با روز گفت که وی در زندان اوین مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفته و علی رغم اعتراض به مسوولین زندان، آنها هنوز هیچ واکنشي نشان نداده اند. پروانه اسانلو افزود که پزشکی قانونی برای سومین بار رسما عدم توانايي جسماني همسرش براي تحمل کیفر را مورد تاکيد قرار داده ولی مسوولین توجهی به این حکم ندارند.
وی ادامه داد: در تماسی که دیشب با وی داشتم گفت که آنقدر زندانی به محل ما آورده اند که نمی توان نفس کشید. شب گذشته شخصی به نام حاتم به تحریک برخی تلاش کرده او را مورد حمله وضرب وشتم قرار دهد. وقتی صبح اول وقت منصور با ما تماس گرفت خیلی نگران بود و گفت حتما با وکلایش صحبت کنیم. باور کنید از صبح امروز دست و پای من از نگرانی می لرزد. به هرحال عزیز ما آنجاست و زندان مسوول جانش است. امروز من با آقای سلیمانی مسوول زندان اوین تماس گرفته ام با این حال نمی دانم کی و چگونه پیگیری خواهند کرد.
وی افزود: در دادگاه تجدید نظر ۵ سال زندان برای همسرم بریده اند. طبق محاسبات ما نزدیک به سه است که وی زندان است. بدون یک روز مرخصی. با اینکه بارها برای او مرخصی درخواست کرده ایم. آنها با بی تفاوتی مطلق به درخواست ما نگاه می کنند.
پروانه اسانلو با اشاره به وضعيت همسرش در زندان خاطرنشان کرد: آقای اسانلو سعی می کند که در بدترین شرایط هم خودش را حفظ کند. اما با توجه به شرایط ناامنی که به وجود آمده سلامت و امنیت وی درخطر است و همین موضوع نگران کننده است.

یک زندانی بیمار در اثر شکنجه جان باخت

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 3 زندان مرکزی اصفهان یک زندانی بیمار شب گذشته در اثر ضرب وشتم و شکنجه پاسداربندها به قتل رسید.شب گذشته افسر جانشین پاسدار ناصر سعیدی فر همراه با کرمی رئیس بند افاغنه و اسدی افسر نگهبان پاسدار بند 3 زندان مرکزی اصفهان، زندانی احمد علیزاده را در راه پله های منتهی به سرویسها بهداشتی مشاهده می کنند به او می گویند که چرا هنوز بیدار است. زندانی احمد علیزاده به آنها می گوید که سخت بیمار است و از تب ولرز قادر به خوابیدن نیست.پاسداران فوق بجای اینکه وی را برای درمان به بهداری منتقل کنند او را مورد اهانت ناموسی قرار می دهند که با اعتراض این زندانی مواجه می شوند. در جواب اعتراض این زندانی بی دفاع هر 3 مامور فوق به این زندانی بیمار حمله ور می شوند و او را آماج ضربات خود قرار می دهند و از پله ها به پایین پرتاب می کنند سر این زندانی به دیوار اثابت می کند.این زندانی که دچار حالت تهوع شده بود به پشت درب بند3 منتقل می شود و 3 پاسدار مذکور بند را ترک می کنند و درب بند را می بندند. شدت ضرب وشتم این زندانی به حدی بود که باعث بیدار شدن سایر زندانیان شده بود و زندانیان بند 3 شاهد تمامی ماجرا بودند. وضعیت جسمی زندانی علیزاده به مرور به وخامت می گرایید و زندانیان با کوبیدن بر درب بند خواستار انتقال این زندانی به بهداری هستند که سعیدی فر پشت درب می آید و با توهین وتهدید به آنها می گوید که خاموشی را رعایت کنند. زندانیان به او می گویند که این زندانی در حال مرگ می باشد. سعیدی فر جواب میدهد: هر وقت مرد به من خبر دهید.زندانی احمد علیزاده بعد از گذشت مدتی در اثر شکنجه های وحشیانه و عدم توجه و انتقال به بهداری جان خود را از دست می دهد. و ساعاتی بعد پاسداربندها پیکر این زندانی را از بند به بیرون منتقل می کنند.صبح امروز با بهت و ناباوری به زندانیان بند3 زندان مرکزی اصفهان اعلام می شود که اسدی همان فردی که در شکنجه و قتل این زندانی بی دفاع شریک بوده از حالا به بعد به عنوان رئیس بند 3 منصوب شده است.پس از انتصاب اسدی به ریاست بند 3 موجی از نگرانی زندانیان این بند را بر گرفته است.زندانی احمد علیزاده از یک ماه پیش به این زندان منتقل شده است او به اتهام داشتن مواد مخدر دستگیر شده است و در بلاتکلیفی بسر می برد.در هفته های اخیر بدلیل به وخامت گراییدن وضعیت غذایی،درمانی و بهداشتی و چندین برابر شدن ظرفیت بندها موج اعتراضات و ناراضایتها در بین زندانیان شدت یافته است. از هفته های اخیر برای سرکوب هر چه بیشتر زندانیان بی دفاع مدیران داخلی زندانها و رئیس بندها را به دست افرادی سپرده اند که در شکنجه و قتل زندانیان بی دفاع شهرت دارند. به عنوان مثال فردی به نام محسن مسافر مدیر داخلی زندان شده است این فرد تا به حال چندین زندانی را در حین شکنجه به قتل رسانده است و یا پاسدارانی که از کادر نظامی زندان هستند به عنوان رئیس بند منصوب کرده اند از جمله آنها اسدی و کرمی می باشند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به شکنجۀ زندانیان بیمار و بی دفاع که منجر به مرگ آنها می شود ابراز نگرانی عمیق می کنند و این عمل مجرمانه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار تشکیل یک هیئت حقیقت یاب بین المللی برای بررسی جنایتهای که در زندانهای این رژیم روی می دهد ،می باشد.
31 اردیبهشت 1388 برابر با 211 می 2009
وضعیت زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

آزادی از گناه‌ توسط مرگ و قیام مسیح‌

آزادی از گناه‌ توسط مرگ و قیام مسیح‌ آنچه مرگ و قیام مسیح برای شخص ایماندار به ارمغان می‌آورد از ابعاد مختلفی برخوردار است که شناخت و تجربۀ هر یک از آنها حائز کمال اهمیت می‌باشد. تا آنجا که موضوع گناه مورد نظر باشد، مرگ و قیام مسیح ما را از محکومیت‌، قدرت و نتایج گناه آزاد می‌کند. در این خصوص آنچه معمولاً دربارۀ آن صحبت می‌شود، آزادی از محکومیت یا مجازات گناه است‌. در این نوشتار هدف من بررسی اجمالی یکی دیگر از ابعاد این کار بزرگ مسیح است‌. ولی برای درک آن لازم است که نخست توضیح کوتاهی دربارۀ چگونگی آزادی ما از محکومیت گناه داده شود
آزادی از محکومیت گناه‌
در رومیان ۳:‏۲۳-‏۲۶ می‌خوانیم که همه انسانها بدون استثناء گناه کرده‌اند و از آنچه خدا برای آنها در نظر داشت کوتاه آمده‌اند و در نتیجه زیر محکومیت خدا قرار دارند. یهودیان اعتقاد داشتند که آدم و حوا قبل از سقوط در گناه‌، از جلال خاصی برخوردار بودند ولی با نااطاعتی از خدا آن را از دست دادند. پولس در اینجا ممکن است این جلال را در نظر داشته باشد؛ یا اینکه ممکن است منظورش آن جلالی باشد که خدا در نظر داشت برای انسان تدارک ببیند. به هرحال‌، همه این را از دست داده‌اند
رستگاری فقط از طریق کفارۀ مسیح‌
اما کلام خدا به ما می‌گوید که ما "مجاناً" و "به فیض‌" صالح محسوب می‌شویم و مورد قبول خدا قرار می‌گیریم (روم ۳:‏۲۴). هر دو این کلمات یک چیز را بیان می‌کنند و آن این است که نجات خدا هدیه‌ای است که ما برای دریافت آن هیچ چیزی پرداخت نمی‌کنیم و هیچ کاری هم انجام نمی‌دهیم‌. کلام خدا به ما می‌گوید که نجات و رستگاری ما صددرصد مجانی است‌ولی این بدان معنا نیست که نجات ما بی‌بها است‌. این نجات برای ما مجانی تمام می‌شود چونکه خدا خودش بوسیلۀ عیسای مسیح بهای آن را بطور کامل پرداخت کرده است‌. این بوسیلۀ کلمۀ "فدیه‌" بیان می‌شود. فدیه بهایی بود که برای آزادی اسرا و بردگان پرداخت می‌شد. این بها چنانکه آیۀ بعدی نشان می‌دهد، بوسیلۀ کفاره‌ای که در خون عیسای مسیح وجود دارد پرداخت گردیده است
مرگ نسبت به‌ قدرت و حاکمیت گناه‌
مرگ نسبت به گناه‌پولس بعد از اینکه نجات به‌وسیلۀ فیض را توضیح می‌دهد، این ایراد را مطرح می‌کند که آیا به زندگی در گناه ادامه بدهیم تا فیض خدا هر چه بیشتر شامل حال ما شود؟ او با قاطعیت هر چه تمام‌تر پاسخ می‌دهد که "حاشا"، یعنی به‌هیچ وجه (رومیان ۶:‏۱).دلیل او این است که ما نسبت به گناه مرده‌ایم‌، پس چگونه می‌توانیم باز در آن زندگی کنیم (۶:‏۲). زندگی و مرگ با هم قابل جمع نیستند. اما این چگونه مرگی است‌؟این مرگی است نسبت به قدرت و حاکمیت گناه‌. پولس در این باب ۶ و ۷رومیان‌، از گناه به‌عنوان یک قدرت حاکمه و قدرتی که انسان را در اسارت خود دارد، سخن می‌گوید (روم ۵:‏۲۱، ۶:‏۶، ۱۲، ۱۴، ۱۸، ۷:‏۱۴-‏۲۰). در باب ۵ او توضیح می‌دهد که چطور با نااطاعتی آدم‌، گناه وارد جهان شد و بر تمام نسل او مسلط گردید. همۀ انسانها از طریق تولد، در این وضعیت به دنیا می‌آیند و تنها از طریق مرگ می‌توانند از آن خارج شوند. پولس راجع به یک چنین مرگی سخن می‌گوید که ما را از قدرت و حاکمیت گناه خارج می‌کندزنده شدن با عیسی‌این مرگِ ما، مرگی است با عیسی که زنده شدن با او را نیز به‌دنبال دارد. این درواقع مرگ و قیام مسیح است که امکان آزاد شدن از گناه را برای ما فراهم آورد. پولس می‌گوید که ایمانداران در اتحاد با عیسی می‌میرند و زنده می‌شوندوضعیت جدید مابرای درک این موضوع باید ببینیم که مرگ و قیام عیسی چطور وضعیت جدیدی را بوجود آورد. دیدیم که همۀ انسانها در حالت طبیعی خود، تحت تأثیر نافرمانی آدم و در وضعیتی هستند که پولس آن را "انسان‌" یا "انسانیت کهنه‌" و در جاهای دیگر "جسم‌" می‌خواند (در این قبیل قسمت‌ها، منظور پولس از "جسم‌"، بدن انسان نیست بلکه تمامیتِ انسان در وضعیت گناه‌آلود و سقوط‌کرده می‌باشد). انسان کهنه یا "جسم‌" به این معنا، انسانی است که در اتحاد با آدم و در نسل سقوط کردۀ او زندگی می‌کندپولس رسول‌، این انسان "در آدم‌" است و هنوز "در مسیح‌" قرار نگرفته‌. در این وضعیت‌، گناه و مرگ بر او حکومت می‌کنند.کلام خدا به ما نشان می‌دهد که مسیح این انسانیت کهنه را بر خود گرفت‌. او به درون وضعیت ما داخل شد و بدون اینکه خودش گناهی مرتکب شده باشد، با همۀ نیروهایی که بر انسان حاکم بودند، مقابله کرد و تا به مرگ بلکه مرگ صلیب تسلیم آنها نشد. او با مرگ خودش قوی‌ترین جواب "نه‌" را به گناه و شیطان و دنیا داد. او به‌نمایندگی و در اتحاد با انسانِ افتاده و سقوط کرده‌، روی صلیب رفت و به اصطلاح پولس‌، این انسان یا انسانیت کهنه یا "جسم‌" را با خودش روی صلیب برد و نسبت به آن مرد و بعداً در قبر خودش او را مدفون کرد.او با قیامش از مردگان‌، انسان تازه بلکه خلقت جدیدی را بوجود آورد. او سرِ یک نسل و نژاد جدید بشری شد. این انسان تازه انسانی است که دیگر "در آدم‌" و در اتحاد با او زندگی نمی‌کند، بلکه "در مسیح‌" قرار دارد. شرایط و مختصات تازه‌ای بر این انسان تازه حاکم است‌؛ یکی از مهم‌ترین آنها این است که دیگر گناه بر آن حکمرانی نمی‌کند. همۀ ایمانداران در اتحاد و یگانگی با مسیح‌، در مرگ و قیام او شریک می‌شوند و با این شراکت‌، از نسل "آدم‌" به نسل "مسیح‌" منتقل می‌گردند

كلیساهای خانگی در ایران، فرصت ها و محدودیت ها


اکنون بیش از یک دهه است که کلیساهای خانگی در ایران از نظر تعداد شروع به رشد محسوسی نموده است . در ابتدا مسئولان حکومتی تلاش در انکار این پدیده میکردند .اما به تدریج این پدیده تبدیل به موجودی ملموس و غیر قابل انکار در جامعه شد . تا جائیکه امروز هیچ اداره و سازمان بزرگ وعمده یا دانشگاه ومحفل دانشجوئی را در داخل ایران نمیتوان پیدا کرد که در آن حداقل صحبت از یک محفل موسوم به کلیسای خانگی نباشد .
این پدیده که اوایل فقط در شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان و تبریز از آن صحبت می شد هم اكنون در شهرستانها نیز گسترش پیدا کرده است. واقیعت این است که بخاطر مسائل امنیتی وحفاظتی امکان داشتن آمار و اطلاعات تفصیلی قابل استنادی در این زمینه وجود ندارد .به طور مثال هیچکس شاید نتواند بطور دقیق بگوید تعداد این کلیساهای زیر زمینی چند تا میباشد وچه تعداد از ایمانداران در آنها مشغول به پرستش خداوند ودریافتهای روحانی هستند .اما به علت وجود قرائن بسیار،هیچکس هم نمیتواند منکر وجود و رشد کمی آنها بشود.
یکی از آشکارترین این قرائن بازداشتهای متعدد افراد ایماندار مسیحی در شهرهای مختلف کشور بخاطر ارتباط با کلیساهای خانگی است که اخبار آنها به دفعات از همین سایت خبری منتشر شده است.از عواملی که میتواند باعث افزایش این کلیساها شده باشد ازجمله محدودیتهای حکومتی برای اقلیتهای دینی در ایران است . بر کسانی که بخواهند به طور علنی دست به پرستش خداوند به روشهائی غیر از آداب اسلامی بزنند، جفاهای زیادی اعمال میشود تا آنها را از راهی که پیش گرفته اند منصرف کنند . از طرفی عدم تاسیس کلیساهای رسمی به علت ندادن مجوز قانونی از سوی دولت وادارات متولی این امر ، در حالی که جمعیت افزایش یافته است ، باعث این شده که کلیساهای رسمی ایران ساختمانهای کلیسائی کافی برای برگزاری آئینهای پرستشی وفعالیتهای تعلیمی خود در اختیار نداشته باشند . به عبارت دیگر کشور با کمبود شدید ساختمان کلیسا روبروست .این کلیساهای خانگی که در واقع به شکل خودجوش وبدون برنامه ریزی وسازماندهی کلان بر حسب نیاز به وجود آمده اند به خودی خود دارای برکات زیادی دردرون جامعه ایران هستند .در وضعیت حاضرکشور از لحاظ روحانی شاید بتوان گفت وجود آنها تنها مایه امیدواری است .
در هم آمیخته شدن دین و سیاست به هردو ضربات زیادی زده است ، تا جائیکه باعث بی اعتقادی هرچه بیشتر نسبت به باورهای الهی به خصوص در بین جوانان شده . اما در مورد کلیساهای خانگی مشکلاتی وجود دارد و چالشهائی نیز به چشم میخورد . خطراتی را که بر سر راه کلیساهای خانگی وجود دارد میتوان تحت دو عنوان اصلی مورد بررسی قرار داد .
اولین خطر عمده برای این گروههای پرستشی خانگی این است که زیرآماج حملات دستگاههای انتظامی و امنیتی هستند .مراکز انتظامی وامنیتی حکومت مذهبی ایران با آنکه میدانند در این محافل عبادتی حرفی از سیاست زده نمیشود و کسی کاری به کار مسائل حکومتی ندارد، با این وجود حاضر به تحمل آنها نیستند .این مراکز امنیتی با طرح اینکه اجتماعات مطابق قانون نیازمند کسب مجوز است به محض اطلاع یافتن از وجود کلیساهای خانگی نسبت به تعطیلی آن و بازداشت ایمانداران وشرکت کنندگان درجلساتشان اقدام میکنند .
هر چند با همه این سختگیریهای شدید هر روز شاهد تولد یک جمع ایماندار جدید در نقطه ای دیگر همراه با استحکام روزافزون روحانی در بین آنها هستیم اما تداوم این سرکوبها خسارات مادی و فیزیکی زیادی به ایمانداران وارد می آورد که باید تا آنجا که ممکن است با تمهیدات روحانی از آنها جلوگیری کرد .
دومین چالش عمده پیش روی اجتماعات خانگی ایمانداران ایرانی که به درست کلیساهای خانگی نام گرفته اند ، در این سوال قابل طرح است که آیا بر این کلیساها نظارت روحانی دقیق و مستمری میتوان داشت؟ بطور مثال اینکه آنها چگونه کلام خدا را تعلیم میدهند؟ كه این موضوع بسیار در رشد معنوی به خصوص در نو ایمانان تاثیر عمده ای دارد .
مطابق کلام انجیل هرجا که سه ایماندار برای پرستش خداوند گرد هم می آیند آنجا کلیسا است . پس وجود ساختمان و هیچ تدارکات وانتظامات مادی خاصی برای تشکیل و ادامه کار کلیسا الزامی نیست . مثال روشن آن کلیساهای اولیه پس از صعود عیسی به آسمان است که در پشت بامها و پستوهای پنهان خانه های ایمانداران برگزار میشد و از همانجا به تمامی جهان سرایت کرد . اما یادمان باشد که اشخاصی مانند پولس و پطرس به مدد روح خداوند برای نظارت وهدایت روحانی آن کلیساها از جان مایه گذاشتند تا عاقبت درختی استوار وتنومند به بار آمد که ما امروز آن را مسیحیت مینامیم .درختی که هرچند در گذر طولانی ایام گاهی کج شده و یا شاخ وبرگ آن به چپ وراست ریخته ، اما همچنان پس از گذشت بیست قرن ریشه های آن محکم بر روی صخره ستبری که عیسی آن را برپا کرد چسبیده است .
آری، کلیساهای خانگی ایران ادامه همان کلیساهای اولیه رم و بیزانس و آسیای مرکزی در امتداد تاریخ است . همانطور که آن کلیساها به عنوان نهالهای نوپا نیاز به مراقبت وآبیاری روحانی معلم و مبشری برجسته چون پولس داشت که تجربیات او از طریق کتاب مقدس در اختیار ما قرار گرفته ، امروز نیز کلیساهای خانگی داخل ایران نیازمند و تشنه چنین" رهبری" تحت هدایت روح القدس میباشند.
اطلاعات موجود از کلیساهای داخلی ایران نشان میدهد اکثر نزدیک به تمام آنها به این علت که تحت هدایت الهی و برای مقاصد معنوی به وجود آمده اند از روشهای مطلوب و قابل قبولی برای تعلیم کلام خداوند استفاده میکنند .اما ممکن است تعداد اندکی نیز باشند که در این مورد از روشهای درستی بهره نمیبرند و نیاز به هدایتهای روحانی بیشتری دارند .یا چیزی که بسیار دیده شده است وجود یک جو بسیار خشک مذهبی در برخی کلیساهای خانگی میباشد که به تدریج آنها را از هدف اصلی که همان "محبت" است دور میسازد .نیاز برای هدایت اینگونه کلیساها به سمت فیض وجایگزینی آن با مذهب بسیار ضروری به نظر میرسد .همیشه افراد سودجو که برای بهره برداری از هر روزنه ای استفاده میکنند وجود دارند که باید مورد شناسائی قرار گیرند . کلیساهای خانگی نیز بعضا ممکن است دچار چنین مشكلاتی بشوند .از سوی دیگر در داخل کشور از طرف افرادی که مقاصد آنها در مبارزه با کلیساها و محاقل خانگی است بر هیچکس پوشیده نیست، چنین شایع شده است که کلیساهای ایران با پولهای کلان خارجی اداره میشود.! این شایعه در برخی موارد روی اندکی از نو ایمانان نیز تاثیر گذاشته است و توسط آنها اینجا وآنجا تکرار شده . رهبران مسیحی چه آنها که در داخل کشور هستند و چه كسامی که در خارج هستند باید نسبت به این نکات هوشیار باشند و با عکس العمل به جا این نکته را بر همگان روشن کنند که اگر مقصود سودجوئی بود وکسی به دنبال پول می گشت چرا باید این راه پر خطر را انتخاب کند .درحالی که دکانهای رمالی و عریضه نویسی اسلامی بسیار پر مشتری وپول ساز است و خطری جدی آنها را تهدید نمی كند ، که مورد تشویق هم قرار میگیرد .
خداوند زمانی که افرادی را برای بشارت پیام نجات به نقاط مختلف اعزام میکند به آنها میفرماید که مانند کبوتر بی آزار و مانند مار هوشیار باشید . بررسی احوال این دو حیوان مخلوق خداوند به ما نشان میدهد که کبوتر به گونه ای زندگی میکند که برای بقاء خود نیازی به صدمه زدن به هیچ موجود دیگری در جهان ندارد . مار نیز حیوانی است که از داشتن دست و پا بی بهره است و چون به این علت توان زیادی برای دفاع از خود ندارد بسیار از هوش خود برای دفع خطراتی که او را تهدید میکند استفاده میکند وبه همین علت است که شاید در بین تمامی موجودات زنده سریعترین واکنش را به محرکها و خطرهای محیط اطراف خود نشان میدهد . مقصود خداوند در انجیل یادآوری این دو خصوصیت نیکوست ، بی آزاری و هوشیار بودن .
آیا رهبران روحانی کلیساهای ایران با استفاده از این دو عطیه الهی وبه پشتوانه دعاهای برکت همه مسیحیان با ایمان در سراسر جهان با قدرت تمام وحکمت لازم قادر خواهند بود تحت هدایت روح مقدس خداوند پولس وار محدودیتهای کلیساهای خانگی ایران را تبدیل به فرصتهای طلائی معنوی برای رشد مردم ایران بنمایند ؟ آمین ،آمین .

ضرب و شتم یک خبرنگار توسط گشت ارشاد

اعتماد:پذیرفتم و گفتم چند قدم دیگر (روبه روی پاساژ ونک) ماشین های کرج را سوار می شوم و می روم خانه. همکار شما گفت از کجا بداند ساکن مهرشهر هستم و بعد کارت شناسایی خواست تا به گفته خودش آدرسم را ببیند. توضیح دادم که در کارت شناسایی آدرس منزل نمی نویسند. گفت شاید دروغ بگویید و نمی توانیم پشت سر شما مامور راه بیندازیم تا کرج. کارت شناسایی بدهید تا استعلام کنیم که ساکن کجا هستید. گفتم تا جایی که من می دانم مرکز آمار هنوز اطلاعات کامل ما را ندارد چه برسد به آدرس محل سکونت و چند قدم فاصله نیست. ببینید که سوار ماشین های کرج می شوم. همکار دوم که باز هم بعداً فهمیدم خانم فاطمه م. است به این جمع اضافه شد که باید مشخص شود سابقه دار هستم یا نه. به خاطر چهار انگشت باز مانتوی بالای زانو؟ اسم و فامیلم را گفتم. خانم «م» گفت؛ از کجا معلوم راست بگویی؟ خانم «ن» گفت موبایلت را بده. گفتم موبایلم را وزیر مخابرات قطع کرده... اما تا گفتم موبایلم قطع شده، خانم «ن» با لحنی تند گفت مسخره می کنی و از پشت سر هل داد و به زمین افتادن و کشیده شدن روی آسفالت پیاده رو تا درون ون گشت ارشاد... دست چپ من برای هدایت به راه راست در دستان همکاران شما بود و با تمام قوایشان کشیده می شد. امیدوارم هیچ وقت چنین دردی را تجربه نکنید.
جناب سردار، درد بالاتر شاید وقتی بود که جلوی چشم ده ها مرد و به قول دوستان شما چشم نامحرم این طور کشیده می شدم و مانتوی بالای زانو که هیچ، روسری هم از سرم افتاد. نمی خواستم وارد ون شوم. دست و پاهایم را گرفتند و داخل ون پرتابم کردند.... نمی دانم سرم به چند جا خورد؟، هنوز پایم را جمع نکرده بودم که در ون بسته شد و وقتی دیدند پاهایم مانع است، پایم را به زور به داخل ون هل دادند و در را بستند... شاهدی برای ضربه هایی که به کتفم وارد شد در داخل ون ندارم. دیگر ده ها چشم شاهد نبود که وقتی می خواستم در ون را باز کنم و بیرون بیایم، چطور مشت همکاران شما به کمرم می خورد؛ البته بازوهایم کبود شده، به کبودی همین خط هایی که می نویسم؛ جای چند ناخن هم هست هم بر روی گلویم، هم روی بغض گلویم. شاید تنها خدا شاهد بود؛ شاهد صحنه های ضرب و شتم و هم شاهد لحظه یی که شما در مجلس روبه روی من ایستادید و گفتید هیچ نیرویی برخورد فیزیکی نمی کند فقط ارشاد و تذکر، گفتم چنین صحنه هایی را مردم دیدند. گفتید اگر شما برخورد فیزیکی دیدید، دست مامور من را قلم کنید و من خوشحال شدم که سردار احمدی مقدم اینقدر مطمئن تضمین می دهد هیچ کس نگران «شایعات» نباشد.
خلاصه می کنم جناب سردار، پرسیدم من را کجا می برند و به چه اتهامی؟ حکم جلب یک شهروند را دارند؟ همان خانم «ن» که دیگر می دانستم از همه قوی تر هم هست، گفت لباسش حکم جلب است. شرمنده آقای سردار اما من ترسیده بودم. و ترسم وقتی بیشتر شد که خانم «ن» مدام تهدیدهای عجیب و غریب می کرد؛ از اینکه مرا کجا می برد و با من چه می کند. فکر اینکه حتی یکی از این تهدیدها راست باشد، آنقدر هراس انگیز بود که بی اختیار انگشتم روی دکمه ضبط رفت تا اگر چشمی شاهد نبود، شاید گوشی شنوا باشد... نمی نویسم چه تهدیدهایی، که تصور امنیت در خاطر دیگران خراش نبیند و خدای ناکرده به قول شما «شایعه» نشود. این صدا اگر تا امروز صبح پاک نشود، امیدوارم امروز و فردا بشنوید. شاید در هراس آن لحظه حداقل شریک شوید.
وزرا، هنوز هم نمی دانم ساعت چند است؟، فکر کنم حیاط معروف به وزرا بود. ون جلوی پله های سنگی نگه داشت. پیاده نشدم. دوستان دیگرتان هم آمدند. دوستان سروان یا نمی دانم سرگرد یا سرهنگ می پرسیدند چرا پیاده نمی شوی. گفتم با پای خودم سوار نشدم که با پای خودم پیاده شوم. اگر جلوی چشم ده ها مرد رهگذر میدان ونک مباح است که آن طور سوار ون شوم، جلوی چشم چند مامور شما هم حرام نیست که همان طور پیاده شوم. دوست سرهنگ شما آمد و خواهش کرد آرام شوم و پیاده تا رسیدگی کند. یک ربع گذشت. سرهنگ آمد. پرسید چه کار کرده؟
- مانتو کوتاه.
-چقدر؟
-چهار انگشت باز بالای زانو...
- آرایش؟
- نه نداشت...
- با پسری بود؟
- نه...
- توی پارتی گرفتید؟
- نه... میدان ونک.
-پر رویی کرد کارت شناسایی و موبایل نداد آوردیم اینجا...
گفتم؛ «نیامدم به زور آوردند.» گفت؛ «یک مدرک بده که بدانم که هستی؟» گفتم؛ «به خدا ندارم. فقط کارت محل کارم است به دردتان نمی خورد...» نمی خواستم از موقعیتم سوء استفاده کنم؛ کارت خبرنگاری حوزه مجلس روزنامه «اعتماد»...
کارت را دادم و سرهنگ رفت. چند دقیقه بعد خانم «م» گفت باید بروی زیرزمین... برای بازجویی... نه قاتل بودم و نه دزد.
- ... بازجویی نمی روم.
- ... به هر قیمتی؟
باز هم هلم دادند. اما این بار انگار من قوی تر شده بودم. صندلی های سالن اجتماعات ضریح نجات از من و از دوستان شما کشیدن و هل دادن. کوتاه آمدند اما خانمی آمد با یک دوربین... می خواست از من عکس بگیرد... برادر محترم جناب سردار، اینجا چه خبر است؟ دستم را جلوی صورتم گرفتم تا عکسی گرفته نشود... سرهنگ آمد و گفت بازجویی لازم نیست.
روبه رویم نشست و از من پرسید چه چیزی را ضبط کردی؟
- «تهدید مامورهای شما را.»
-«چرا؟»
- «چون ترسیده بودم. چون می گفت می خواهم تو را...»
ضبط را خواست... صدا پخش شد. چند مامور دیگر هم بودند. سرهنگ شما گفت نیروی من تازه کار بوده و اشتباه کرده. ... رفت. وقتی برگشت گفت به بالا گفتم شما را گرفتند. گفتند ضبط و کارت را بگیریم تا شنبه جناب سردار با حضور شما آن را بشنوند. مطمئن باشید دروغ نمی گویم... اما اگر صدا را پاک کنند؟ گفت داخل گاوصندوقم می گذارم... نیروی ما هم اشتباه کرده... برای چی پاک کنم... شنبه هشت صبح سردار رسیدگی می کند... با خنده گفت می گویند تو هم مامور من را سیلی زدی؟...
جناب سردار، گفتند حق نداری به کسی زنگ بزنی. یک برگه پر کردم به اسم متهم خوانده و نوشتم شرح ماوقع و ماجرای ضبط و گرفتن آن را تا صبح شنبه. امیدوارم صدا بماند تا شما بشنوید... کبودی ها بماند برای من.
و سرانجام ساعت 9 شب میدان ونک، آزاد شدم...
سردار احمدی مقدم، آنجا به من انگ زدند که می خواهم دم انتخابات کار سیاسی کرده و جو درست کنم؛ جو سیاسی وقتی نه دوربینی دستم بود، نه همراهی. تنها سندم چند دقیقه کوتاه داخل ون های سبزرنگ... که آخرین بار مامور شما داخل گاوصندوقی در یکی از اتاق های وزرا گذاشت. نمی دانم شاید امروز آن صدا پاک شده باشد اما کبودی های تنم شاید چند روزی بماند. اما سوالم از شما به یقین اگر پاسخی نداشته باشد، روی دل خبرنگاری می ماند که فرمانده نیروی انتظامی سرزمینش چشم در چشمش دوخت و گفت هر جا دیدید ماموری ضرب و شتم می کند، دستش را قلم کنید. امروز از آن جمله شما از «قلم کردن» تنها قلمی در دستم مانده که وقتی برای نوشتن همین چند خط روی کاغذ می فرسایم مثل دستم، گردنم و شانه ام درد می کند.

ضرب و شتم فعالین آذربایجانی توسط چماقداران موسوی


به گزارش دریافتی، جلسه پرسش و پاسخ مجید انصاری از اعضای ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی که روز گذشته در تبریز برگزار شد به صحنه ضرب و شتم فعالان و دانشجویان منتقد آذربایجانی مبدل گشت.
به گفته شاهدان، هنگامی که جمعی از فعالین آذربایجانی اعتراض خود را به صورت مسالمت آمیز بیان می کردند با هجوم اعضای ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در تبریز روبرو شده و مورد ضرب و شتم و توهین های رکیک آنها قرار گرفتند.
فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی اعتراض خود را به فیلم توهین آمیز تازه انتشار یافته از سوی اصلاح طلبان در خصوص ترکها را بیان داشته و خواهان عذر خواهی رسمی خاتمی و اصلاح طلبان از آذربایجانیها بودند.
در این موقع اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی که مچ بندهای سبز رنگی در دست داشتند با حمله به فعالین آذربایجانی و پاره کردن پلاکاردهای آنها، ۱۰ تن از فعالین آذربایجانی را مجروح و مضروب کردند.

جلوگيری از رفتن به امتحان دانشگاه بخاطر نپوشيدن چادر

آژانس ايران خبر: روز سه شنبه 29 ارديبهشت, حراست دانشگاه آزاد كاشان به بهانه سركوبگرانه نپوشيدن چادر مانع از رفتن يك دختر دانشجو به جلسه امتحان شد . اين دختر دانشجوي اصفهاني كه تازه از شهرش براي آمدن امتحان آمده بود هنگامي كه حراست مانع از ورود وي به جلسه شد از شدت فشار ناشي از اين عمل بعد از اصرار بسيار تقريبا باحالت التماس و گريه به مامور حراست گفت : ”ترم آخر کارشناسی هستم اگر نگذارید وارد دانشگاه شوم و به امتحان نرسم 100% این درس را می افتم و چون این درس تابستان ارایه نمی شود باید تا مهر ماه صبر کنم تا دوباره فقط به خاطر این درس ثبت نام کنم” ولی این حرف ها به گوش ماموران حراست نرفت و ميگفتند :به ما مربوط نیست می خواستی چادر سرت کنی می خواستی مثل یه دختر نجیب چادر سرت کنی!!

احتمال صدور حکم سنگین برای یک زن زندانی

کميته گزارشگران حقوق بشر
شیرین علم هویی که به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان(PKK) بازداشت شده است، پس از گذشت یکسال همچنان در شرایط بلاتکلیفی در بند نسوان زندان اوین نگهداری می شود.
این زن28 ساله، یکسال پیش از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و پس از سپری کردن دوره های بازجویی طولانی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافت. وی در حالی پس از یکسال در وضعیت بلاتکلیفی نگهداری می شود که مطابق با قانون" دادگاه موظف است، در سریعترین زمان ممکن به اتهامات متهم رسیدگی نموده و در مورد وضعیت او تصمیم گیری نماید."
گفتنی است در سالهای گذشته افراد بسیاری به همین اتهام بازداشت و زندانی شده اند، اغلب این افراد در خطر صدور احکام سنگین قرار دارند. درحال حاضر، حداقل 13 تن به اتهام همکاری با این حزب و حزب پژاک در زندانهای ایران زیر حکم اعدام به سر می برند و تعدادی نیز به حبسهای سنگین، تا 30 سال محکوم شده اند. شناخته شده ترین فردی که به این اتهام محکوم شده است، فرزاد کمانگر معلم کرد است .